📋 خلاصه مقاله:
امیلی بلانت در فیلم “The Smashing Machine” به کارگردانی بنی سفدی، با چالشهای جدیدی روبرو میشود و تجربهای شخصی و احساسی را به نمایش میگذارد. او در پادکست Awards Circuit درباره این فیلم و دوستیاش با دواین جانسون صحبت میکند.
پادکست Awards Circuit: همچنین در این قسمت، جسی باکلی، ستاره “هامنت”، حضور دارد.
امیلی بلانت به نیمهکاره بودن اعتقادی ندارد.
او در هر نقشی، چه سرباز در حال تکرار زمان در «Edge of Tomorrow»، چه مسافر قرصخور در «The Girl on the Train» یا همسر غمزده در «A Quiet Place»، با همدلی و شجاعت ظاهر میشود. اما حتی با استانداردهای خودش، فیلم «The Smashing Machine» ساخته بنی سفدی، او را بیش از هر زمان دیگری به چالش کشید.
«وقتی با بنی آن را دیدم، هر دو گریه کردیم»، بلانت به ورایتی میگوید. «عجیب است وقتی فیلمی میسازی و سپس آن را به شکلی دیگر میبینی. تو از درون به بیرون نگاه میکنی و ناگهان به دیدگاه دیگری از جهان ربوده میشوی.»
تحول شگفتانگیز جانسون
جانسون که حرفهاش را بر اساس جذابیت و شکستناپذیری بنا کرده، در اینجا بهعنوان کر کاملاً غیرقابل شناسایی است. این تغییر هم از نظر ظاهری و هم روحی او را متفاوت کرده است. همبازیاش به سرعت به این تحول اذعان میکند. «این تقریباً بیشتر از یک اجرا است»، بلانت میگوید. «من هرگز ‘راک’ را در صحنه ندیدم. کاری که او انجام داد فوقالعاده بود، اما همچنین به روح او نزدیکتر از چیزی است که مردم ممکن است تصور کنند.»
این اصالت احساسی به تصویر بلانت از داون استیپلز نیز گسترش مییابد. داون زنی است که بلانت احساس میکند در مستند سال ۲۰۰۲ که الهامبخش فیلم بود، بدنام شده بود. بلانت خود را موظف دانست تا فردی را که در پشت تیترها بود پیدا کند. او به یاد میآورد: «او در ابتدا از صحبت با من عصبی بود. مارک باید او را متقاعد میکرد. به او گفتم، ‘من حامی تو خواهم بود.’ وقتی او باز شد، بینهایت ارزشمند بود. او میدانست که من او را در یکی از پرآشوبترین دوران زندگیاش بازی خواهم کرد.»
روش فیلمبرداری سفدی و تأثیر آن
سفدی به خاطر واقعگرایی پرهرج و مرج «جواهرات تراشنخورده» و «زمان خوب» شناخته میشود. او فیلم را در خانهای سفارشی ساخته شده با دوربینهای مخفی فیلمبرداری کرد. این روش به بازیگران آزادی حرکت و واکنش بدون تنظیمات سنتی را داد. نتیجه، یک صمیمیت خام و تماشاگرانه است. به ویژه در یک صحنه طولانی دعوای آپارتمانی که بلانت آن را «ظهر داغ در آشپزخانه» مینامد.
حتی لحظات سبکتر فیلم نیز محدودیتهای بلانت را به چالش کشیدند. به ویژه، صحنهای که شامل یک وسیله بازی در شهربازی به نام گراویترون بود که او را به لحاظ جسمی بیمار کرد. او با خنده اعتراف میکند: «ترجیح میدهم سفیدکننده بنوشم تا اینکه سوار وسایل بازی شهربازی شوم. اما بنی به طریقی شما را وسوسه میکند که بله بگویید. من در نهایت روی گراویترون، وارونه، با یک کلاهگیس بزرگ بودم و فکر میکردم، ‘اینگونه است که میمیرم.’»
تجربه شخصی بلانت در فیلم
با وجود این افراطها، «ماشین خردکن» نمایانگر چیزی شخصی برای بلانت است. این فیلم تعادلی بین شدت کار هنریاش و آرامشی که خارج از صحنه به دنبال آن است، ایجاد میکند. او اعتراف میکند: «وقتی احساس میکنم تحت فشار هستم، با خودم صحبت میکنم. ‘تو خوبی، تو خوبی، تو خوبی. آرامش را پیدا کن.’ اینگونه است که از میان هرج و مرج عبور میکنم.»
در پادکست Awards Circuit، نامزد اسکار بلانت در گفتگویی گسترده درباره فیلم و دوستیاش با جانسون صحبت میکند. او همچنین درباره دنباله مورد انتظار «Devil Wears Prada» و دلیل انتظارش برای رفتن به برادوی توضیح میدهد.
THE SMASHING MACHINE، از چپ: دواین جانسون در نقش مارک کر، امیلی بلانت در نقش داون استیپلز
با احترام از Everett Collection / A24
این مصاحبه ویرایش و خلاصه شده است.
من هرگز “The Rock” را ندیدم. لطافتی که او به عنوان مارک نشان میدهد، به شخصیت واقعی DJ نزدیکتر است. دردی که مارک تجربه میکند، به زندگی DJ نزدیکتر از آن چیزی است که مردم ممکن است تصور کنند. در آن روز، گاهی اوقات ترسناک بود، مثل اینکه شما شاهد یک تسخیر بودید.
پاول پاولیکوفسکی در فیلم اولم، “تابستان عشق من”، به من آموخت که ابهام در صفحه نمایش جالب است. او میگفت کلمات را حذف کنید و هر چیزی که مشتق است را کنار بگذارید. به ناشناختههای درون یک صحنه تکیه کنید. این آموزهها با من باقی ماند.




