Image

پاول شریدر درباره نمایش فیلم «Mishima» در جشنواره فیلم توکیو و آینده بازیگران هوش مصنوعی: «ترکیبی از براندو و کوین کاستنر برای ساخت فیلمی هیجان‌انگیز»

📋 خلاصه مقاله:

پل شریدر در جشنواره فیلم توکیو برای نمایش فیلم “میشیما” حضور داشت و ژاپن را خانه دوم خود می‌داند. او درباره تأثیر هوش مصنوعی و پروژه‌های آینده‌اش صحبت کرد. شریدر با وجود جنجال‌های گذشته، همچنان به کارگردانی ادامه می‌دهد و به آینده امیدوار است.

در توکیو برای نمایش فیلم زندگی‌نامه‌ای خود در سال ۱۹۸۵ به نام «میشیما: زندگی در چهار فصل» در سی و هشتمین جشنواره بین‌المللی فیلم توکیو، پل شریدر در حال و هوای خوبی بود. او وقتی که روی فرش قرمز شب افتتاحیه قدم می‌زد، به یک مصاحبه‌گر گفت که ژاپن را به عنوان «خانه دوم» خود می‌داند.

چهل سال پیش، برگزارکنندگان اولین جشنواره فیلم تورنتو تصمیم گرفتند این فیلم را در برنامه خود قرار ندهند. اعتراضات همسر میشیما به نمایش همجنس‌گرایی نویسنده مشهور راست‌گرا یکی از عوامل اصلی این تصمیم بود. اما در گفت‌وگو با شرادر در یک کافی‌شاپ در هتل ANA InterContinental، به نظر می‌رسید جنجال‌های قدیمی که باعث شد فیلم برای چهار دهه در ژاپن منتشر نشود، اگر نه فراموش شده، بخشیده شده است. او همچنین به موضوعات دیگری نیز فکر می‌کرد، از انقلاب هوش مصنوعی آینده گرفته تا پروژه‌های جدیدش.

در سن ۷۹ سالگی، این کارگردان کهنه‌کار همچنان در میانه دوران حرفه‌ای خود قرار دارد. او ابتدا به عنوان نویسنده فیلمنامه در شاهکار ۱۹۷۶ مارتین اسکورسیزی به نام «راننده تاکسی» به شهرت بین‌المللی رسید. اخیراً نیز برای سه‌گانه‌ای از فیلم‌ها با موضوع مورد علاقه‌اش «مردی در اتاق» – شامل «اولین اصلاح‌شده» (۲۰۱۷)، «شمارنده کارت» (۲۰۲۱) و «باغبان استاد» (۲۰۲۲) – تحسین‌هایی از جمله اولین نامزدی اسکار بهترین فیلمنامه را به دست آورده است.

ما در فیس‌بوک دوست هستیم و من سال‌هاست که شما را در آنجا دنبال می‌کنم. مدتی پیش شروع به ارسال تصاویر هوش مصنوعی به عنوان نوعی شوخی کردید. اما اخیراً این کار را نکرده‌اید.

پل شریدر: تصمیم گرفتم که دیگر ادامه ندهم. دو هفته پیش به اعتراض علیه ترامپ رفتم و عکسی از خودم در اعتراض را در فیس‌بوک گذاشتم. مردم فکر کردند این عکس با هوش مصنوعی ساخته شده است. به همین دلیل گفتم دیگر پست نمی‌گذارم تا برداشت اشتباهی نشود.

تبلیغات با بازیگران هوش مصنوعی

حالا شما تبلیغاتی با بازیگران هوش مصنوعی دارید، مثل آن تبلیغی که علیه نامزد شهرداری نیویورک، زهران ممدانی، پخش شد. فکر کردم این فقط یک تبلیغ بد نیست – شما بازیگران را از کار بیکار می‌کنید.

دنیای جدید و سرعت تغییرات

این یک دنیای جدید است و خیلی سریع در حال وقوع است. تغییرات بسیار سریع‌تر از آنچه که کسی فکر می‌کرد، رخ می‌دهند. هوش مصنوعی تنها یک ابزار است، مثل یک ماشین تحریر. اما این ابزاری است که ممکن است من را از کار بیکار کند.

