📋 خلاصه مقاله:
گائتان بروئل، جوانترین رئیس مرکز ملی سینمای فرانسه، در تلاش است تا با همکاری با فیلمسازان آمریکایی و سرویسهای استریم، نقش فرانسه را در سینمای بینالمللی تقویت کند. او به ترویج سینمای فرانسه و حمایت از تولیدات مشترک و استعدادهای جهانی میپردازد.
شاید قدرتمندترین چهره در سینمای فرانسه، گائتان بروئل باشد. او در اوایل سال جاری در سن ۳۷ سالگی به عنوان جوانترین رئیس مرکز ملی سینما (CNC) منصوب شد. بروئل در تلاش است تا با فیلمسازان آمریکایی، انجمنها و سرویسهای استریم همکاری کند. او تا سال ۲۰۲۳ به عنوان رئیس خدمات فرهنگی فرانسه، بخشی از سفارت فرانسه، در نیویورک زندگی میکرد. این هفته اولین سفر رسمی خود به ایالات متحده را در نقش جدید خود انجام میدهد. هدف او شرکت در جشنواره فیلم آمریکایی-فرانسوی (TAFF) است که امروز (۲۸ اکتبر) آغاز میشود.
در مصاحبهای با ورایتی و در آستانه سفرش به لسآنجلس برای حضور در TAFF، بروئل درباره نقش فزاینده فرانسه در سینمای بینالمللی صحبت کرد. این امر در تعداد زیاد تولیدات مشترک فرانسوی در میان نامزدهای رسمی اسکار منعکس شده است. از جمله نامزد اسکار امسال فرانسه، فیلم “فقط یک تصادف بود” به کارگردانی جعفر پناهی که برنده نخل طلای کن شده است.
تلاشهای بروئل برای ترویج سینمای فرانسه
بروئل که پیشتر با CNC برای ترویج استعدادهای فرانسوی در آمریکا همکاری نزدیک داشت، به ایجاد ویلا آلبرتین، یک برنامه اقامتی در آمریکا برای خلاقان فرانسوی کمک کرد. او همچنین درباره مأموریت خود برای تقویت جایگاه فرانسه به عنوان مقصد برتر فیلمبرداری برای فیلمسازان آمریکایی صحبت کرد. این فیلمسازان به پروژههای میانبودجه و بلندپروازانه میپردازند.
«Mother Father Sister Brother» اثر جیم جارموش که برنده شیر طلایی شده است، از جمله این آثار است. او به تهدید رئیسجمهور آمریکا، ترامپ، برای اعمال تعرفه بر فیلمهای تولید شده خارج از فرانسه اشاره کرد. همچنین به رابطه در حال تحول کشور با پلتفرمهای استریمینگ و اهمیت مدل پنجرهای آن برای حفاظت از سینماها و تأمین مالی فیلمهای مستقل پرداخت. این موضوع در زمانی بحرانی مطرح میشود که همه مدلهای خلاقانه برتر در فضای تصویر متحرک توسط مدلهای کمهزینهای که توسط هوش مصنوعی، پلتفرمهای رایگان و اشکال جدید دزدی دریایی قدرت میگیرند، مختل میشوند.
نقش فرانسه در تولید فیلمهای بینالمللی
هر سال، فرانسه پشت بسیاری از فیلمهایی است که برای بخش فیلم بلند بینالمللی در اسکار ارسال میشوند. امسال چند تا از آنها با همکاری فرانسه تولید شدهاند؟
امسال، نزدیک به یکسوم از فیلمهایی که برای بخش فیلم بلند بینالمللی ارسال شدهاند، با همکاری فرانسه تولید شدهاند. بیش از ۲۰٪ از آنها از حمایت CNC برخوردار بودهاند. از میان ۸۶ فیلم ارسال شده، ۲۷ فیلم به صورت مشترک با فرانسه تولید شده و ۱۹ فیلم از حمایت مالی CNC بهرهمند شدهاند. این فیلمها شامل «مامور مخفی» به کارگردانی کلبیر مندونسا فیلیو، «نگاه مرموز فلامینگو» به کارگردانی دیگو سپدس، «سیرات» به کارگردانی الیور لاکس، «یتیم» به کارگردانی لازلو نمش، «کاله مالاگا» به کارگردانی مریم توزانی، «عقابهای جمهوری» به کارگردانی تاریک صالح، «ارزش احساسی» به کارگردانی یواخیم تریر و بسیاری دیگر هستند.
