Image

تیم «It: Welcome to Derry» راز صحنه افتتاحیه دیوانه‌وار را فاش می‌کند: «ترکیب شگفت‌انگیز خون و جلوه‌های عملی» برای زنده کردن نوزاد قاتل

📋 خلاصه مقاله:

«It: Welcome to Derry» به عنوان پیش‌درآمدی برای فیلم‌های «آن» به منشأ دلقک پنی‌وایز می‌پردازد. این سریال با صحنه‌های هولناک و جلوه‌های بصری مدرن و پروتزهای قدیمی، داستانی ترسناک و جذاب را روایت می‌کند.

هشدار اسپویل: این داستان شامل اسپویل‌هایی از قسمت اول سریال «It: Welcome to Derry» است که اکنون در HBO Max پخش می‌شود.

بازگشت به شهر نفرین‌شده استیون کینگ

زمان زیادی نمی‌گذرد که «It: Welcome to Derry» به تماشاگران یادآوری می‌کند که به شهر نفرین‌شده استیون کینگ بازگشته‌اند. تنها قسمت اول به اندازه کافی خون، دل و روده و وحشت دارد که با هر یک از فیلم‌های «It» به کارگردانی اندی موشیتی رقابت کند. بسیاری از این صحنه‌ها در ده دقیقه اول رخ می‌دهد.

سریال HBO با پسری ۱۱ ساله به نام متی (مایلز اکهارت) آغاز می‌شود. او در حال ترک شهر مین در حدود سال ۱۹۶۲ است. در این سفر، یک خانواده او را سوار می‌کنند. پدر خانواده عینکی است (مارک مک‌ری) و مادر باردار (زوئی بارت-وود) است. همچنین دختری نوجوان (آدری ولینگتون) و پسری جوان (لاکلان ری میلر) نیز همراه آن‌ها هستند. در ابتدا، به نظر می‌رسد که آن‌ها امن و دوستانه هستند. اما چنین توصیفاتی همیشه در دری جای احتیاط دارد.

خانواده می‌گویند که به سمت پورتلند می‌روند. اما وقتی که به طور مداوم از کنار تابلوی “به دری خوش آمدید” عبور می‌کنند، متی مشکوک می‌شود که در حال دور زدن هستند. در همین حال، پسر که در مرحله‌ای از هجی کردن کلمات است، به درخواست مادرش شروع به هجی کردن کلمات تاریک‌تری مانند “آدم‌ربایی”، “کرم‌ها”، “جسد” و “خفه کردن” می‌کند. درخواست‌های متی برای توقف نادیده گرفته می‌شود و همه درها قفل هستند.

اتفاقات غیرمنتظره در سفر

سپس، مادر شروع به زایمان می‌کند. خانواده به همراه پسرشان در یک سرود شاد “بیرون! بیرون!” شرکت می‌کنند. در حالی که شکم زن شروع به حرکت می‌کند، خون و احشاء از بین پاهایش بیرون می‌ریزد. به زودی یک سر خونی ظاهر می‌شود و یک نوزاد ناقص و جنینی به کف ماشین می‌افتد.

در تاریکی زیر داشبورد، نوزاد به شکل شیطانی دو سر با بال‌های خفاشی ظاهر می‌شود. او مانند حیوانی وحشی در اطراف ماشین پرواز می‌کند. تنها بند ناف هنوز متصل به مادرش او را مهار کرده است. اوضاع تنها زمانی آرام می‌شود که تمام خانواده، از جمله نوزاد، برای لحظه‌ای به متی خیره می‌شوند. سپس نوزاد به سمت متی حمله‌ور می‌شود. ما به صحنه‌ای می‌رسیم که پنجره شکسته می‌شود، که احتمالاً نشان‌دهنده پایان وحشیانه پسر است.

