📋 خلاصه مقاله:
جیمی لی کرتیس در سال ۱۹۹۶ در لندن با پرنسس دایانا ملاقات نکرد و نامهای به او نوشت. کرتیس از حقوق LGBTQ حمایت میکند و دخترش ترنس است. او در فیلم “هالووین” به شهرت رسید و در سال ۲۰۲۳ جایزه امی را برای نقشآفرینی در “خرس” دریافت کرد. کرتیس به امور خیریه نیز متعهد است.
عکسها از سمی دراسین
وقتی جیمی لی کرتیس در سال ۱۹۹۶ در لندن مشغول فیلمبرداری «موجودات وحشی» بود، پرنسس دایانا به همراه دو شاهزاده کوچک خود به صحنه آمد.
ملاقات ناتمام با خانواده سلطنتی
روز طولانیای بود و کرتیس در حال استراحت کوتاهی برای رفتن به دستشویی بود که خانواده سلطنتی رسیدند. متأسفانه، تا زمانی که او با ماشین گلف خود از دستشویی به صحنه بازگشت، دایانا و پسرانش رفته بودند. بنابراین کرتیس نامهای به پرنسس نوشت و آن را در کاخ کنزینگتون گذاشت. او در نامه توضیح داد که چقدر از ملاقات با او ناراحت است و چقدر او را تحسین میکند. کرتیس درباره روز طولانی، استراحت دستشویی و ماشین گلف توضیح داد.
«دیانا جواب داد»، کرتیس امروز از ایوان خانهاش که به درهای سرسبز در سانتا مونیکا مشرف است، میگوید. «او گفت، ‘کاملاً متوجه شدم: من هم این تجربه را داشتهام. من هم به شما احترام میگذارم. خوشحال میشوم روزی شما را ببینم.’» کرتیس به سختی مکث میکند و میگوید، «او یک سال بعد فوت کرد.»
نان موزی خوشمزهای وجود دارد که کرتیس آن را صبح زود و در تاریکی درست کرده است. همچنین، فنجانهای کوچک و کفدار کاپوچینوی قوی نیز آماده شدهاند. یک سگ کوچک سفید به نام رونی نیز هست که کرتیس با صدای بلند با او صحبت میکند.
بعداً، او ۱۵ کتاب کودکانهای که در طول سالها نوشته را امضا میکند. سپس آنها را در یک کیف برای نوه سهماههام میگذارد. میتوانم بگویم کرتیس به خانهداری افتخار میکند و به طرز تهاجمی سخاوتمند است. او گاهی به شیوهای مانند یک مادر مراقب رفتار میکند. در راه خروج، او میپرسد: “آیا قبل از رفتن نیاز به دستشویی داری؟”
کرتیس در حال فکر کردن به نمایش مرگ دایانا بود. دیروز در پادکست “WTF” مارک مارون درباره فیلم جدیدش “Freakier Friday” صحبت میکرد. او همچنین “The Lost Bus” را که با جیسون بلوم تولید کرده بود، معرفی کرد. در این میان، او و مارون به موضوع چارلی کرک، ملیگرای مسیحی که چند روز قبل ترور شده بود، پرداختند.
احتمالاً به دلیل اینکه کرتیس مدتهاست از حقوق LGBTQ حمایت میکند، هیچکس انتظار نداشت که او برای مرگ مردی که گفته بود “چیز ترنسجندر که اکنون در آمریکا در حال رخ دادن است، یک انگشت وسط به خداست” گریه کند. دخترش روبی ترنس است و این موضوع بر دیدگاه او تأثیر گذاشته است. همه نمیفهمیدند که چگونه میتواند بگوید امیدوار است که خدای او در لحظه مرگش با او بوده باشد.
