📋 خلاصه مقاله:
نیکول شرزینگر، خواننده سابق گروه Pussycat Dolls، با بازی در نقش نورما دزموند در بازسازی “بلوار غروب” به موفقیت بزرگی در برادوی دست یافت. او با چالشهای شخصی و حرفهای روبرو شده و اکنون با پیشنهادهای جدید فیلم و موسیقی به مسیر جدیدی قدم گذاشته است.
عکسها توسط سامی دراسین
جیمی لوید قبلاً تلاش کرده بود نیکول شرزینگر را به صحنه بیاورد. چند سال پیش، این کارگردان تئاتر بریتانیایی، خواننده سابق گروه Pussycat Dolls را برای بازی در “اویتا” دعوت کرد. اما به دلیل مشکلات زمانی، این همکاری به نتیجه نرسید. شرزینگر میگوید: “من به چیز دیگری متعهد شده بودم.” با این حال، او مجذوب نحوه کارکرد ذهن این کارگردان و توانایی او در جذب نسل جدیدی از تماشاگران تئاتر به وست اند لندن شده بود. بنابراین، وقتی لوید دوباره تماس گرفت و درخواست ملاقات در لندن کرد، او به سرعت موافقت کرد. سپس پیشنهاد او آمد: بازی در نقش نورما دزموند در بازسازی “بلوار غروب”.
تنها آشنایی شرزینگر با این اثر، فیلمی از بیلی وایلدر در سال ۱۹۵۰ بود. در این فیلم، گلوریا سوانسون نقش یک زیبای محو شده از دوران صامت را بازی میکرد که به شدت به دنبال بازگشت به شهرت بود.
«من شگفتزده شدم. با خودم گفتم، ‘وای. این چیزی است که برایش من را اینجا آوردی. این ایده بزرگ توست؟’» شرزینگر به یاد میآورد. او ادامه میدهد: «فکر میکردم، ‘من هنوز ملکه پوسیکت دال هستم و تو از همین حالا من را به یک ستاره سینمای قدیمی تبدیل کردهای. این نقشی است که برای من میبینی؟’ او گفت، ‘لطفاً فقط فیلمنامه را بخوان.’»
و او هم این کار را کرد. وقتی صفحات را ورق میزد، شروع به دیدن نسخهای از خودش در نورما کرد. شرزینگر در دهه ۲۰۰۰ در صدر جدولها بود. اما موفقیت انفرادی نداشت و گروه دخترانهاش جای خود را به کتیها، ریحاناها و گاگاهای دهه بعد داد.
او توضیح میدهد: «من هم زمانی مثل او در مرکز توجه بودم و صنعت بدون شما به راه خود ادامه میدهد.» او اضافه میکند: «در سطح شخصی، واقعاً با مبارزه نورما با تنهایی، ترک شدن و احساس نادیده گرفته شدن ارتباط برقرار کردم. احساس بسیار کوچک و بیارزش بودن، حتی.»
روزهای گرم و نسیمدار در پرتغال
در یک روز گرم و نسیمدار، شرزینگر در دفتر آفتابگیر خانهاش در پرتغال نشسته است. دفتری پر از ایدههای نوشته شده با خط خرچنگ قورباغه همیشه در دسترس است. این همان اتاقی است که او بسیاری از تماسهای اولیه زوم خود را با لوید انجام داد. در حالی که دیدگاه خود را برای قهرمان قاتل شکل میدادند.
اهمیت عشق به شخصیت نورما
او به یاد میآورد: «همیشه میگفتم، ‘جیمی، من نیاز دارم که مردم عاشق نورما شوند. اگر عاشق او نشوند، از همان ابتدا محکوم به شکست است.’»
تصور یک زن “نامرئی” با شخصیتی که در مقابل من است، دشوار است. حتی با پوشیدن یک بلوز سفید ساده، شلوار جین قدیمی لیوایز و گوشوارههای مروارید، شرزینگر نوعی از جذابیت را به نمایش میگذارد که از فضا قابل مشاهده است.
تأثیر اقتصادی نمایش “Sunset Blvd.”
همچنین نمیتوان تأثیر اقتصادی نمایش “Sunset Blvd.” را نادیده گرفت. این نمایش پس از افتتاح در وست اند لندن در سپتامبر ۲۰۲۳ و سپس اجرای موفقیتآمیز در برادوی در تئاتر سنت جیمز در سال بعد، به یک موفقیت بزرگ تبدیل شد. این احیا به یک منبع درآمد بزرگ برای برادوی تبدیل شد و در هفته پایانی خود در ماه ژوئیه به درآمد ۲.۴۸ میلیون دلاری رسید. تنها نمایش نهایی ۵۱۴,۵۱۵ دلار درآمد داشت که بالاترین درآمد تکنمایش در تاریخ تئاتر سنت جیمز بود.
