📋 خلاصه مقاله:
فیلم «A House of Dynamite» به کارگردانی کاترین بیگلو، با موسیقی متن ولکر برتلمن و تیم هنرمندان، تنش و اضطراب ناشی از تهدید موشک هستهای را به تصویر میکشد. این فیلم در نتفلیکس پخش میشود و داستان را از سه دیدگاه مختلف روایت میکند.
فیلم «A House of Dynamite» با موسیقی متن ولکر برتلمن، به خوبی تنش و اضطراب را به تصویر میکشد. این موسیقی متن به گونهای طراحی شده که احساسات مخاطب را به شدت تحت تأثیر قرار میدهد. همچنین، لحظات حساس داستان را تقویت میکند.
Eros Hoagland/Netflix
فیلم «A House of Dynamite» ساخته کاترین بیگلو از ابتدا تا انتها پر از تنش و اضطراب است. این فیلم تهدید فوری یک موشک هستهای را دنبال میکند که به سمت ایالات متحده در حرکت است. تنش و اضطراب موجود در فیلم عمدتاً به لطف تیم هنرمندان، از جمله آهنگساز فولکر برتلمن، تدوینگر کرک بکستر و طراح صدا پل اوتوسون است. این افراد در پشت صحنه با دقت در هنرهای خود کار کردند تا این اثر را به هم پیوند دهند.
فیلم بیگلو که اکنون در نتفلیکس پخش میشود، به سه بخش تقسیم شده و داستان را از سه دیدگاه مختلف روایت میکند. همه چیز از اتاق بحران کاخ سفید آغاز میشود. در اینجا، کاپیتان اولیویا واکر (ربکا فرگوسن) با سرگرد دنیل گونزالس (آنتونی راموس) و تیمش در یک پایگاه نظامی در آلاسکا همکاری میکند. یک موشک در حال نزدیک شدن به آنهاست و ۲۰ دقیقه فرصت دارند تا واکنش نشان دهند و به درستی پاسخ دهند.
اوتوسون میگوید خواندن فیلمنامه تجربهای پر از اضطراب بود. او توضیح میدهد: «وقتی داشتم آن را میخواندم، واقعاً مضطرب بودم و کنجکاو بودم ببینم چگونه به هم میپیوندد. زیرا ساختار متفاوتی داشت.»
توسعه موسیقی متن در هر فصل
برتلمن میدانست که موسیقی متن نیاز به توسعه در هر فصل دارد. او میگوید: «شما باید چیزهایی در جیب خود داشته باشید تا تنش را بیشتر کنید.» افتتاحیه کل پالت موسیقی را ارائه میدهد که میتوانیم انتظار داشته باشیم و این فیلم چه خواهد بود. شما آن صداهای اولیه را میشنوید و میدانید کجا هستیم. ما در یک رمانس نیستیم. ما در یک تریلر هستیم که در برخی مناطق بسیار تاریک خواهد بود.»
اما چندین تلاش برای نمرهدهی به آن لحظات اولیه لازم بود تا درست شود. برتلمن میگوید که او روی شکلدهی به موسیقی متن کار کرد، کمی عقبنشینی کرد و سپس به فصل دوم رفت.
در هنگام حذف آن لحظات، باکستر از موسیقی متن برای پیگیری دمای ویرایش خود استفاده کرد. به ویژه زمانی که فصل دوم آغاز میشود، این اهمیت بیشتری پیدا میکند. باکستر میگوید: «موسیقی [برتلمن] در پایان فصل اول به اوج میرسد و شما دوباره تنظیم میکنید. شما این سرنخها را با تکههای کوچکی از صدا دریافت میکنید.»
او اضافه میکند که ایده این بود که مخاطبان به این فکر کنند که چه اتفاقی قرار است بیفتد. آیا این پیامد برخورد موشک است؟ در عوض، او میگوید: «این پاشیدنها شروع میشود و سپس شما دوباره در حالت وحشت قرار میگیرید و در همانجا باقی میمانید. این موسیقی متن است که به سرعت به شما میگوید که در آن هستید.»
