Image

کارگردان «الیزا ک.»، جودیت کولل درباره «مرز»: تریلر پناهجویان یهودی جنگ جهانی دوم، خریداری شده توسط Menemsha Film برای آمریکای شمالی

📋 خلاصه مقاله:

فیلم «مرز» به کارگردانی جودیت کولل، داستان یک افسر گمرک اسپانیایی در سال ۱۹۴۳ را روایت می‌کند که با نادیده‌گرفتن دستورات فرانکو، به یهودیان کمک می‌کند از فرانسه تحت اشغال نازی‌ها به اسپانیا عبور کنند. این فیلم به تم‌های شجاعت، همدلی و مسئولیت اخلاقی می‌پردازد.

در آستانه جشنواره وایادولید اسپانیا، برنده جایزه ویژه هیئت داوران سن سباستین داستان جدیدی از پناهندگان را بازگو می‌کند. این داستان درباره کسانی است که کمک می‌کنند، کسانی که خیانت می‌کنند و بسیاری که چشم‌پوشی می‌کنند.

زمانی که فیلماکس فیلم «مرز» (Frontera) به کارگردانی جودیت کولل را به خریداران در کن معرفی کرد، این تریلر جنگ جهانی دوم توجه‌ها را به خود جلب کرد. در نهایت، این فیلم برای اکران در آمریکای شمالی توسط منمشا فیلمز انتخاب شد.

داستان فیلم «مرز»

این فیلم داستان مانیل گراو، یک افسر گمرک اسپانیایی در سال ۱۹۴۳ را روایت می‌کند. او برخلاف دستورات فرانکو عمل کرده و جان خود را به خطر می‌اندازد تا به یهودیان کمک کند از فرانسه تحت اشغال نازی‌ها به اسپانیا عبور کنند. این تصمیم زخم‌های جنگ داخلی که هنوز تازه بودند را دوباره باز می‌کند.

یک تولید مشترک اسپانیایی-بلژیکی بین Coming Soon Films، Diagonal TV، Crespeth Films و Bulletproof Cupid، فیلم «Frontier» توسط Filmax در تاریخ ۱۲ دسامبر در سینماهای اسپانیا اکران خواهد شد. این اکران پس از اولین نمایش جهانی آن در جشنواره وایادولید که از ۲۴ اکتبر آغاز می‌شود، صورت می‌گیرد.

تمرکز اجتماعی و صمیمیت در فیلم «Frontier»

کولل، رئیس آکادمی فیلم کاتالان و شناخته شده برای «Elisa K» و «۱۵ Hours»، با آوردن صمیمیت و تمرکز اجتماعی به یک بوم بزرگ‌تر، می‌گوید: «’Frontier’ در اصل یک عمل تأمل است. این درباره شجاعت کمک کردن است وقتی که بیشتر افراد روی برمی‌گردانند.»

تضاد زمان‌ناپذیری و تاریخ در فیلمبرداری

فیلمبرداری شده توسط آندرو آدام روبیرالتا («The Gypsy Bride») با دوربین‌های Alexa 35 و لنزهای وینتیج، فیلم تضاد بین زمان‌ناپذیری پیرنه‌ها و تاریخ سختی که به سرعت در میان آن‌ها در حال رخ دادن است را به تصویر می‌کشد.

بازیگران این فیلم شامل برونا کوسی (“Upon Entry”)، میکی اسپارب (“More the Merrier”)، آسییر اتکساندیا (“Pain and Glory”)، ماریا رودریگز سوتو (“A House on Fire”)، بازیگر بلژیکی کوین جانسنز (“Revenge”، “Close”) و جوردی سانچز (“La que se avecina”) هستند.

توصیف فیلم و تم‌های آن

کولل و تهیه‌کنندگانش این فیلم را به عنوان یک تریلر تاریخی شدید و عمیقاً انسانی توصیف می‌کنند. داستان درباره “کسانی که کمک می‌کنند، کسانی که می‌خواهند افشا کنند، و اکثریت بزرگی که به سادگی نگاه دیگری می‌کنند” است. در زیر این دسیسه‌های جنگی، تمثیلی درباره همدلی و مسئولیت اخلاقی نهفته است. موضوعاتی که کولل به ورایتی گفت، “مستقیماً با زمان حال صحبت می‌کنند.”