با احترام از HBO

«به دری خوش آمدید» به عنوان پیش‌درآمدی برای دو فیلم «آن» عمل می‌کند. این فیلم‌ها شامل «آن: فصل اول» در سال ۲۰۱۷ و «آن: فصل دوم» در سال ۲۰۱۹ هستند. این سریال به منشأ دلقک پنی‌وایز می‌پردازد و برخوردهای نسل قبلی با نفرین ترسناک شهر را بررسی می‌کند.

مانند آثار سینمایی پیشین، این نمایش نیز صحنه‌های هولناک خود را با ترکیبی از جلوه‌های بصری مدرن و پروتزهای قدیمی خلق می‌کند. تشخیص اینکه کدام جلوه‌ها عملی و کدام دیجیتالی هستند، گاهی دشوار است. زیرا آنها به طور یکپارچه با هم ترکیب می‌شوند و تأثیری ترسناک اما بصری شگفت‌انگیز ایجاد می‌کنند. به عنوان مثال، در آغاز سرد، از یک صحنه صوتی LED و یک مدل دیجیتالی از نوزاد شیطانی در کنار پاهای پروتزی برای مادر و یک عروسک عملی که بر روی یک چوب تکان داده می‌شد، استفاده شد.

مصاحبه اختصاصی با سازندگان جلوه‌های بصری

برای کسب اطلاعات بیشتر درباره چگونگی اجرای صحنه شوکه‌کننده «به دری خوش آمدید»، ورایتی با داریل ساوچوک و شان سانسوم مصاحبه‌ای اختصاصی انجام داد. ساوچوک به عنوان ناظر جلوه‌های بصری سریال خدمت کرد. در حالی که سانسوم به عنوان رئیس بخش پروتزها پس از کار در بخش آرایش هر دو فیلم «آن» فعالیت داشت.

شان سانسوم: برای من، این رابطه قبلی با اندی و باربارا موشیتی بسیار مهم بود. ما در دو فیلم اول و چند پروژه دیگر با هم کار کرده بودیم. اندی دوست دارد تیمش را کنار هم داشته باشد. چون این نمایش در همان دنیای فیلم‌ها قرار دارد، او می‌خواست که همان سبک و ظاهر را حفظ کند.

داریل ساوچاک: وقتی اندی در حال اتمام فیلم “فلش” برای وارنر برادرز بود، ناظر جلوه‌های ویژه آن فیلم، جان دس جاردین، در واقع نوعی مربی من بود. او کسی بود که در طول سال‌ها با او چندین فیلم کار کرده بودم. وقتی به دنبال یک ناظر جلوه‌های ویژه بودند، جان به من یک بررسی بسیار خوب و تحسین‌آمیز داد. سپس من با اندی صحبت کردم و خیلی خوب با هم کنار آمدیم.

با توجه به عناوین و بخش‌های خود، بگویید چگونه با هم کار کردید تا این نمایش را به واقعیت تبدیل کنید؟

ساوچوک: مسئولیت من از پیش‌تولید تا تولید و پس از آن بود. این شامل کار بر روی برخی از پیش‌نمایش‌ها و ایده‌های اولیه با سایر سرپرستان بخش‌ها، از جمله شان، برای سکانس‌های جلوه‌های ویژه در نمایش می‌شد. من مسئول حضور در صحنه بودم تا مطمئن شوم که تمام مراجع و مواد لازم برای افزودن جلوه‌های بصری را دریافت می‌کنیم. سپس آن‌ها را به مرحله پس‌تولید منتقل می‌کردیم.

سانسوم: من مسئولیت تمامی ساخت‌ها را بر عهده داشتم. در طول پیش‌تولید، جلسات مفهومی را برگزار می‌کردم و با سایر مدیران بخش‌ها ملاقات می‌کردم. هدف این بود که بفهمیم چه چیزهایی را باید به صورت فیزیکی برای صحنه بسازیم. همچنین به دارل در مورد نیازهایش به مراجع فیزیکی کمک می‌کردم. این مراجع یا اسکن می‌شدند یا به عنوان پایه‌ای برای ساخت مدل‌های دیجیتال استفاده می‌شدند. سپس در تمامی فیلم‌برداری‌ها نیز در صحنه حضور داشتم.