بنابراین، واکنشها به مصاحبه بسیار شدید، بیوقفه و تهدیدآمیز بود. بخشی از آن به اشتباه ترجمه شده بود. من برای او آرزوی موفقیت کردهام، انگار که درباره او به شکلی بسیار مثبت صحبت کردهام. اما اینطور نبود؛ من فقط درباره ایمان او به خدا صحبت میکردم. این یک ترجمه اشتباه بود که بازی با کلمات است، اما نه. در دنیای دودویی امروز، نمیتوانید دو ایده را همزمان داشته باشید. نمیتوانم یهودی باشم و کاملاً به حق اسرائیل برای وجود اعتقاد داشته باشم و در عین حال تخریب غزه را رد کنم. نمیتوانید این را بگویید، زیرا به خاطر داشتن ذهنی که میگوید، ‘میتوانم هر دو این افکار را داشته باشم. میتوانم به این شکل متناقض باشم.’ مورد انتقاد قرار میگیرید.
مراقبتهای لازم برای شخصیتهای عمومی
به عنوان یک شخصیت عمومی، او باید مراقب باشد. میگویم و او صاف مینشیند و به من خیره میشود.
او با لحنی تند میگوید: «من نباید محتاط باشم. اگر محتاط بودم، هیچکدام از چیزهایی که به تو گفتم را نمیگفتم. فقط میگفتم، ‘سلام، خوش آمدید. برایت نان موزی پختم. این سگ من است. این خانه من است، بله، بله، بله. چه چیزی میخواهی بدانی؟’ من نمیتوانم در لحظهای که هستم، خودم نباشم.»
زندگی و دوران کودکی کرتیس
شناختن یک شخصیت سلطنتی نمادین نیاز به یک شخصیت سلطنتی نمادین دارد. در ۶۶ سالگی، کرتیس دوران کودکیاش با والدین مشهورش، تونی کرتیس و جنت لی را کماهمیت جلوه میدهد. او میگوید که زندگی «راحت، نه تجملی» در لسآنجلس با مادر و ناپدری نظامیاش داشت. این پس از آن بود که پدرش خانواده را برای یک دختر ۱۷ ساله ترک کرد. او میگوید: «کسب و کار نمایش برای من به عنوان یک کودک مشهود نبود. منظورم این است که چند عکس از من و خواهرم در صحنهها وجود دارد، اما هیچ خاطرهای از آن ندارم — هیچکدام، اصلاً هیچکدام.»
اما واقعیت این است که هر جادوی قدرتمندی که در رگهای والدین او جریان داشت، به دخترشان منتقل شد. او از ۱۹ سالگی، زمانی که در فیلم «هالووین» که الگوی فیلمهای اسلشر بود، به شهرت رسید و بخشی از آگاهی عمومی آمریکا شد. علاوه بر این، او به مدت ۴۷ سال همچنان به این شهرت ادامه داده است. در اواخر دوران حرفهای خود نیز یک اسکار و یک امی برنده شده است.
اما زمانی که او کودک بود، خود را به عنوان کسی با “تواناییهای ملموس” نمیدید. او میگوید: “من یک دانشآموز D+ بودم، C- اگر بر اساس منحنی نمرهدهی کنید. من یک تشویقکننده بودم.” او تکهای از نان موزی را بین انگشتانش نگه داشته است. در همین حال، Guest با پای برهنه در آشپزخانه پشت سرش قدم میزند. او ادامه میدهد: “من یک جورایی عجیب بودم. من” — او به خودش اشاره میکند — “این دختر در ۱۶ سالگی بودم، پر از انرژی و شخصیت. اما هیچ هوشی نداشتم. میدانید، من ورزشکار نبودم، در نمایشها نبودم. و به طور تصادفی بازیگر شدم.”
تأثیر زنان قوی بر زندگی کرتیس
کرتیس اعتبار خود را به مجموعهای از زنان قوی میدهد. این زنان به او کمک کردند تا از یک کودک “بیعلاقه” به فردی با ذهنی قوی و توانایی بینظیر در جمعآوری پول تبدیل شود.
