📋 خلاصه مقاله:
مایکا مونرو و مری الیزابت وینستد در بازسازی فیلم ترسناک “دستی که گهواره را تکان میدهد” به کارگردانی میشل گارزا سرورا نقشآفرینی میکنند. این فیلم با تغییرات در داستان و افزودن عناصر معمایی و کوئیر، به بررسی موضوعات سیاسی معاصر میپردازد.
مایکا مونرو و مری الیزابت وینستد در فیلم مهیج و جذاب میشل گارزا سرورا نقشآفرینی میکنند. این فیلم بازسازی نارضایتبخش فیلم ترسناک پرستار بچه ۱۹۹۲ است.
با بازآفرینی تقریباً کامل از منبع اصلی خود، «میشل گارزا سرورا» در فیلم «دستی که گهواره را تکان میدهد» موضوعات سیاسی معاصر را بر روی تریلر خانگی اصلی کرتس هانسون در سال ۱۹۹۲ قرار میدهد. این فیلم درباره یک پرستار بچه عجیب و غریب است که به حریم خانه آمریکایی نفوذ میکند.
تغییرات در ساختار و داستان
این بازسازی که به طور مستقیم در هولو منتشر میشود، ساختار فیلمنامه اصلی آماندا سیلور را به کلی تغییر میدهد. عنصر معمایی به انگیزههای شخصیت منفی اضافه میشود و داستان ترسناک با حساسیتهایی که ممکن است به یک کمپ جذاب و شگفتانگیز تبدیل شود، تزریق میگردد. متأسفانه، این اثر با اوجگیری که به دلیل جدی گرفتن بیش از حد خود، به پایان میرسد، کمی افت میکند. اما عملکردهای مرکزی فیلم همچنان ارزشمند باقی میمانند.
چند ماه بعد، زمانی که کیتلین فرزند دوم خود را به دنیا آورده است، یک برخورد به ظاهر تصادفی در بازار کشاورزان منجر به استخدام پولی به عنوان پرستار بچه میشود. پولی مسئول مراقبت از نوزاد جدید کیتلین، جوسی، و دختر ده سالهاش اما (مایلیاه وگا) است. در این میان، همسرش میگل (رائول کاستیلو) با جلسات مختلف مشغول است.
پولی به نظر میرسد که انتخابی ایدهآل است. او با کیتلین در مورد ویژگیهای خاص مدرن والدین مانند چربیهای ترانس و موارد مشابه کاملاً همنظر است. در واقع، او بیش از حد خوب به نظر میرسد. این خیال به آرامی در راههایی که کیتلین را به سلامت عقل خود مشکوک میکند، فرو میریزد.
همانند نسخه اصلی هانسون، دوربین ما را با روشهای مختلفی آشنا میکند که پولی به طور نامحسوس کایتلین را گمراه میسازد. او با نفوذ به زندگی و خانه مدرن و شیک کایتلین، کنترل بیشتری به دست میآورد. در عین حال، اعتماد اما و میگل را جلب میکند. تفاوت عمده اما این است که “چرا”ی این ماجرا چیزی است که ما باید همراه با کایتلین و دوست بورژوای او، استوارت (مارتین استار)، کشف کنیم. استوارت سعی در محافظت از او دارد.
این داستان جذاب با یک زیرمتن جدید کوئیر به شدت جذابتر شده است. از یک سو، پولی سعی میکند نگاه کیتلین را به خود جلب کند و او را به این فکر وادارد که آیا در ازدواج دگرجنسگرایانهاش خوشحال است یا خیر. هر دو زن از کمد بیرون آمدهاند، اما هدف به نوبه خود به سنتگرایی نسبی زندگی خانگی کیتلین تبدیل میشود.
پیشرفتهای داستان و تاثیرات آن
از سوی دیگر، و همزمان با پیشرفتهای مذکور، پولی همچنین کیتلین را به این باور میرساند که ممکن است با دختر بزرگترش گفتگوهای نامناسبی داشته باشد. یا شاید چیزی شومتر در میان باشد. این موضوع به طور جسورانهای سوالاتی در مورد جنسیت و تمایلات جنسی خود مطرح میکند و به این ترتیب ترسهای محافظهکارانه از شکار LGBTQ را برمیانگیزد. ترس مشابهی از مردان سیاهپوست به عنوان شکارچیان، نقطه کلیدی در نسخه اصلی بود.
تغییرات و تاثیرات آنها بر کیتلین
این تغییر جذاب و به شدت بارگذاری شده به داستان اصلی، به ایجاد وحشتهای ظریفتر برای کیتلین کمک میکند. او مجبور است چیزها را تفسیر کند، نه اینکه آنها را کشف کند. این او را به منطقهای خاکستری از عدم قطعیت میکشاند.
همچنین باید گفت که وگا به عنوان یک نوجوان تلخ که توجهی که میخواهد یا نیاز دارد را از مادرش دریافت نمیکند، عملکرد فوقالعادهای ارائه میدهد. این اجرا ممکن است یادآور جنا اورتگا در جوانی باشد.
بازیگران و فیلمبرداری
بازیگران فوقالعاده هستند و گارزا سرورا با تشکر از فیلمبرداری متمرکز جو ویلمز، آنها را از طریق شکستها و انعکاسها در نمای شیشهای محیط به تصویر میکشد. این کار باعث میشود که در خدمت ایجاد تنش روانی و فضایی مناسباً تاریک، احساس سردرگمی کنند.
با وجود تمام این عناصر در بازی، نتیجه باید یک موفقیت قطعی باشد. اما همچنین یک تردید در «دستی که گهواره را تکان میدهد» وجود دارد که مانع از حرکت کامل آن میشود. ترسهایی که با آن بازی میکند، در نهایت به صورت افشاگریهای بزرگ بیان میشوند. این افشاگریها از طریق عمل بیان نمیشوند بلکه از طریق دیالوگهای بسیار واضح بیان میشوند.
اگرچه وینستد و مونرو به طرز فوقالعادهای قادر به جذاب کردن توضیحات هستند، اما ماهیت پرده نهایی فیلم کمی از هیجان را کاهش میدهد. این کاهش هیجان با وجود خونریزی فراوان رخ میدهد و به نتیجهای منجر میشود که درست زمانی که اوضاع شروع به تشدید میکند، قطع میشود. این یک ساختار فوقالعاده است بدون اینکه راهی برای رهایی — چه لذتبخش و چه تسکیندهنده — داشته باشد. این امر نمیتواند به جز به تردید خلاقانه اشاره کند.




