📋 خلاصه مقاله:
در قسمت ششم فصل چهارم “The Morning Show”، استلا بک با بازی گرتا لی، پس از فروپاشی حرفهای و شخصیاش، از شبکه خبری UBN استعفا میدهد. او با چالشهای اخلاقی و فشارهای شغلی مواجه میشود و در نهایت تصمیم به ترک کشور میگیرد. این قسمت به بررسی نقش هوش مصنوعی و تأثیرات آن بر زندگی حرفهای استلا میپردازد.
هشدار اسپویلر: این پست حاوی اسپویلرهایی از قسمت ششم “اگر آنگاه” از فصل چهارم سریال “The Morning Show” است که اکنون در Apple TV در حال پخش است.
خانمها و آقایان، استلا بک ساختمان را ترک کرده است. او کشور و نمایش را نیز ترک کرده است.
در قسمت ششم از فصل چهارم “The Morning Show”، نابغهای در حوزه تکنولوژی که به رهبری بخش خبری در UBN رسیده و توسط گرتا لی بازی میشود، شاهد فروپاشی زندگی با دقت ساخته شدهاش بود. این فروپاشی در مقابل ۲۰۰ خبرنگار، رئیسش سلین (ماریون کوتیار) و بقیه جهان رخ داد.
“برای من، این لحظه قبل از یک انفجار بود،” لی به ورایتی میگوید. “این تمام نیروی گریز از مرکزی است که پس از سالها و سالها مجبور به عمل کردن به یک روش خاص جمع شده است. او از روزی که برای اولین بار وارد شد، بسیار زیرک شده است. اما فکر میکنم که واضح است — یا برای من واضح بود — که این وضعیت پایدار نیست.”
این فصل برای زنی که در فصل دوم به عنوان یک حلکننده مشکلات ترسناک معرفی شد، پر از چالش بوده است. او کسبوکار فناوری خود را فروخت و در شبکه خبری پیشرو جایگاهی پیدا کرد. جایی که زنان اغلب در سطح مدیریت ارشد حضور نداشتند. اما این فصل، استلا همه چیز را برای برنامه هوش مصنوعی خود به خطر انداخته است. این برنامه به نظر میرسد انقلابی باشد و میتواند مجریان محبوب UBN را به هر زبانی ترجمه کند. این اتفاق پیش از پوشش جهانی شبکه از المپیک پاریس در بهار ۲۰۲۴ رخ میدهد.
بحران وجدان استلا
در قسمت ششم، بحران وجدان استلا به دلیل تصمیمش برای عدم ارتقای دوستش میا (کارن پیتمن) به وجود میآید. او به خاطر فشارها برای ارتقای همتای مردش این تصمیم را گرفته است. بازگشت جسورانه میا که استلا را دشمن پیشرفتی میداند که او مدتها از آن حمایت کرده است، نیز بر این بحران افزوده است. همچنین، رابطه مداومش با مایلز (آرون پیر)، همسر سلین، استلا را سرگردان میکند.
در طول این بخش، او با صدای خود ابراز تاسف میکند که به وسوسه “مرد سفیدپوست درونی” خود تسلیم شده و کاری انجام داده که او انجام میداد. او میگوید: “من با تنها کسی که میتوانست زندگیاش را نابود کند به رختخواب رفتم.” مایلز تنها عامل فشار بر روی انفجار نیست. اما وقتی او و سلین برای ارائه برنامه پوشش جاهطلبانه المپیک خود به رسانهها روی صحنه میروند، وضعیت را بهتر نمیکند.
تلاشهای استلا برای انحراف توجه رسانهها
استلا امیدوار است توجه رسانههای تشنه تیتر را از رسواییهای مختلف شبکه منحرف کند. او نمایشی از برنامه هوش مصنوعی خود را با استفاده از تصویر ساختهشده خودش ارائه میدهد، با وجود اینکه به سلین گفته بود آماده نیست. متاسفانه، بدترین ترس او به واقعیت میپیوندد. نه تنها در صحنه دچار نقص میشود، بلکه تمام چیزهای آزاردهنده، نژادپرستانه و محکومکنندهای که استلا شب قبل به آن گفته بود را بازگو میکند. این وضعیت مانند نگاه کردن به آینه و پرسیدن اینکه آیا از آنچه میبینید راضی هستید یا نه، در نسخهای دیجیتالی است.
فاجعه روابط عمومی استلا را مجبور به استعفا میکند. او ابتدا به آغوش مایلز پناه میبرد و تصمیم میگیرند با هم به ناپل فرار کنند. اما وقتی با لبخندی امیدوار و زمانی بیشتر از همیشه به فرودگاه میرسد، مایلز تنها یک پیام ساده “متاسفم” برایش میفرستد. با این حال، او سوار هواپیما میشود و حتی لی هم نمیداند چه چیزی در آن سوی سفر در انتظارش است.