رویکرد اوتوسون این بود که به صدا در هر فصل نگاه کند. در فصلهای اول و دوم، مردم با اطمینان و دانش در حال انجام کاری هستند. اما البته، اوضاع به هم میریزد. من سعی کردم آن را پرآشوبتر کنم زیرا نمیتوانید محیط را کنترل کنید.
بازگشت به ابتدای روز
فصل دوم همه چیز را به ابتدای روز بازمیگرداند تا بخشهای بیشتری را نشان دهد. در فصل سوم، تمرکز دوباره به دفتر بیضی شکل برمیگردد. این بار، ادریس البا که تا کنون فقط از طریق جعبه سیاه شنیده شده بود، آشکار میشود. وقتی روز برای آخرین بار در فیلم بازنشانی میشود، دنباله او انسانیت را به آشوب میآورد.
باکستر میگوید: «در فصل اول، با ربکا ماندیم و موسیقی ولکر را به عنوان محور اصلی قرار دادیم.» در فصل سوم که به دیدگاه رئیسجمهور میپردازد، موضوع تجربه انسانی و «تصمیم یک مرد» مطرح میشود. سکوت و موسیقی ولکر واقعاً آن اثر را بسیار عالی میسازد. داشتن هرج و مرج در ابتدا باعث میشود که ارزش عامل انسانی ظریف در فصل سوم را بیشتر درک کنید.
تأثیر سکوت و موسیقی در روایت
تصمیم برای عدم افشای او در اوایل، همیشه هدف بود. باکستر میگوید: «من به مربع سیاه توجه زیادی کردم و زمان زیادی به آن اختصاص دادم.» بهویژه در فصل دوم که فقط نشستهاند و منتظر پاسخها هستند. نماها فقط روی آن متمرکز میشوند و سکوت است. مثل نگاه کردن به چاهی است. این باعث میشود که اشتیاق برای ملاقات با او و دریافت پاسخها افزایش یابد.
فصل نهایی به وضعیت احساسی رئیسجمهور میپردازد. او آخرین فردی است که باید تصمیم بگیرد. همچنین، او باید با مشکلات انسانی روبرو شود و بسیاری از مسائل وجود دارند که کار نمیکنند و این موضوع را احساسی میکند. باکستر توضیح میدهد که در حالی که بخش زیادی از داستان روی کاغذ و توسط فیلمنامهنویس نوح اوپنهایم نوشته شده بود، برخی لحظات در ویرایش شکل گرفتند. به عنوان مثال، در فصل سوم، تماس تلفنی رئیسجمهور با روسیه بود. این بهطور کامل نوشته نشده بود زیرا قبلاً آن را تجربه کرده بودیم. روی کاغذ، ممکن است بگویید نیازی نیست که دوباره تمام آن مکالمه را بشنویم. اما در سفر رئیسجمهور، لذتی در تجربه دوباره آن روی چهرهاش وجود دارد. این تمام تنش ‘من به یک دقیقه نیاز دارم’ را افزایش میدهد و سپس به آفریقا میروید.
ناگهان، نماهای گستردهای از همسرش در سافاری با صدای فیلهای اوتوسون دیده شد. او میگوید: «این به نوعی فشاری را به آن صحنه وارد میکند و همچنین به تمام بشریت، که فقط میخواهد ارتباطی بین مردم برقرار کند.»
دسترسی هنرمندان به مشاور نظامی
هنرمندان همچنین به مشاور نظامی، دن کاربلر، دسترسی داشتند که همیشه در دسترس بود. اوتوسون که به توصیههای کاربلر تکیه میکرد، میگوید: «موضوع این بود که به آنچه در این اتاقها و موقعیتها میتواند اتفاق بیفتد وفادار بمانیم. هرگز درباره صدای جالبی که آنها درباره چگونگی صدایش احساس میکردند نبود. این بود که ‘در این وضعیت چه احساسی خواهید داشت و آن چگونه به نظر میرسد؟’