دیدگاه فیلمساز

در ادامه، فیلمساز درباره چگونگی تصور پیرنه به عنوان یک شخصیت زنده صحبت می‌کند. او به تعادل بین درام و تنش و یافتن هم‌صدایی بین گذشته و حال اشاره می‌کند.

فیلم با جمله “آنچه برخی دیروز تجربه کردند، بسیاری امروز تجربه می‌کنند” به پایان می‌رسد. آیا این جمله از ابتدا به عنوان بیانیه‌ای برای قاب‌بندی داستان به عنوان یک تمثیل همواره مرتبط با پناهندگان نوشته شده بود؟

ارتباط فیلم با زمان حال

فیلم به طور مستقیم با زمان حال صحبت می‌کند و این جمله نهایی دقیقاً به همین ارتباط اشاره دارد. در سال ۱۹۴۳، بسیاری مجبور شدند خانه‌های خود را ترک کنند تا از دست نازی‌ها فرار کنند. امروز، هزاران نفر روزانه از دریاها و بیابان‌ها عبور می‌کنند تا از جنگ، گرسنگی و وحشت فرار کنند. من سینما را ابزاری حیاتی برای افشاگری و تأمل می‌دانم. این ابزار به ما امکان می‌دهد از طریق لنز گذشته به حال بیندیشیم و تأمل کنیم.

مسئولیت اخلاقی در زمان جنگ

لحظه‌ای وجود دارد که یک افسر بلندپایه نازی می‌گوید: “فکر کردن در زمان جنگ یک تجمل است.” این فیلم چقدر به سهولت تسلیم شدن مردم عادی در برابر مسئولیت اخلاقی می‌پردازد و چگونه می‌خواستید این موضوع را در شخصیت‌ها و داستان خود بیاورید؟

این پرسش به قلب فیلم می‌پردازد. از لحظه‌ای که برای اولین بار فیلمنامه «Frontera» را خواندم، به تأمل عمیقی درباره این افراد و چگونگی تقسیم‌بندی آن‌ها پرداختم. کسانی که با وجود خطر تصمیم به کمک می‌گیرند و کسانی که به دلیل ترس یا بی‌تفاوتی این کار را نمی‌کنند.

روستای مرزی و بازتاب واکنش‌ها

روستای ما در مرز فرانسه و اسپانیا، یک میکروکازم است که واکنش‌های ما به پناهندگان را منعکس می‌کند. این مکان به تازگی جنگ داخلی اسپانیا را پشت سر گذاشته و زخم‌های آن بر همه افراد، صرف نظر از اینکه در کدام طرف بودند، به وضوح دیده می‌شود. این بدان معناست که هر شخصیت درام‌های شخصی، ترس‌ها و از دست دادن‌های خود را به همراه دارد.

قهرمانی در زندگی روزمره

در این زمینه، جایی که همه یکدیگر را می‌شناسند و همسایه‌تان می‌داند که چه فکر می‌کنید، کمک به یک غریبه به یک عمل قهرمانی روزمره تبدیل می‌شود. فیلم سه نوع افراد را نشان می‌دهد: کسانی که کمک می‌کنند، کسانی که می‌خواهند افشا کنند و اکثریت بزرگی که به سادگی به طرف دیگر نگاه می‌کنند، انگار که این مسئله به آن‌ها مربوط نیست.

هدف ما این است که فیلم را به گروه اول تقدیم کنیم، به کسانی که خود را متعهد می‌کنند. من به شدت معتقدم که در دنیای امروزی، باید نشان دهیم هر حرکت کوچک اهمیت دارد. داستان‌های ما باید به ما کمک کنند تا بر جامعه‌ای فردگرا و بی‌احساس غلبه کنیم. همچنین، نشان دهیم که با هم می‌توانیم دنیایی انسانی‌تر و همدلانه‌تر بسازیم.