لی میگوید: «تا جایی که من میدانم، این پایان کار اوست»، و خروج او را حداقل از فصل چهارم تأیید میکند. او اضافه میکند: «اما البته، از آنجا که این سریال بسیار پیشبینیپذیر و تفسیری مستقیم از آنچه در حال رخ دادن است میباشد، دوست دارم ببینم چه نوع دنیایی وجود خواهد داشت که او بازگردد و چه چیزی ممکن است برای گفتن داشته باشد.»
نابودی استلا و آغاز سقوط
نابودی استلا محدود به فصل چهارم نبود. لی معتقد است که سقوط او، حداقل به صورت حرفهای، از فصل گذشته آغاز شد. در آن زمان، او یک ناهار طاقتفرسا با یک جفت سرمایهگذار شرکتی فریبکار داشت. برای جلب حمایت و پول آنها، او را مجبور کردند که به یک پیشخدمت، که او نیز زنی رنگینپوست بود، دستور دهد تا نوشیدنی ریخته شده روی میز را لیس بزند. این کار برای اثبات این بود که او یکی از پسرهاست. لی میگوید استلا هرگز از این که در آن لحظه ایدهآلهای خود را به این شکل غیرقابل برگشت به خطر انداخت، بهبود نیافت.
اما امیدوارم اکنون فرصتی برای او فراهم شود. او اضافه میکند که فکر میکند این بخشی از مشکل اوست. انگار که او فرصتی برای تأمل یا بخشش نداشته است. حتی در بسیاری از موارد، به طور گستردهتری به رسمیت شناختن برخی از چیزهایی که برای رسیدن به جایی که اکنون است تحمل کرده و انجام داده، نداشته است. بنابراین امیدوارم که او در جایی در ساحل این کار را انجام دهد.
فروپاشی تصویر استلا و نقش هوش مصنوعی
فروپاشی تصویر استلا، به معنای واقعی کلمه به لطف هوش مصنوعی خودش، دو جنبه دارد. این موضوع نگرانیهای عمیق او را درباره راههایی که به پیشرفت محدود شرکت برای افراد و زنان رنگینپوست در شبکه کمک کرده است، آشکار کرد. میا قبلاً او را به خاطر این موضوع سرزنش کرده و گفته بود: «تو یکی از ما نیستی – هرگز نبودی.» اما هوش مصنوعی او همچنین درباره رابطهاش با مایلز صحبت میکند. این اتفاق درست در مقابل سلین رخ میدهد. مدیرعامل فرانسوی از این موضوع برای حذف فوری استلا، از نظر شرکتی، استفاده میکند.
نسخه هوش مصنوعی استلا که در این سریال ارائه شد، جهش بزرگی در فناوری که هالیوود از آن میترسد و بیزار است، نبود. بلکه فقط یک وظیفه دیگر بود که این فصل به لی محول شد.
تجربه فیلمبرداری و چالشهای آن
او درباره فرآیند فیلمبرداری میگوید: «در ابتدا، مجبور بودم در مقابل خودم بخوانم. واقعیت این است که ما در حال نشان دادن فناوریای هستیم که در حال توسعه است. شما تمام مشکلات آن را میبینید و اینکه چقدر میتواند خطرناک باشد اگر این محافظها در جای خود قرار نگیرند. بنابراین وقتی این کار را انجام میدادم، اوضاع به هم ریخته بود. من ترکیبی از خواندن با کسی روی فیلمنامه و سپس تصویری از خودم که هنوز محصول نهایی نبود را انجام میدادم. سپس به عقب برمیگشتم و میدیدم که چه چیزی تولید کردهاند و کاملاً از آن متعجب میشدم. زیرا تلاش برای داشتن هر نوع زمانبندی، کمدی یا دراماتیک، با یک نمایندگی غیرحساس از خودتان بسیار عجیب است.»
اما او نمیتوانست فقط خودش را بازی کند. لی و تیم خلاق به دنبال راههایی بودند تا هوش مصنوعی را به صورت تکنولوژیکی کامل نشان دهند. با این حال، آنها همچنین مطمئن شدند که نقصهای هوش مصنوعی همچنان به وضوح نمایش داده شود.
چالشهای نمایش نقصهای هوش مصنوعی
او میگوید: «ما به طور مفصل درباره تعداد پلک زدنها و پلک زدن در جای اشتباه صحبت کردیم. این موضوع خندهدار است، زیرا آواتارها محدودیتهایی دارند. این همان چیزی است که آنها را به طرز عجیبی متفاوت میکند. به همین دلیل، شاید هرگز انسانهای خوبی نخواهند شد. برخی ویژگیها وجود دارند که به هیچ وجه نمیتوان آنها را به درستی اجرا کرد. بنابراین، بله، ما توانستیم با بسیاری از این موارد بازی کنیم و لحظات خندهداری داشتیم.»
«آن لحظه به شدت پر از احساس بود زیرا او میداند که بین آنها خیانتی وجود دارد. از آن نوع که نمیتوان از آن بازگشت»، لی میگوید. «برای هر دوی آنها و برای مدت طولانی، گزینه شکست چیزی بود که هرگز وجود نداشت. انگار که اصلاً ممکن نبود. بنابراین تجربه اوج شکست به این شکل عمومی و اینکه میا شاهد آن باشد، تقریباً غیرقابل تحمل است. آن تبادل، آن تبادل بیکلام در آن اتاق، مانند صد کلمه است که بین آن دو گفته میشود.»
