📋 خلاصه مقاله:
شوایلر وایس در رویداد MPA نقش تهیهکننده را به عنوان محافظ گروه و تلاش خلاقانه توصیف کرد. او تجربیات خود در فیلمسازی مستقل و استفاده خلاقانه از هوش مصنوعی را به اشتراک گذاشت و بر اهمیت داستانسرایی اصیل و همکاریهای بینالمللی تأکید کرد.
شوایلر وایس کلاس آموزشی خود را در یک رویداد MPA در بازار TIFFCOM جشنواره بینالمللی فیلم توکیو آغاز کرد. او به پرسشی پرداخت که بیشترین بار در حرفهاش مطرح شده است: واقعاً یک تهیهکننده چه کاری انجام میدهد؟
نقش تهیهکننده در صنعت فیلم
وایس خود را با “یک نوع سگ گله کارتونی” مقایسه کرد که بیپایان گله را به جلو حرکت میدهد. او بیوقفه و با انگیزه، اما همیشه به شدت مثبت است. وایس بر طبیعت محافظتی تهیهکنندگی تأکید کرد و گفت: “بیش از همه، محافظت از گروه و مهمتر از همه، محافظت از کل تلاش خلاقانه.”
کار بر روی “استرالیا” با لوهرمن به او آموزش جامعی در فیلمسازی داد. این آموزش از توسعه فیلمنامه تا بازاریابی جهانی را شامل میشد. این تجربه لحظات بهیادماندنی زیادی داشت. برای مثال، کارائوکه با هیو جکمن و تیم توزیع محلی فاکس در ساعت ۲ بامداد پس از نمایش توکیو. وایس گفت: “متاسفانه، عکسی از آن ندارم.”
تجربههای جدید و تصمیمات بزرگ
این سفر او را متقاعد کرد که هرگز نمیخواهد فقط به یک بخش یا یک قسمت از فرآیند فیلمسازی برگردد. برای دستیابی به این هدف به عنوان یک تهیهکننده، وایس به نیویورک سیتی نقل مکان کرد. او شروع به ساخت فیلمهای مستقل با بودجه کم کرد. او درباره ساخت فیلمهای بسیار کمهزینه در سیستم مستقل ایالات متحده گفت: “وقتی پولی نداری، باید خودت راهش را پیدا کنی.”
او تقریباً نیم دوجین فیلم مستقل تولید کرد. چندین مورد از آنها در جشنواره ساندنس به نمایش درآمدند. از جمله این فیلمها، «Piercing» بود که بر اساس رمانی ژاپنی از موراکامی ریو ساخته شده است. وایس فلسفه حرفهای خود را به این صورت توصیف کرد که بین انواع مختلف چالشها جابجا میشود. او میگوید: «فشار آوردن به خود برای همگام شدن با گروهی که با تجربه و قدرت زیاد به سرعت حرکت میکنند» در مقابل داشتن «هیچکس که با او همگام شوید، هیچکس حتی متوجه نمیشود که شما موفق میشوید یا شکست میخورید، جز خودتان.»
در مورد ضبط اجراهای موسیقی بر روی فیلم، وایس جزئیات آمادهسازی گستردهای که برای «Elvis» انجام شد را توضیح داد.
آمادهسازی و ضبط موسیقی
تیم با آستین باتلر در استودیوی RCA نشویل — جایی که خود الویس ضبط کرده بود — تقریباً یک سال قبل از شروع فیلمبرداری در استرالیا شروع به ضبط کردند. وایس توضیح داد که به ضبط زنده اجراهای موسیقی در صحنه اعتقاد زیادی ندارند. آمادهسازی همه چیز است. شما واقعاً باید جهشهای بزرگی انجام دهید، زیرا به تصمیمات خلاقانهای درباره موسیقی قبل از فیلمبرداری هر چیزی متعهد میشوید.
تولید این اثر یک زبان موسیقایی ترکیبی ایجاد کرد که صدای اصلی الویس را با صدای باتلر ترکیب میکرد. برای آثار دهه ۱۹۵۰ که به صورت مونو ضبط شده و برای صدای تئاتر مدرن اتموس مناسب نبودند، تولید به طور انحصاری از صدای باتلر استفاده کرد. برای فیلمهای کنسرتهای بعدی با ضبطهای چند تراکی الویس، اغلب هر دو صدا را ترکیب میکردند. وایس توصیه کرد: «۱۰۰٪ انرژی خود را روی صحنه برای ضبط جنبه بصری آن اجرا متمرکز کنید و سپس میتوانید در فرآیند پستولید، به صورت موسیقایی بر روی آن کار کنید.»