هر شخصیت با چالش‌های اخلاقی خاصی روبرو است. فرآیند انتخاب بازیگر برای یافتن بازیگر مناسب برای هر نقش چگونه بود؟

فرآیند انتخاب بازیگران طولانی و پیچیده بود زیرا شخصیت‌های زیادی وجود داشتند. اما در اصل، بازیگران اصلی همان‌هایی بودند که از ابتدای پروژه در ذهن داشتم. کار با آن‌ها خسته‌کننده بود؛ ما تمرینات زیادی داشتیم و درباره شخصیت‌ها، انگیزه‌ها و نیت‌هایشان صحبت کردیم.

فکر می‌کنم مهم است که نه تنها بازیگران بزرگی داشته باشیم — که همه آن‌ها هستند — بلکه بازیگرانی متعهد که همه چیز را زیر سوال می‌برند. این چیزی است که همه آن‌ها به اشتراک می‌گذارند. ما کار کردیم تا زمینه هر شخصیت را نشان دهیم و به آن‌ها عمق ببخشیم. نمی‌خواستیم شخصیت‌های سطحی داشته باشیم و نمی‌خواستیم شخصیت‌های خوب و بد ساده‌ای داشته باشیم. این درباره درک این است که آن‌ها از کجا آمده‌اند و چه چیزی آن‌ها را به اینجا رسانده و باعث می‌شود به این شکل عمل کنند.

نقش مناظر در داستان

پیرنه‌ها ثابت و بدون تغییر هستند، در حالی که تاریخ در اطراف آن‌ها در حال جریان است. آیا شما و فیلمبردار آندرو آدام روبیرالتا منظره را به عنوان یک شخصیت دیگر — شاهد اخلاقی داستان — یا عمدتاً به عنوان پس‌زمینه‌ای برای تنش تصور کرده‌اید؟

از همان ابتدا، من و فیلمبردار آندرو آدام روبیرالتا، منظره پیرنه‌ای لریدا را به عنوان یکی دیگر از شخصیت‌های داستان در نظر گرفتیم. انزوا در کوه‌ها، با حس دائمی خطر و تهدید، چه از مرز و چه از کشور خود، شخصیت‌های داستان را شکل می‌دهد. آن‌ها شخصیت‌هایی سخت و خشک هستند. افرادی که می‌دانند در برابر جهان تنها هستند زیرا اغلب توسط مقامات دوردست نادیده گرفته می‌شوند.

تأثیر کوه‌ها بر زندگی شخصیت‌ها

در این فضاهای کم‌جمعیت، کوه همیشه بر انسان غلبه می‌کند و احترام عمیقی به محیط زیست القا می‌کند. به همین دلیل، همه کسانی که پس از جنگ به اینجا آمده‌اند با سوءظن و بی‌اعتمادی عمیق نگریسته می‌شوند. آن‌ها به سادگی اگر در پیرنه نبودند، همان افراد نمی‌بودند.

این انزوا همان چیزی است که آنها را به آنچه هستند تبدیل می‌کند. به ویژه به شخصیت‌های روستا مانند جولیانا یا شهردار اشاره می‌کنم. اعمال و دیدگاه‌هایشان از محیط سخت و ناهموارشان جدا نیست.

از نظر بصری، فیلم به عنوان یک تریلر عمل می‌کند اما با محدودیت‌های یک درام به دلیل لحظات صمیمی فراوان. چه انتخاب‌هایی در زمینه سرعت، قاب‌بندی یا برش به شما کمک کرد تا این دو انگیزه را متعادل کنید؟

من به فیلم‌های صمیمی عادت دارم. مراجع من فیلم‌های صمیمی هستند و معمولاً درام یا سینمای اجتماعی را شامل می‌شوند. عنصر هیجان‌انگیز برای من جدید بود، اما وجود داشت. فکر می‌کنم پیشینه من در سینمای صمیمی‌تر بر میزانسن تأثیر گذاشته است. برای من، کار بر روی چهره‌های شخصیت‌ها برای آشکار کردن روح آن‌ها ضروری است. این کار نشان می‌دهد که آن‌ها چه احساسی دارند و چگونه تکامل می‌یابند. باید تعادلی بین این زبان شخصی و داستانی که شامل عناصر هیجان و اکشن بود پیدا می‌کردم. این واقعاً یک چالش بود. در این زمینه، همکاری با تدوین‌گر فیلم، لیانا آرتیگال، بسیار مهم بود. از همان ابتدا، او چالش را درک کرد و به من کمک کرد تا آن تعادل را پیدا کنم.

