📋 خلاصه مقاله:
«مصاحبه با خونآشام» از شبکه AMC به عنوان یک سریال موفق شناخته میشود، اما «جادوگران میفر» و «Talamasca» نتوانستهاند به همان سطح برسند. «Talamasca» با داستانی پراکنده و شخصیتهای کمعمق، انتظارات را برآورده نمیکند و در جذب مخاطب ناکام است.
«مصاحبه با خونآشام»، اولین تلاش شبکه AMC برای تبدیل آثار نویسنده فانتزی، آن رایس، به یک جهان تلویزیونی به نام جهان جاودان است. این سریال یکی از بهترین برنامههای در حال پخش محسوب میشود. سریال هوشمندانه، حسی و اغلب خندهدار است. توانسته تعادل بین حفظ و بهروزرسانی منبع اصلی خود را برقرار کند. من با اشتیاق منتظر فصل سوم هستم. این فصل به سبک یک مستند راک درباره خونآشام لستات (سم رید) ساخته خواهد شد.
تلاش دوم این برنامه، «جادوگران میفر»، نسبتاً ناامیدکننده بوده است. این درام پراکنده فاقد شور و شوق و عجیب و غریبی است که به نوعی، خون زندگی «مصاحبه با خونآشام» را تشکیل میدهد. همچنین، وسیلهای که برای الکساندرا داداریو به عنوان ستاره در نظر گرفته شده، ارائهای مختصر و خاص برای تمایز از اثر اصلی رایس ندارد. نسخهای که در آن لوئیس دو پوینت دو لاک (جیکوب اندرسون) به عنوان یک مرد سیاهپوست که عاشق سازندهاش میشود، معرفی میشود. فصل دوم اوایل امسال با کمترین هیاهو به پایان رسید.
«The Secret Order» که از این پس به آن «Talamasca» میگوییم، متأسفانه از نظر کیفیت به «Mayfair» نزدیکتر است تا «Interview». این فصل شش قسمتی که بهطور کامل در اختیار منتقدان قرار گرفته، تلاشی پراکنده و مبهم برای تبدیل جامعه مخفی چند صد ساله رایس به یک تریلر جاسوسی نیمهجان است.
نقاط روشن و حضور بازیگران
قسمت اول چند نقطه روشن دارد. از جمله حضور کوتاه اریک بوگوسیان، ستاره «Interview» و حضور گیجکننده اما خوشایند جیسون شوارتزمن به عنوان یک خونآشام که در پنتهاوس داکوتا زندگی میکند. شاید او طرفدار بزرگ رایس باشد، اگرچه نه به اندازهای که بیش از یک قسمت بماند.
مشکلات و چالشهای «Talamasca»
با این حال، وقتی این چرخهای آموزشی برداشته میشوند، «Talamasca» هرگز به اندازه کافی شتاب نمیگیرد تا مسیر خود را پیدا کند. این مسئله باعث میشود که سریال نتواند به طور کامل انتظارات را برآورده کند و مخاطبان را به خود جذب کند.
تالاماسکا دقیقاً چیست و اعضای آن چه کاری انجام میدهند؟ پاسخ به این سوالات به نظر میرسد که پیشنیاز اساسی یک برنامهای باشد که به نام این گروه خیالی نامگذاری شده است. اما “تالاماسکا” بینندگان را بیشتر در تاریکی نگه میدارد.
شخصیتها و داستان
جان لی هنکاک، خالق “The Blind Side”، و مارک لافرتی، همکار در “Halt and Catch Fire”، شخصیت اصلی، گای (نیکلاس دنتون) را به عنوان یک نماینده کلاسیک مخاطب قرار میدهند. او به سرعت در حال پیشرفت در یک روایت منتخب است. این تلهپات توسط بریتانیایی مرموز، هلن (الیزابت مکگاورن، با الهام از همبازیهایش در “Downton Abbey”) برای پیوستن به تالاماسکا جذب میشود. این در حالی است که او میتوانست یک شغل پردرآمد حقوقی را آغاز کند.