انتخاب فیلم «فقط یک حادثه بود»
کمیته اسکار فرانسه فیلم «فقط یک حادثه بود» به کارگردانی جعفر پناهی را انتخاب کرد. این فیلم برنده نخل طلای کن شده است. انتخاب این فیلم در برخی محافل فرانسوی انتقاداتی را برانگیخت. دلیل این انتقادات این است که فیلم به زبان فارسی و با بازیگران ایرانی ساخته شده است. نظر شما در این باره چیست؟
من هیچ جنجالی ندیدم. فقط تلاشهایی برای ایجاد جنجال مشاهده کردم. این اولین بار نیست که فرانسه فیلمی از یک کارگردان خارجی را برای نمایندگی در این دسته انتخاب میکند.
نمونههای انتخاب فیلمهای خارجی توسط فرانسه
در سال ۲۰۱۶، «موستانگ» به کارگردانی دنیز گامزه ارگوون، کارگردان ترک، انتخاب شد. سال بعد، «او» اثر پل ورهوفن، که هلندی است، نماینده فرانسه بود. اگر به فراتر از فرانسه نگاه کنیم، نمونههای زیادی وجود دارد. «بذر انجیر مقدس» اثر محمد رسولاف، سال گذشته توسط آلمان ارائه شد. «عشق» اثر میشائیل هانکه، فیلمی فرانسوی که نماینده اتریش بود. همچنین «روزهای کامل» اثر ویم وندرس، که نماینده ژاپن بود.
تولید مشترک و همکاریهای بینالمللی
«این فقط یک حادثه بود» کاملاً با معیارهای آکادمی مطابقت دارد. این یک تولید مشترک فرانسوی است که بدون مشارکت قاطع فرانسه و اکوسیستم تولید آن نمیتوانست محقق شود. این فیلم از همکاری طولانیمدت بین تهیهکننده فرانسوی فیلیپ مارتین و جعفر پناهی به وجود آمده است. آنها قبلاً با هم روی یک فیلم کوتاه کار کرده بودند. اعتماد بین آنها نمادی قدرتمند از اعتمادی است که فرانسه به بزرگترین فیلمسازان جهان، بهویژه کسانی که در کشورهای خود با تهدید یا سانسور مواجه هستند، میگذارد.
فیلمی فوقالعاده و افتخار فرانسه
اما قبل از اینکه فیلمی باشد که از شرایط فوقالعاده به وجود آمده، بهسادگی یک فیلم فوقالعاده است. به همین دلیل کمیته انتخاب مستقل تصمیم گرفت که بهترین موقعیت را برای بردن اسکار پس از نخل طلایی دارد. فرانسه بسیار مفتخر است که از آن حمایت میکند.
چرا فرانسه امروزه نقش فزایندهای در سینمای بینالمللی ایفا میکند؟
در فرانسه، ما به سینمای فرانسوی و همچنین به ایدهای جهانی از سینما ایمان داریم. به همین دلیل است که تصمیم میگیریم ابتدا از استعدادهای فرانسوی حمایت کنیم. همچنین از یک اکوسیستم قوی تولید، توزیع و فروش بینالمللی که به پایداری سینما در سراسر جهان کمک میکند، پشتیبانی میکنیم.
حمایت از استعدادهای جهانی در سینما
این شامل جعفر پناهی که با فیلیپ مارتین همکاری کرده است، تا برد پیت که شرکت او Plan B — پشت فیلم «F1» — اکنون بخشی از مدیاوان، گروهی که توسط پیر-آنتوان کپتون تأسیس شده است، میشود. در جشنواره کن امسال، از میان هشت فیلمی که جوایز دریافت کردند، یکی فرانسوی بود و پنج فیلم توسط Aide au Cinéma du Monde حمایت شده بودند.
نقش ACM در حمایت از سینما
«ACM» بزرگترین صندوق تولید مشترک در جهان است. این صندوق با بودجهای معادل ۷ میلیون یورو، تنها صندوقی است که تا ۳۰۰,۰۰۰ یورو به هر پروژه اختصاص میدهد. ACM امسال از ۱۷ فیلم در رقابت برای بخش فیلم بلند بینالمللی حمایت کرد، از جمله فیلم پناهی. ما در حال افزایش میزان بودجه این صندوق برای سال آینده هستیم.
تعهد فرانسه به سینما
این لحظهای بحرانی برای سینما است و فرانسه در کنار کسانی است که بالاترین ایدهآلهای آن را در سراسر جهان حفظ میکنند. در زمانی که اغلب از هنر صحبت میکنیم اما بیشتر به صنعت فکر میکنیم، ما به فیلمسازانی مانند جعفر پناهی مدیونیم که به آنچه سینما واقعاً هست وفادار بمانیم.