معنای “مرز” فراتر از روایت تاریخی

فراتر از روایت تاریخی، “مرز” برای شما چه معنایی دارد، از نظر سیاسی، احساسی، یا حتی در بحث فعلی اسپانیا درباره حافظه و مهاجرت؟

برای من، مفهوم “مرز” امروزه نشان‌دهنده سختی‌هایی است که هزاران نفر هر روز با آن مواجه می‌شوند. آنها می‌خواهند از این مرزها عبور کنند تا زندگی بهتری پیدا کنند. این موضوع نشان‌دهنده مسئولیت جمعی ما برای کمک به این افراد است. زیرا باید درک کنیم که کسانی که از مرز عبور می‌کنند و از خانه‌هایشان فرار می‌کنند، این کار را به دلایل بی‌اهمیت انجام نمی‌دهند. هیچ‌کس از دریا عبور نمی‌کند مگر اینکه آب امن‌تر از خشکی باشد. همان‌طور که شاعر آنگلو-سومالی، وارسان شایر نوشت، از نظر سیاسی و احساسی، مرز به عنوان آینه‌ای عمل می‌کند. این آینه به وضوح انسانیت مشترک ما و به‌ویژه انتخاب‌هایی که در مواجهه با ناامیدی دیگران می‌گیریم را منعکس می‌کند.

پیش‌زمینه‌ی مورب در درام‌های دوره‌ای طولانی‌مدت و تولیدات بزرگ‌مقیاس، بدون شک، پایه‌ای فنی و لجستیکی بی‌نظیر برای “فرونترا” بود. این نوع فیلم‌ها نیازمند دقت فراوان در طراحی تولید و بازسازی تاریخی هستند و آنها در این زمینه تخصص دارند. با این حال، قدرت واقعی پروژه از هم‌افزایی تولید مشترک ناشی می‌شد.

نقش کلیدی تهیه‌کنندگان در موفقیت پروژه

دیدگاه مارتا رامیرز، تهیه‌کننده‌ی [Coming Soon] نیز به همان اندازه حیاتی بود. در حالی که دیگونال ساختار بزرگ‌مقیاس را فراهم می‌کرد، مارتا از ابتدای پروژه حمایت کرد. او حساسیت عمیقی به روایت، حمایت از لحن، توسعه‌ی فیلمنامه و دیدگاه هنری آورد. ترکیب دو تهیه‌کننده با دیدگاه‌ها و تجربیات مکمل، بزرگ‌ترین دارایی پروژه بود.

همکاری با سرپرستان بخش‌های مختلف در پروژه‌های بزرگ

همکاری با تمام بخش‌ها بسیار آسان بود. من از روند کلی کار بسیار راضی هستم. به‌ویژه با توجه به اینکه این اولین بار بود که به چنین پروژه جاه‌طلبانه‌ای در هر سطحی پرداختم. اکنون مسن‌تر شده‌ام و تجربه بیشتری پشت سر دارم. اما واقعاً، هم تیم‌های فنی و هم هنری از همان ابتدا درک کردند که چه می‌خواهم. ساخت یک درام با لحظات اکشن و بودجه‌ای بسیار بزرگ‌تر از فیلم‌های قبلی‌ام، در حالی که دیدگاه و شخصیت خودم را حفظ کنم. همه آن‌ها به من کمک کردند تا به این هدف برسم.

کارگردان «الیزا ک.»، جودیت کولل درباره «مرز»: تریلر پناهجویان یهودی جنگ جهانی دوم، خریداری شده توسط Menemsha Film برای آمریکای شمالی