آشنایی روزی اودانل با گروه Pussycat Dolls
روزی اودانل، که یک طرفدار مادامالعمر برادوی است و در روزهای میزبانی برنامه گفتوگو به عنوان یکی از بزرگترین حامیان تئاتر شناخته میشد، زمانی که به تئاتر سنت جیمز رسید و نمایش “Sunset Blvd.” در حال پیشنمایش بود، با گروه Pussycat Dolls آشنایی نداشت.
«من در شوک بودم و با خودم فکر کردم، ‘چطور ممکن است که من این زن را نمیشناسم؟ زنی که به زیبایی هر انسانی که تا به حال دیدهاید است، با ظرافت گوئن وردون حرکت میکند و مانند بهترین ستارههای برادوی که تا به حال شناختهایم میخواند؟’» اودانل میگوید. «نمیتوانستم باور کنم. به پشت صحنه رفتم و شروع به گریه کردم. این مثل پیدا کردن استرایسند بود، ناگهان، در اوج دوران حرفهای استرایسند.»
موفقیت درخشان در برادوی
وقتی او امسال جایزه تونی را برای بهترین بازیگر زن در یک موزیکال برد، تنها پنجمین باری بود که یک زن این موفقیت را برای اولین حضور در برادوی به دست آورده است. آخرین بار کاترین زتا جونز برای «موسیقی شبانه کوچک» در سال ۲۰۱۰ بود. هیچ شکی نبود که شرزینگر به خوبی دیده شده است. اکنون، در ۴۷ سالگی، او بالاخره آماده است تا در مرکز توجه قرار گیرد.
هیچچیز برای شرزینگر آسان نبوده است. او در هونولولو به دنیا آمد، جایی که مادر نوجوان و فقیرش، که خود یکی از ده فرزند بود، او را به دنیا آورد. مادر و دختر به همراه پدربزرگ و مادربزرگ مادری شرزینگر – که او آنها را توتو و پاپا مینامد – به سرزمین اصلی رفتند و به کنتاکی رفتند.
تربیت و رشد در کنتاکی
در آنجا، شرزینگر که از تبار هاوایی، فیلیپینی و اوکراینی بود، شبیه دیگر کودکان نبود. مادرش چندین شغل داشت. در حالی که پاپا که یک تفنگدار دریایی بود و توتو به تربیت این دختر کوچک کمک میکردند. آنها ایمانی عمیق در او ایجاد کردند که تا به امروز پایهای محکم برای او باقی مانده است.
«پدرم ابتدا بیخدا بود، سپس به کشیش و بعد به اسقف تبدیل شد. اکنون او اسقف اعظم کلیسای ارتدکس اوکراین است»، شرزینگر میگوید. در حالی که یک صلیب طلایی ارتدکس از پشت یقه باز او نمایان است، ادامه میدهد: «مادر مادربزرگم ۲۲ بارداری داشت — چهار سقط جنین و ۱۸ فرزند. آنها در یک خانه کوچک سهخوابه زندگی میکردند و هیچ پولی نداشتند، اما ایمان قوی داشتند. این همان خونی است که من دارم.»
حتی نام خانوادگی آلمانی خاص او — به لطف همسر جدید مادرش، گری شرزینگر — برجسته بود. گری او را در سن ۵ سالگی به فرزندی پذیرفت و او مردی است که تا به امروز او را پدر مینامد. اما مادرش که او را تشویق کرد تا در دانشگاه رایت ایالت اوهایو تئاتر موزیکال بخواند، الهامبخش او بود.
او میگوید: «مادرم همه چیز من است. او همه چیز را برای من فدا کرد و بسیار سخت کار کرد. او زنی بسیار فداکار است، همانطور که همه زنان خانوادهام هستند. آنها فقط جنگجویان خاموش هستند.»
مادر شرزینگر او را تشویق کرد تا برای یک سریال واقعنمای جدید به نام «Popstars USA» در شبکه WB تست بدهد. فصل اول این برنامه که در سال ۲۰۰۱ پخش شد، شرزینگر را به عنوان یکی از اعضای گروه تازهتأسیس Eden’s Crush معرفی کرد. این دوره اوج محبوبیت گروههای دخترانه بود که پس از موفقیت Destiny’s Child و Spice Girls به وجود آمد.