سرویسهای استریم معمولاً فیلمها را به عنوان محصولی صوتی و تصویری میبینند. آنها در تلاش هستند تا این فیلمها را در فرانسه به محض اکران سینمایی روی پلتفرم خود عرضه کنند. به نظر نمیرسد که این اتفاق به زودی رخ دهد، درست است؟
نمیتوانید هم کیک خود را داشته باشید و هم آن را بخورید. نمیتوانید به یک بازار قوی سینمایی امیدوار باشید اگر از آن حمایت نکنید. نباید از سینماها انتظار غیرممکن داشته باشیم که هم مطلوب و هم متمایز باشند، در حالی که تلاشهایشان با یک دوره انحصاری بسیار کوتاه تضعیف میشود.
بازار سینمای آلمان و فرانسه
گاهی به من گفته میشود که اکران فیلم در آلمان آسانتر است. اما بازار آلمان تنها نصف اندازه فرانسه است، حتی با وجود اینکه آلمان جمعیت بیشتری دارد. فرانسه سومین بازار بزرگ باکس آفیس پس از ایالات متحده و چین است. این در حالی است که تنها در رتبه هفتم قدرت اقتصادی و بیست و سوم جمعیت قرار دارد. سینما بخشی از DNA فرانسه است و این چیزی است که بازار فرانسه را یکی از مقاومترینها در جهان در میان کاهش فعلی حضور در سینماها میسازد.
تهدیدات وجودی برای سینما
در کشورهایی که فیلمها به محصولات جانبی صنعت گستردهتر سمعی و بصری تقلیل یافتهاند، خود سینما با تهدیدی وجودی مواجه است. کره نمونهای چشمگیر است که زمانی به عنوان نیروی محرکه دیده میشد. وقتی تمرکز تنها به بعد صنعتی معطوف میشود یا وقتی توافقات تجاری سینما را تضعیف میکنند، همانطور که با توافقات ۲۰۰۶ ایالات متحده و کره اتفاق افتاد، سینما در خطر نابودی کامل قرار میگیرد.
کاهش حضور در سینماها
امروز، حضور در سینماها در سراسر جهان بین سالهای ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۴ به میزان ۴۰٪ کاهش یافته است. اما در کره، این کاهش حتی شدیدتر است، حدود ۶۰٪. در سال ۲۰۱۹، این کشور ۲۲۰ میلیون پذیرش ثبت کرد؛ امسال ممکن است به زیر ۱۰۰ میلیون برسد.
وضعیت تولید فیلم در کره
وضعیت در تولید فیلم حتی نگرانکنندهتر است. تولیدات در همان دوره پنج برابر کاهش یافته است، زیرا سرمایهگذاران اعتماد خود را به بازار سینمایی از دست دادهاند. در نتیجه، در سال ۲۰۲۴ کره شاهد رکورد ۲۲۸ بازپخش فیلمهای قدیمی بود، تنها برای پر کردن پردهها. بسیاری از آنها اکنون به سالنهای مذهبی یا حتی فضاهای پیادهروی داخلی تبدیل میشوند.
شما قبلاً اشاره کردهاید که پلتفرمهای استریم میتوانند همپیمانان استراتژیک سینما باشند. این موضوع در بازاری مانند فرانسه که تحت نظارت است، چگونه کار میکند؟
حفظ تعادل در انحصار نمایشی به این معنا نیست که پلتفرمهای استریم در این بازار جایی ندارند. برعکس، رقابت بین سینماها و پلتفرمها، بین پرده بزرگ و کوچک، به دهه ۲۰۱۰ تعلق دارد و اکنون به نظر میرسد که به تدریج قدیمی شده است. ما وارد یک پارادایم جدید میشویم. امروز، پلتفرمهای استریم و دنیای فیلم میتوانند دست در دست هم کار کنند، به شرطی که نیاز به حفاظت از سینماها را بشناسند.
تغییر در عادات تماشای جوانان
وقتی به مطالعاتی که در مورد عادات تماشای جوانان در سه سال گذشته منتشر شدهاند نگاه میکنید، متوجه میشوید که رقابت دیگر عمدتاً بین استریم و سینماها نیست. حتی بین بازیهای ویدیویی و استریم هم نیست. تغییری در مخاطبان به سمت رسانههای اجتماعی و پلتفرمهای رایگان وجود دارد و این بر همه تأثیر میگذارد، به ویژه بر استریمرهای استریم.