دوستی با یونیس کندی شرایور، مادر کرتیس، در المپیک ویژه دانشگاه UCLA که شرایور در سال ۱۹۶۸ آغاز کرد، نقش مهمی داشت. کرتیس میگوید: «این آغاز المپیک ویژه در UCLA بود و سلبریتیها برای شرکت در مراسم افتتاحیه میآمدند. من و مادرم هر سال به آنجا میرفتیم.»
ایده خلاقانه کرتیس
او ادامه میدهد: «وقتی ۱۵ ساله بودم، به ذهنم رسید که با پولاروید تماس بگیریم و از آنها بخواهیم دوربینها را اهدا کنند. من یک غرفه راهاندازی میکنم و سپس میتوانیم عکسهای پولاروید از ورزشکاران با یک سلبریتی بگیریم و پولاروید را به آنها بدهیم.»
شرایور از این ایده خوشش آمد و کرتیس سالها غرفه را اداره کرد. او میگوید: «چهار سال بعد، وقتی ۱۹ ساله بودم، یونیس با من تماس گرفت و گفت: ‘ما میخواهیم امسال تو در عکسها باشی، چون در تلویزیون بودی.’»
وقتی او برای تعطیلات کریسمس پس از اولین ترم دانشگاه به خانه بازگشت، کرتیس به دیدن دوستی در بورلی هیلز رفت. دوستش یک زمین تنیس داشت که خانوادهاش از مربیای به نام چاک بیندر درس میگرفتند. از زمین تنیس صدایی شنید، “هی، جیمی!”
او میگوید: “من او را سالها میشناختم.” و ادامه داد، “هی، چاک.” چاک گفت، “آنها در یونیورسال به دنبال نانسی درو هستند. من حالا بازیگران را مدیریت میکنم.” کرتیس مکثی کرد و گفت، “کسب و کار نمایش، درست است؟ تو یک معلم تنیس هستی؛ حالا بازیگران را مدیریت میکنی.” سپس داستانش را ادامه داد: “او گفت، ‘تو باید برای آن اقدام کنی؛ تو خوب خواهی بود.’ من گفتم، ‘باشه.'”
ایدهای نو برای کرتیس
کرتیس برای “نانسی درو” تست داد و نقش را نگرفت. اما این به او ایدهای داد: چه میشود اگر او یک پروژه مستقل یک ماهه انجام دهد که در آن سعی کند وارد کسب و کار نمایش شود و درباره آن مقالهای بنویسد؟ او با کسی در مدرسه تماس گرفت و آنها موافقت کردند.
چند روز پیش از بازگشت به دانشگاه، بایندر او را برای تست بازیگری نزد مونیک جیمز، معاون استعدادهای جدید در یونیورسال استودیوز، فرستاد. کرتیس درباره جیمز میگوید: «زنان کارها را انجام میدهند.» او یکی از همکلاسیهای کلاس بازیگریاش را نیز همراه خود برد و با هم صحنهای را اجرا کردند.
وقتی کارشان تمام شد، کرتیس به جیمز رو کرد و گفت: «هی، گوش کن، این خیلی جالب بود. خیلی ممنونم. من عاشقش شدم. راستش را بخواهی، مشکل اینجاست که من دو روز دیگر به دانشگاه برمیگردم، پس باید بدانم که آیا این اتفاق میافتد یا نه.» او نقش سادهلوح را کنار میگذارد. روز بعد با من تماس گرفتند و به من قرارداد پیشنهاد دادند. من از دانشگاه انصراف دادم و بازیگر شدم و هفتهای ۲۳۵ دلار درآمد داشتم.
کرتیس به یک آپارتمان یکخوابه با سقف گچی در خیابان مری الن در دره نقل مکان کرد. او این آپارتمان را با ست اتاق خواب حصیری دوران کودکیاش و یک کاناپه نئوگاید مبله کرد. او نقشهای کوچکی در برنامههای «کوئینسی، ام.ای.»، «پسران هاردی» و «کلمبو» به دست آورد. سپس نقشی در هر دو نسخه فیلم و برنامه تلویزیونی «عملیات پتیکوت» که درباره پرستاران ارتش است که در یک زیردریایی نیروی دریایی گیر میافتند، گرفت.
