📋 خلاصه مقاله:
فیلم «Deliver Me from Nowhere» با بازی جرمی آلن وایت در نقش بروس اسپرینگستین، به بررسی آلبوم «نبراسکا» و تأثیرات فرهنگی و سیاسی آن میپردازد. این فیلم به چالشهای شخصی بروس و تلاش او برای مواجهه با شیاطین درونیاش میپردازد.
پوستر جدید فیلم «Springsteen: Deliver Me from Nowhere» نقاشیای از بروس اسپرینگستین را در کنسرت نشان میدهد. او از کنار دیده میشود و انگشت اشارهاش را به سمت بالا نگه داشته است. اگر به چهرهاش نگاه کنید، بسیار بیشتر شبیه بروس شده تا جرمی آلن وایت، بازیگری که نقش او را بازی میکند. دلیلش را میتوانید بفهمید: جرمی آلن وایت خیلی شبیه اسپرینگستین نیست. در آن پوستر یک حس ناامیدی لحظه آخری وجود دارد. عدم شباهت دقیق در یک فیلم زندگینامهای مرگبار نیست، اما یکی از چندین چیزی است که در «Deliver Me from Nowhere» احساس میشود و ناهماهنگ است.
یکی از جزئیات جذاب دیگر، لحظهای است که بروس برای اولین بار ایده “نبراسکا” را با دیدن فیلم “Badlands” در تلویزیون به دست میآورد. به نوعی، این موضوع منطقی به نظر میرسد. آهنگ عنوان آلبوم از دیدگاه چارلز استارکودر، قاتل جامعهستیز که ضدقهرمان فیلم معروف ترنس مالیک است، روایت خواهد شد.
نکته عجیب در این صحنه این است که سه سال قبل از وقوع آن، در سال ۱۹۷۸، اسپرینگستین آلبوم “Darkness on the Edge of Town” را منتشر کرد. بهترین آهنگ آن “Badlands” بود. همیشه مشخص بود که این عنوان اشارهای به فیلم دارد.
با این حال، نکته محوری که در مورد «Deliver Me from Evil» احساس ناخوشایندی ایجاد میکند، خود «Nebraska» است. حتی نمیتوانم در مورد این موضوع صحبت کنم بدون اینکه به کفرگویی متهم شوم، زیرا واقعاً چنین احساسی دارد.
یک رمز و راز پیرامون آن آلبوم وجود دارد. این آلبوم با ویژگیهای آکوستیک و دمو با ریورب، حال و هوای تاریک و دلگیر آمریکا را به تصویر میکشد. ترکیبی از دیلن و سوساید است. هیچکس از توصیف “نبراسکا” به عنوان یک “شاهکار” و یکی از بزرگترین آثار بروس منحرف نمیشود. این آلبوم یکی از گاوهای مقدس و غمانگیز نقد موسیقی است. درست در کنار آثاری مانند “White Light/White Heat” و “Unknown Pleasures” قرار دارد.
تأثیر سیاسی و فرهنگی “نبراسکا”
در زمان انتشار آن، گرییل مارکوس درباره آن مینوشت. او گویی که فصلی به کتاب مهم خود “Mystery Train” اضافه میکند. مارکوس آن را “قانعکنندهترین بیانیه مقاومت و امتناعی که ایالات متحده رونالد ریگان تا کنون از هر هنرمند یا سیاستمداری دریافت کرده است” نامید. او الگوی دیدن “نبراسکا” به عنوان یک آلبوم سیاسی را تعیین کرد. این در زیباییشناسی سادهاش و تمام حال و هوای بروس در برابر صنعت موسیقی پر زرق و برق تجسم یافت.
فقط یک مشکل وجود دارد. (هشدار کفر!) «نبراسکا» یک فیلم هنری خشک از یک آلبوم است. این آلبوم به طرز افراطی شاعرانه است و چند آهنگ خوب مانند آهنگ عنوان و «آتلانتیک سیتی» دارد. اما همیشه آن را به عنوان یک کاغذ دیواری فولک-راک خاکی دیدهام. اگر آن را دوست دارید، خوب است. اما نکته من این است که هر ادعای بزرگی که برای این آلبوم میشود، تقریباً هیچ ارتباطی با آنچه مردم به مدت ۵۰ سال از بروس اسپرینگستین دوست داشتهاند، ندارد.