آیا میکرو دراما را به عنوان یک روند نگرانکننده میبینید که میتواند به تماشای فیلم آسیب برساند؟
چرا سرویسهای استریم به سینماها نگاه متفاوتی دارند؟
اتحادهای جدید در فرانسه بین سرویسهای استریم و تلویزیون
بله، این موضوع کاملاً درست است. توافقات توزیع اخیر بین TF1 و نتفلیکس، و همچنین بین فرانسه تلویزیون و آمازون پرایم ویدئو، خبر خوبی برای سینما و سریالها به شمار میآید. با کاهش شدید ارزش پخش خطی، ایجاد اتحاد با بازیگران دیجیتال بومی ضروری است. از سوی دیگر، این پلتفرمها باید از تخصص تبلیغاتی پخشکنندگان خصوصی و تعامل مخاطبان که توسط پخشکنندگان عمومی بزرگ پرورش یافته است، بهرهمند شوند. این موضوع نشان میدهد که مدلهای مختلف لزوماً در تضاد نیستند. کسانی که بر تقسیمبندیها تأکید میکنند، ممکن است در نهایت خود را تنها بیابند. در اینجا نکته سیاسی مطرح نمیکنم.
اما نتفلیکس و آمازون پرایم ویدئو به شورای دولتی فرانسه اعتراض کردهاند. این اعتراض به قوانین پنجرهای است که آنها را مجبور میکند ۱۵ تا ۱۷ ماه برای دسترسی به فیلمها پس از اکران سینمایی صبر کنند.
آخرین اخبار در این باره چیست؟
شکایت آنها به قوانین خود هدف نمیگیرد، بلکه به یک تمدید خاص اشاره دارد که هنوز به درخواست آنها برای جابجایی در زمان انتشار پاسخ نداده است. این کاملاً متفاوت است. آنها سیستم را به طور کلی زیر سوال نمیبرند، حداقل در فرانسه، جایی که رویکرد قانونی آنها کمتر تهاجمی از سایر نقاط اروپا است. از دیدگاه من، هدف آنها پیشبرد بحث در مورد موقعیت خود در سیستم زمان انتشار فرانسه است.
چالشهای مذاکره و نتایج آن
آنچه آنها به چالش میکشند، نتیجه موقت یک مذاکره خاص با سازمانهای صنعتی است که هنوز به پیشنهاد آنها پاسخ ندادهاند. این مذاکره کاملاً به آنها مربوط است. باید اشاره کنم که Disney+ با موفقیت چنین مذاکرهای را به پایان رسانده است. آنها زمان انتشار را از ۱۷ ماه به ۹ ماه کاهش دادهاند، در ازای سرمایهگذاری بیشتر در سینمای فرانسه. این به تنهایی نشان میدهد که بحث همچنان باز است.
آیا فکر نمیکنید که سیستم پنجرهای فرانسوی به طور فزایندهای منسوخ شده است؟
برعکس، من معتقدم که این موضوع بیش از هر زمان دیگری مرتبط است. سیستم پنجرهبندی ما که اخیراً توسط تام راثمن، رئیس و مدیرعامل سونی پیکچرز، تحسین شده است، دو هدف اساسی را دنبال میکند.
حفاظت از سینماها و تأمین مالی فیلمها
اولین هدف، همانطور که قبلاً اشاره کردم، حفاظت از سینماها در هفتههای حیاتی اول اکران است. در فرانسه، فیلمها از یک دوره انحصاری چهار ماهه در سینماها بهرهمند میشوند. به عنوان نتیجه مستقیم، فرانسه دارای متراکمترین شبکه سینماها در جهان است. ۹۰ درصد از جمعیت کمتر از سی دقیقه با یک سینما فاصله دارند. برای ۱۰ درصد باقیمانده، مدارهای سیار وجود دارد که اطمینان میدهد هیچ منطقهای به یک “بیابان سینمایی” تبدیل نشود. این یکی از دلایل اصلی است که چرا سینما همچنان بخشی عمیقاً ریشهدار از زندگی روزمره در فرانسه باقی مانده است. هر روستا میخواهد مدرسه، نانوایی و سینمای خود را داشته باشد!
