📋 خلاصه مقاله:
ماجا پنچیچ با رویکردی انقلابی در فیلمسازی مستند، با پرسشهای مستقیم و بدون برنامهریزی، واقعیت را مستند میکند. فیلم او “عشق حداقل” به نگرانیهای جوانان درباره آینده و مسائل اجتماعی میپردازد و بر اهمیت گوش دادن به دیگران تأکید دارد.
وقتی ماجا پنچیچ به عنوان دانشجوی فیلم در پراگ تصمیم گرفت با دوربین خود به خیابانها برود، مصمم بود با پرسیدن سوالات مستقیم، واقعیت را مستند کند.
رویکرد انقلابی در فیلمسازی مستند
این رویکرد به فیلمسازی مستند در جمهوری چک، جایی که بهطور معمول از دراماتورگ استفاده میشود و صحنههایی برای افزایش تنش یا کنایه ایجاد میشود، امروزه تا حدی انقلابی است. اما پنچیچ میگوید که به طور غریزی احساس کرد که برای اولین فیلم بلندش، پرسیدن افکار مردم اطرافش در مقابل دوربین تنها راه ممکن است.
بنابراین، او و یکی از همکارانش با جمعیتی که از ایستگاه مترو خارج میشدند، روبرو شدند. آنها به شدت تلاش کردند تا از آنها درباره روزشان اطلاعاتی بگیرند.
پنسیک میگوید: «من نیاز داشتم که از ترس راه رفتن با دوربین دست بردارم. همچنین کنجکاو بودم که در میان جمعیت اطرافم چه میگذرد، مثلاً در تراموا.»
شروع فیلم «عشق حداقل»
به این ترتیب، اولین سکانس پر هرج و مرج فیلم او، «عشق حداقل»، شکل گرفت. این فیلم این هفته در بخش Czech Joy جشنواره بینالمللی فیلم مستند جیهلاوا رقابت میکند.
جای تعجب نیست که تعداد کمی از افراد در این سکانس برای به اشتراک گذاشتن افکارشان توقف میکنند. به نظر میرسد آنها عجله دارند تا بعد از یک روز کاری طولانی به خانه بروند.
تغییر استراتژی مصاحبه
اما پنسیک به سرعت در استراتژی مصاحبه مهارت بیشتری پیدا میکند. او دوربین خود را به محیطهای صمیمیتر میبرد و دوستانش را وادار میکند تا درباره آنچه از یک شریک عاشقانه میخواهند، صحبت کنند.
یکی نمیخواهد حس شوخطبعیاش را توضیح دهد. در حالی که دیگری میگوید انتظار دارد شریکش خیانت کند “چون رابطه جنسی…” ما را به تعجب وا میدارد زیرا او هرگز فکرش را تمام نمیکند. به زودی پنچیک در میان جمعیتی که بیرون یک سالن کنسرت جمع شدهاند، مستقر میشود. بسیاری از آنها جوانانی هستند که عاشق رپ هستند.
نگاه پنچیک به فیلمسازی
پنچیک میگوید: “کل فیلم خودجوش است.” او ادامه میدهد: “برای من منطقی است که فیلمی را به صورت مستقیم و بدون برنامهها و ایدههای بزرگ بسازم. زندگی بیرون از آنچه تصور میکنیم جالبتر است.”
نگرانیهای جوانان درباره آینده
در واقع، پسرها بیشتر از اشعار رپ در ذهنشان دارند. به زودی احساسات خود را درباره تغییرات اقلیمی و جنگ در اوکراین به اشتراک میگذارند. تعداد کمی امیدی به آینده دارند.
روش مصاحبههای پنچیک
اما پنچیک هرگز مصاحبههایش را هدایت نمیکند. او فقط سوال اولیه را مطرح میکند و هرگز نمیداند که به کجا خواهند رفت، او میگوید.
پنسیک در توضیح اینکه سوالاتش از کجا میآیند، میگوید بیشتر آنها از سوالات خودش درباره زندگی نشأت میگیرند.
الهام از زندگی شخصی
او میگوید: «در واقع، من به چیزهایی علاقهمند بودم که خودم در حال حاضر با آنها دست و پنجه نرم میکردم. ترسها، خستگی، عشق، درد، آسیب، روابط سمی، دوستی و آینده. اما اگر پاسخ جالب نبود و مسیر به این سمت نمیرفت، یکی دیگر را اختراع میکردم. فیلم درباره چیزی است که جهان گذرا با آن دست و پنجه نرم میکند، نه چیزی که من در ذهنم با آن مواجه هستم.»
داستانی خام و تأثیرگذار
ترکیب حاصل از افکار کنجکاوانه و اضطرابهای صمیمانه، داستانی خام و تأثیرگذار را به وجود میآورد. این داستان توسط دهها نفر به اشتراک گذاشته میشود و همه به نظر میرسد به دنبال معنا هستند.
