📋 خلاصه مقاله:
پیتر چان هو-سان، فیلمساز برجسته، پس از سه دهه به جشنواره بینالمللی فیلم توکیو بازگشت و مسیر حرفهای خود را از دوران طلایی هنگکنگ تا تولیدات بزرگ چینی بررسی کرد. او به تأثیر نیروهای بازار بر خلاقیت و تغییرات سریع صنعت فیلم اشاره کرد.
فیلمساز پیتر چان هو-سان نزدیک به سه دهه پس از آنکه فیلمهای سازمان فیلمسازان متحد (UFO) او سالنهای سینمای توکیو را پر کرد، به جشنواره بینالمللی فیلم توکیو بازگشت. او در این جشنواره به بررسی مسیری پرداخت که تحت تأثیر نیروهای بازار بوده است. این مسیر از دوران طلایی هنگ کنگ آغاز شده و به انحرافات هالیوودی و کارهای فعلیاش در چین رسیده است.
در جشنوارهای که فیلمهای «او سنگین نیست، او پدر من است» از سال ۱۹۹۳ و «او یک زن است، او یک مرد است» از سال ۱۹۹۴ جمعیت زیادی را به سالنهای شیبویا کشاند، چان مسیر خود را از یک فیلمساز مستقل هنگکنگی به تولیدات بزرگ چینی توضیح داد. او بیان کرد که چگونه واقعیتهای اقتصادی هر چرخش خلاقانهای را دیکته کردهاند.
دوران طلایی UFO
چان درباره دوره UFO خود گفت: «آن روزها بهترین روزهای زندگی من بودند. مهم نیست که در آینده چه کاری انجام دادم، آن روزها را به یاد میآورم که بهترین روزها بودند.» او هدیهای از فیلمهای ویدئویی از جشنواره ۱۹۹۴ دریافت کرد. این ویدئوها او را با کارگردانان دیگر UFO، جیکوب چونگ، تونی لیانگ کا-فای و کارینا لاو در محل قدیمی نشان میداد.
چان در سال ۱۹۹۲ به همراه کارگردانانی که در صنعت اکشن-کمدی محور هنگ کنگ احساس بیگانگی میکردند، UFO را تأسیس کرد. او توضیح داد: «نیاز مادر اختراع است. ما UFO را شروع کردیم چون نمیدانیم چگونه کمدی بسازیم. نمیدانیم چگونه فیلمهای اکشن بزرگ، فیلمهای گانگستری، فیلمهای هنرهای رزمی، فیلمهای با جلوههای ویژه بسازیم. بنابراین واقعاً در صنعت هنگ کنگ جا نمیافتیم. به صورت فردی و به تنهایی، هرگز نمیتوانستیم نوع فیلمهایی که میخواهیم بسازیم، یعنی فیلمهایی درباره مردم عادی، را بسازیم. چون ما خودمان مردم عادی هستیم.»
الهامبخش این ایده، استودیوی فیلمسازی United Artists بود که توسط چارلی چاپلین، داگلاس فربنکس و مری پیکفورد تأسیس شد. چان گفت: «این مانند یک رؤیای به حقیقت پیوسته بود، جایی که جوانان میتوانستند فیلمهایی که میخواهند بسازند، جایی که استودیو متوجه نمیشود.» این شرکت به چان و همکارانش چند سال آزادی خلاقانه داد قبل از اینکه همه اصولگرایان جدا شوند.
استقلال و افول سینمای هنگکنگ
اما آن استقلال در زمان واقعی افول سینمای هنگکنگ به وقوع پیوست. این تنها بحث طولانی درباره زوال آن نبود. چان اشاره کرد: «ما تا امروز درباره افول صنعت فیلم هنگکنگ صحبت کردهایم، اما افول واقعی واقعاً در سالهای ۱۹۹۱ و ۹۲ آغاز شد.» فروپاشی بازار تایوان فاجعهبار بود.
توزیعکنندگان تایوانی که پیشتر تأمینکنندگان مالی مهمی برای فیلمهای هنگکنگی بودند، به جای خرید محصولات نهایی، شروع به دیکته کردن محتوای فیلمها کردند. چان توضیح داد: «آنها همیشه همان نوع فیلم با همان بازیگر را سفارش میدهند. توزیع یک کسبوکار بسیار رقابتی است و آنها نیز به مخاطبان نزدیکتر هستند. بنابراین، مانند صحبت کردن درباره دادههای بزرگ امروز است. آنها فقط تا نوک بینی خود را میبینند، زیرا به آنچه مخاطبان امروز یا دیروز دوست دارند نگاه میکنند و سپس میخواهند شما همان فیلمها را بسازید. این مانند رانندگی با نگاه به آینه عقب است.»