هدف دوم، تأمین مالی فیلم از طریق یک توالی مشخص از پنجرههای انحصاری است. از آنجا که فیلمسازی هم پرهزینه و هم پیچیده است، مدل فرانسوی چرخه زندگی یک فیلم را به گونهای ساختار میدهد که سطوح سرمایهگذاری را منعکس کند. به طوری که کسانی که بیشترین مشارکت را دارند، زودتر در توالی ظاهر شوند و کسانی که بعداً میآیند به نسبت مشارکت کنند.
گیشه فرانسه در سال ۲۰۲۵ دچار افت شده است. این کاهش نسبت به سال گذشته مشهود است. به نظر شما چه اتفاقی افتاده است؟
ما به تازگی سال ۲۰۲۴ را با موفقیت پشت سر گذاشتهایم. در این سال، ۱۸۲ میلیون پذیرش داشتیم که تنها ۱۵٪ کاهش نسبت به سال ۲۰۱۹ داشته است. این در حالی است که حضور جهانی در سینماها در همان دوره ۴۰٪ کاهش یافته است.
موفقیت فیلمهای فرانسوی
ما مجموعهای عالی از فیلمها داشتیم. از جمله تولیدات فرانسوی که ۴۴٪ سهم بازار را به خود اختصاص دادند. این میزان دو برابر ایتالیا با ۲۲٪ و شش برابر بریتانیا با ۷٪ است. این نشان میدهد که مدل ما همچنان فیلمهایی تولید میکند که واقعاً با مخاطبان ارتباط برقرار میکنند.
تأثیر در تلویزیون
همین امر برای تلویزیون نیز صادق است. سال گذشته، ۱۰۰٪ از درامهای پرطرفدار در زمان اوج تماشا، فرانسوی بودند. با این حال، آغاز امسال چالشبرانگیزتر بوده است. ما با کاهش تولید فیلمهای آمریکایی و فرانسوی مواجه بودهایم.
پیام به هالیوود و تولیدکنندگان فرانسوی
بنابراین پیام ما به هالیوود ساده است: فیلمهای بیشتری برای ما بفرستید. فیلمهای عالی و با تنوع بیشتر! همین پیام برای تولیدکنندگان فرانسوی نیز صادق است. فرانسه فقط کشوری نیست که به سینما عادت کرده باشد، بلکه کشوری است که به آن عشق میورزد. در DNA فرانسویها است که هر زمان فیلمهایی وجود داشته باشد که بخواهند ببینند، به سینما بروند. ما فقط به وجود این فیلمها نیاز داریم.
برنامهریزی برای آینده
با این حال، من در حال کار بر روی برنامهای هستم تا پذیرشها را به ۲۰۰ میلیون برسانم. این میزان نزدیک به سطح پیش از همهگیری ما خواهد بود.
چگونه برنامهریزی کردهاید که در چند سال آینده به هدف بازگرداندن تعداد تماشاگران سینما به ۲۰۰ میلیون نفر برسید؟
تنوع در تولید فیلمها
اول، باید به ارائه تنوع واقعی از فیلمها، از فرانسه و فراتر از آن، برای هر مخاطب و هر سلیقهای ادامه دهیم. فرانسه یکی از معدود کشورهایی است که قادر به تولید چنین طیف گستردهای از سینما است. این شامل درامها، کمدیها، حماسههای تاریخی، فیلمهای اکشن و ماجراجویی، کمدیهای رمانتیک، تریلرها و فیلمهای ژانر میشود.
حمایت از سینماها
دوم، باید به حمایت و حفاظت از سینماهای خود ادامه دهیم. ما به شدت معتقدیم که سینماها نشانههای فرهنگی محلی هستند. این نشانهها به طور عمیق در زندگی روزمره جوامع ما ریشه دارند.
آموزش به تصاویر
سوم، باید در آنچه در فرانسه به آن آموزش به تصاویر میگوییم، بسیار فعالتر باشیم. این امر به ما کمک میکند تا نسل جدیدی از تماشاگران را پرورش دهیم که به سینما علاقهمند باشند.
سواد فیلم، یا آموزش از طریق سینما، به مدت چهل سال یک برنامه ملی بوده است. این برنامه به ۸۰,۰۰۰ معلم امکان داده تا ۲ میلیون دانشآموز را از مهدکودک تا دبیرستان، سه بار در سال به سینما ببرند. هر مطالعهای تأثیر فوقالعاده آن را تأیید میکند. وقتی به یک کودک شش ساله تجربه صفحه بزرگ را میدهید، احساسی را برمیانگیزید که تا آخر عمر باقی میماند.