وقتی برای اولین بار فیلمنامه قسمت اول را می‌خوانید و بلافاصله با این صحنه تولد وحشتناک و خونین روبرو می‌شوید، چه احساسی دارید وقتی می‌دانید که نیاز به جلوه‌های ویژه و کارهای پروتزی سنگینی خواهد داشت؟

ساوچوک: برای من، وقتی چیزی را که روی صفحه می‌خوانید، شوکه می‌شوید. با خودتان می‌گویید: «وای خدای من. می‌دانم که این برای HBO است، اما واقعاً این یک شروع بسیار تاریک، وحشتناک و شوکه‌کننده خواهد بود.» سپس استوری‌بوردها شروع می‌شوند. اندی خودش شروع به طراحی می‌کند و با یک هنرمند استوری‌بورد کار می‌کند. متوجه می‌شوید که برخی از زاویه‌هایی که او درخواست می‌کند بسیار گرافیکی هستند. ما از ابتدا با برخی از پیش‌نمایش‌ها شروع کردیم تا به تسهیل مسدود کردن چیزها از نظر عمل کمک کنیم. به این ترتیب می‌توانیم بفهمیم به چه زاویه‌هایی برای فیلمبرداری نیاز داریم.

سپس توانستیم آن را به تیمی مانند شان و تیم لباس‌هایمان بسپاریم تا بفهمیم چه چیزهایی را باید به صورت عملی بسازیم. متوجه شدیم که واقعاً به دنبال چه چیزی هستیم. رویکرد من به جلوه‌های بصری همیشه این است که تا حد ممکن از چیزهای عملی استفاده کنم. خوشبختانه اندی و شان هم همین احساس را دارند.

بنابراین ما بسیاری از مراجع عملی را برای اسکن و فیلم‌برداری از نوزادی که به دنیا می‌آید ساختیم. تیم شان همچنین پاهای مصنوعی زن و دستگاه زایمان را ساختند. ما مقدار زیادی مواد عملی فوق‌العاده مانند ژل و خون و انواع چیزهایی که به عنوان نقطه شروع استفاده کردیم داشتیم. سپس وقتی وارد مرحله پس‌تولید شدیم، آن‌ها را گسترش دادیم.

در مورد فیلمنامه، وقتی هر پروژه‌ای از اندی را می‌خوانم، بلافاصله می‌دانم که آسان نخواهد بود. همیشه چالشی در پیش است. همان‌طور که دارل گفت، شما انتظار ندارید همه چیزهایی که در فیلمنامه توصیف شده را ببینید، زیرا فکر می‌کنید که آن‌ها برای تلویزیون کمی آن را ملایم‌تر می‌کنند، اما نه با اندی.

پیچیدگی‌های نماها و چالش‌های ساخت

سپس، همه پیچیدگی‌های مربوط به نماها وجود دارد، مانند اینکه چگونه در یک ماشین اتفاق می‌افتد. معمولاً، ساختن چیزها مشکلی ندارد. مثلاً بازیگر یک شکم و پاهای مصنوعی داشت تا بتوانیم بچه را از پشت بیرون بیاوریم. اما حالا او هم در یک صندلی ماشین نشسته است و صندلی ماشین بخشی از یک ماشین از اواخر دهه ۱۹۵۰ است و آن‌ها فقط دو تا از آن‌ها دارند. بنابراین، باید یک صندلی مصنوعی بسازند تا صندلی ماشین را تقلید کند.

تلاش گروهی و جلسات مفهومی

بخش هنر درگیر می‌شود و این یک تلاش گروهی بزرگ است. همه این‌ها از جلسات مفهومی بیرون می‌آید، جایی که سعی می‌کنیم بفهمیم چه کسی قرار است به چه چیزی رسیدگی کند و چه چیزهایی با هم تداخل دارند. البته، ما با تیم دارل برای موجودات و همه چیزهای دیگر تداخل زیادی داریم. اندی یک بچه واقعی هم می‌خواست، بنابراین ما یک بچه ساختیم.

