Image

تهیه‌کننده «Shogun» میاگاوا اریکو درباره خلق تلویزیون حماسی: «موضوع این است که به چند قلب تعلق دارد»

📋 خلاصه مقاله:

سفر میاگاوا به واشنگتن دی‌سی برای نمایش سریال ژاپنی “جیدای‌گکی” نقطه اوج ماجراجویی بین‌المللی او بود. او تجربه همکاری با مارتین اسکورسیزی و تأثیر کووید بر پخش جهانی را به اشتراک گذاشت و بر اهمیت اصالت و ترجمه فرهنگی تأکید کرد.

لحظه‌ای احساسی به عنوان نقطه اوج سفر کامل میاگاوا به وقوع پیوست. او به واشنگتن دی‌سی بازگشته بود تا قسمت‌هایی را در مقر MPA نمایش دهد، درست قبل از شروع سریال. برای این بومی یوکوهاما که در سال ۲۰۰۲ از دانشگاه جورج‌تاون فارغ‌التحصیل شده بود، پایتخت کشور جایی بود که “ماجراجویی بین‌المللی‌اش آغاز شد.” بیست و دو سال بعد، او بازگشته بود تا “یک جیدای‌گکی ژاپنی، یک درام دوره‌ای که از همکاری واقعی بین‌فرهنگی متولد شده بود” را ارائه دهد.

این رویداد زمانی اهمیت بیشتری پیدا کرد که معاون رئیس مأموریت در سفارت ژاپن توضیح داد که چگونه مینی‌سریال اصلی “شوگان” در سال ۱۹۸۰ به یک ابزار دیپلماتیک غیرمنتظره تبدیل شده بود. او در آن زمان نوجوانی در ایالات متحده بود. میاگاوا بازگو کرد: «آمریکایی‌ها مجذوب داستان‌هایی از سرزمینی دور با آداب و رسوم و قوانین ناآشنا شده بودند.» بسیاری از همکلاسی‌های او به شیمادا یوکو علاقه‌مند شده بودند.

این حکایت با تجربه کودکی میاگاوا از ارتباط بین فرهنگی همخوانی داشت. وقتی خانواده‌اش به خاطر کار پدرش به دبی نقل مکان کردند، او با دختری هلندی همسایه دوست شد، با اینکه زبان مشترکی نداشتند.

تجربه‌ای از ارتباط بدون نیاز به زبان

او گفت: «یک روز، پدرم نوار ویدئویی ‘آلیس در سرزمین عجایب’ را پخش کرد. یادم می‌آید که کنار آن دختر نشسته بودیم و به جشن تولد غیرتولد کلاه‌دوز دیوانه می‌خندیدیم. ما به کلمات نیازی نداشتیم، فقط داستان لازم بود.» او افزود: «آن لحظه کوچک از ارتباط با من ماند و فکر می‌کنم بذر همه چیز شد.»

مسیر شغلی میاگاوا مانند یک کلاس درس در پیوند دادن سینمای هالیوود و ژاپن است. اولین شغل او پس از فارغ‌التحصیلی، ترجمه در صحنه فیلم «بیل را بکش: جلد ۱» بود. او از مقیاس و همکاری بین‌المللی شگفت‌زده شد. او گفت: «تیم از سراسر جهان آمده بودند – ایالات متحده، ژاپن، چین، هنگ کنگ، استرالیا، کانادا. این یک هرج و مرج زیبا بود و من کاملاً احساس راحتی می‌کردم.»

تجربه همکاری با مارتین اسکورسیزی

کار بر روی فیلم «سکوت» مارتین اسکورسیزی، پروژه‌ای که دهه‌ها در حال ساخت بود، برای او بسیار تأثیرگذار بود. سفر به ناگاساکی با این کارگردان افسانه‌ای، میاگاوا را نه به خاطر شهرت او، بلکه به خاطر فروتنی‌اش تحت تأثیر قرار داد. او گفت: «با وجود اینکه یک کارگردان برجسته بود، به مواد مانند یک دانش‌آموز نزدیک می‌شد. او خود را با تاریخ‌دانان، کشیش‌ها و مشاوران فرهنگی احاطه کرده بود. نه برای تأیید حقایق، بلکه برای درک بهتر. او گوش می‌داد، می‌پرسید و همچنان می‌پرسید. و آن باز بودن، آن کنجکاوی، با من باقی ماند.»

زمانی که میاگاوا به سریال «شوگون» شبکه FX پس از انتشار «سکوت» پیوست، زمان‌بندی بسیار مناسبی بود. این سریال بر اساس رمان جیمز کلاول در سال ۱۹۷۵ ساخته شده است. قبلاً به مینی‌سریال سال ۱۹۸۰ اقتباس شده بود. حامیان پرشوری در رهبری FX، جان لندگراف و جینا بالیان، جاستین مارکس و ریچل کاندو را به عنوان هم‌خالقان برای بازآفرینی داستان برای مخاطبان معاصر به کار گرفتند.