تکنیکهای موفق در تولید فیلم
این رویکرد آنقدر موفق بود که وایس تکنیکهای مشابهی را در فیلم بعدی خود «چگونه گریوی درست کنیم»، یک تولید مستقل استرالیایی با بودجه کمتر از ۱۰ میلیون دلار و با بازی دنیل هنشال، به کار برد. برای یک سکانس گروه کر زندان، تیم پیش از ضبط، تنظیمات پیچیدهای را ضبط کرد که ضبط زنده آنها در صحنه غیرممکن بود.
«الویس» در دوران همهگیری با چالشهای خاصی در فیلمبرداری روبرو شد. بهویژه در بازآفرینی اجراکنندهای که حرکت خاص او این است که از صحنه پایین بیاید و تقریباً هر تماشاچی را ببوسد. تولید، راهحلهایی مانند «ایستگاه دهانشویی ضدباکتریال برای اضافیها» ابداع کرد. وایس بسته بودن مرزها را به عنوان مزیتی غیرمنتظره دانست. او گفت: «چیزی در مورد ساخت یک فیلم در این نوع انزوای کامل و تمرکز کامل وجود داشت که نتیجهای فوقالعاده به بار آورد.»
چالشهای بازاریابی فراتر از تولید بود. همانطور که رئیس وقت بازاریابی وارنر برادرز به وایس گفت، “او نمیخواست آستین را با این فیلم به یک ستاره تبدیل کند و سپس نفر بعدی از مزایای آن بهرهمند شود وقتی آستین به یک ستاره تبدیل شد.” این استراتژی موفق شد و باتلر را قبل از اکران بر روی جلد هر مجله مهم در سراسر جهان قرار داد.
استقبال جهانی و موفقیت تجاری
وایس گفت: “او تا زمانی که فیلم را اکران کردیم، یک نام آشنا بود.” این فیلم در جشنواره کن با استقبال ایستاده مواجه شد و بیش از ۳۰۰ میلیون دلار در سطح جهانی فروش کرد.
وایس پیشنمایشی از مستند «EPiC: Elvis Presley in Concert» ارائه داد. این مستند از حدود ۶۰ جعبه فیلمهای دیدهنشده از کنسرتهای الویس بین سالهای ۱۹۷۰ تا ۱۹۷۲ گردآوری شده است. لورمن به ولینگتون سفر کرد تا با پیتر جکسون در بازسازی و همگامسازی صدای گمشده از نسخههای کاری همکاری کند. این مستند شامل حدود ۴۰ دقیقه گفتگوی شنیدهنشده از الویس است.
تعهد وایس به روایتگری الویس
وایس گفت: «باز متعهد شد که الویس روایتگر فیلم باشد. بنابراین واقعاً الویس است که میخواند و داستانهای خودش را تعریف میکند.» این فیلم که به صورت آیمکس آماده شده است، در اواخر فوریه از طریق یونیورسال پیکچرز و نئون به صورت جهانی منتشر میشود.
در زمینه هوش مصنوعی، وایس فاش کرد که تیم “Elvis” از تکنیکهای یادگیری ماشین تقریباً یک دهه پیش استفاده کردهاند. این کار قبل از رایج شدن اصطلاح هوش مصنوعی انجام شد. برای قرار دادن باتلر در فیلمهای کلاسیک الویس، آنها با آزمایشگاه فناوری دانشگاه آدلاید همکاری کردند. این همکاری به جای شرکتهای بزرگ جلوههای ویژه بود که “واقعاً به این موضوع فکر نمیکردند.” او اشاره کرد: “ما آن را هوش مصنوعی نمینامیدیم و مجبور بودیم خارج از کسبوکار خودمان به دنبال آن بگردیم.”
استفاده خلاقانه از هوش مصنوعی در سینما
امروزه، وایس و لورمن از هوش مصنوعی به عنوان ابزاری خلاقانه برای تصویرسازی مفهومی و تکرار استفاده میکنند. با این حال، هرگز در محصولات نهایی فیلم از آن استفاده نمیشود. “باز تفاوت بین خلاقیت و تولید را میداند و هوش مصنوعی فقط یک ابزار مشتق است. این ابزار میتواند به طور ظاهری بینهایت، اما در واقع محدود، چیزها را کلاژ کند. این خلاقیت نیست.”
نگاهی به آینده فیلم زندگینامهای «ژاندارک» ساخته لوهرمن با بازی ایزلا جانسون، بازیگر ۱۸ ساله انگلیسی، وایس این پروژه را به عنوان پاسخی به زمانهای نامطمئن در هالیوود معرفی کرد. او گفت: «تنها راه ادامه دادن این است که به جایی که شروع کردیم برگردیم. به داستانسرایی اصیل باور داشته باشیم و باور کنیم که این پیروز خواهد شد.»