در سال ۱۹۹۴، زمانی که توزیعکنندگان تایوانی به صورت جمعی قیمتها را محدود کردند تا از جنگهای قیمتی جلوگیری کنند، کل اکوسیستم یک شبه فروپاشید. چان گفت: «فیلمهای هنگکنگی نتوانستند به سرعت زنده بمانند. این فیلمها به طور کامل توسط شرکتهای بزرگ هالیوودی در بازار تایوان تسخیر شدند. زیرا وقتی قیمتها کاهش یافت، دولت شروع به باز کردن بازار تایوان برای توزیعکنندگان آمریکایی کرد.»
تغییرات سریع در صنعت فیلم
آسیب به سرعت و به طور کامل رخ داد. چان گفت: «در مدت کوتاهی، درصد فیلمهای زبان چینی در مقابل فیلمهای زبان انگلیسی به ۵۰-۵۰ یا ۶۰-۴۰ رسید. اما تا سال ۲۰۰۰، ۹۸٪ فیلمها به زبان انگلیسی و تنها ۲٪ به زبانهای دیگر مانند چینی و ژاپنی بودند. این تغییرات در تایوان رخ داد و ۹۸٪ فیلمها به زبان انگلیسی تبدیل شدند. تا آن زمان، کل صنعت تغییر کرد و این آغاز زوال صنعت فیلم هنگکنگ بود.»
پس از انحلال UFO، چان مسیرهای مختلفی را طی کرد و در نهایت به تولیدات سرزمین اصلی چین پیوست. او به لس آنجلس رفت و با یک نماینده قرارداد بست. سپس فیلم استودیویی هالیوود به نام “نامه عاشقانه” را کارگردانی کرد. اما سیستم شرکتی را ناسازگار با روحیه فیلمسازی مستقل هنگ کنگ یافت. ما به شیوهای بسیار مستقل فیلمسازی میکردیم. حتی اگر فیلمهای هنگ کنگ بسیار تجاری بودند، اما روحیه و شیوه ساخت آنها بسیار مستقل بود. زیرا کارگردان واقعاً تصمیمگیرنده است. اما نه در دنیای استودیویی شرکتی و نه امروز در چین. زیرا چین مانند هالیوود بسیار شرکتی شده است.
او این روشها را با روشهای آزادانه هنگ کنگ مقایسه کرد: «در آن زمان در هنگ کنگ، آن روزها بهترین روزهای زندگی ما بود. زیرا اگر آن ایده را مطرح میکردیم، میرفتیم و طرح را مینوشتیم. اساساً شروع به ساخت فیلم میکردیم و در پنج هفته، شش هفته کار تمام میشد. مثل فیلم ‘He’s a Woman, She’s a Man’ که در پنج هفته تمام شد و پنج روز قبل از نمایش و تاریخ اکران به پایان رسید. این دیوانهکننده است، اما اینگونه کار میکردیم، اینگونه کار میکردیم.»
پیشگامی چان در تولیدات مشترک پانآسیایی
با بازگشت به آسیا، چان از طریق شرکت خود Applause Pictures پیشگام تولیدات مشترک پانآسیایی شد و از میراث تایلندی-چینی-هنگکنگی خود بهره برد. او با کارگردان تایلندی نونزی نیمیبوت و فیلمساز کرهای هور جین-هو فیلمهایی تولید کرد. همچنین با کیم جی-وون و نیمیبوت در مجموعه ترسناک «Three» همکاری کرد. چان درباره پروژه ۲۰۰۲ گفت: «ما در آن زمان تولید مشترک نهایی را انجام دادیم.»
او بخش خود را برای “Three” کارگردانی کرد و آن را “یک داستان عاشقانه با ماساژ ترسناک در لباس مبدل” نامید. زیرا نمیدانست چگونه فیلمهای ترسناک بسازد. چیزهایی که واقعاً از مرزها عبور میکنند و از نظر تجاری کار میکنند، همیشه ترسناک بودند. بنابراین گفتم، نمیتوانم برای بقیه عمرم از ساخت یا تولید فیلمهای ترسناک حرفهای بسازم. من میخواهم کارگردانی کنم و نمیتوانم به کارگردانی فیلمهای ترسناک ادامه دهم.
شروع کارگردانی در سرزمین اصلی چین
این درک باعث شد چان اولین فیلم خود را در سرزمین اصلی چین بسازد. فیلم موزیکال “Perhaps Love” در سال ۲۰۰۵ با بازی تاکشی کانشیرو، جکی چانگ و ژو شون و با رقصپردازی فارا خان از بالیوود ساخته شد.