موفقیتهای اولیه و چالشها
اولین تکآهنگ Eden Crush به نام «Get Over Yourself» به جمع ده آهنگ برتر رسید و آنها با گروه ’N Sync به تور رفتند. سپس، مانند یک داستان گمشده از «Girls5eva»، شرکت ضبط آنها ورشکسته شد و اعضا راههای جداگانهای را در پیش گرفتند. در مورد شرزینگر، این به معنای پیوستن به گروه جدیدی به نام Pussycat Dolls به عنوان خواننده اصلی بود.
تغییر مسیر به موسیقی
این گروه از دهه ۱۹۹۰ به عنوان یک گروه بورلسک شناخته میشد اما در سال ۲۰۰۳ به موسیقی روی آورد. با وجود تنها دو آلبوم در طول هفت سال، این گروه بیش از ۱۰ میلیون آلبوم فروختند. این موفقیت به لطف آهنگهای جذابی مانند «Don’t Cha» و آهنگ مرتبط با فیلم «میلیونر زاغهنشین» به نام «Jai Ho! (You Are My Destiny)» بود.
ترانهسرا دایان وارن، که اولین بار در دوران حضور شرزینگر در گروه پوسیکت دالز با او همکاری کرد، میگوید او در کنار دیواهای بزرگ قرار دارد.
تواناییهای استثنایی شرزینگر
وارن میگوید: «من خوشحالم که دنیا چیزی را میبیند که از ابتدا دیدم. او یک خواننده فوقالعاده است و خدای من، یک بازیگر فوقالعاده هم هست. او توانایی زدن نتها را دارد. اما همیشه این نیست که کسی را بزرگ میکند. آنها همچنین باید بتوانند شما را با احساسی که در حین زدن نتها به شما منتقل میکنند، تحت تأثیر قرار دهند. او این کار را میکند و این یک ویژگی نادر است.»
موفقیتهای شرزینگر و همکاری با وارن
حتی در اوج موفقیت شرزینگر به عنوان یک ستاره پاپ، وارن در همکاریشان بر روی آهنگ «Until U Love U» از آلبوم «Doll Domination» در سال ۲۰۰۸، که درباره مبارزه برای پذیرش خود است، سایههایی از نورما را مشاهده کرد.
وارن میگوید: «نگاه میکنم و میبینم که او گریه میکند. میگویم، ‘نیکول، چرا گریه میکنی؟’ او میگوید، ‘فکر نمیکنم زیبا باشم.’ من میگویم، ‘داری شوخی میکنی؟’ آن لحظه واقعاً خاص بود. اینجا کسی است که یکی از زیباترین زنانی است که در تمام زندگیام دیدهام و اینطور فکر میکند. آن خاطره هرگز از ذهنم نرفت.»
چالشهای زنان در صنعت موسیقی
اما صنعت موسیقی میتواند بهویژه برای زنان جذاب بیرحم باشد. دوره موفقیت آنها کوتاه است. تا سال ۲۰۱۱، گروههای دخترانه دیگر محبوب نبودند. دستاوردهای شرزینگر با بیتوجهی مواجه شد. او به زودی با دو آلبوم انفرادی که نتوانستند در جدولها جایی پیدا کنند، با رد شدن مواجه شد.
در سالهای بعد، موفقیتهایی مانند صداپیشگی مادر شخصیت اصلی در انیمیشن موفق دیزنی «موانا» در سال ۲۰۱۶ و نقش اصلی در نمایش «گربهها» در وست اند وجود داشت. اما کارهای دیگر نشاندهنده وضعیت یک هنرمند معمولی بود، مانند داوری در برنامه «خواننده نقابدار». او که در دهه بیست سالگیاش موفقیت بزرگی را تجربه کرده بود، هرگز مهارتهای لازم برای مقابله با شکست را کسب نکرد.
«وقتی خیلی جوان هستید، متوجه نمیشوید که آن زمان رشد از شما گرفته میشود. به بریتنی اسپیرز فکر میکنم. آن زمان از او گرفته شد. آیا بخشی از شما متوقف شده و نمیتوانید رشد کنید؟» شرزینگر به آرامی میپرسد. «او قطعاً خود را در روابط وابسته و نیازمند پیدا کرده است و من هم همینطور. احساس ناامیدی. من هم در روابط اینگونه احساس کردهام.»
خرابیهای عاشقانه و جداییها
خرابیهای عاشقانه شامل جدایی در سال ۲۰۱۵ با راننده فرمول یک، لوئیس همیلتون، پس از هشت سال با هم بودن است. همچنین جدایی در سال ۲۰۱۸ از ستاره تنیس بلغاری، گریگور دیمیتروف، که به مدت سه سال با او در ارتباط بود، نیز از جمله این خرابیهاست.
