📋 خلاصه مقاله:
گرگ برلانتی جایزه تأثیر اجتماعی را در اجلاس نوجوانان UCLA دریافت کرد و در سخنرانی احساسی خود به اهمیت داستانسرایی صادقانه و نمایندگی متنوع در رسانهها پرداخت. او تجربیات شخصیاش را به اشتراک گذاشت و بر تأثیر مثبت بر جوانان تأکید کرد.
گرگ برلانتی جایزه تأثیر اجتماعی را در اجلاس سالانه نوجوانان و صفحهنمایش مرکز محققان و داستانسرایان دانشگاه UCLA در روز پنجشنبه در لسآنجلس پذیرفت. این نویسنده، کارگردان، تهیهکننده و شورانر که پشت فیلمها و سریالهایی مانند “Love, Simon”، “Dawsons Creek”، “Riverdale”، “You” و چندین سریال در “Arrowverse” شبکه CW قرار دارد، سخنرانی پذیرش احساسیای ارائه داد.
سفر به سوی پذیرش خود
در این سخنرانی، او به سفر خود به سوی پذیرش خود اشاره کرد. سفری که او را به خلق برنامههایی سوق داد که به مخاطبان کمک میکند احساس نمایندگی، دیده شدن و دوست داشته شدن کنند.
«به عنوان داستانپردازان در هالیوود، ما این فرصت را داریم که داستانهای قدیمی خود را بهبود بخشیم و داستانهای جدیدی خلق کنیم که صادقانه و آسیبپذیر باشند. این داستانها میتوانند قلبها و ذهنها را تغییر دهند و به مخاطبان یادآوری کنند که تجربه انسانی چقدر بیشتر از تفاوتها، جهانی است.» برلانتی با چشمانی پر از اشک توضیح داد: «ما همه هنوز میخواهیم ارتباط برقرار کنیم. ما همه هنوز میخواهیم دیده و درک شویم. ما همه عشق میخواهیم.»
تجربیات شخصی برلانتی
برلانتی برخی از آن «داستانهای قدیمی» را که در طول دوران حرفهای درخشان خود فرصت بهبود و گسترش آنها را داشته، به اشتراک گذاشت. او با دوران کودکی خود شروع کرد و از عشق پسرانهاش به تلویزیون یاد کرد. او متوجه شد که «هنوز یک خلأ بزرگ وجود دارد. من یک نوجوان همجنسگرای مخفی بودم و تنها تعداد کمی از شخصیتهای LGBTQ در تلویزیون وجود داشتند.»
او به یاد آورد که چگونه یک برخورد تصادفی با یک راهپیمایی ایدز در نیویورک، اولین تصویر مثبت از افراد کوییر را به او نشان داد. اما وقتی یکی از راهپیمایان دستش را به سوی او دراز کرد، آن را رد کرد. او گفت: “او منتظر بود تا من دستش را بگیرم، اما نگرفتم. شجاعتش را نداشتم. میترسیدم والدینم یا کسی راز من را بفهمند اگر آن دست را بگیرم، بنابراین فقط نگاه را برگرداندم.” بخش زیادی از جوانیام را در حال فرار از آن دست دراز شده گذراندم. ابتدا ترسیده بودم، اما سپس با گذشت زمان، قدرت پیدا کردم تا خودم را آشکار کنم و در نهایت خودم را دوست داشته باشم.
دههها بعد، زمانی که برلانتی فیلم «Love, Simon» را در اولاته، کانزاس در سال ۲۰۱۸ به نمایش گذاشت، این رویداد به نقطه آغاز خود بازگشت. پس از نمایش، پسری ۱۴ ساله به صورت عمومی اعلام کرد و از برلانتی تشکر کرد. او گفت که با ارائه برنامهها و فیلمهایی به او کمک کرده تا احساس تنهایی کمتری کند.
برلانتی به یاد میآورد: «وقتی او دستش را دراز کرد تا با من دست بدهد، برایم روشن بود که فرصتی دوباره دارم. این فرصت برای جبران دستی بود که سالها پیش نگرفتم.»
