📋 خلاصه مقاله:
نیکو فاستر در فیلم «The Wrecker» نقش تفنگدار دریایی سابقی را بازی میکند که بدون استفاده از اسلحه، با مشتهایش به مبارزه با مافیا میپردازد. این فیلم پر از کلیشههای اکشن دهه ۸۰/۹۰ است و با حضور بازیگران معروفی چون مینا سوواری و تایریس گیبسون، داستانی از انتقام و فساد در وگاس را روایت میکند.
نیکو فاستر، تهیهکنندهای که به ستاره تبدیل شده است، نقش یک تفنگدار دریایی سابق انتقامجو را بازی میکند. او از حمل سلاح خودداری میکند، اما بازوهای قوی خود را در این بازسازی بسیار احمقانه از کلیشههای اکشن قدیمی به نمایش میگذارد.
«The Wrecker» در دقایق ابتدایی خود به قدری کلیشههای اکشن-هیجانی را جمعآوری کرده است که ممکن است نگران شوید آیا چیزی برای پر کردن ۹۰ دقیقه باقی مانده است یا خیر. از جمله این کلیشهها، فریاد هاروی کیتل است که میگوید «با خانواده یک مرد بازی نکن!» به مردی خونین که به صندلی در انبار بسته شده است. اما نگران نباشید. این آخرین اثر از بازیگر-بدلکار که به کارگردان پرکار فیلمهای درجه ب تبدیل شده، آرت کاماچو، «معرفی» ستاره نیکو فاستر است. اگرچه تنها عنصر واقعاً جدید اینجا برای هر دو طرف این است که این فیلم بهطور نسبتاً نادری به صورت سینمایی (نه مستقیم به ویدئوی خانگی) اکران میشود. Seismic این فیلم را این جمعه در سینماهای ایالات متحده اکران میکند و Quiver Distribution در تاریخی نامشخص به فرمتهای خانگی عرضه خواهد کرد.
فاستر، که خود یک تهیهکننده با تجربه با چندین اعتبار قبلی در صفحه نمایش است، دارای عضلات برجسته، صدای خشن و تهریش سهروزه است. این ویژگیها او را به یک قهرمان اکشن کلیشهای در میان دیگر عناصر ژانر دهه ۱۹۸۰/۹۰ تبدیل میکند. اما فیلمنامهای که او با سوفیا لوئیزا و جیمز دین سیمینگتون نوشته است، به قدری بیشرمانه از پیشینههای کارتونیشدهای مانند «Road House» و «Stone Cold» تقلید میکند که گویی توسط هوش مصنوعی ساخته شده است. حتی ممکن است به عنوان خود-هجو در نظر گرفته شود، اگرچه متأسفانه به نظر نمیرسد که اینطور باشد.
همچنین با حضور بازیگران معروفی مانند مینا سوواری، تایریس گیبسون و دنی ترخو در نقشهای کماهمیت، این داستان از فساد مرتبط با مافیا و انتقامجویی فردی در وگاس روایت میشود. این داستان شیک اما کاملاً بیمعنی است. با این حال، به اندازه کافی سریع و رنگارنگ است. کسانی که به دنبال یک ساندویچ مشت سرخشده با پنیر اضافی هستند، ممکن است از آن لذت ببرند.
پس از یک پیشدرآمد فوقالعاده که کارآگاه بوزول (گیبسون) را از همکارش به دست “دانته دستنیافتنی” (کایتل) بیرحم محروم میکند، فیلم شخصیت اصلی تونی مینِتی (فاستر) را معرفی میکند. او یک تفنگدار سابق است که به دلیل رفتار ناشایست از خدمت اخراج شده است. اکنون او یک تعمیرگاه خودرو را اداره میکند و دخترانش سارا (ربکا ساموئل) و سانشاین (لندن دی فالکون) را که مادرشان فوت کرده است، بزرگ میکند.
ورود برادر کوچک و بدنام
یک روز برادر کوچک و بدنامش بابی (چاد مایکل کالینز) با حالتی نشئه و رانندگی یک فراری زرد قناری که به طور قانونی به دست نیاورده است، وارد تعمیرگاه میشود. تونی به طور ناعاقلانهای موافقت میکند که با او به گردش برود. به زودی متوجه میشود که یک شاسیبلند سیاه و ترسناک آنها را دنبال میکند.
وقتی تعقیب و گریز اجتنابناپذیر به تصادفی اجتنابناپذیر ختم میشود، او با چهره خندان و کلاهدار “بزرگترین رئیس جنایت از زمان آل کاپون” روبرو میشود. این همان کسی است که بابی خودروی او را دزدیده بود. دانته به تونی اطلاع میدهد که او برادر بیمسئولیتش را دوباره نخواهد دید تا زمانی که آن بدهی را با انجام برخی “کارها” پرداخت کند. این کارها شامل حمله به مخفیگاههای رقبای خلافکار و سپس منصرف کردن آنها از رقابت به تنهایی است. تونی از استفاده از اسلحه خودداری میکند. زیرا یک برادر سوم در کودکی هنگام بازی با اسلحه کشته شد. بنابراین او این پاکسازیهای قهری را تنها با مشتهایش و یک آچار بزرگ و سنگین انجام میدهد.