تواناییهای گای و نقش تالاماسکا
منبع تواناییهای گای و چگونگی تطابق آنها با کیهانشناسی این دنیا هرگز به طور کامل توضیح داده نمیشود. ظاهراً، تالاماسکا یک نیروی متقابل به رهبری انسانها در برابر نیروهای ماوراءالطبیعه مانند خونآشامها و جادوگران است. اما به وضوح ابزارهای ماوراءالطبیعهای از خود دارند.
خود گای به اندازه نامش یک قهرمان کلیشهای است. دنتون، که یک استرالیایی است و میتواند پسرعموی ادی ردمین باشد، حتی پس از اینکه شخصیتش به لندن فرستاده میشود تا به یک “خانه مادر” تالاماسکا سر بزند، با لهجه آمریکاییاش مشکل دارد.
آموزش فشرده و انگیزههای گای
آموزش او قرار است یک سال طول بکشد، اما به دلیل اهمیت زمان، در یک هفته فشرده میشود. این فشردگی به عنوان استعارهای برای این فصل پر از محتوا و عجولانه به نظر میرسد. گای انگیزه یا شخصیت کمی جز جستجوی مادرش دارد. او یک همذهن است که در پرورشگاه بزرگ شده و باور داشت که مادرش مرده است. مشخص میشود که تالاماسکا نه تنها پشت قرار دادن او با یک خانواده در فلوریدا بوده، بلکه بورسیههایی که به او آموزش عالی دادهاند نیز از طرف آنها بوده است.
گویی جیبهای عمیق و ارتباطات تلاماسکا به اندازه کافی مشکوک نبودند، گای همچنان هشدارهای استانداردی دریافت میکند که “آنها به تو دروغ میگویند” و “نمیتوان به آنها اعتماد کرد.” این هشدارها از سوی مجموعهای از شخصیتهای فرعی میآیند که به طور ناگهانی در اهمیت ظاهر و محو میشوند. در حالی که گای سعی میکند بفهمد وفاداریهایش باید کجا باشد، این تغییرات مداوم در وفاداریها قرار است یک داستان پیچیده را شکل دهند. هرچند که اثر آن بیشتر گیجکننده است، به ویژه زمانی که هلن یک زیرپلات برای بررسی گذشته خود دارد که او را از نقشاش به عنوان رئیس سرد و بیاحساس منحرف میکند.
خط داستانی اینجا درباره جستجویی برای مکگافینی به نام ۷۵۲ است. این عدد به سال تأسیس تالاماسکا اشاره دارد. مکگافین نسخه پشتیبان آرشیوی است که ۵۰ سال پیش در آتشسوزی شعبه آمستردام این سازمان از بین رفت. در همین حال، هلن و جاسپر (ویلیام فیکنر)، یک خونآشام با کینهای علیه تالاماسکا، به دنبال آن هستند.
نقش ویلیام فیکنر در داستان
فیکنر تنها بازیگری است که اجرایی با شور و شوق ارائه میدهد. نثر رایس سزاوار چنین اجرایی است. شاید به این دلیل که تنها جاسپر جملات بیمعنی اما خندهداری مانند «تو یک کک هستی که از روی تاریخ جاودانه ما میپری!» را دریافت میکند. اما جاسپر با عناصر سطحی مانند ۷۵۲، مادر گای و خانواده گمشده هلن که هیچکدام حس فوریت را القا نمیکنند، در اقلیت است.
با “Talamasca”، تعداد ورودیهای ناامیدکننده در دنیای جاودانه اکنون بیشتر از موارد هیجانانگیز است. اگرچه “Talamasca” با پایانبندیای که به نظر میرسد فصل دوم آن تضمین شده است، به پایان میرسد، اما هیچ مفهوم اضافی برای سریال سفارش داده نشده است. قبل از اینکه این اتفاق بیفتد، شاید نیاز به تأمل در این باشد که چرا نه “Mayfair” و نه “Talamasca” به اندازه هیجانهای اپرایی “Interview” نرسیدهاند. تا آن زمان، طرفداران باید منتظر “The Vampire Lestat” بمانند.
زمان پخش سریال “Talamasca: The Secret Order”
“Talamasca: The Secret Order” اثر “Anne Rice” در تاریخ ۲۶ اکتبر ساعت ۹ شب به وقت شرقی با دو قسمت در AMC و AMC+ به نمایش درخواهد آمد.




