📋 خلاصه مقاله:
فیلم «Golpes» به کارگردانی رافائل کوبوس، در جشنواره وایادولید اسپانیا به نمایش درآمد و او را به عنوان یکی از صداهای جدید و مهم کارگردانی اسپانیا معرفی کرد. این فیلم در تابستان ۱۹۸۲ و در دوران گذار اسپانیا به دموکراسی مدرن روایت میشود و به مسائل اجتماعی-سیاسی میپردازد.
فیلم «Golpes» که در جشنواره وایادولید اسپانیا به نمایش درآمده است، نشاندهنده تثبیت رافائل کوبوس به عنوان کارگردان است. او پیش از این به عنوان همنویسنده آثار معروفی چون «Marshland»، «The Plague» و اکنون «The Anatomy of a Moment» شناخته میشد.
رافائل کوبوس، که فیلم کوتاه «پسر چپدست» او در سال ۲۰۲۲ جایزه برتر کن سریز را به دست آورد، به تازگی فیلم بلند خود «گولپس» را به نمایش جهانی گذاشته است. این فیلم به نظر میرسد او را به عنوان یکی از صداهای جدید و مهم کارگردانی اسپانیا معرفی کند.
کوبوس، که به عنوان همنویسنده آلبرتو رودریگز شناخته میشود، نویسنده مشترک فیلم برنده جایزه بهترین فیلم گویا در سال ۲۰۱۴ “مارشلند” و سریال موفق “طاعون” در سال ۲۰۱۷ است. هر دو اثر در یا نزدیک به زادگاه کوبوس، سویا، ساخته شدهاند. او بار دیگر به این شهر در فیلم “گولپس” بازمیگردد. این فیلم با بازی لوئیس توسار، برنده سه جایزه گویا برای فیلمهای “دوشنبهها در آفتاب”، “چشمانم را بگیر” و “سلول ۲۱۱”، تولید شده است. تهیهکنندگی این اثر را بورخا پنا و اما لوسترس در واکا فیلمز بر عهده دارند. واکا فیلمز با همکاری پلیتایم فرانسه، بخشی از گروه ولتا، که مدیریت فروش جهانی را نیز بر عهده دارد، این فیلم را تولید کرده است.
«Golpes» در تابستان ۱۹۸۲ اتفاق میافتد. در این زمان، اسپانیا به سوی آیندهای مدرن و دموکراتیک میتازد. این دوره هفت سال پس از مرگ دیکتاتور فرانسیسکو فرانکو در سال ۱۹۷۵ است.
آزادی میگلی و برنامهریزی سرقتها
میگلی از زندان آزاد میشود و تصمیم میگیرد گروه قدیمی خود را برای یک سری سرقتهای جسورانه جمع کند. برادرش که اکنون پلیس شده و با برندگان جنگ داخلی اسپانیا همپیمان است، به دنبال او میگردد.
نوشته شده توسط کوبوس و فرناندو ناوارو (“بازگشت زحل”، “ورونیکا”)، “Golpes” بر پایه یک زیرژانر قابل توجه و بومی اسپانیایی به نام سینمای “کینکی” ساخته شده است. این ژانر شامل جنایتکاران طبقه کارگر حاشیهنشین، سرقتها، خشونت پلیس، زبان تند، سوءمصرف هروئین و حس مبهمی از تمایل به آزادی و نفرت شدید از اقتدار و عرفهای طبقه متوسط بود. به فیلم “Deprisa, Deprisa” برنده خرس طلایی برلین در سال ۱۹۸۱ به کارگردانی کارلوس سئورا یا “Navajeros” اثر الوئی د لا ایگلسیای در سال ۱۹۸۰ فکر کنید.
نقش موسیقی در سینمای “کینکی”
موسیقی نقش برجستهای در “Deprisa, Deprisa” ایفا میکند، مانند سرود پاپ فلامنکو جسورانه “Me Quedo Contigo”. با این حال، “Golpes” در این و دیگر جهات راه خود را میرود. لوئیس مارتینز در روزنامه اسپانیایی ال موندو این هفته نوشت که این فیلم “به همه چیز ‘کینکی’ قلب و کرامت میبخشد”.
وقتی چهار دوست جوان بزهکار در فیلم «Desprisa, Deprisa» به بنای یادبود Cerro de los Ángeles در مادرید میروند، هیچ ایدهای ندارند که چگونه سوراخهای گلولههای جنگ داخلی اسپانیا به وجود آمدهاند.
بازگشت میگلی از زندان
در مقابل، میگلی (خسوس کاروزا، «۷ باکره»، «خارج از دنیا») از زندان بیرون میآید. او با کارهای ناتمام که در گذشته دفن شدهاند، همانطور که خلاصه داستان «Golpes» اشاره میکند، روبرو است. او سرقتها را نه برای ثروت یا انتقام، بلکه برای بازپسگیری زمینی انجام میدهد که پدرش، یک یاغی جمهوریخواه پس از جنگ داخلی، در آنجا در یک قبر بینشان دفن شده است. این زمین به زودی توسط توسعهدهندگان پاک خواهد شد. قلب تپنده فیلم این است که چگونه سابینو به این موضوع واکنش نشان میدهد. او با میگلی و دوست دختر جدیدش، تنها خانوادهای که دارد، مواجه میشود.
گفتگو با ورایتی
ورایتی با کوبوس درست پس از اولین نمایش جهانی «Golpes» در وایادولید صحبت کرد.
نفرت از نظام اسپانیا
میگلی و گروهش با قهرمانان سینمای «کینکی» نفرتی عمیق از نظام اسپانیا دارند. با این حال، میگلی با یادآوری گذشته از دیگران متمایز میشود.
