📋 خلاصه مقاله:
فیلم «زمان به هدف» ویتالی مانسکی زندگی روزمره در لویو، اوکراین را در زمان جنگ به تصویر میکشد و نشان میدهد که چگونه جنگ به بخشی از زندگی غیرنظامیان تبدیل شده است. این مستند با تمرکز بر آیینهای روزانه و تغییرات اجتماعی، تجربهای عمیق و انسانی از جنگ ارائه میدهد.
در پرتره جذاب ویتالی مانسکی از زندگی در زمان جنگ، «زمان به هدف»، او به مخاطبان اجازه میدهد تا نفس بکشند و جزئیات کوچک را جذب کنند. حتی به نوعی بخندند. دوربینش بر روی لویو، در غرب اوکراین، مکانی که زمانی به عنوان نسبتاً امن شناخته میشد، تمرکز میکند.
پایان توهم امنیت در لویو
ظهور موشکهای کروز روسی و پهپادهای شاهد این توهم را در این نقطه از جنگ سهساله علیه اوکراین پایان داده است. اما مانسکی همچنان زندگی روزمره را به همان شکلی که همیشه بوده است به تصویر میکشد. یک گروه نظامی برای مراسم یادبود تمرین میکند. یک عروسی برگزار میشود و یک اجرای تئاتر به سرعت به خاطر حمله هوایی پایان مییابد. مادری نوزادش را درست زمانی که آژیرها خاموش شدند به دنیا میآورد.
«این فیلم قصد ندارد کسی را متقاعد کند یا نظر کسی را تغییر دهد»، مانسکی میگوید. «این فرصت را فراهم میکند تا جنگ را به عنوان بخشی از زندگی روزمره غیرنظامیان تجربه کنید.»
«زمان تا هدف»
با اجازه از Hypermarket Film
به همین دلیل، او میگوید که با فیلمی که سه ساعت طول میکشد و برای همه مناسب نیست، راحت است.
او توضیح میدهد: “من روی تماشاگرانی حساب میکنم که به طور آگاهانه برای دیدن این فیلم به سینما آمدهاند. مهمتر از همه، روی بینندگان ۳۰ تا ۵۰ ساله که امیدوارم هرگز چنین تجربهای در زندگی خود نداشتهاند.”
آیینهای روزانه و جهانی
با این حال، آیینهای روزانه در “زمان به هدف” جهانی هستند و در عین حال به طور منحصر به فرد اوکراینی نیز میباشند. خانوادههای داغدار برای گرامیداشت پدر یا پسری که از دست دادهاند، گرد هم میآیند. اما گورکنها شکایت میکنند که دیگر جایی در گورستان نظامی لویو ندارند. این گورستان شامل بقایای سربازانی از قرنها جنگ است.
یکی از حفاران نگران است که اگر واقعاً مردگان تا ظهور دوم در آرامش باشند، همانطور که کشیشان در مراسم خاکسپاری اعلام میکنند، پس چگونه میتوان این موضوع را با بیرون آوردن بسیاری از آنها برای ایجاد فضای جدید برای دفنهای تازه تطبیق داد؟
تاریخچه گورستان نظامی
مانسکی از شهر خود میگوید: «این میدان همیشه یک گورستان نظامی بوده است. در طول جنگ جهانی اول، سربازان اتریشی در آنجا دفن شدند. در طول جنگ جهانی دوم نیز سربازان شوروی در این مکان به خاک سپرده شدند. اکنون آنها در حال بیرون آوردن و تا جایی که میدانم، دوباره دفن میشوند.»
فاصله لووف از خط مقدم
لووف تقریباً ۱۰۰۰ کیلومتر از خط مقدم تهاجم روسیه فاصله دارد. اما این فاصله برای تسکین روانی از جنگ چندان کافی نیست، همانطور که مانسکی نشان میدهد.
البته، کودکان بازی میکنند و به مدرسه میروند. معلمی به دانشآموزان کلاس نهم میگوید: «جبهه ما اینجاست». زوجها عاشق میشوند و زندگیها آغاز میشود. اما همچنین لحظات روزانه سکوت در ساعت ۹ صبح وجود دارد. در این زمان، همه برای احترام به قهرمانان میایستند.
