Image

بررسی «If I Had Legs I’d Kick You»: درخشش رز بیرن در درام آشوب‌زده مادرانه

📋 خلاصه مقاله:

مری برونستین در فیلمی مستقل و هیجان‌انگیز به سبک سافدی، رز بیرن را در نقش زنی خسته از زندگی به تصویر می‌کشد. این فیلم با تمرکز بر فروپاشی ذهنی و چالش‌های زنان مدرن، به بررسی انتظارات جامعه و نقش زنان می‌پردازد.

نویسنده و کارگردان مری برونستین چیزی در رز بیرن می‌بیند که صنعت سینما از دست داده است. او ستاره سریال ‘Damages’ را در نقش زنی که از زندگی خسته شده است، در یک فیلم مستقل به سبک سافدی به کار گرفته است. این فیلم به طور متناوب هیجان‌انگیز و دیوانه‌کننده است.

بیشتر افراد برای فرار از واقعیت به سینما می‌روند. در حالی که برخی دیگر از دیدن اضطراب دیگران لذت می‌برند یا از ایده اینکه کسی وضعیت بدتری دارد، کاتارسیس یا کمدی استخراج می‌کنند. با عنوانی مانند «اگر پا داشتم، به تو لگد می‌زدم» که شبیه به یک کوکی شانس مسموم است، تردیدی نیست که کدام دسته بهترین توصیف برای فیلم دوم پر از استرس مری برونستین است.

تجربه لیندا در فیلم

با دور بودن همسرش و وصل بودن دخترش به دستگاه پزشکی که به طور مداوم بوق می‌زند، لیندا (رز بیرن) ممکن است در حال از دست دادن عقلش باشد. اما برونستین ما را به طور کامل درون ذهن او قرار می‌دهد. همان‌طور که دیوارها نزدیک می‌شوند، سقف فرو می‌ریزد و کف زیر پای او خم می‌شود.

یک فیلم مستقل از A24، در قالبی مشابه با “Good Time” یا “Uncut Gems” ساخته شده است. این فیلم که شریک برونشتاین، رونی، هم‌نویسنده آن بود، به سبک سفدی اما با تمرکز تازه بر زنان می‌تواند به عنوان “مامان بدون پا” در مقابل “پدر دیوانه” آن‌ها باشد. این اثر، پرتره‌ای هنرمندانه از فروپاشی ذهنی است که از هر ابزاری در دسترس کارگردان استفاده می‌کند تا احساسی از پایان دنیا را در مقیاسی بسیار صمیمی بازسازی کند.

با ارائه اجرایی تب‌دار و پر از احساس، این فیلم به عنوان یکی از بهترین‌های سال شناخته خواهد شد. برن هرگز نقشی حتی نزدیک به این شدت نداشته است تا ما را برای آکروباتیک‌های احساسی که نویسنده-کارگردانش در نظر دارد، آماده کند.

در تئوری، لیندا باید تمام مهارت‌های لازم برای برخورد با دختری ناشناس و در طیف اوتیسم را داشته باشد. این دختر به ندرت دیده می‌شود اما اغلب شنیده می‌شود و از صندلی عقب یا اتاقی نزدیک، سوالات هیجانی می‌پرسد. تا انتها، زمانی که فیلمبردار کریستوفر مسینا، که به عنوان اپراتور دوربین در «Good Time» کار کرده است، بالاخره چهره دختر را نشان می‌دهد. تا آن زمان پنهان، دختر تقریباً مانند تجلی احساسات لیندا به نظر می‌رسد. از فروپاشی قریب‌الوقوع تا کینه از همسر غایبش، کریستین اسلیتر که با صدایی عمل‌گرا از طریق تلفن تماس می‌گیرد، تا ناتوانی کلی به عنوان یک مادر.

موضوع اخیر و نتیجه به چالش کشیدن سنت‌ها، که در آن زنان مدرن ممکن است به دنبال مسیرهایی غیر از والدین شدن باشند، به طور فزاینده‌ای به یک تم رایج در فیلم‌های ساخته شده توسط زنان تبدیل شده است. از جمله این فیلم‌ها می‌توان به «Nightbitch» اثر ماریل هلر و «دختر گمشده» اثر مگی جیلنهال اشاره کرد.

در اینجا، لیندا نه تنها با این ایده که «من یکی از آن افرادی هستم که نباید مادر باشم» دست و پنجه نرم می‌کند، بلکه از این می‌ترسد که ممکن است کاری بی‌پروا انجام دهد. او نگران است که شاید فرزند خود را خفه کند. این ایده در پوشش رسانه‌ای مادران قاتل که در حاشیه فیلم پخش می‌شود، با قطعات صوتی که نشان می‌دهند «بیماری روانی درمان نشده مقصر است» تکرار می‌شود.

این کلیپ‌ها که بیش از حد واضح هستند تا ترسناک باشند، دریچه‌ای به ذهن لیندا باز می‌کنند. جلسات خصمانه او با درمانگرش و همکارش نیز چنین می‌کنند. این نقش به‌طور خنده‌داری توسط کانن اوبراین بازی می‌شود. او با نگاهی از ناراحتی دائمی معده روی صورتش نشان می‌دهد که نگرانی‌های او ممکن است به او زخم معده بدهد.