رویکرد مستقیم به واقعیت
او میگوید: «وقتی درباره مستند صحبت میکنیم، من بازسازی، صدای روی تصویر و این قبیل چیزها را دوست ندارم. من رویکرد مستقیم با واقعیت را میپسندم.»
جمعآوری مواد و فیلمبرداری
پنسیک به آرامی و با کسب اعتماد به نفس در فیلمبرداری و مصاحبه، مواد قابل توجهی از انواع مکانها جمعآوری کرد. او به مدت چهار ماه، همیشه به نوعی، پس از تاریکی فیلمبرداری کرد.
«زمان در فیلم من چیزی است که فیلم را از ویدیوهای تصادفی متمایز میکند»، پنچیچ میگوید. «بیش از یک سال برای ویرایش فیلم زمان صرف کردم و تصاویر را به گونهای ترکیب کردم که دارای تمپو و ریتم مناسبی باشد.»
اهمیت حساسیت به موضوعات
حساسیت به موضوعات برای پنچیچ بسیار مهم است. او میگوید که یافتن نخ ارتباطی که آنها را متحد کند نیز اهمیت دارد.
همدلی در فیلمسازی
«فیلم برای من همدلی است»، او میگوید. «تصاویر و صحنهها در فیلم به یکدیگر مرتبط هستند و مهم است که فیلم به عنوان یک واحد ساخته شود، به گونهای که گویی در یک نفس ساخته شده است.»
پاسخهای شگفتانگیز
وقتی از او پرسیده شد که شگفتانگیزترین پاسخ به سوالاتش چه بود، پنچیچ به یاد یک مکالمه خاص در میان کنسرتروها در خیابان میافتد. او میگوید: «از گروهی از پسران که در صف کنسرت رپ بودند پرسیدم که آیا از جنگ در اوکراین میترسند. یکی از آنها پاسخ داد که او بیشتر از مارها میترسد تا جنگ.»
«عشق حداقل» بر روی جوانان تمرکز دارد و این تصادفی نیست، کارگردان میگوید.
تجربه کارگردان جوان
«من هم جوان هستم. وقتی این فیلم را ساختم ۲۳ ساله بودم. بنابراین، همانطور که همیشه، مردم معمولاً مرا شگفتزده میکنند. در این فیلم، پسرها کسانی بودند که ابتدا مانند احمقها رفتار میکردند. اما بعد از مدتی نشان دادند چقدر مهربان هستند.»
اهمیت گوش دادن به دیگران
این کشف ممکن است ارزش گوش دادن به افرادی که اغلب نادیده گرفته میشوند را نشان دهد. این موضوع به «همه ما، نه فقط جوانان» مربوط میشود. به همین دلیل است که فیلم با صحنههایی در مترو آغاز میشود. جایی که از مردم در ایستگاه مترو پرسیدیم حالشان چطور است.»
رشد پوپولیسم در اروپا
«شاید یکی از دلایلی که پوپولیسم در اروپا در حال افزایش است همین باشد. مردم احساس میکنند که بالاخره کسی به حرفهایشان گوش میدهد. به همین دلیل به این کنجکاوی کاذب رأی میدهند.»
چالشهای جوانان امروز
«فکر میکنم که امروزه جوانان، از جمله ما، با بسیاری از اصطلاحات برچسبگذاری میشوند» به جای اینکه درباره احساساتشان پرسیده شود. «جوانی معمولاً پر از تنهایی است که بزرگترین مشکل در دنیای ماست.»
پنسیک میگوید جوان بودن به معنای خوشبختی نیست و “جوانی معمولاً پر از ناامنی، تنهایی و سوءتفاهم است.”
استراتژیهای فیلمسازی برای درک جوانی
اگر یک فیلمساز بخواهد به عمق این مسائل برسد، پنسیک میتواند چند درس مفید در مورد استراتژی ارائه دهد. او میگوید: “به چشمانشان نگاه کنید و صادقانه گوش دهید. مردم میخواهند به اشتراک بگذارند، و من هم همینطور. بنابراین من به اشتراک میگذارم، آنها هم به اشتراک میگذارند.”
امید و اضطراب در میان جوانان
پنسیک میگوید چیزهایی که مردم با او به اشتراک میگذارند، هم به او امید به آینده میدهد و هم اضطراب. او معتقد است که جوانان حضور دارند و مانند آفتاب هستند. بیشتر آنها موجوداتی زیبا و پر از پتانسیلاند. جامعه باید از سوءاستفاده از ما دست بردارد و از ما الهام بگیرد. ما در خوداندیشی بسیار خوب هستیم و محیط اطرافمان را درک میکنیم. میتوانیم چیزهایی را ببینیم که افراد مسنتر از دست دادهاند.
نیازهای اساسی جوانان
اما ما به علاقه، زمان و مهمتر از همه، عشق نیاز داریم. بدون آن، هیچ چیز حرکت نخواهد کرد. بنابراین، این به والدین مربوط میشود. حتی آنها هم مشکلات خود را دارند. فکر میکنم، این به شما بستگی دارد، والدین، این به شما بستگی دارد.