در طول این قسمت، میا، مایلز و سلین هر کدام به نوعی به استلا گفتهاند که چرا تصمیماتش او را به سمت شکست سوق داده است. به ویژه مایلز، او را به خاطر انتخاب مردی که هرگز نمیتوانست واقعاً داشته باشد، سرزنش میکند. با وجود درخواستهای پرشورشان برای انتخاب یکدیگر به جای زندگی راحت او و حرفهاش، رد کردن او در فرودگاه در اجرای این برنامه ممکن است عمیقترین ضربه در روز بد و بیفایده استلا باشد. او شکسته و مردد باقی میماند که آیا باید همچنان سوار هواپیما شود یا سعی کند خرابیهای به جا مانده را ترمیم کند.
لحظه تصمیمگیری استلا
در صحنه پایانی، لی برای لحظهای تردید میکند قبل از اینکه به استلا اجازه انتخاب دهد.
او میگوید: «فکر میکنم این یک حس کاملاً جدید است که او قبلاً هرگز تجربه نکرده است. این موضوع زیادی برای پردازش در چند لحظه است. وقتی او متوجه میشود که مایلز نمیآید، او به ارزیابی میپردازد و متوجه میشود که هیچ چیزی ندارد.
اما نکته شگفتانگیز برای او و افرادی مثل او این است که در آن لحظهای که متوجه میشود هیچ چیزی ندارد، به نوعی به این معناست که او همه چیز دارد. این هدیهای است که شرایط وحشتناکی که بر او افتاده به او داده است. او واقعاً آزاد است. فکر میکنم، شاید بتوان گفت، آن قدم به سمت هواپیما ترسناکترین کاری است که احتمالاً در زندگیاش انجام داده است.»
برای استلا زیاد گریه نکنید. فراموش نکنیم که او شرکت فناوری خود را به صدها میلیون فروخت. قبل از ترک صحنه در UBN، چکهای حقوقی با تعداد زیادی صفر دریافت کرده بود. بنابراین، فصل بعدی زندگی او به خوبی تأمین مالی خواهد شد. حتی اگر زندگی شخصی و حرفهایاش در هم شکسته باشد. اما استلا ثابت کرده که چیزی جز مقاوم نیست.
آینده استلا در برنامه
سوال بزرگ اکنون این است که آیا او به برنامه بازخواهد گشت. همانطور که بسیاری از مدیران سابق UBN این کار را کردهاند. لی میگوید که عاشق کار با گروه “The Morning Show” است. او همیشه از بحث و جدل با آنها بر سر اصطلاحات رسانهای لذت میبرد. اما در عین حال، او بسیار محافظ استلا و مسیر اوست. لی فکر نمیکند که او باید به این زودیها بازگردد.
لی میگوید: «وقتی به او و آنچه برایش میخواهم فکر میکنم، نمیدانم آیا جایی برای او وجود دارد که هنوز به وجود آمده باشد یا نه. فکر میکنم دنیا باید کمی بیشتر تغییر کند تا جایی برای او به شکلی که من میخواهم ببینم، فراهم شود. در غیر این صورت، او را به عنوان بردهای برای این شرکت خواهیم دید. بردهای برای آرزوهای برآورده نشده، و من این را برای او نمیخواهم.»
آینده استلا بک و دنیای کنونی
با توجه به اینکه «نمایش صبحگاهی» حدود یک سال و اندی از زمان ما عقبتر است، ممکن است مخاطبان مدت زیادی منتظر بمانند تا دنیای کنونی ما شایسته بازگشت استلا بک شود. تا آن زمان، لی امیدوار است که او بخشی از آن میلیونها را در جایی دور از چرخه خبری ۲۴ ساعته خرج کند.
لی میگوید: «میخواهم او کاملاً از آنچه در انتظارش است شگفتزده شود. اگر او روزی برگردد، میخواهم مثل متیو مککانهی در نقش یک ولگرد ساحلی با بونگوها و موهایش باشد. میخواهم او کمی با زندگی واقعی دست و پنجه نرم کند. فقط برای اینکه روحش را تغذیه کند و تبدیل به یک انسان شود. چون واقعاً فکر میکنم از آنجا شاید بتواند چیزی نابغهوار ارائه دهد.»
احساسات در روز آخر فیلمبرداری
لی میگوید: «جن در روز آخر من در صحنه گریه میکرد. خیلی شیرین بود و میمی [لدر] آن روز کلمات زیبایی داشت. ما یک خانواده هستیم، بنابراین واقعاً تأثیرگذار بود. اما اگر فکر کردید که این یک مرثیه بود، تنها نیستید. برخی دیگر از اعضای گروه ما هم میگفتند: “این یک مرثیه است. چه اتفاقی دارد میافتد؟”»