تغییرات ناگهانی در زندگی حرفهای
سپس جیمز او را به ناهار دعوت کرد و به او گفت که اخراج شده است. ایبیسی در حال بازسازی برنامه بود و او یکی از ۱۱ بازیگری بود که کنار گذاشته شدند. کرتیس به آپارتمان کوچک و نامناسبش برگشت و با خود فکر کرد: «اوه، لعنتی، باید برگردم خانه. باید برگردم به دانشگاه!»
فرصت جدید در دنیای سینما
حدود یک هفته بعد، بیندر تماس گرفت و گفت: «دارن برای یک فیلم ترسناک کمهزینه از یک دفتر در کاهوئنگا بازیگر میگیرند.» او افزود: «کارگردان در حال پیشرفت است.» آن کارگردان جان کارپنتر بود و فیلم «هالووین» بود.
«اگر اخراج نشده بودم»، کرتیس میگوید، «هرگز برای ‘هالووین’ تست نمیدادم. این فیلم بعدها به چیزی مهم تبدیل شد، درست است؟ و سپس بقیه زندگیام اتفاق افتاد.»
نقشآفرینی درخشان کرتیس در سال ۲۰۲۳
در سال ۲۰۲۳، او با اجرای عمیق و خام خود که جایزه امی را به دست آورد، ما را شگفتزده کرد. کرتیس در نقش دونا برزاتو، مادر الکلی ایتالیایی یک خانواده به شدت آسیبدیده در «خرس» بازی کرد. او هرگز کسی از بازیگران را ندیده بود وقتی که برای فیلمبرداری قسمت «ماهیها» آمد. در این قسمت، او در حال نوشیدن و سیگار کشیدن و ترساندن اطرافیانش در حین پختن یک شام کریسمس محکوم به شکست بود.
«جیمی با قدرت وارد شد»، میگوید کریستوفر استورر، خالق «خرس». «معمولاً ما از آن دسته برنامههایی نیستیم که سعی کنیم افراد مشهور را جذب کنیم — همیشه دوستانمان هستند. جیمی تنها کسی بود که خارج از آن بود، زیرا میدانستیم که به خطر نیاز داریم. به یک کارت وحشی که بازیگران با آن آشنا نباشند. اولین باری که واقعاً کسی او را دید، او دونا بود. زمان شروع فیلمبرداری ما ساعت ۷ بود و در ساعت ۷:۰۲ در آشپزخانه فیلمبرداری میکردیم. او کره را در دستهایش میگذاشت و روی باگتها میمالید. او یک حیوان است. او واقعاً یک حیوان است.»
پروژههای آینده جیمی
او قصد ندارد سرعتش را کم کند. «جمعه عجیبتر» در ماه اوت در سینماها اکران شد و «اتوبوس گمشده» در سپتامبر منتشر شد. فیلم بعدی او، «الا مککی»، یک کمدی-درام سیاسی به نویسندگی و کارگردانی جیمز ال. بروکس و با بازی اما مککی، در تاریخ ۱۲ دسامبر به سینماها میآید.
اما کرتیس فقط در صحنه فیلمبرداری خشن نیست؛ در روابط بینفردی نیز او چیزی است که استورر آن را “یک ببر” مینامد. به عنوان مثال، در سال ۱۹۸۴، وقتی عکسی از گست در یک مجله دید، به دوستش، تهیهکننده فقید “هالووین”، دبرا هیل، گفت: “من قصد دارم با او ازدواج کنم.” کرتیس فکر میکرد او “بامزه” است. هیل گفت: “آه، بله، من یک بار سعی کردم او را در یک فیلم قرار دهم – نامش کریس گست است. او با عوامل تو است.” روز بعد، کرتیس با عاملش تماس گرفت و از او خواست شمارهاش را به او بدهد. عامل این کار را کرد، اما گست هرگز تماس نگرفت.
