Image

بررسی سریال «I Love L.A.» با بازی ریچل سنوت: نقدی بر پوچی شهرت اینترنتی در HBO

📋 خلاصه مقاله:

ریچل سنوت در سریال “I Love L.A.” نقش مایا، مدیر استعدادهای نوظهور را بازی می‌کند که با چالش‌های صنعت نمایش و اقتصاد توجه مواجه است. این سریال به نقد فرهنگ معاصر و تلاش برای تبدیل دنبال‌کنندگان شبکه‌های اجتماعی به سود مالی می‌پردازد.

در ویدئو مقاله برجسته “لس آنجلس خودش را بازی می‌کند”، که تحلیلی جامع از این کلان‌شهر گسترده و نمایش آن بر روی پرده است، منتقد تام اندرسن با لقب این شهر مشکل دارد. او استدلال می‌کند: “مردم همه چیز را به گردن فیلم‌ها می‌اندازند. من آن‌ها را به خاطر عادت کوتاه کردن نام شهر به ‘ال.ای.’ سرزنش می‌کنم.” اندرسن این لقب را “یک کوچک‌نمایی کمی تحقیرآمیز” می‌داند که نشان‌دهنده “شهری با عقده حقارت” است. بدتر از همه، او افسوس می‌خورد که “وقتی مردم می‌گویند ‘ال.ای.’، اغلب منظورشان ‘صنعت نمایش’ است.”

عشق به لس آنجلس

“من عاشق ال.ای. هستم” توسط ستاره ۳۰ ساله‌اش ریچل سنوت ساخته، تهیه و در مواقعی نوشته و کارگردانی شده است.

ریچل سنوت، کمدین و بازیگری است که از کلیپ‌های ویروسی در شبکه‌های اجتماعی به نقش‌های اصلی در فیلم‌های مستقل مانند «Shiva Baby» و «I Used to Be Funny» رسیده است. او با کارگردانان و نویسندگان باتجربه‌ای مانند لورین اسکافاریا و اما بری همکاری کرده تا دیدگاه خود را به واقعیت تبدیل کند. این نمایش به عنوان «پروژه بدون عنوان ریچل سنوت» اعلام شد، نامی که آرزو می‌کردم حفظ می‌شد.

مسیر حرفه‌ای ریچل سنوت

این توصیف شغلی چندوجهی، سنوت را در همان کانون توجهی قرار می‌دهد که پیشینیانش مانند لنا دانم و ایسا ری، زنانی که در سنین جوانی به بلیت طلایی یک سریال در معتبرترین پلتفرم تلویزیونی دست یافتند، قرار می‌دهد. با این حال، در حقیقت، «I Love L.A.» شباهت خانوادگی نزدیک‌تری به «Entourage» و «How to Make It in America» دارد. این نمایش‌ها درباره تلاش و سخت‌کوشی در مدل‌های موفقیت در حال تکامل هستند. اما به جای ستاره شدن در فیلم یا امپراتوری پوشاک، هدف نهایی در اینجا تبدیل دنبال‌کنندگان TikTok به پول نقد سرد و سخت است.

با توجه به پیشینه‌اش، سنوت به‌طور شگفت‌انگیزی خود را به‌عنوان یک تازه‌کار آنلاین که حرفه‌اش داستان را پیش می‌برد، معرفی نمی‌کند. در عوض، او نقش مایا را بازی می‌کند، یک مهاجر نیویورکی و مدیر استعدادهای در حال ظهور که پروفایل رو به رشد دوست جدا شده‌اش تالولا (اودسا آزیون) را به‌عنوان یک فرصت طلایی برای هر دوی آن‌ها می‌بیند.

چالش‌های ارزیابی جذابیت تالولا

ما هرگز هیچ‌کدام از محتوای دیجیتال تالولا را نمی‌بینیم، که این امر ارزیابی جذابیت او را دشوار می‌کند. آیا او بامزه است؟ شیک است؟ یا فقط در لب‌خوانی خیلی خوب است؟ من در این مورد که آیا این حذف یک غفلت ناامیدکننده است یا راهی مؤثر برای برجسته کردن پوچی در قلب اقتصاد توجه، مردد بودم.