موسیقی او عمیق است و بله، میتواند تاریک باشد. اما بیشتر بروس به عنوان یک هنرمند، شادی راک اند رول را میتاباند. و این همان کیفیتی است که به طرز عجیبی از «Deliver Me from Nowhere» غایب است.
در خانه، وقتی با دخترانم شام درست میکنم، همیشه موسیقی پخش میکنیم. در کنار آهنگهای جدید، دوست دارم به آنها دوزی از تاریخ موسیقی بدهم. بنابراین از نینا سیمون تا استیلی دن، کلش، ELO، دیلن، اسپینرز و رامونز را پخش میکنم. اما وقتی یک بار آلبوم «نبراسکا» را گذاشتم، چهار آهنگ از آن گذشته بود که سیدی، که ۱۳ ساله است، با حالتی از درد به من نگاه کرد و گفت: «میتوانیم چیز دیگری پخش کنیم؟»
واکنش به آلبوم «نبراسکا»
او قبلاً هرگز این را نگفته بود. دیدن واکنش او که به طور مستقیم در فیلم توسط مدیر اجرایی کلمبیا رکوردز، ال تلر (دیوید کرومهولتز) تکرار میشود، برایم جالب بود. او چند دقیقه از آلبوم را میشنود و سپس میگوید: «میتوانید لطفاً آن را بردارید؟» مسئله فقط این نیست که آلبوم «تجاری نیست». برای بسیاری از ما، «نبراسکا» یکنواختی خستهکنندهای دارد.
این آلبوم به نوعی تماماً درباره درد است. “Deliver Me from Nowhere” نشان میدهد که چگونه ساخت این آلبوم به تنهایی در اتاق خوابش در نیوجرسی برای بروس نوعی درمان بوده است. این یک فصل جالب در داستان بزرگتر بروس است.
تجربه درمانی بروس
وقتی بروس واقعاً به درمان میرود، فیلم آن را بهعنوان یک رویداد فاجعهبار نشان میدهد. انگار که میلیونها نفر از ما آنجا نبودهایم و او اولین ستاره راک است که به دفتر روانشناس قدم گذاشته است.
مسئله اصلی که بروس در فیلم با آن دست و پنجه نرم میکند، تروماهایی است که در کودکی توسط پدر سختنوش و سوءاستفادهگرش در دهه ۵۰ میلادی (استیون گراهام) به او وارد شده بود. او به شدت میخواست رضایت او را جلب کند. «رهایی از ناکجا» قرار است درباره شکاف در روح بروس و چگونگی استفاده او از ساخت آلبوم «نبراسکا» برای التیام آن باشد.
تفسیر متفاوت از آلبوم «نبراسکا»
اما من تفسیر دیگری از معنای این آلبوم دارم. افسانه بزرگی که به مدت ۴۳ سال پیرامون «نبراسکا» شکل گرفته و توسط منتقدان موسیقی و خود بروس تقویت شده، این است که آنچه در این آلبوم اهمیت دارد، نه موسیقی بلکه اشعار آن است. اشعاری که در هر لحظه تلاش میکنند به شعری از سرزمینهای بایر تبدیل شوند.
مواجهه بروس با شیاطین درونی
با این حال، من پیشنهاد میکنم که در تلاش برای ساختن یک آلبوم راک به شدت هنری و با ذهنیت بالا، بروس به شیوهای متفاوت با شیاطین خود روبرو میشد. او هنوز نیاز اولیهای برای جلب رضایت و تحت تأثیر قرار دادن پدرش داشت. این همان چیزی بود که «نبراسکا» درباره آن بود. او چیزی را میخواست که این فیلم به او میدهد: نه حقش، بلکه یک ستاره طلایی.