تأثیر مثبت سینما بر کودکان
نمایشدهندگان نیز این برنامه را دوست دارند. زیرا هم در کوتاهمدت و هم در بلندمدت به نفع آنهاست. این نمایشها زمانی برگزار میشود که سینماها کمترین شلوغی را دارند. بلیطهای کاهشیافته توسط دولت و مقامات محلی تأمین میشود. در بلندمدت، آن کودکان به مخاطبان فردای آنها تبدیل میشوند.
هدفگذاری برای آینده
امروز، تنها ۱۵٪ از جوانان ما هر سال این برنامه را تجربه میکنند. هدف ما این است که این رقم را در چند سال آینده به ۳۰٪ برسانیم. در نهایت، میخواهیم به هر کودک در فرانسه دست یابیم.
شما در آستانه سفر به ایالات متحده برای اولین بازدید رسمی خود از زمان تصدی ریاست CNC هستید. چرا برای CNC مهم بود که به شریک TAFF تبدیل شود؟
من بسیار خوشحالم که برای اولین بار از زمان ریاستم بر CNC به ایالات متحده بازگشتهام. من چهار سال در نیویورک در نقش قبلیام گذراندم و اغلب به لسآنجلس سفر میکردم. در لسآنجلس تیمی داشتم و شاخهای از Villa Albertine، شبکه اقامتهای خلاقانه فرانسه که در سراسر ایالات متحده ایجاد کردم، را تأسیس کردم.
ترویج سینمای فرانسه در ایالات متحده
من ابتدا به لسآنجلس آمدهام، بهویژه برای TAFFF که از سال ۱۹۹۷ در حال برگزاری است. نام آن در طول زمان تغییر کرده است، اما مأموریت اصلی آن همچنان باقی مانده است: ترویج سینمای فرانسه در ایالات متحده. در اروپا، فیلمهای آمریکایی ۶۰٪ از گیشه را تشکیل میدهند، در حالی که فیلمهای اروپایی به سختی ۱٪ از گیشه ایالات متحده را نمایندگی میکنند. البته سهم فرانسه حتی کمتر است.
تقویت ارتباطات بینالمللی
با پیوستن به نیروهای DGA، MPA، WGA و SACEM — جامعه نویسندگان، آهنگسازان و ناشران موسیقی فرانسه — که پشت TAFF هستند، CNC به همراه Unifrance قصد دارد ارتباطات بین صنایع ما را تقویت کند. همچنین، گفتگوی عمیقی درباره چالشهای بزرگی که امروز با آنها روبرو هستیم، ایجاد کند.
من شخصاً معتقدم که روابط ما قویتر از مواضع سیاسی یا اختلافات قانونی است. وقتی فرانسه و ایالات متحده درباره سینما صحبت میکنند، این فقط دو کشور نیستند که درباره تجارت یا منافع خلاقانه بحث میکنند. این دو ملتی هستند که سینما را اختراع کردند و آن را با جهان به اشتراک گذاشتند و با هم برای شکل دادن به آینده آن تلاش میکنند.
علاوه بر نمایش فیلمها و سریالهای فرانسوی، شما همچنین به دنبال تبلیغ مکانها و امکانات فرانسوی برای تهیهکنندگان آمریکایی در TAFF هستید.
در چند سال گذشته، تغییرات زیادی در فرانسه رخ داده است. فرانسه امروزی دیگر آن کشوری نیست که شما برای تعطیلات پس از فیلمبرداری به آنجا میرفتید. اکنون به مکانی برای ساخت فیلم تبدیل شده است. قدرتهای ما اکنون فراتر از مشوقهای مالیاتی ماست. هرچند که همچنان یکی از جذابترینها در جهان است و تا ۴۰٪ اعتبار بدون سقف سالانه ارائه میدهد.
برنامه بلندپروازانه «فرانسه ۲۰۳۰»
پنج سال پیش، رئیسجمهور مکرون برنامهای بلندپروازانه به نام «فرانسه ۲۰۳۰» را برای دو برابر کردن ظرفیت آموزش و تولید ما آغاز کرد. این برنامه اکنون در حال تکمیل است و تحولی که به ارمغان آورده، واقعاً چشمگیر است.
مطالعات موردی جشنواره TAFF
به عنوان بخشی از جشنواره TAFF امسال، دو مطالعه موردی را که این نوسازی را تجسم میبخشند، برجسته خواهیم کرد. «رئیسجمهور»، یکی از بزرگترین موفقیتهای جهانی آمازون پرایم که عمدتاً در فرانسه فیلمبرداری شده است، و «پدر مادر خواهر برادر»، برنده شیر طلایی. جیم جارموش نیز به ما خواهد پیوست تا تجربه خود از فیلمبرداری در فرانسه را به اشتراک بگذارد.
