📋 خلاصه مقاله:
فیلمسازان «پاور استیشن» با کمپ زدن در زمستان روی پشت بام خود، برای پنلهای خورشیدی محلهشان بودجه جمع کردند. این مستند به بحران انرژی بریتانیا میپردازد و نشان میدهد که چگونه جوامع میتوانند با انرژی سبز تغییر ایجاد کنند.
چگونه فیلمسازان «پاور استیشن» در زمستان بر روی پشت بام خود کمپ زدند تا برای پنلهای خورشیدی محلهشان بودجه جمع کنند.
تماشاگران جشنواره Ji.hlava که برای تماشای فیلم «Power Station» در نمایشگاه مستند جمهوری چک به سینما آمده بودند، پس از دیدن فیلمی درباره مقابله با تغییرات اقلیمی به صورت محلی، احساس خوشبینی غیرمنتظرهای داشتند.
برنامهریزی پیشرو و غنی جشنواره
بیست و نهمین دوره این جشنواره با برنامهریزی پیشرو و غنی خود به نمایش گذاشته میشود. از نظر احساسی، یکی از تماشاگران به کارگردانان مشترک، هیلاری پاول و دن ادلستین گفت که فیلمهای اینجا معمولاً بیشتر درباره خشم یا شاید غمگین شدن هستند.
اما خنده و نمایش، همراه با سازماندهی مدنی چشمگیر، از ویژگیهای این زوج متاهل پرحرف و پرجنبوجوش است. این ویژگیها را در فیلمهای قبلی خود به خوبی نشان دادهاند.
احیای کارخانه تقطیر و پروژههای جدید
این دو نفر توانستند یک کارخانه تقطیر دوران شوروی را که توسط دولت در اوکراین مصادره شده بود، احیا کنند. این کار در مستند ۲۰۱۲ آنها به نام «چگونه یک امپراتوری ودکا را دوباره تأسیس کنیم» به تصویر کشیده شد. سپس در سال ۲۰۲۱ به پروژه «بانک جاب» پرداختند. در این پروژه، ۱.۵ میلیون دلار وامهای بهرهبردارانه را خریداری و بخشیدند. البته این کار را با منفجر کردن یک ون طلایی انجام دادند.
به نظر میرسد آنچه این زوج دوئلکننده واقعاً خلق میکنند، به اندازه مستندها، فیلمهای کمدی و هیجانی است.
پرداختن به بحران انرژی بریتانیا
این بار، در «ایستگاه قدرت»، که برای جایزه اصلی مستند در جی.هلاوا رقابت میکند، این دو تصمیم میگیرند به بحران انرژی رو به رشد بریتانیا بپردازند. در این کشور، بیشتر و بیشتر مردم برای پرداخت قبوض ماهانه برق خود دچار مشکل میشوند.
در خیابان لینموث، والتامستو در شمال شرقی لندن، ۳۹ درصد از جمعیت بریتانیا برای گرم کردن خانههای خود با مشکل مواجه هستند. ادلستین و پاول زیر پتوها جمع شدهاند و با فنجانهای چای بهطور مداوم سعی در گرم کردن خود دارند.
تلاش برای مدیریت زندگی روزمره
آنها در تلاشاند خانواده را تغذیه کنند، بچهها را به مدرسه برسانند و تماسهای زوم برای سازماندهی مدنی را مدیریت کنند. همچنین با افرادی مانند اقتصاددان سیاسی آن پتیفور ملاقات میکنند. بله، آنها یک جنبش انرژی سبز را برای تأمین برق کل محله خود راهاندازی کردهاند و امیدوارند در نهایت بقیه انگلستان را با پنلهای خورشیدی رایگان تأمین کنند.
نقش جوامع در پیشبرد انرژی سبز
ادلستین میگوید که از آنجا که حتی رهبران منتخب پیشروترین حزبها قادر به انجام این کار نیستند، این وظیفه بر عهده جوامع است که نشان دهند این کار امکانپذیر است. امیدواریم وقتی تعداد کافی از مردم با چشمان خود ببینند که انرژی سبز کار میکند، دولت بالاخره متوجه شود.
اما ابتدا به شخصیتهای جذابی نیاز داریم که تحت تأثیر کاهش دما و افزایش قبوض قرار گرفتهاند. ادلستین تصمیم میگیرد.
او پس از فیلمبرداری از ظروف نشسته، به پاول اطمینان میدهد: «در واقع، این به قهرمان کمک میکند که نتواند با همه این چیزها کنار بیاید. داشتن نقاط ضعف.»