با اجازه از HBO

سانسوم: ما دو تا از آن‌ها داشتیم. یکی را برای دارل ساختیم تا به عنوان مرجع استفاده کند. دست‌ها و بال‌ها باز بودند و آن را روی یک چوب قرار دادیم تا از این شخص به آن شخص و در سراسر ماشین پرواز کند. اما یکی دیگر هم داشتیم که به صورت جمع شده در حالت جنینی بود. آن یکی واقعاً از شکم بیرون رانده شد و برای شروع آن صحنه استفاده شد.

چطور پاها و شکم را برای صحنه‌های زایمان ساختید؟

سانسوم: این مثل ترفند قدیمی جادوگر است که بدن را به دو نیم می‌کند. بازیگر در واقع به صورت زانو زده ایستاده بود. دست‌ها، شانه‌ها، سر و گردنش از صندلی ماشین بیرون زده بود. سپس یک بدن کامل مصنوعی از استخوان ترقوه به پایین داشتیم. میله‌هایی از پایین پاها عبور می‌کردند و از سوراخ کف ماشین رد می‌شدند تا بتوانیم پاها را از زیر کنترل کنیم.

فکر می‌کنم شان محدودیت‌های فضای فیزیکی را کمی دست کم گرفته است. ما این را روی دیوار حجمی فیلم‌برداری کردیم و نور تعاملی داشتیم. می‌توانستیم این کار را روی یک نیمکت بدون صندلی و شاید فقط با یک داشبورد انجام دهیم. در این صورت، شان احتمالاً فضای بیشتری برای حرکت و انجام عروسک‌گردانی‌هایش داشت. او در هر شات حضور داشت و ما باید او را حذف می‌کردیم. به همین شکل، فکر می‌کنم شاید یک شات بود که مجبور شدیم یک دست یا چیزی را حذف کنیم. اما چون می‌خواستیم از دیوار حجمی برای اهداف نوری استفاده کنیم، سعی کردیم ماشین را در حالت ثابتی نگه داریم. درها همیشه بسته بودند، بنابراین شان باید از پشت یا زیر صندلی وارد می‌شد. ما باید راهی پیدا می‌کردیم که او از آن طریق عبور کند. این امکان را فراهم کرد که آن چند شات اول که بچه بیرون می‌آید کاملاً عملی باشد. ما مقداری خون و احشاء اضافی به صحنه اضافه کردیم، اما بیرون آمدن بچه کاملاً کار شان بود. این نورپردازی واقعی، ماده چسبناک و همه آن چیزها بود. و عالی به نظر می‌رسید، نوعی ادای احترام به وحشت کلاسیک و تکنیک‌های سنتی، با مزایای برخی از فناوری‌های جدید.

استفاده از عروسک در صحنه با بازیگران چگونه بود؟

ساوچاک:

تیم آن‌ها واقعاً فوق‌العاده است. ما همیشه به دنبال منابع نوری واقعی هستیم. او یک مدل کوچک ساخت که به ما کمک کرد. یادم نمی‌آید که آیا چیزی طراحی کرده بودیم یا شاید یک مدل سه‌بعدی ارائه داده بودیم. او سپس قالبی از آن ساخت و تمام رنگ‌آمیزی و کارهای دیگر را انجام داد. اما چیزی داشتیم که برای مرجع نوری عالی بود تا بتوانیم ببینیم نور چگونه با آن تعامل دارد.