برخی از این فیلم‌های اکشن حالا، تنها چیزی که با هوش مصنوعی تولید نشده بود، چهره‌ها بودند. صبر کنید و به زودی چهره‌ها هم تولید خواهند شد.

منظورم این است که آنها این بازیگر را ایجاد کرده‌اند. آیا می‌دانید سوزان سامرز کیست؟ او یک ستاره تلویزیونی بود. او حدود ۲۰ کتاب درباره تغذیه و مراقبت از زیبایی و موضوعات مشابه نوشته است. حالا، آنها یک نسخه کلون از او با وب‌سایت خود ایجاد کرده‌اند. همه چیزهایی که او نوشته را به آن داده‌اند. شما می‌توانید از او سوالی بپرسید و او به سرعت آن را پردازش کرده و پاسخی که چیز واقعی می‌داد را با صدای خودش ارائه می‌دهد.

حضور ما در اینجا

ما همیشه اینجا نبوده‌ایم و احتمالاً همیشه هم اینجا نخواهیم بود. ما فقط فکر می‌کنیم که همیشه اینجا بوده‌ایم.

زمان کنترل ماشین‌ها

پس چه زمانی ماشین‌ها کنترل را به دست می‌گیرند؟

شما چهار سوارکار آخرالزمان را می‌شناسید، درست است؟ اکنون شامل جنگ هسته‌ای، ویروس جهانی، فروپاشی محیط زیست و هوش مصنوعی هستند. همه آنها در حال نزدیک شدن به خط پایان هستند.

سوال این است که چه کسی اول به خط پایان می‌رسد؟ همان‌طور که ال فرانکن، کمدین آمریکایی، گفت: «هم‌نسلان من که از نسل بیبی بومر هستند، می‌فهمند وقتی می‌گویم ما آخرین هلیکوپتر را از سایگون گرفتیم.»

تجربه بیبی بومرها و سینما

به عنوان یک بیبی بومر، من هم این را درک می‌کنم. اما فکر می‌کنم باید درباره فیلم‌ها صحبت کنیم، با شروع از «میشیما». من سال‌ها در ژاپن بوده‌ام و آن جنجال را به یاد دارم. همچنین اینکه چگونه جشنواره فیلم توکیو آن را رد کرد.

نمایش فیلم «میشیما» در جشنواره توکیو

آن‌ها حتی آن را ندیدند. گفتند که خواهند دید، اما حتی زحمت دیدنش را هم به خود ندادند. خوب، و تام لادی، که یکی از تهیه‌کنندگان فیلم بود، به برپایی جشنواره کمک کرد. حالا، ۴۰ سال بعد، جشنواره‌ای که او به برپایی آن کمک کرده بود، قرار است برای اولین بار آن را نمایش دهد. این عالی است. می‌دانستم این روز خواهد آمد. فقط نمی‌دانستم که زنده خواهم بود تا آن را ببینم.

به من گفتند که این فیلم توسط بسیاری از ژاپنی‌ها دیده شده است، اما هرگز به‌طور رسمی نمایش داده نشده است. پس تأثیر آن چه خواهد بود؟ فکر می‌کنم این یک نوع — می‌دانید، اصطلاح آمریکایی “هیچ چیز خاصی”؟ یعنی، چیز بزرگی نیست. در زمانی که من فیلم را می‌ساختم، این موضوع بسیار در ذهن ژاپنی‌ها بود، اما اکنون تاریخ قدیمی است.

تجربه شخصی از تماشای فیلم

در برخی جهات، بله. من آن را مدت‌ها پیش روی یک نوار ویدئویی دزدی دیدم و سپس اخیراً در پرایم ویدئو دوباره تماشا کردم. وقتی میشیما با آن دانشجویان رادیکال در دانشگاه توکیو بحث می‌کرد، به یاد این مستند افتادم که اخیراً دیدم “میشیما: آخرین مناظره”، که امسال در جشنواره فیلم تورنتو نیز به نمایش در می‌آید.

