📋 خلاصه مقاله:
فیلم “وقایعنگاریهای جنوبی” به کارگردانی ایگناس میشکینیس، داستانی از عشق و رشد شخصی در لیتوانی پس از شوروی را روایت میکند. این فیلم با موفقیت در گیشه و جوایز متعدد، به نماینده رسمی کشور در اسکار تبدیل شد و با شخصیتپردازی عمیق و طنز جذاب، مخاطبان را مجذوب خود کرد.
در یک داستان دلنشین از دوران گذشته، یک دانشآموز دبیرستانی پرتلاش از محلهای نامناسب به دختری از طبقه متوسط و کتابخوان دل میبازد. این دختر او را در هدف و شعر الهام میبخشد.
به راحتی میتوان فهمید چرا درام کمدی صادقانه کارگردان ایگناس میشکینیس به نام “وقایعنگاریهای جنوبی“
این فیلم در میان مخاطبان لیتوانیایی به موفقیت بزرگی دست یافت. به پرفروشترین فیلم تاریخ این کشور تبدیل شد و جوایز متعددی از جمله جوایز Silver Crane را به دست آورد. جذابیت بازیگر اصلی و رنگ محلی محیط بلافاصله به چشم میآید. قهرمانی برنده و سفری شاد و پرانرژی را به ما هدیه میدهد.
ماجراهای خندهدار و مسیر زندگی
ماجراهای خندهداری که در پی میآید حول محور یک جوان بازیگوش راگبیباز میچرخد. او ابتدا به دنبال جلب توجه دختران و طرحهای سریع ثروتمند شدن است. اما در نهایت به عشق مادامالعمر نوشتن شعر در دوران پس از اشغال شوروی در دهه ۱۹۹۰ میرسد.
نماینده رسمی کشور در جوایز اسکار
این فیلم به عنوان نماینده رسمی کشور برای بخش فیلم بینالمللی جوایز اسکار انتخاب شده است. با صدایی تازه و مطمئن در فیلمسازی به یک اثر محبوب و پرطرفدار تبدیل شده است.
او یک نوجوان دوستداشتنی است که هدف اصلیاش در زندگی این است که به عنوان یک بازنده دیده نشود. همانطور که در روایت بصیرانهاش میگوید، نیازی به گفتن نیست که او راه درازی در پیش دارد. او یک دانشآموز دبیرستانی معمولی در جنوب اقتصادی ضعیف شهر Šiauliai است. در کلاس به معلمش (راسا ساموولیت) طعنه میزند و با دوست صمیمی و خجالتیاش مینده (روبرتاس پتریتایس) برنامههای تجاری نامناسبی میریزد. همچنین، با بهترین تیم لیگ راگبی بازی میکند.
چالشهای نوجوانی و تصمیمات دشوار
غرور جوانانه و تند او اغلب او را به دردسر میاندازد. او با مقامات درگیر میشود و کالاهای غیر برند را در بازار سیاه میفروشد. این امر باعث ناراحتی والدینش (آلگیراداس دایناویسیوس و دوویله سیلکایته) میشود. او در چرخه تکراری این الگوهای مخرب گرفتار شده است، اما به نظر نمیرسد که خیلی به آن اهمیت دهد.
اوضاع برای ریمانتاس زمانی بهتر میشود که او اولویت خود را بر پیدا کردن یک دوستدختر قرار میدهد. پس از تلاش ناموفق برای نزدیک شدن به ایدیتا، دوستدختر سابق مینده، قهرمان ما با لبخندی کج و موهای صاف، با مونیکا آشنا میشود.
آشنایی با مونیکا
مونیکا دختری زیبا و جاهطلب از منطقهای متوسط در شهر است. او در هنرها مهارت دارد، رمانهای معروف را با ولع میخواند و انواع سازهای موسیقی را مینوازد. علاقه ریمانتاس به او دنیای بستهاش را باز میکند. او را تشویق میکند تا با قرض گرفتن کتاب از کتابخانه و بعداً جدی گرفتن مطالعات نویسندگیاش، آموزش خود را گسترش دهد.
پیشرفتهای شغلی و تحصیلی
ریمانتاس حتی شغلی محترم به دست میآورد. او به عنوان نگهبان و نظافتچی در یک کلوب شبانه پول اضافی کسب میکند. اما با شکوفا شدن رابطه عاشقانه آنها، تفاوتهای طبقاتی تهدیدی برای جدایی آنها میشود. از حسادت همکلاسی مونیکا، مانتاس، گرفته تا نارضایتی پدر سختگیرش.
میسکینیس و نویسنده اگل ورتلیت، که رمان نیمهزندگینامهای ریمانتاس کمیتا را اقتباس کردهاند، بهطور ماهرانهای از کلیشههای ژانر دوری میکنند. آنها از محدود کردن شخصیتهایشان به برچسبهای سادهانگارانه اجتناب میورزند و تمرکز داستان را بر انگیزههای شخصی شخصیتها حفظ میکنند. این زوج بیش از آنچه به نظر میرسد در خود دارند.