مراسم یادبود و تاثیر آن بر جامعه
مراسم یادبود کلیساها و خیابانها را با راهپیماییها پر میکند. یک روز در پارک با تمرین تیراندازی با تفنگ رنگی به تصویر پوتین قطع میشود. هر کسی در گروه موسیقی نظامی داستانی درباره پسری که در جنگ سوخته یا بازگشت به خدمت علیرغم بازنشستگی دارد.
چالشهای زندگی در شهر
یکی از نوازندگان میگوید: «هیچکس باور نمیکند که ما اینقدر دوام بیاوریم.» شخص دیگری از سرعت کمکهای نظامی شکایت میکند و میگوید: «آنها به ما اسلحه را قاشق قاشق میدهند. نه برای باخت و نه برای پیروزی.»
تغییرات غیرقابل برگشت در شهر
شهر به طریقی غیرقابل برگشت تغییر کرده است. حتی اگر زندگی روزمره تا حد ممکن به حالت عادی ادامه یابد.
منسکی گفته است: “فکر میکردم لویو شهری ابدی است و آن را به خوبی میشناسم.” او افزود: “اما با شروع اولین جنگ در سال ۲۰۱۴ و بعداً جنگ تمامعیار، وقتی از لویو عبور میکردم و به جای دیگری میرفتم، شروع به مشاهده تغییرات تدریجی کردم.”
تغییرات در فیلمسازی منسکی
منسکی که فیلمهایش زندگی در اوکراین امروز و اتحاد جماهیر شوروی سابق را به تصویر کشیده است، در آثار گذشتهاش به موضوعاتی مانند خطوط لوله گاز روسیه و قدرتگیری پوتین پرداخته است. این بار، او با مستندسازان و تهیهکنندگان چک، ویت کلوساک و فیلیپ رموندا، در ساخت فیلم “زمان به هدف” همکاری کرده است.
دیدگاه منسکی درباره فیلمهای اوکراینی
منسکی میگوید: “بسیاری از فیلمهای امروز درباره اوکراین به عنوان بیانیه ساخته میشوند.” او ادامه داد: “این قابل درک و مهم است. من و یوهن تیتارنکو نیز در سال ۲۰۲۳ چنین فیلمی به نام ‘جبهه شرقی’ ساختیم. اما این بیانیهها به بیننده اجازه نمیدهند وارد این تراژدی شود. بیننده همچنان تماشاگر باقی میماند، حتی اگر فیلم به آنها درگیریهای نظامی ضبط شده با دوربینهای GoPro را نشان دهد.”
آنچه مانسکی با “زمان به هدف” دنبال میکرد، نوعی درک متفاوت بود. او میگفت: “فیلم ما فضایی ایجاد میکند که در آن بینندگان میتوانند زندگی خود را تجربه کنند و احساس کنند که بخشی از این فاجعه هستند.”
تجربه گروه موسیقی و بازیکنان
بنابراین، گروه موسیقی تمرین میکند و بازیکنان ویدیوهای خندهدار تلفن همراه را در اتوبوس به اشتراک میگذارند. حامل طبل باس فشار را بر روی پشت خود احساس میکند. زمانی برای دیدن پسری کوچک که کلاه نظامی پدرش را در دست دارد، وجود دارد. در همین حال، قبرکنها خاک را بیوقفه میپاشند.
قاببندی و الهامبخشی مانسکی
قاب مانسکی اغلب گسترده است. دوربین ثابت، برداشتهای طولانی و فوکوس عمیق دارد که به افراد اجازه میدهد به طور مداوم وارد و خارج از صحنه شوند.
او میگوید: “برای من، الهامبخش کار بر روی فیلم، نقاشیهای بروگل بود. جایی که یک پیشزمینه بزرگتر وجود دارد، مثلاً با شکارچیان و موسیقیدانان، و یک پسزمینه بسیار دقیق با زندگی روزمره از تولد تا مرگ.”
در تمام این مدت، موسیقی به صورت مداوم جریان دارد. گاهی یک بالاد پاپ در پسزمینه یا یک گروه کر مذهبی و گاهی یک اجرای گروه برنجی غمانگیز شنیده میشود. این موسیقی در «زمان به هدف» به اندازه بقیه ابدی و مرگناپذیر به نظر میرسد.
مانسکی میگوید: «تقریباً هر روز با موسیقیدانان ملاقات داشتم. دیگر فقط یک فیلمبرداری نبود، بلکه نوعی زندگی مشترک بود. حداقل دیگر با من مثل یک غریبه رفتار نمیکردند و برای این موضوع بسیار سپاسگزارم.»