آیا درباره چگونگی حمایت فرانسه از سینمای مستقل آمریکا صحبت خواهید کرد؟
در سالهای اخیر، پایداری درامهای با بودجه متوسط به یک مسئله مهم در ایالات متحده تبدیل شده است. یافتن یک مدل اقتصادی مناسب برای این فیلمها، که نه بلاکباسترهایی هستند که پلتفرمها به دنبال آنها هستند و نه تولیدات کوچک مستقل، بلکه آثار جاهطلبانهای هستند که هدفشان رسیدن به مخاطبان گسترده است، به طور فزایندهای پیچیده شده است.
اهمیت فیلمهای با بودجه متوسط در فرانسه
فرانسه به شدت به این فیلمها اعتقاد دارد. اینها دقیقاً همان پروژههایی هستند که اخیراً از آنها استقبال کردهایم و امیدواریم در سالهای آینده بیشتر ببینیم. به فیلم «The Substance» که با بودجه ۲۲ میلیون یورو ساخته شده و «Emilia Perez» با بودجه ۲۶ میلیون یورو فکر میکنم. ارقامی که دوستان آمریکاییام هرگز باور نمیکنند وقتی آنها را ذکر میکنم، فرض میکنند بودجهها حداقل دو برابر بیشتر بوده است.
هدف فرانسه در همکاری با سینمای مستقل آمریکایی
به عبارت دیگر، هدف ما جذب تولیدات بعدی مارول نیست، بلکه میخواهیم شریک ترجیحی سینمای مستقل آمریکایی باشیم. جیم جارموش، که آخرین فیلمش بخشی از آن در پاریس فیلمبرداری شده است، به خوبی این دیدگاه را تجسم میکند. خوشحالم که او تمایل خود را برای همکاری نزدیکتر با فرانسه در آینده ابراز کرده است.
رئیسجمهور ترامپ اخیراً تهدید کرده است که بر روی فیلمهای تولید شده در خارج از کشور تعرفههایی اعمال کند. نظر شما در مورد این تهدید چیست؟ آیا پیشبینی میکنید که این موضوع برخی از تولیدکنندگان را از آمدن به فرانسه باز دارد؟
به نظر من، منطق پشت این بیانیه بیشتر به صنعت خودرو مربوط میشود تا صنعت فیلمسازی. اما از آنجا که این دومین بار است که آن را میشنویم، هیچکس آن را به سادگی نمیگیرد. این موضوع با خطرات واقعی همراه است. حرفهایهای آمریکایی ممکن است خود را در میان یک معادله مالی غیرممکن و اقدامات تلافیجویانه احتمالی بیابند.
موضع مایکل مان و اهمیت مشوقهای مالیاتی
من کاملاً موضع مایکل مان را درک میکنم وقتی میگوید: “میخواهم در لسآنجلس فیلمبرداری کنم — باید به من کمک کنید تا این ممکن شود.” این موضوع درباره مالیات بر فیلمها نیست؛ بلکه درباره بهبود مشوقهای مالیاتی است. به طور ایدهآل، ایجاد یکی در سطح فدرال میتواند مفید باشد.
دیدگاه فرانسه در جذب پروژههای فیلمسازی
از دیدگاه فرانسه، ما سعی نمیکنیم فیلمهای بعدی مانند “انتقامجویان” یا “مرد عنکبوتی” را جذب کنیم. بلکه معتقدیم پروژههای خاصی وجود دارند که فیلمبرداری در فرانسه برای آنها کاملاً منطقی است. ما سخت کار میکنیم تا این امر هم از نظر فنی و هم مالی جذاب باشد.
پویایی تولید داخلی و استانداردهای جهانی
همچنین شایان ذکر است که ۸۰٪ از تولید فیلم ما ملی باقی میماند. دقیقاً با تقویت دسترسی بینالمللی تولید داخلیمان است که تیمهای ما را به استانداردهای جهانی رساندهایم. این کار بدون اتکا به پروژههای خارجی انجام شده است. به عبارت دیگر، پویایی منحصر به فرد تولید داخلی ما محیطی سالم، مقاوم و پویا برای فیلمبرداریهای بینالمللی فراهم میکند. این محیط با سطح فعالیت بالا به طور مداوم بدون توجه به نوسانات بازار حفظ میشود. و ما برخی از بهترین تهیهکنندگان خطی در جهان را داریم. باید آنها را امتحان کنید!