شخصیتپردازی و انگیزههای پیچیده
معرفیهای اولیه ما را به این باور میرساند که ریمانتاس یک ورزشکار سادهلوح است. او تحت تأثیر روشهای مختلکننده دنیای مونیکا، دختری با ویژگیهای رویایی و غیرمعمول، قرار میگیرد. اگرچه مونیکا به این الگو شباهت دارد و با ورود به دنیای ریمانتاس در یک ملاقات بامزه که شامل بازیهای مهمانی خندهدار است، این قالب را میشکند. اما هر تغییری که حضور او الهام میبخشد، باعث میشود ریمانتاس با چالشی جدید روبرو شود.
دیدن او در حال غلبه بر این چالشها جایی است که درام دلگرمکننده رخ میدهد. بهویژه زمانی که او شروع به ملاقات با هنرمند بلوند و قدبلند، یورگا (ایرنا سیکورسکیت) میکند. یورگا او را تشویق میکند تا از طریق پیگیریهای شاعرانهاش خود را بهبود بخشد.
فیلم با ترکیب ادای احترام به کمدیهای عاشقانه جان هیوز، صحنههای مهمانی در «Pretty in Pink» و «Some Kind of Wonderful» را به تصویر میکشد. این فیلم تفاوتهای طبقاتی را برجسته میکند. صحنههایی که به شورتهای طرح توتفرنگی ادیتا، کتاب جنسی پدر ریمانتاس و واکمن که «بولرو» را پخش میکند میپردازند، شبیه بقایای کمدیهای جنسی دوران گذشته هستند. این صحنهها مانند مجموعه «American Pie» به نظر میرسند و بیتجربگی جنسی کودکانه ریمانتاس را به نمایش میگذارند. با این حال، همه این الهامات به اندازهای پنهان شدهاند که حضورشان هرگز به عنوان تقلیدی یا تقلیلدهنده خوانده نمیشود.
به نظر میرسد که فیلم «Trainspotting» ساخته دنی بویل، الهامبخش اصلی برای حرکت پرشتاب و اهداف زیباییشناختی «وقایعنگاریهای جنوبی» باشد. میشکینیس و بازیگرانش شخصیتهای ماندگاری را به شیوهای مشابه خلق میکنند. این شخصیتها در مواد و اجراها دوستداشتنی و بهیادماندنی هستند.
رفتار خرسعروسکی و فرم بزرگ گرینیس، تضاد جالبی را ایجاد میکند که به درونیات ریمنتاس اشاره دارد. او، کولیونیت و سیکورسکیت کارهای جذابی ارائه میدهند. شیمی پرانرژیای را خلق میکنند که ما را به داستان پیچیدهشان علاقهمند میکند. این سه نفر زمانبندی کمدی ظریف و طبیعی را به اشتراک میگذارند.
میشکینیس، فیلمبردار نارویداس ناوجالیس و تدوینگر دانیلیوس کوکاناوسکیس با استفاده از دوربینهای دستی، برشهای سبک موزیک ویدئو و تغییرات در رسانه و قالببندی، انرژی الکتریکی مسابقات راگبی، بافت مناظر محلی و حس جشنهای پرشور شب سال نو را به تصویر میکشند.
کیفیت لمسی فیلم
برخی از بخشها به نظر میرسد که در دهه ۹۰ فیلمبرداری شدهاند. استفاده ماهرانه از مونتاژ به فیلم کیفیتی لمسی میبخشد. زیرا گروه بازیگران شهر را کاوش میکنند. علاوه بر این، این فیلم با الهام از ضربآهنگهای یک موسیقی متن فوقالعاده و نوستالژیک، که شامل آهنگهای مناسب دوره از انیگما، تکنوترونیک و کالچر بیت است، همخوانی دارد.
پرداختن به پیوندهای موضوعی و تاریخی با هویت، و ارتباط جستجوی قهرمان داستان برای یافتن خود با کشوری که دوباره متولد شده و در حال کشف شخصیت سیاسی نوظهور خود است، زمینهای حاصلخیز برای داستانسرایی فراهم میکند.
پایانبندی احساسی و تاثیرگذار
اگرچه فیلم در پرده نهایی خود به نظر میرسد که زمان طولانیاش را احساس میکند، اما پایانبندی آن با یک ضربه احساسی باشکوه به پایان میرسد. این پایان با آخرین شعر از ریمنتاس در حالی که مینده بر روی چوبهای شناور در ساحل نشسته است، خاتمه مییابد. ما دقیقاً مطمئن نیستیم که این زندگیها چگونه به تحول خود ادامه خواهند داد. آنها در حالی که اشتباه میکنند، زنده میمانند و رشد میکنند. تنها میتوانیم امیدوار باشیم و ایمان داشته باشیم که آنها راه خود را پیدا خواهند کرد.