دیدار اتفاقی در رستوران
چند ماه بعد، کرتیس با ملانی گریفیت و همسر وقتش استیون بائر در رستوران هوگو در وست هالیوود شام میخورد. گست نیز آنجا بود، دو میز دورتر، رو به روی کرتیس. او به نوعی به من نگاه کرد و مثل این بود که، او یک دست تکان کوچک خجالتی انجام میدهد، “مثل، ‘سلام. تو به من زنگ زدی.’ و من هم با همان حرکت دست خجالتی پاسخ دادم، “مثل، ‘من همون احمقی هستم که شمارهام رو با عاملمون گذاشتم.'”
پنج دقیقه بعد، کرتیس میگوید، مهمان بلند شد تا برود. او در کنار میز خود ایستاد، حدود ۱۰ تا ۱۵ فوت دورتر. کرتیس میگوید: “او به نوعی اینطور بود”، و شانههایش را بالا میاندازد. “و من هم اینطور بودم” او دوباره شانههایش را بالا میاندازد. مهمان رفت و نزدیک نیامد.
روز بعد، مهمان به کرتیس زنگ زد و پنج و نیم ماه بعد آنها ازدواج کردند. در آن زمان، او ۲۵ ساله بود.
پایهگذاری کرتیس در امور خیریه
پایهگذاری کرتیس در امور خیریه همچنان بخش مهمی از هویت او باقی مانده است. در سال ۱۹۸۴، زمانی که او در حال فیلمبرداری “Grandview, U.S.A.” در پونتیاک، ایلینوی بود، شهر یک برنامه خیریه برای لوری تول، اولین بیمار موفق پیوند قلب نوجوان، برگزار کرد. بازیگران و عوامل به این رویداد پیوستند. کرتیس در یک نمایشگاه بوسهها را فروخت و با تول دوست شد. آنها در تماس ماندند، از جمله زمانی که تول دومین پیوند خود را در بیمارستان کودکان پیتسبورگ انجام داد.
کرتیس هر سال به بیمارستان کودکان بازمیگشت تا برای جمعآوری کمک مالی اقدام کند. در نهایت، بیمارستان یک کرسی در زمینه پیوند کودکان به نام او ایجاد کرد.
قدردانی از زندگی
کرتیس میگوید: «صحبت از بیدار شدن با احساس شکرگزاری و قدردانی از زندگی است.» بشقاب نان موزی او اکنون تنها خردهنانهایی دارد و فنجان قهوهاش خالی است. او با اشاره به درختان سبز و آسمان آبی بینقص پیش رویش میگوید: «چطور به اینجا رسیدم؟ من در یک آپارتمان یکخوابه در خیابان مری الن بودم و حالا ناگهان اینجا با شما هستم.»
ارزیابی زندگی
از او میپرسم: آیا زندگیات را بهخوبی گذراندهای؟
او با تکان دادن سر به شدت میگوید: «بله، قطعاً. بله، قطعاً. اوه، خدای من، قطعاً!»
عشق و زندگی
آیا بهخوبی عشق ورزیدهای؟
او میگوید: «خیلی خوب.» سپس اضافه میکند: «اما هنوز میدانم که زندگی برای بیشتر مردم چقدر سخت است.» او ادامه میدهد: «فکر میکنم در نهایت، ریشهی نیکوکاری و انسانیت، رابطهای است بین درک شما از واقعیت و سپس واقعیت خودتان. چگونه این دو را با هم آشتی میدهید؟ این خدمت است.»
وان پیس. (از چپ به راست) اینیاکی گودوی در نقش مانکی دی. لوفی، جیکوب رومرو در نقش اوسپ، تاز اسکایلر در نقش سانجی در فصل دوم وان پیس. عکس از کیسی کرافورد/نتفلیکس © ۲۰۲۵