جزئیات طنزآمیز در نقش لیندا

برونشتاین بلافاصله جزئیات طنزآمیز را فاش نمی‌کند. لیندا آموزش دیده تا همان نوع مشاوره‌ای را بدهد که خودش نیاز دارد. از مکالماتش با متخصصان پزشکی مختلف مشخص است که او واژگان لازم برای درک آنچه را که می‌گذرد دارد.

این موضوع می‌تواند اوضاع را بدتر کند. لیندا تمایل دارد افرادی که سعی در کمک به او دارند را به چالش بکشد یا بیش از حد فکر کند. رویایی که او در جلسه توصیف می‌کند نشان می‌دهد که او به شخصیت اوبراین علاقه‌مند است. در همین حال، او هیچ صبری برای بیماران خود ندارد. بیماران او شامل دانیل مک‌دونالد، بازیگر فیلم “Patti Cake$” به عنوان مادری دیگر که تحت فشار است، الا بیتی به عنوان یک هزاره بی‌فکر و دانیل زولغدری به عنوان یک مرد بچه‌صفت نیازمند می‌شود.

در حالی که همه افراد اینجا به این اندازه ناپایدار نیستند، کلمه “عادی” به هیچ وجه به شخصیت‌های برونشتاین نمی‌خورد. حتی جیمز (A$AP Rocky)، غریبه‌ای که در اتاق کناری لیندا در هتلی که پس از سیل آپارتمان خانواده‌اش به آنجا می‌رود، اقامت دارد، نیز از این قاعده مستثنی نیست.

تأثیر خوددرمانی و لحظات سورئالیستی

با در نظر گرفتن تأثیر خوددرمانی ماری‌جوانا و چندین بطری شراب در شب، ممکن است مخاطبان بپرسند که آیا برخی از لحظات سورئالیستی واقعاً اتفاق می‌افتند. به عنوان مثال، سوراخ بزرگی در سقف اتاق خواب او که یک خلاء کیهانی ایجاد می‌کند و لیندا نگرانی‌هایش را به آنجا می‌سپارد تا شناور شوند.

بدون اینکه به ترفند دیدگاه اول شخص که در «پسران نیکل» سال گذشته دیده شد متوسل شود، «اگر پا داشتم» به «بئو می‌ترسد» یا «عشق مست» نزدیک‌تر است. این شباهت در استفاده از طراحی صدای آزاردهنده، برش‌های ناگهانی و فیلم‌برداری تنگ و محدود برای تقریب فشارهایی است که شخصیت اصلی تحت آن قرار دارد.

تجربه ناخوشایند فروپاشی عصبی

برخی ممکن است این را خنده‌دار بیابند. در حالی که دیگران مطمئناً وقتی برونشتاین ما را در موقعیت ناخوشایند تجربه غیرمستقیم فروپاشی عصبی آهسته لیندا قرار می‌دهد، کشتی را ترک خواهند کرد.

انتظارات جامعه و نقش زنان

در زیر همه این‌ها، افکار عمیقی درباره انتظاراتی که جامعه بر زنان تحمیل می‌کند وجود دارد. اینکه چگونه مردان اغلب به عنوان افراد باثبات دیده می‌شوند، اما به ندرت همان مسئولیت‌ها را بر عهده می‌گیرند. همچنین جایی که خط بین استرس شدید و بیماری روانی قرار دارد، مورد بررسی قرار می‌گیرد.

این فیلم به وضوح نشان می‌دهد که هالیوود تا کنون برن را دست کم گرفته است. کریستن ویگ در نقش رقیب “ساقدوش‌ها” عمدتاً به عنوان همسران کمدی یا زیبا و مادران و نقش‌های پشتیبانی با رتبه پایین‌تر بازی کرده است. در مقایسه با چنین شخصیت‌های سطحی، لیندا تقریباً چهار بعدی به نظر می‌رسد. نقشی که تقریباً از صفحه نمایش عرق می‌کند و صندلی شما را با اضطرابش می‌لرزاند. همان‌طور که سینماهای پریمیوم با نمایش‌های 4DX صندلی‌ها را می‌لرزانند. گاهی اوقات این تقریباً بیش از حد است. اگرچه برونستین لحظاتی از طنز ابزورد را اینجا و آنجا تزریق می‌کند. مانند صحنه‌ای که لیندا تسلیم می‌شود و به دخترش اجازه می‌دهد یک همستر شیطانی را به فرزندی بپذیرد.

تعهد بازیگران و تأثیر آن بر تماشاگران

با مطالعه حالت ناامیدانه لیندا در آینه عقب ماشینش، تعجب‌آور است که چگونه یک بازیگر می‌تواند چهره‌اش را این‌گونه به لرزش درآورد. “اگر پا داشتم” از ستاره‌اش تعهدی در سطح بالاتر می‌طلبد. همچنین، نه مقدار کمی از شادی از بدبختی دیگران از سوی تماشاگران به چشم می‌خورد.

بررسی «If I Had Legs I’d Kick You»: درخشش رز بیرن در درام آشوب‌زده مادرانه