همکاری با بوزول و فرار از پلیس
این سرکوبها توجه بوزول را جلب میکند. او در مبارزه با سندیکاهای محلی یک همپیمان غیرنظامی پیدا کرده است. اما تونی از پرسشهای پلیس فرار میکند و توسط دوستدختر نیمهوقت خود که پیشخدمت است، محافظت میشود. سوواری، گرفتار در نقش “عزیزم، مراقب باش”، و همکاران و دیگر دوستان وفادارش نیز به او کمک میکنند. با این حال، این دو مرد در نهایت زمانی که افراد دانته از خطی غیرقابل بخشش عبور میکنند، با هم متحد میشوند.
«The Wrecker» فیلمی پرجنبوجوش است، اما بدون تمایز خاصی در اکشن و طرح داستان. به نظر میرسد که کاملاً از بخشهای دیگر فیلمها بازیافت شده است. هیچ چیزی بیش از حد واضح برای گنجاندن وجود ندارد. زنانی با لباسهای کم در صحنههای «حمله به لانه» به عنوان پسزمینه حضور دارند، اما هرگز دیالوگی ندارند. همچنین، سهولت اغلب مضحکی که با آن قهرمانان خوب، بدها را شکست میدهند، به چشم میخورد. به عنوان مثال، در یک صحنه ترخو با چرخاندن یک صندلی اداری، یک قلدر بزرگ را مغلوب میکند.
دیالوگهای کلیشهای مانند «او یک نفر در برابر یک ارتش است» یا جمله اجتنابناپذیر «بزن بریم!!» نیز در فیلم وجود دارد. این موارد باعث میشود فیلم از نظر داستانی و دیالوگها چندان جذاب نباشد.
هر اشارهای به “خانواده” به طور خودکار احساسات زودگذر را برمیانگیزد. در پایان، یک پیچش احساسی و کلیشهای وجود دارد. ما یک مونتاژ تمرینی و یک مونتاژ زرهپوشی داریم که به طور طبیعی با موسیقی راک سخت و عمومی همراه است.
تحولات احمقانه و تصمیمات تونی
عنوان از یکی از احمقانهترین تحولات ممکن در میان بسیاری از آنها گرفته شده است. زمانی که تونی تصمیم میگیرد “به جنگ برود”، دوستانش در گاراژ مهارتهای پنهانی خود را آشکار میکنند. آنها کامیونی را به یک تانک ضد گلوله شایسته “مد مکس” تبدیل میکنند. این کار همراه با شعلهافکن، تقریباً یک شبه انجام میشود.
این لحظهای برجسته برای هیچیک از بازیگران معروف در این گروه نیست. هرچند باید گفت که برخلاف بسیاری از آثار مشابه، آنها به نقشهای کوتاه و بیاهمیت محدود نشدهاند. اما نوشتن شخصیتها همچنان به قدری بیروح است که کار زیادی نمیتوانند انجام دهند. بازیگران کمتر شناختهشده، که اغلب به نظر میرسد از میان کشتیگیران حرفهای و غیره انتخاب شدهاند، لحظات بازیگری ناخوشایندی را ارائه میدهند. با این حال، به ندرت از آنها خواسته میشود که چیزی بیش از فیزیک بدنی خشن ارائه دهند. خود فاستر به دقت به تمام روشهای معمول برای این نوع قهرمان آرام و خطرناک معرفی شده است. آیا تونی حتی یک پیراهن با آستین دارد؟ اگر شخصیتی، جذابیت یا طنزی برای همراهی با آن ظاهر خشن وجود داشته باشد، این ویژگیها در اینجا غایب هستند.
اگرچه میتوانست از فضای لاس وگاس بیشتر بهره ببرد، «خرابکار» در فیلمبرداری وایداسکرین استفان کولسون ظاهری جذاب دارد. برخی از ترفندهای بصری و ویرایشی تلاش میکنند تا ایدههای تکراری را با هیجانی تازه ارائه دهند. با این حال، عوامل فنی و طراحی فیلم برای مقیاس نسبتاً کوچک آن محکم هستند.
اغراق در سبک و روایت
به تدریج در انتها، کنوانسیونهای سبک و روایت به قدری اغراقآمیز میشوند که شما را به این فکر میاندازند که آیا کاماچو و همکارانش قصد شوخی با ما را دارند. تنها عنصری که این تصور را تقویت میکند، موسیقی اصلی مائوریسیو ترابانینو است. این موسیقی از بمبافکنی استاندارد به تأکید بر هر ضربه و صدای «پاو!» و «ثواک!» به سبک سریال «بتمن» دهه ۱۹۶۰ میرسد. حتی با این حال، به نظر میرسد که او در حال شوخی خصوصی است که دیگر فیلمسازان از آن بیخبرند.