تعامل نور با مدل

ما موجود را با یک چوب در صحنه حرکت می‌دادیم و می‌دیدیم که نور چگونه تغییر می‌کند. وقتی از جلوی ماشین به پشت آن حرکت می‌کردیم، تغییرات نور را مشاهده می‌کردیم. گاهی اوقات برای مرجع بازیگر هم خوب بود و واکنش واقعی می‌گرفتیم. یک برداشت تمرینی انجام می‌دادیم و اندی هم در آنجا حضور داشت. اگر لازم بود چیزی به صورت یکی از بازیگران برخورد کند، می‌توانستیم از این مدل کوچک روی چوب استفاده کنیم.

تعامل بازیگران با مدل

فکر می‌کنم همچنین برخی قسمت‌های نرم‌تر و کوچک‌تر مانند فقط سر برای تعامل داشتیم. این به اندی فرصتی می‌داد تا یک اجرای واقعی از بازیگران بگیرد. بنابراین آن‌ها به چیزی واقعی واکنش نشان می‌دهند. این کمک می‌کند تا اجرای باورپذیرتری داشته باشید.

سانسوم: اندی یک هنرمند مفهومی است که ایده‌هایی هماهنگ با سبک خود ارائه می‌دهد. او بسیاری از طرح‌ها را خودش طراحی می‌کند. در جلسات مفهومی، او با استفاده از تخته سفید، ایده‌هایش را ترسیم می‌کند تا توضیح دهد به دنبال چه چیزی است. این روش برای ما بسیار مفید است. او طرح‌های مفهومی‌ای ارائه داد که من از آن‌ها برای مجسمه‌سازی کودک و سر استفاده کردم.

ساوچوک: کار کردن با کودکان همیشه جالب است. برخی از بازیگران کودک تجربه بیشتری نسبت به دیگران دارند. ماتیلدا لاولور که هفت سال پیش با او کار کردم، اولین بار بود که با عروسک‌گردانی و نگه داشتن اشیاء خاکستری و نرم که بعداً با CGI جایگزین شدند، کار می‌کرد. او تجربه‌ای داشت که واقعاً جالب بود. اما همه این تجربه را نداشتند. به همین دلیل فکر می‌کنم داشتن برخی از مراجع عملی و قطعات صحنه از تیم شان بسیار عالی است. این کار به آن‌ها کمک می‌کند تا بفهمند “این چیزی است که باید به آن واکنش نشان دهم” و از همه این‌ها لذت ببرند.

سانسوم: بله، بچه‌ها فوق‌العاده هستند. خیلی شبیه به “آن: فصل ۱” بود. بچه‌ها واقعاً به آن علاقه‌مند می‌شوند زیرا با تخیل سر و کار دارند. وقتی با موجودات و خون و مواد چسبناک سر و کار دارند، هر روز در صحنه مثل هالووین است. آن‌ها واقعاً لذت می‌برند.

در نهایت، آیا در این نمایش چیزی وجود دارد که مردم ممکن است فکر کنند دیجیتالی است، اما در واقع عملی است یا برعکس؟

ساوچوک: خوب، در افتتاحیه این تصور وجود دارد. بسیاری فکر می‌کنند که امروزه بیشتر چیزها دیجیتالی هستند. اما این واقعاً ادای احترامی به آرایش و جلوه‌های پروتزی فوق‌العاده قبلی بود. ما واقعاً سعی کردیم آن را حفظ کنیم و فقط بر روی آن اضافه کنیم.

سانسوم: این کار دشوار است، زیرا تقریباً همه چیزهایی که در این نمایش انجام داده‌ایم ترکیبی است. هر دو در صحنه دخیل هستیم. کمی عملی و کمی دیجیتالی است و تشخیص آن سخت است. حتی مطمئن نیستم که بتوانم بگویم چه کسی چه کاری انجام داده است، حداقل در قسمت اول.

این مصاحبه ویرایش و خلاصه شده است.

تیم «It: Welcome to Derry» راز صحنه افتتاحیه دیوانه‌وار را فاش می‌کند: «ترکیب شگفت‌انگیز خون و جلوه‌های عملی» برای زنده کردن نوزاد قاتل