تطبیق با نیازهای بازار
از آنجا، چان به تولیدات بزرگمقیاس چینی روی آورد و همیشه با تقاضای بازار سازگار شد. او میگوید: “من فیلمهایی میسازم که بازار به آنها نیاز دارد. زیرا اگر بازار به آن فیلم نیاز نداشته باشد، نمیتوانید بودجه بگیرید، نمیتوانید سرمایهگذاری کنید و نمیتوانید فیلم را بسازید. بنابراین من هر فیلمی را که بازار در حال حاضر به آن نیاز دارد، میسازم.”
«جنگسالاران» به دلیل محبوبیت فیلمهای حماسی تاریخی در سال ۲۰۰۷ در میان مخاطبان چینی ساخته شد. هرچند نسخه چان شامل اکشن کمی بود، حتی با حضور جت لی. از دو ساعت و ۱۵ دقیقه فیلم، تنها حدود ۱۵ یا ۲۰ دقیقه اکشن بود. این اکشنها از نوع جت لی نبودند. بیشتر به اکشنهای جنگی شباهت داشتند که واقعاً اکشن کونگفو نیستند و بیشتر به یک درام نزدیک بودند. این فیلم واقعاً یک فیلم اکشن واقعی محسوب نمیشود.
پس از آن، او «وو شیا» را با حضور دانی ین ساخت. او از دانی ین و کارگردان اکشن کنجی تانیگاگی برای طراحی مبارزات تشکر کرد. در این میان، او بر شخصیت و درام تمرکز داشت.
موفقیت فیلم «رویاهای آمریکایی در چین» در سال ۲۰۱۳ به چان اعتماد به نفس داد. او توانست فیلم غیرمتعارف «عزیزترین» را در سال ۲۰۱۴ بسازد. این فیلم درباره ربودن کودکان از دیدگاههای متضاد روایت میشود.
ساختار متفاوت فیلم «عزیزترین»
بسیاری میگویند که «عزیزترین» از نظر ساختاری ناهماهنگ و پراکنده به نظر میرسد. اما این عمدی بود. نیمه اول از یک دیدگاه پیروی میکند و نیمه دوم به دیدگاه مخالف آن میپردازد. شاید این کمترین فیلم ‘تجاری’ باشد که تاکنون ساختهام. اما باز هم، این اعتماد به نفس از موفقیت قبلی ناشی شد.
کار در چین باعث شده است که بازگشت به تولید در هنگ کنگ از نظر مالی غیرممکن شود. بودجه در چین بالاتر و بزرگتر شده است. این موضوع قیمت تیم شما را نیز افزایش داده است. بسیاری از فیلمهای بزرگ در چین در آن زمان، همگی از هنگ کنگ بودند. بازار بزرگ چین قیمت تیمهای هنگ کنگی که در چین کار میکردند را افزایش داده است. وقتی میخواهید به هنگ کنگ برگردید و کار کنید، هنگ کنگ نمیتواند از پس آن برآید. بنابراین، بازگشت به کار در هنگ کنگ بسیار دشوار است.
فیلم جدید چان با عنوان «او نامی ندارد» که در جشنواره کن ۲۰۲۴ به نمایش درآمد و جشنواره بینالمللی فیلم شانگهای را امسال افتتاح کرد، در توکیو به عنوان بخشی از یک داستان دو قسمتی درباره یک پرونده قتل در شانگهای ۱۹۴۵ به نمایش درآمد. این فیلم که بر اساس یکی از معروفترین پروندههای قتل حلنشده چین ساخته شده است، بر روی ژان-ژو (ژانگ زییی) تمرکز دارد. او زنی است که به قتل و تکهتکه کردن خونین همسرش در دوران اشغال شانگهای توسط ژاپنیها در دهه ۱۹۴۰ متهم شده است. قتلی که به نظر میرسد او به تنهایی قادر به انجام آن نبوده است.
پیشزمینه و داستان قسمت دوم
قسمت دوم که انتظار میرود سال آینده منتشر شود، شامل پیشزمینه گستردهای درباره فروپاشی ازدواج است. بخش بزرگی درباره رابطه بین همسر و او وجود دارد و اینکه چگونه ازدواج به تلخی گرایید. همچنین، نشان میدهد چگونه او به یک همسر آزارگر خشونتآمیز تبدیل شد و در نهایت تصمیم گرفت که باید او را بکشد.
چان در تأمل بر اینکه کدام یک از فیلمهایش بیشتر در ذهن مخاطبان باقی مانده است، اشاره کرد که «رفقا: تقریباً یک داستان عاشقانه» همان فیلمی است که ۸۰٪ از مردم به آن اشاره میکنند. اگرچه به نظر او «این فیلم نه سختترین فیلم برای من است، نه خوشایندترین تجربه و نه حتی شخصیترین فیلم برای من.» او تأثیر ماندگار آن را به زمانبندی نسبت میدهد. او میگوید: «برای برخی فیلمها، همه چیز در زمان یا لحظه مناسب بود.»