آمادگی برای تغییرات عمیقتر
اما شکستهای حرفهای و شخصی او را برای چیزی بسیار عمیقتر آماده کرد. وقتی او و لوید درباره نورما در زوم ایدهپردازی میکردند، او شروع به احساس چیزی خاص کرد که در حال شکلگیری بود.
«حالا اگر مردم آن را دوست داشته باشند، من هیچ ایدهای نداشتم»، او با خنده میگوید.
برای بسیاری از حضار در سالن سنت جیمز در شب افتتاحیه، شرزینگر چیزی کمتر از یک تجربه متعالی نبود.
تجربهای فراتر از انتظار
«من تقریباً یک کلیهام را از دست دادم. با خودم گفتم، چه اتفاقی روی صحنه در حال رخ دادن است؟ این خیلی شدید بود. واقعاً زیبا بود. از آن لحظاتی بود که شخصیت و بازیگر دقیقاً در زمان مناسب با هم ترکیب شدند،» میگوید مربی بازیگری لی کیلتون-اسمیت. او با سم راکول و کیسی افلک و همچنین شرزینگر از زمانی که بازیگر ۱۹ ساله بود، به صورت پراکنده کار کرده است. «این تقریباً یک تجربه مذهبی بود. نمیخواهم بیش از حد اغراق کنم، اما واقعاً همینطور بود.»
کارگردانی و تاثیر آن بر اجرا
کارگردانی لوید، با استفاده تحریکآمیز از کلوزآپهای دوربین روی چهره او و پایان خونین دیوانهوار، اجرای شرزینگر را بیش از پیش جذاب کرده بود.
لورین کاکس که در شب افتتاحیه نیز حضور داشت، همان حضور الهی را احساس کرد. شرزینگر آهنگهای پرشور اندرو لوید وبر مانند “With One Look” و “As If We Never Said Goodbye” را به زندگی آورد. کاکس دو بار دیگر به محراب سنت جیمز بازگشت و با یادآوری لحظهای خاص که در اجرای آوریل رخ داد، به گریه افتاد.
لحظهای خاص در پشت صحنه
او میگوید: «به پشت صحنه رفتم تا به نیکول سلام کنم و او در گوشهای با گلن کلوز بود. حدود ۲۰ دقیقه با هم صحبت میکردند.» (کلوز اولین بازیگری بود که نقش نورما را در برادوی بازی کرد.) «همه ساکت ایستاده بودند و منتظر بودند. این لحظهای بسیار زیبا بود که آنها را با هم دیدم. احساس بسیار صمیمیای داشت. بانو گلن کلوز به نوعی مشعل را منتقل میکرد.»
شرزینگر آن تعامل را به وضوح به یاد میآورد. او گفت که این احتمالاً یکی از بهترین نقشهایی است که تا به حال نوشته شده است. این نقش واقعاً توانایی شما را میآزماید، همانطور که او میداند. من عصبی بودم، اما سپس شجاعت پیدا کردم تا از او بخواهم آلبومم را امضا کند. حدس بزنید او چه چیزی روی آن نوشت؟
او مکث میکند تا تأثیر بگذارد. “به همروح من. با عشق، گلن.” این فرد که خود را خوشایند مردم توصیف میکند، با یادآوری این خاطره لبخند میزند. نمیتوانستم باور کنم. یعنی، چقدر باحال است؟
با این حال، برادوی میتواند ناخوشایند باشد. ایمان صریح شرزینگر او را به فردی متفاوت در صنعتی تبدیل کرده است که از صحبتهای زیاد درباره عیسی ناراحت میشود. به ویژه زمانی که این صحبتها با پیامهای ترامپ در هم میآمیزد. او این را زمانی فهمید که روز بعد از انتخابات ۲۰۲۴ در یک پست اینستاگرامی راسل برند که بازیگر با کلاه قرمزی با شعار «عیسی را دوباره اول قرار دهیم» ظاهر شده بود، نظر داد. شرزینگر پاسخ داد: «از کجا میتوانم این کلاه را بگیرم؟!» با ایموجیهای دست دعا و قلب قرمز.
واکنش شرزینگر به انتقادها
او نظر خود را حذف کرد و بابت ارتباط ناخواسته با ترامپ عذرخواهی کرد. شرزینگر گفت: «بسیاری از جوامع حاشیهنشین که از نتایج انتخابات ریاستجمهوری احساس ناراحتی و نگرانی میکنند، افرادی هستند که من بیشترین اهمیت را به آنها میدهم. من با آنها هستم، همانطور که همیشه در طول زندگی و حرفهام بودهام. اگر مرا میشناسید، میدانید که.» اما او بابت حمایت از عیسی عذرخواهی نمیکند و اشاره میکند که در وفاداریاش تنها نیست.