او از این پیشنهاد تحت تأثیر قرار نگرفته است و به او اطلاع میدهد.
پیشنهادات ادلستین و واکنشها
اما ادلستین به وضوح میگوید: «آنها با مالیاتهای ما چه میکنند؟» او میپرسد. «دولت باید به همه پنلهای خورشیدی بدهد.»
و اگر آنها این کار را نکنند، این هنرمندان معترض خواهند کرد.
اعتراضات هنرمندان در زمستان
این بار، ممکن است نیاز باشد که در زمستان سرد رکوردی روی پشت بام خود کمپ بزنند. در حالی که بادها میوزند و در یک نقطه یخ زدهاند تا بودجه پنلهای همسایگانشان را جمع کنند.
اما اگر چنین باشد، ادلستین و پاول بیش از حد آمادهاند تا در تاریکی و با رختخوابهای خیس شده تحمل کنند.
«ای لعنتی»، هیلاری وقتی در حال شانه کردن موهایش فیلمبرداری میشود، فریاد میزند. «بس کن!»
«تو خیلی عمومی هستی و هر احساس و احساسی را به اشتراک میگذاری و من مثل اینم که چی به…؟»
در همین حال، پاول نمودارهای دقیقی از برنامهها، صفحات گسترده و مدلها تهیه میکند. او در نهایت، شکلی پیچیده از ارز محلی را نیز ارائه میدهد.
پاول سبک روایتی شریکش را گاهی دردسرساز میداند و میگوید: «میتوانی ارائه را متوقف کنی؟ فکر میکنم تو بدترین مستندساز دنیا هستی.»
آنها با تام راکستون از پروژه HEET مشورت میکنند. در این مشاوره، متوجه میشوند که ۲۷٪ از جمعیت جنگل والتامستو اکنون به عنوان فقیر سوختی محسوب میشوند. این دومین نرخ بالای لندن است.
ادلستین استدلال میکند که اگر دولت واقعاً هر خانهای در این کشور را به یک نیروگاه تبدیل کند، هزینه آن در حدود یک دوره ده ساله توسط خود خورشید پرداخت خواهد شد. بنابراین، این که این اتفاق نمیافتد، واقعاً مضحک است. پس چرا ما این کار را انجام ندهیم؟
گامهای عملی برای استفاده از انرژی خورشیدی
گام بعدی، رفتن به درب خانهها و ارائه پنلهای خورشیدی رایگان به مردم است. اما اینجا لندن است، آیا اصلاً در را باز خواهند کرد؟
آشنایی با همسایگان و چالشهای پیش رو
به زودی، ادلستین با همسایگانش آشنا میشود. از جمله زنی که در دهه ۱۹۲۰ به دنیا آمده و زانوهایش به دلیل عدم خروج در دوران قرنطینه کمی لرزان شده است. همچنین مردی پاکستانی که دیوارهای خانهاش در حال تخریب است زیرا تمام درآمدش را به تحصیل فرزندانش اختصاص میدهد.
چالشهای متقاعد کردن همسایگان
به نظر میرسد که متقاعد کردن همسایگان به این که یک سیستم انرژی مشترک یک راهحل واقعی است، نیمی از نبرد است.
اما در سنت بزرگ هنر اعتراضی، این دو نفر حتی بدبینترین افراد جامعه خود را نیز جذب میکنند. آنها پوشش رسانهای به دست میآورند و در نهایت یک شرکت انرژی به عنوان حامی پیدا میکنند. سپس پنلهای خورشیدی شروع به نصب میشوند.
همکاری با بنیاد Optimistic
با همکاری بنیاد Optimistic در بریتانیا، این زوج اکنون الگوی سازماندهی خود را به اشتراک میگذارند. به گفته آنها، این الگو در ارائه پنلهای خورشیدی به مدارس محلی نیز مؤثر بوده است.
قدرت تغییر از طریق داستانگویی
«ایستگاه قدرت» با خندههایی که با احساسات آمیخته شدهاند، نشان میدهد که همسایگان در حال مبارزه چه کارهایی میتوانند انجام دهند تا اوضاع را تغییر دهند. پاول میگوید: «ما تلاش میکنیم از طریق داستانگویی یک خیابان، همه شخصیتها و تاریخچه این مکان، نشان دهیم که در واقع میتوانیم قدرت تغییر را داشته باشیم».
نمایش در سینماهای بریتانیا
«ایستگاه قدرت»، تولیدی از Dartmouth Films و به تهیهکنندگی مشترک پاول و ادلستین، اکنون در سینماهای بریتانیا به نمایش درآمده است.