پذیرش و شوخی جاستین

میاگاوا گفت: «در یکی از سخنرانی‌های پذیرش، جاستین به شوخی گفت که هنوز نمی‌تواند باور کند که FX یک درام دوره‌ای ژاپنی بسیار گران‌قیمت با زیرنویس را تأیید کرده است. اوج مرکزی این درام حول یک مسابقه شعر می‌چرخد.»

در حالی که بسیاری از افراد از FX به خاطر چنین ریسکی تقدیر کردند، میاگاوا دیدگاه متفاوتی دارد. او می‌گوید: «من دوست دارم جان و جینا را به عنوان کسانی ببینم که جهت باد را می‌خوانند، منتظر لحظه مناسب می‌مانند و سپس اقدام می‌کنند.

زمان‌بندی و تأثیر کووید بر پخش جهانی

زمان‌بندی فوق‌العاده بود. کووید باعث تسریع در رشد پخش جهانی شد. مخاطبان بیشتر و بیشتر به ماجراجویی روی آوردند. آن‌ها آماده خواندن زیرنویس‌ها و مشتاق داستان‌های خوب، هر جا که باشند، شدند.»

این تغییر مسئولیت عمیق‌تری نسبت به اصالت به همراه داشت. میاگاوا آن را به عنوان “فرایندی که نیاز به صبر، کنجکاوی و احترام دارد” توصیف کرد. هر مدل مو و هر الگوی آستین، به زبان انگلیسی و ژاپنی بحث شد. اغلب این بحث‌ها دوباره به انگلیسی بازگشت. هر خط دیالوگ توسط نویسندگان، مترجمان و تاریخ‌دانان ترجمه و صیقل داده شد. سپس دوباره ترجمه و صیقل داده شد.

تولید و گفتگوی فرهنگی

تولید به گفتگوی فرهنگی خود تبدیل شد. اگر به مجموعه ما می‌آمدید، می‌دیدید که گروهی از پنج قاره با هم بنتو و دونات به اشتراک می‌گذارند. آن‌ها با دقت از پوشش‌های غذایی استفاده می‌کردند تا به زمین‌های شهرستان آسیب نرسانند. ما فقط داستانی درباره تبادل فرهنگی نمی‌ساختیم، بلکه آن را زندگی می‌کردیم.

مییاگاوا در بازتابی از حرفه‌اش فاش کرد: «متوجه شده‌ام که هرگز روی نمایشی کار نکرده‌ام که نیاز به ترجمه نداشته باشد. تمام دوران حرفه‌ای من یک آزمایش طولانی در ترجمه بوده است. نه فقط از زبان، بلکه از دیدگاه. از ‘Kill Bill’ تا ‘Silence’ تا ‘Shogun’، من در تقاطع جاه‌طلبی هالیوود و دقت ژاپنی زندگی کرده‌ام. جایی که سوءتفاهم، با مهربانی برخورد شود، می‌تواند به جادو تبدیل شود.»

خلق داستان‌های حماسی

وقتی درباره خلق داستان‌های حماسی از او پرسیدند، مییاگاوا پاسخ‌های متداول درباره بودجه و مقیاس را رد کرد. او گفت: «حقیقت این است که من فکر می‌کنم یک داستان حماسی درباره این نیست که چقدر می‌توانیم چیزی را بزرگ کنیم. فکر می‌کنم درباره این است که به چند قلب می‌تواند تعلق داشته باشد. هر داستان حماسی واقعی که من بخشی از آن بوده‌ام به همان شکل آغاز شده است. با افرادی از جهان‌های مختلف که در یک فضای خلاقانه مشترک ملاقات می‌کنند. زبان مشترک را پیدا می‌کنند و داستانی که می‌خواهند بگویند را کشف می‌کنند — کنجکاوی، همدلی و شجاعت.»

اگرچه “Shogun” به دلیل مسائل لجستیکی نتوانست در ژاپن فیلمبرداری شود، میاگاوا احتمال بازگشت این نمایش به سرزمینی که در آن قرار دارد را برای فصل‌های آینده رد نکرده است.

او با یک فراخوان به پایان رسید: “بیایید به ساخت داستان‌هایی ادامه دهیم که هیچ فرهنگ واحدی نمی‌تواند به تنهایی تصور کند.”

تهیه‌کننده «Shogun» میاگاوا اریکو درباره خلق تلویزیون حماسی: «موضوع این است که به چند قلب تعلق دارد»