کاملاً موافقم. اگرچه میتوان گفت زمان کافی گذشته است تا بگوییم این “کینکیها”، جوانان شورشی که علیه سیستم قیام کردند، به دلیلی سیاسی که ریشه در جنگ داخلی اسپانیا داشت، پاسخ دادند.
حس اسپانیایی در آستانه مدرنیته
“گولپس” حس اسپانیایی را میدهد که در آستانه مدرنیته قرار دارد. اما بخشی از کشور همچنان عقب مانده است. این موضوع در صحنهای ابتدایی به تصویر کشیده میشود که میگلی به سمت پانسیون خود میرود و شما به تصاویر آرشیوی معاصر برش میزنید.
بازگشت به سویا
بله. میگلی به بخشی فقیر و فروتن از سویا بازمیگردد. این را میتوانید در کثیفی دیوارها ببینید. تصاویر آرشیوی کودکانی ژندهپوش را نشان میدهد که شبیه یتیمان و بچههای خیابانی هستند. ما در تابستان ۱۹۸۲ بودیم، در آستانه داشتن اولین دولت چپگرا در اسپانیا پس از چندین دهه. با این حال، در اینجا حس سویا بسیار حاشیهای و نزدیک به دوران پس از جنگ وجود دارد.
شما درباره “Golpes” به عنوان “یک افسانه ظریف که تلاش میکند کشوری در حال گذار را به تصویر بکشد – کشوری متناقض و گیج که قادر به تسویه حساب با گذشته خود نیست” صحبت کردهاید. این موضوع در کارگردانی شما که اغلب قدیم و جدید را ترکیب میکند، مانند پانسیون با کشوهای مدرن اما یک اجاق گاز قدیمی، دیده میشود.
پانسیون و خانه آنتونز
پانسیون، خانه آنتونز، مانند نوعی خانه همسایه است. این سکونتگاه سنتی سویا اکنون در حال ناپدید شدن است. وقتی ما در حال فیلمبرداری از داخل بودیم، صدای ساخت و ساز از بیرون میآمد. خانه او دارای آخرین رکوردهای دهه ۷۰ و اوایل دهه ۸۰ است. همچنین جنبههای بیشتری از فولکلور و سنتگرایی در آن دیده میشود.
احساسات و شاعرانگی در فیلم
فیلم همچنین بسیار احساسی و شاعرانه است.
بله، این هدف من بود. میخواستم فیلمی بسیار احساسی و تاثیرگذار بسازم که همچنین شاعرانه باشد و لبهای مهم از شعر داشته باشد. فکر میکنم این ویژگی در فیلم وجود دارد.
نقش موسیقی در ایجاد احساسات
یکی از راههای ایجاد احساسات، موسیقی است، مانند موسیقی متن زمانی که میگل به خانه بازمیگردد…
بازگشت قهرمان، درست است؟ موسیقی بسیار مهم است. همانطور که گفتید، فیلم پاسخی یا بازتصوری از “سینمای کینکی” اسپانیا است. اما من میخواستم برخلاف همه چیز عمل کنم. سینمای کینکی که به یاد داریم بسیار خامتر، خشنتر، فوری و مستقیم بود. موسیقی آن فلامنکو بود که با ژانرهای دیگر ترکیب شده بود، مانند لوس چونگیتوس، لوس چیچوس، رومبای کاتالان. من چیزی میخواستم که پیچیدهتر باشد. در ابتدای فیلم یکی از آهنگها پایهای کاملاً فلامنکو دارد که در بسیاری از آهنگها استفاده میشود. اما میخواستم آن را به سطحی بسیار شاعرانه و مخربتر ببرم.
تاثیر بازیگران در فیلم
راه دیگر برای ایجاد احساسات، بازیگران فیلم هستند، مانند خسوس کاروزا و لوئیس توسار…
بله، هر دو فوقالعاده هستند. خسوس از نظر صداقت، حقیقت و اصالت برجسته است. لوئیس نیز با تکنیک بازیگری فوقالعادهاش میدرخشد.
ترکیب مسائل اجتماعی-سیاسی و سرگرمی
و کمک به آنچه که فکر میکنم هدف شماست – ترکیبی از مسائل اجتماعی-سیاسی و سرگرمی.
هدف فیلم «Golpes»
«Golpes» هدف سرگرمی و تحت تأثیر قرار دادن مخاطبان را دارد. اما در عین حال، این فیلم بهانهای برای طرح سوالات اجتماعی-سیاسی پنهان است. به طوری که در پایان، پس از تجربه سفر داستان در فیلم، نقدی وجود دارد یا حداقل قصدی برای مطرح کردن سوالات. هدف سینما این است که دیده شود و تحت تأثیر قرار دهد. اگر ممکن باشد، سوالات زیادی را مطرح کند.
مسئله حافظه تاریخی اسپانیا
شما میگویید که حتی در سال ۲۰۲۵ اسپانیا، مسئله حافظه تاریخی اسپانیا به طور کامل حل نشده است.
دقیقاً، نه به عنوان یک مسئله و نه به عنوان یک مشکل. زمان میگذرد و ما به هیچ توافقی نمیرسیم. هنوز هم استخوانهایی زیر خاک تاریک در گودالهای فراموششده دفن شدهاند. این واقعاً وحشتناک است.
چگونه میخواهید به جلو حرکت کنید؟
دوست دارم به نوشتن با آلبرتو ادامه دهم. نوشتن انگیزه من است. همچنین میخواهم به کارگردانی ادامه دهم، اگر بتوانم هرچه زودتر.