شریکان نویسندگی برلانتی، جولی پلک و کوین ویلیامسون، جایزه و نام آن را معرفی کردند. ویلیامسون گفت: «وقتی با گرگ کار میکنید، زیاد گریه میکنید و این تصادفی نیست. همیشه احساسات بزرگ و عمیقی در مرکز کارهای گرگ وجود دارد، زیرا این همان چیزی است که گرگ هست.» پلک افزود: «او به ما داستانسراییهای احساسی، متنوع و جاهطلبانهای ارائه داده است. چه یک ابرقهرمان در غار باشد، چه یک نوجوان که برای اولین بار عاشق میشود، یا یک خانواده که راه خود را پیدا میکند، برنامههای او فقط ما را سرگرم نمیکنند. آنها ما را میبینند.»
تأثیر گرگ برلانتی بر داستانسرایی معاصر
مالی رینگوالد، که در «ریوردیل» بازی کرده بود، نیز ویدیویی ارسال کرد و برلانتی را با جان هیوز مقایسه کرد. او گفت که همکاریهای نمادینش با هیوز از دهه ۱۹۸۰ «آزمون زمان را پس دادهاند، اما همچنین متعلق به زمان خودشان هستند.» او افزود: «گرگ برلانتی بر این میراث بنا نهاده و به همان شیوه، اما با نمایشی بیشتر از جامعه متنوع ما، به شکلدهی به تصویرهای مدرن نوجوانی پرداخته است.»
تمرکز مراسم بر روی مشارکتهای برلانتی در فضای جوانان، تأکید مناسبی برای این اجلاس بود. این اجلاس در پی گزارش سالانه «نوجوانان و صفحهنمایشها» از مرکز محققان و داستانپردازان برگزار شد. این گزارش نگاهی به سلیقههای رسانهای و عادات مصرفی نسل زد آمریکاییها ارائه میدهد.
یافتههای کلیدی گزارش
از جمله یافتهها این بود که جوانان آمریکایی همچنان به فیلمها و تلویزیونهای سنتی ارزش میدهند. هرچند اغلب این محتوا به صورت قطعات کوچک در تیکتاک و یوتیوب مصرف میشود. آنها تمایل قابل توجهی به انیمیشن دارند و به داستانهای عاشقانه بیش از حد جنسی علاقهای ندارند. همچنین به دنبال محتوایی هستند که نمایشی اصیل از زندگیهای مشابه خودشان ارائه دهد.
نشست به بررسی این یافتهها در قالب چندین پانل و بحث با حضور مدیران رسانه، خالقان محتوا و دانشگاهیان پرداخت. یکی از بهیادماندنیترین پانلها، پانل “از نوجوانان بپرسید” بود. در این پانل، چهار نوجوان برای گفتوگو درباره سلیقههای خود به صحنه آمدند. این گفتگو توسط مدیر برنامه تعامل جوانان Roblox، آندرس کوئرو، هدایت شد. نوجوانان حاضر در پانل، بسیاری از آنچه که مطالعه نشان داده بود را تأیید کردند. آنها بر بیزاری نوجوانان از رسانههای “دنبالکننده روند” که مصنوعی و بیارتباط به نظر میرسند، تأکید کردند. آنها به جای آن، داستانسرایی صادقانهتر را ترجیح میدهند. همانطور که هولین آلپرت ۱۴ ساله گفت: “نوجوانان، مانند بزرگسالان، یکپارچه نیستند. همه آنها نظرات متفاوتی دارند. همه آنها دیدگاهها، باورها، نژادها، گرایشهای جنسی و ادیان متفاوتی دارند. فقط باید آن را کشف و پذیرفت.” اتاقی پر از حرفهایهای با تجربه هالیوود با دقت گوش میدادند.
برلانتی اهمیت گوش دادن به این صداهای جوان را اینگونه خلاصه کرد: «چه هدیهای است که بتوانیم با یادآوری این مسائل به زندگی جوانان مخاطبان تأثیر مثبت بگذاریم و به آنها حس تعلق، همدلی و ارزشمندی بدهیم. در عوض، آنها به ما امید میدهند.
جوانان کسانی هستند که این روزها بیشترین حس امید را از آنها میگیرم. مهم نیست که امروز چقدر تاریک به نظر میرسد یا مسیر به سوی آینده چقدر پر از چالش باشد، من باور دارم که آینده به خاطر جوانان ما روشنتر خواهد بود.»