تیلی نورود در اوایل این ماه بسیاری از نگرانیها درباره هوش مصنوعی در ایالات متحده را برجسته کرد. اما به نظر میرسد که در فرانسه نگرانی زیادی درباره هوش مصنوعی وجود ندارد. به نظر شما چرا اینطور است؟
دلیل آن ساده است. وقتی بازاری مانند فرانسه هستید، رقابتی بودن همیشه یک وسواس بوده است. این به دوران “موج نو” برمیگردد. زمانی که فیلمسازان یاد گرفتند شاهکارهایی با بودجه کم خلق کنند. به همین دلیل، در فرانسه، ما منتظر نماندیم تا هوش مصنوعی یاد بگیرد چگونه با منابع کمتر کارهای بیشتری انجام دهد. این ویژگی ما از دهه ۱۹۵۰ بوده است.
تفاوتهای فرانسه و ایالات متحده در استفاده از هوش مصنوعی
بنابراین وقتی مردم در ایالات متحده با هیجان درباره OpenAI صحبت میکردند و میگفتند، “این یک انقلاب است — ما اکنون میتوانیم یک فیلم انیمیشن را تنها با ۳۰ میلیون دلار بسازیم”، ما لبخند زدیم. ما “Flow” را با همکاری شرکای لتونیایی، با کمتر از ۴ میلیون دلار ساختیم. و آن یک اسکار برد. در “Flow” هیچ هوش مصنوعی وجود ندارد، اما تاریخ انیمیشن را ساخت.
پذیرش هوش مصنوعی با شفافیت و مسئولیت
دلیل دوم این است که ما مخالف هوش مصنوعی نیستیم، کاملاً برعکس. سوال این نیست که آیا ما با آن موافقیم یا مخالف؛ بلکه اینجاست. آنچه مهم است، پذیرش کامل آن است، اما با شفافیت و مسئولیت. تا در این فرآیند خود را گم نکنیم. در غیر این صورت، خطری که با آن مواجهیم چیزی کمتر از فروپاشی مدل خلاقانه ما نیست.
آیا میتوانید درباره فروپاشی مدل و دلیل اینکه چرا آن را بزرگترین خطر در هوش مصنوعی میدانید توضیح دهید؟
خطرات مدلهای تکراری در هوش مصنوعی
آیا فیلم «The Substance» را دیدهاید؟ اگر نتوانیم خالقان را در مرکز خلق نگه داریم و اجازه دهیم محتوای هوش مصنوعی به طور بیپایان از خودش تغذیه کند، به مدلهای تکراریتر و تصاویری که همه شبیه به هم هستند، خواهیم رسید. از این نظر، هوش مصنوعی در سینما میتواند مانند هیولای فیلم The Substance شود. این موضوع وسوسهانگیز است و ما میخواهیم آن را امتحان کنیم. این وعده جوانی، کمال و بهرهوری بینهایت را میدهد — درست مانند The Substance.
نسخهای بهبود یافته و نیمهجان از الیزابت اسپارکل وعده داده شد. اما ما میدانیم که این داستان چگونه به پایان میرسد. موجودی که فکر میکنیم میتوانیم کنترلش کنیم، در نهایت مدل خود را میبلعد. از درزهای بوتاکس شدهاش بیرون میزند و نسخههای هرچه زشتتری از خود تولید میکند.
خطرات هوش مصنوعی مولد
این خطر هوش مصنوعی مولد است: زمانی که شروع به تغذیه از خروجی خود میکند، تحریف میشود. به درون خود فرو میریزد و به پوچی تبدیل میشود. بنابراین بار دیگر، من معتقدم که امروز — و این نبرد واقعی جهانی است — کسانی هستند که هنوز به سینما باور دارند و کسانی که دیگر ندارند.
اهمیت سینما به عنوان یک هنر
کسانی که به یاد دارند که سینما، در درجه اول، یک هنر است — و کسانی که راضیاند آن را صرفاً به عنوان یک زیرمحصول صوتی و تصویری دیگر ببینند. گروه اول — کسانی که هنوز به سینما باور دارند — میدانند که هوش مصنوعی چه چیزی میتواند ارائه دهد. اما همچنین میدانند که محافظتها ضروری است. تحت این شرایط، سینما ممکن است وارد عصر خلاقانه جدیدی شود. از عصر استریمینگ همانطور که از انقلابهای تلویزیون و VHS جان سالم به در برده است، بگذرد.