مقایسه با شخصیت‌های معاصر

بنابراین آن را دیدم و سپس، البته، فیلم شما را. و فکر می‌کردم این مرد مثل چارلی کرک زمان خودش بود که به دل شیر می‌رفت تا با آن دانشجویان روبرو شود.

او مورد احترام بود و موفقیت بسیاری داشت. او یک چهره فرهنگی بزرگ در جهان بود. مانند چارلی کرک که یک بازیگر فرهنگی در جهان بود. اما من هرگز فکر نمی‌کردم که بحث درباره سیاست باشد. فکر نمی‌کنم او حتی برای یک لحظه فکر کرده باشد که این درباره سیاست است.

تئاتر و تأثیر آن بر زندگی

این یک قطعه تئاتر بود. تئاتر. درست مانند او و دانشجویان بیچاره‌اش که قطعه نهایی تئاتر خود را اجرا می‌کردند. زمانی که در سال ۱۹۷۰ با شمشیر خودکشی آیینی کرد، این تئاتر وجد بود که او را از بدن آزاد می‌کرد.

نظر درباره شاهکار “میشیما”

مردم اکنون می‌گویند “میشیما” شاهکار شماست. آیا با این موافقید؟

این عجیب‌ترین چیز است. یعنی، نمی‌دانم چطور آن را ساختم.

نمی‌دانم چگونه به وجود آمد. برای من، احساس می‌کنم فیلمی مثل «Affliction» (۱۹۹۷) یا «First Reformed» بیشتر منسجم است. منظورم این است که برای من منسجم‌تر است. اما جاه‌طلبی این کار و دیوانگی انجام آن، با نوعی احترام به آن نگاه می‌کنم. بله، واقعاً این کار را انجام دادم؟ نمی‌دانم از کجا این جسارت را پیدا کردم که بگویم بیایید این کار را انجام دهیم و از کجا پولش را آوردم.

حمایت مالی از پروژه

بخشی از فرانسیس فورد کاپولا و جورج لوکاس، نه؟

آن‌ها نیمی از بودجه را از وارنر برادرز و نیم دیگر را از توهو-توا و فوجی تی‌وی گرفتند.

تجربه فیلم‌برداری در ژاپن

وقتی شروع به فیلم‌برداری در توهو کردم، نگران بودم. جلیقه ضد چاقو پوشیدم، می‌دانید، چون ژاپن فرهنگ چاقو دارد، نه فرهنگ اسلحه. بنابراین اگر قرار بود به من حمله شود، با چاقو حمله می‌شد، درست است؟ به همین دلیل این جلیقه را پوشیده بودم.

سپس، بعد از حدود چهار یا پنج روز، تهیه‌کننده به من آمد و گفت که می‌توانی جلیقه را درآوری. آنها اجازه می‌دهند فیلم را بسازیم.

توافقات پشت پرده برای ساخت فیلم

جلیقه برای محافظت در برابر حمله بود. فکر نمی‌کردم اگر اتفاقی بیفتد بتوانیم کار را تمام کنیم. این ما را متوقف می‌کرد، چه حمله به من باشد یا حمله به شخص دیگری. سال‌ها بعد فهمیدم که جلسه‌ای برگزار شده بود. زیرا توهو-توا نمی‌خواست در موقعیتی قرار بگیرد که یک تولید بین‌المللی بزرگ را که آنها تأمین مالی می‌کردند، متوقف کند.

مذاکرات با جناح راست

بنابراین آنها با افرادی از جناح راست، کسانی که کامیون‌های صوتی و بلندگوها داشتند، ملاقات کردند. آنها گفتند اگر فیلم را متوقف نکنید، ما شما را متوقف خواهیم کرد. توافقی که سال‌ها بعد فهمیدم این بود که جناح راست به توهو-توا گفت ما به شما اجازه می‌دهیم فیلم را بسازید اگر قول بدهید که هرگز در ژاپن نمایش داده نشود. هیچ قراردادی نبود و روی هیچ کاغذی نوشته نشده بود. اما این توافق برای ۴۰ سال پابرجا ماند. اکنون همه کسانی که ۴۰ سال پیش این توافق را انجام دادند، فوت کرده‌اند.