«من یک کلیسای فوقالعاده در هالیوود دارم که به آن میروم. بیشتر دوستانم در هالیوود مسیحی هستند. فکر میکنم مسیحیت بدنامی دارد. اما به همین دلیل است که اگر یک مسیحی واقعی هستید، باید با الگو بودن و نور بودن، راهنمای دیگران باشید.» او میگوید.
بیش از ۴۰۰ اجرای «Sunset Blvd.» بعد، نیکول شرزینگر به طور کامل احیا شده است. این لحظه تقریباً همزمان با موج کوچکی از بازیگرانی که مدتها به عنوان نمادهای جنسی تعریف و رد شده بودند، فرا رسید. دمی مور در «The Substance» و پاملا اندرسون در «The Last Showgirl» از جمله این بازیگران هستند.
پیشنهادهای جدید برای نیکول شرزینگر
برای شرزینگر، پیشنهادهای فیلم اکنون در حال سرازیر شدن هستند. این بازیگر که توسط CAA نمایندگی میشود، ابتدا به سراغ کمدی موزیکال «Girl Group» به کارگردانی ربل ویلسون در لندن میرود. سپس در یک فیلم مستقل که در نیویورک فیلمبرداری خواهد شد، بازی میکند. او همچنین به تازگی به استودیو با وارن بازگشته تا مواد جدیدی ضبط کند که وارن پیشبینی میکند «حماسی خواهد بود.»
رهایی از زنجیرهای گذشته
او میگوید: «شما مجبورید پوستهای قدیمی را کنار بگذارید و بگویید، ‘دیگر نمیتوانم بهانه بیاورم. دیگر نمیتوانم قربانی باشم. دیگر نمیتوانم بترسم.’ این فقط آزادکننده است که این زنجیرها را بردارید.»
در طول ۱۵ سال همکاری با المپیک ویژه، نیکول شرزینگر رابطه نزدیکی با تیموتی شرایور، فعال حقوق معلولان و تهیهکننده فیلم، برقرار کرده است. او برای حمایت از افرادی مانند عمه ۴۶ سالهاش که مبتلا به سندرم داون است، به این سازمان پیوست. شرایور وضعیت عمهاش را به گونهای توضیح داد که برای شرزینگر قابل درک بود.
نگاه متفاوت به تواناییها
او میگوید: «تیم آن را ‘ناتوانی’ نمینامید. او آن را ‘تواناییهای فوقالعاده’ مینامید.» او اضافه میکند: «افرادی که نیازهای ویژه دارند، ابرقهرمان هستند. زیرا آنها بدبینیای که ما داریم را ندارند. آنها دنیا را به شکلی متفاوت و زیباتر میبینند. امیدواریم این دیدگاه به ما هم منتقل شود تا بتوانیم دنیا را با امید بیشتری ببینیم.»
المپیک ویژه در سال ۱۹۶۸ توسط یونیس کندی شریور، مادر شریور، تأسیس شد. هدف این المپیک تغییر زندگی میلیونها نفر از افراد با ناتوانیهای ذهنی، هم در زمین بازی و هم خارج از آن بود.
نقش شرزینگر در المپیک ویژه
در سال ۲۰۱۳، شرزینگر به عنوان سفیر انتخاب شد. او در این نقش با رئیسجمهور اوباما در کاخ سفید دیدار کرد. همچنین، سرود ملی را در کنسرت A Capitol Fourth در سال ۲۰۱۵ اجرا کرد.
او همان نتهای نمادین را در مراسم افتتاحیه بازیهای جهانی تابستانی المپیک ویژه در لسآنجلس اجرا کرد. علاوه بر این، آهنگ “Victorious” را با دوست نزدیکش جوناس میرین برای مراسم اختتامیه بازیهای تابستانی ۲۰۱۹ در ابوظبی نوشت و اجرا کرد.
این سازمان از حمایت افرادی مانند کریس پرت، چارلز ملتون و خواهر شرایور، ماریا برخوردار است. اما شرزینگر دوست دارد که این حمایت بیشتر شود. او میگوید: «هالیوود همه چیز درباره شمولیت است. بنابراین پیشنهاد من این است که اگر در این قطار نیستید، واقعاً چیزی را از دست میدهید.» آنها به ما کمک میکنند تا به سادگی و صداقت بازگردیم. دنیا جای بهتری میشود اگر ما فقط به این شکل با یکدیگر صحبت کنیم – مستقیم و با محبت.




