یا رب این شمع دلافروز ز کاشانهٔ کیست؟
جانِ ما سوخت، بپرسید که جانانهٔ کیست؟
حالیا خانهبراندازِ دل و دین من است
تا در آغوشِ که میخسبد و همخانهٔ کیست؟
بادهٔ لعلِ لبش کز لبِ من دور مباد
راحِ روحِ که و پیماندهٔ پیمانهٔ کیست؟
دولتِ صحبتِ آن شمعِ سعادتپرتو
باز پرسید خدا را که به پروانهٔ کیست؟
میدهد هر کَسَش افسونی و معلوم نشد
که دلِ نازکِ او مایلِ افسانهٔ کیست!
یا رب آن شاهوَشِ ماهرخِ زهرهجبین
دُرِّ یکتایِ که و گوهر یکدانهٔ کیست؟
گفتم آه از دلِ دیوانهٔ حافظ بیتو
زیرِ لب خندهزنان گفت که دیوانهٔ کیست؟
تعبیر فال شما
این غزل از حافظ به جستجوی عشق و شناخت محبوبی میپردازد که دل و دین شاعر را به هم ریخته است. شاعر در پی یافتن پاسخی برای این سوال است که چه کسی دل و جان او را تسخیر کرده و با چه کسی همخانه است. در این مسیر، او به زیبایی و جذابیت محبوب اشاره میکند و از خدا میخواهد که او را به محبوبش برساند. پیام این غزل تشویق به شناخت و درک احساسات درونی و پیگیری عشق حقیقی است. با امیدواری و صبر، راه عشق را با دلی گرم و آگاه بپیمایید.


توسط
توسط
توسط
توسط