داستان دختری در دنیای شکسته
داستان دختری ۱۷ ساله در دنیایی شکسته و ویران، کشورش در زانو، و آینده برای جوانان کاملاً نامطمئن به نظر میرسد. سرنوشت او در چنگال انگشتان گرهدار قدرتهای مستقر محکم نگه داشته شده است. توانایی او به عنوان دختری ۱۷ ساله برای شکستن آن دنیا و بازپسگیری آینده برای فرانسه در زمانی از تغییر و خطر، داستانی است که مردم ممکن است امروز چیزی در آن ببینند.
تولید این پروژه قصد دارد پیشتولید را از سال آینده آغاز کند و فیلمبرداری را تا اواسط سال ۲۰۲۶ شروع کند. وایس اذعان کرد که مذاکرات بودجه با وارنر برادرز در حال انجام است. او با شوخی گفت که اگر به توافق نرسند، “ما قرار است فیلم ‘محاکمه ژاندارک’ سال ۱۹۲۸ را بسازیم.” این فیلم صامت به کارگردانی کارل تئودور درایر همچنان “یکی از احساسیترین و شاعرانهترین روایتهای این داستان” باقی مانده است. وایس افزود: “ما روح آن را در قلب خود حمل میکنیم در حالی که سعی میکنیم نسخه خودمان را بسازیم.”
تسلط مالکیت فکری در سینمای معاصر
در مورد تسلط مالکیت فکری در سینمای معاصر، وایس به شباهتهای تاریخی اشاره کرد. او گفت: “زمانی بود، اگر باور کنید، که مطمئنترین نوع فیلم تجاری که میتوانستید بسازید، یک وسترن بود.” او خاطرنشان کرد: “سلیقه به این شکل چیز عجیبی است. رونق مالکیت فکری به معنای کتابهای کمیک مارول به وضوح به نظر میرسد که در حال کاهش است.”
وایس فرصت را در این لحظه انتقالی بین روندهای تجاری میبیند. او میگوید: «اگر واقعاً خود را در آن وضعیت کمی مبهم بین روندهای بزرگ تجاری بیابیم، این یک فرصت عالی است. در این شرایط، فکر میکنم داستانسرایی اصیل میتواند واقعاً شکوفا شود.»
تعهد وایس به همکاریهای بینالمللی
پس از «الویس»، وایس به کار در استرالیا و همکاری در سراسر منطقه آسیا و اقیانوسیه متعهد شد. بازمارک در حال توسعه پروژههایی با یک شرکت انیمیشن در توکیو و یک شرکت ضبط موسیقی در سئول است. او گفت: «هرچه بیشتر بتوانیم نقاط ارتباطی بین آنچه در گلد کوست، استرالیا انجام میدهیم و در سراسر این منطقه ایجاد کنیم، احساس میکنیم که بسیار هیجانزدهایم. حتی نقش کوچکی در پتانسیل فرهنگی عظیم جهانی منطقه APAC ایفا کنیم.»
ویس در مورد چالشهای توزیع برای فیلمهای کوچکتر مانند «چگونه گریوی درست کنیم» صحبت کرد. این فیلم بر اساس یک آهنگ محبوب استرالیایی ساخته شده است. با این حال، بهرغم حضور هوگو ویوینگ، فروش آن در سطح بینالمللی دشوار است. ویس اذعان کرد که چشمانداز تغییر کرده است. او گفت: «ما بسیاری از سیستمهای قدیمی برای انتشار و توزیع سینمای مستقل در سراسر جهان را شکستهایم. اکنون در یک موقعیت چالشبرانگیز قرار داریم.»
پذیرش ابزارهای دموکراتیزه شده
با این حال، ویس به فیلمسازان نوظهور توصیه کرد که ابزارهای دموکراتیزه شده را بپذیرند. او گفت: «مانع ورود برای بسیاری از چیزهای مختلف تقریباً به کف کاهش یافته است.» وی اشاره کرد که استودیوهای هالیوود میلیونها دلار صرف بهینهسازی میکنند. این در حالی است که افراد میتوانند از طریق اینستاگرام و تیکتاک به نتایج مشابهی برسند. «شما تمام ابزارهایی را که برادران وارنر برای ارتباط فیلم خود از طریق بازاریابی دیجیتال دارند، در اختیار دارید.»
در بحث اصالت فرهنگی در مقابل بینالمللیسازی، وایس بر اهمیت خاصبودن تأکید کرد. او بیان کرد: «داستانهایی که بیشتر بر اصالت تکیه دارند و کمتر نگران درک مخاطبان بینالمللی هستند، در سطح جهانی موفق میشوند.» او به سینمای کرهای و سریال انیمیشنی استرالیایی «بلوئی» اشاره کرد. وایس نتیجهگیری کرد: «مردم به راحتی محتوایی را که لزوماً برای مخاطب بینالمللی ساخته نشده است، مصرف میکنند و به همین دلیل بیشتر آن را دوست دارند.»