تمرکز داستان بر پیشنهادات تجاری

با وجود اینکه خطوط اصلی داستان بر پیشنهاد یک خانه مد برای ارسال یک کیف رایگان به تالولا یا یک قرارداد احتمالی با برند ترسمه متمرکز است، این نکته به‌خوبی منتقل می‌شود. تالولا هنرمندی نیست که هدفی بزرگ‌تر از لذت بردن داشته باشد؛ در واقع، او به‌طور ناامیدکننده‌ای مبهم است. بیشتر مجموعه‌ای از انگیزه‌ها برای مایا است که به‌طور بیهوده سعی در کنترل آن‌ها دارد تا یک فرد با زندگی درونی آشکار.

نبود خلاقیت در برابر تجارت

در اینجا هیچ خلاقیتی برای تلاش در جهت تعادل با تجارت وجود ندارد — فقط تبادل خالص اعتبار برای حمایت مالی شرکتی.

دوستان مایا نیز به همان اندازه از چیزی که هر کسی قبل از سال ۱۹۸۰ به عنوان سرگرمی می‌شناسد، فاصله دارند. در یک اشاره متا، ترو ویتاکر — دختر فارست — نقش آلانی را بازی می‌کند. او فرزند یک بازیگر مشهور است که با شغلی آشکارا جعلی در شرکت تولیدی او راضی است. چارلی (جردن فرستمن، نابغه دیگری از ویدئوهای رو به جلو) یک استایلیست است. او بیشتر روزهایش را صرف مدیریت خودبزرگ‌بینی ستاره‌های پاپ مختلف می‌کند. تنها کسی که شغل عادی ۹ تا ۵ دارد، دوست‌پسر مایا، دیلن (جاش هاچرسون) است. او معلمی است که بیشتر برای اشاره به کمبود دیدگاه شریکش حضور دارد. در حالی که او انرژی ذهنی‌اش را صرف این می‌کند که آیا تالولا می‌تواند دعوت‌نامه‌ای برای “شام فورمه” بگیرد یا نه. آیا فورمه یک مجله است؟ یک شرکت لباس؟ یک پروژه هنری تجربی درباره فساد سرمایه‌داری متأخر؟ حدس شما به اندازه حدس من خوب است!

مطالب مرتبط با مکان در “I Love L.A.” به‌طور کلی کم‌رنگ است. در صحنه افتتاحیه سریال، زلزله‌ای رابطه جنسی دیلن و مایا را قطع می‌کند. این شوخی به‌طور واضحی به معنای واقعی کلمه به عنوان اشیاء پرواز می‌کند. اشاره‌ای به همان مغازه نان بگل در سیلور لیک وجود دارد که همچنین توسط “Nobody Wants This” که در همان چند محله فیلمبرداری می‌شود، مورد استفاده قرار می‌گیرد. بازیگرانی مانند لیتون میستر که نقش رئیس مایای تضعیف‌کننده را بازی می‌کند، به اشتراک می‌گذارد. وقتی چارلی از باریستای کافی‌شاپ مورد علاقه‌اش Canyon رد شد، چشمانم را چرخاندم.

البته! آیا باید “مثل یک دستیار در UTA در صف بایستم؟” اعضای گروه تی‌شرت‌هایی با تبلیغ کسب‌وکارهای قدیمی مانند Dan Tana’s و Wi Spa می‌پوشند. آن‌ها اسامی خاص را با حس مکان دقیق‌تری جایگزین می‌کنند. این کار مثل تیراندازی به ماهی در بشکه‌ای پر از آب دریاچه Echo Park است.

اما سنوت به قلمرویی بهتر از شهری که در پاییز ۲۰۲۰ به آن نقل مکان کرد، آشناست و این موضوع به وضوح دیده می‌شود. درگیری بین تالولا و یک اینفلوئنسر دیگر منجر به ملاقات با یک متخصص روابط عمومی بحران می‌شود. این متخصص توسط جاش برنر از «سیلیکون ولی» بازی می‌شود و در مقابل وحشت و اضطراب سنوت که به خوبی بازی می‌کند، کاملاً بی‌تفاوت است.

بررسی نزاع عمومی و راهبردهای روابط عمومی

او درباره این نزاع عمومی می‌گوید: «این دو میمون هستند که به همدیگر چیز پرت می‌کنند تا وقتی که خسته شوند.» سپس با بدبینی، جدول زمانی عذرخواهی معمول خود را ارائه می‌دهد: «برای نژادپرستی سه روز صبر می‌کنید، برای همجنس‌گراهراسی دو روز. برای یهودی‌ستیزی، بلافاصله پاسخ می‌دهید.» تمام این راهبرد در خدمت حفظ «امنیت برند» تالولا است.