بله، آن زمان متفاوتی بود. از آن زمان تاکنون فیلم‌های دیگری هم بوده‌اند که این نوع واکنش‌ها را دریافت کرده‌اند. اگر این را نشان دهید، ما اعتراض خواهیم کرد و شاید از خشونت استفاده کنیم.

تجربیات گذشته و واکنش‌ها

بله، این اتفاق با فیلم «آخرین وسوسه مسیح» اثر اسکورسیزی هم افتاد. اما هیچ پشیمانی نیست. فکر می‌کنم ما بچه‌های نسل انفجار جمعیت در حبابی از طبقه متوسط، ثروت و صلح زندگی کردیم. یعنی ما خوش‌شانس بودیم.

انتظارات و واکنش‌های آینده

بله، این یک دوره متفاوت است. خواهیم دید چه اتفاقی می‌افتد وقتی فیلم در توکیو نمایش داده شود. من هرگز این فیلم را با یک مخاطب ژاپنی ندیده‌ام و هیچ ایده‌ای ندارم که واکنش چه خواهد بود. شاید قبلاً نمی‌خواستند آن را نشان دهند چون کسی می‌ترسید که اگر یک بچه بلند شود و شروع به فریاد زدن کند، همه چیز را برای همه خراب کند.

چرا باید این ریسک را بپذیریم؟ خوشبختانه، اکنون این کار را انجام می‌دهند. آنها با من محافظ داشتند. زیرا تنها یک نفر دیوانه مانند کسی که نخست‌وزیر [شینزو آبه] را کشت، کافی است. امیدوارم همه چیز به خوبی پیش برود.

تشویق ایستاده بزرگ

فکر می‌کنم شما یک تشویق ایستاده بزرگ دریافت خواهید کرد.

من هم همین‌طور فکر می‌کنم. اما می‌دانید، کامیون‌ها هنوز آنجا هستند. من آنها را روز یکشنبه شنیدم. بله، تنها یکی کافی است. و بله، گاهی اوقات اتفاقاتی می‌افتد. مردم چاقو می‌خورند یا هر چیز دیگری، درست است؟

خاطراتی از “آخرین وسوسه”

منظورم این است که با “آخرین وسوسه” یک بمب در تئاتر بود و کسی کشته شد. خوب. وقتی که “آخرین وسوسه” را در زیگفیلد نشان می‌دادند، من رفتم. دفتر من درست کنار دفتر مارتین بود و او گفت بیایید به اولین نمایش برویم.

وقتی وارد شدم، سالن کاملاً پر بود. دو پلیس در دو طرف صحنه حضور داشتند تا از حمله احتمالی با اسپری یا چاقو جلوگیری کنند. با خودم فکر کردم، وای، من فیلمی ساخته‌ام که باید توسط بهترین‌های نیویورک محافظت شود.

پروژه‌های آینده

آیا پروژه‌های دیگری هم دارید که روی آن‌ها کار می‌کنید؟

بله، فیلمنامه‌هایی آماده دارم و پس از بازگشت، میکس نهایی آخرین فیلم را انجام خواهم داد. در حال حاضر در حال تصحیح رنگ هستیم و هفته آینده میکس نهایی را انجام می‌دهم. به نظر می‌رسد دو فیلم برای سال آینده آماده کرده‌ام. البته اگر سلامتی‌ام اجازه دهد.

نگرانی‌های سلامتی

در سنی هستم که یک تماس تلفنی فاصله دارید. وقتی دکتر می‌گوید، “آیا می‌توانید بیایید؟” هیچ‌وقت نمی‌دانید، درست است؟ این اتفاق برای بسیاری از دوستانم افتاده است. دوست خوبم، راسل بنکس و دیوید لینچ هم سن من بود.

تعجب‌آور نیست، می‌دانید؟ من زندگی بسیار غنی و پرباری داشتم. فقط می‌خواهم چند کار دیگر انجام دهم. منظورم این است که شما فقط ادامه می‌دهید، درست است؟

پاول شریدر درباره نمایش فیلم «Mishima» در جشنواره فیلم توکیو و آینده بازیگران هوش مصنوعی: «ترکیبی از براندو و کوین کاستنر برای ساخت فیلمی هیجان‌انگیز»