این نیهیلیسم به شدت تأثیرگذار است، همان‌طور که حضور کوتاه شخصیت محبوب کوئینلین بلکول به عنوان خودش نیز چنین است. توصیه او به تالولا؟ «اگر یک لحظه متوقف شوی، کاملاً ناپدید خواهی شد.»

برای طنز رسانه‌ای معاصر، این یک مسیر منطقی است. اما نیاز به تعمیق زندگی احساسی شخصیت‌ها دارد تا به جای شوخی‌ها، با احساسات نتیجه بگیرد. در این راستا، توسعه نیافتگی رابطه تالولا و مایا به پاشنه آشیل سریال تبدیل می‌شود. ما هرگز نمی‌فهمیم دقیقاً چرا این دو از هم دور شدند یا چگونه دینامیک مدیر و مشتری بر وضعیتی که در وهله اول درک نمی‌کنیم، تأثیر می‌گذارد.

چالش‌های داستانی چارلی

چارلی چندین قوس داستانی دارد که “من لس‌آنجلس را دوست دارم” را در اوج و فرودهایش نشان می‌دهد. در یکی از آنها، او در بیان احساساتش به یک عشق که تاریخچه‌ای مبهم با او دارد، دچار مشکل می‌شود. این مشکلی است که مرا نسبت به نتیجه بی‌تفاوت گذاشت. در دیگری، پیوستن به گروهی از پسران مسیحی بسیار صادق باعث می‌شود چارلی به عدم صداقت انعکاسی دوستان خود شک کند. دومی ترکیبی از مشاهده خاص و طنین غیرمنتظره‌ای را به دست می‌آورد که دوست دارم در فصل دوم که به نظر می‌رسد اجتناب‌ناپذیر است، بیشتر ببینم. با توجه به اینکه فصل هشت قسمتی به طور ناگهانی به پایان می‌رسد.

آنچه “I Love L.A.” با شدت بیشتری نسبت به طنز دنبال می‌کند، عامل خنکی است. این عامل گاهی اوقات به تقلید از تلاش‌های ناامیدانه مایا و شرکت برای همان می‌پردازد. اگرچه موسیقی متن، تحت نظارت مدیر موسیقی ایان بروچک، کمی قدیمی به نظر می‌رسد — LCD Soundsystem، Metric، Peaches — برای نمایشی که می‌خواهد به لحظه خود صحبت کند، لباس‌هایی که توسط طراح لباس کریستینا فلانری انتخاب شده‌اند، کاملاً متعلق به نسل Z هستند.

لباس‌ها و موسیقی متن

این بازمانده از دهه ۲۰۰۰ از دیدن بند شورت تالولا که از شلوارهای کم‌ارتفاع بیرون زده بود، احساس ناراحتی کرد. اما با خوشحالی تی‌شرت چارلی را که با توییت شر چاپ شده بود، خریداری می‌کرد. یک انحراف به نیویورک به طور طبیعی و پیش‌بینی‌شده‌ای در وسط Dimes Square فوق‌العاده شیک باز می‌شود.

این یک زیبایی‌شناسی است که از قطعات ترند شده‌ای سرچشمه می‌گیرد. بدون شک، این قطعات ده‌ها مورد دیگر را نیز تغذیه خواهند کرد. یک اوروبوروس از نشانه‌ها. چه “I Love L.A.” در حال اظهار نظر درباره زمانه باشد یا صرفاً تجسم آن‌ها، می‌توانم صدای مایا را بشنوم که می‌پرسد: تا زمانی که مردم را به گفتگو وادار کند، آیا واقعاً مهم است؟

I Love LA” در تاریخ ۲ نوامبر ساعت ۱۰:۳۰ شب به وقت شرقی در HBO و HBO Max به نمایش در خواهد آمد. قسمت‌های باقی‌مانده به صورت هفتگی در روزهای یکشنبه پخش خواهند شد.

بررسی سریال «I Love L.A.» با بازی ریچل سنوت: نقدی بر پوچی شهرت اینترنتی در HBO