📋 خلاصه مقاله:
مایکل جکسون در پی جنجال رسانهای بر سر اشعار آهنگ “They Don’t Care About Us” مجبور به ضبط مجدد شد. این ماجرا در کتاب “شما مایکل را دارید” دن بک به تفصیل آمده است. جکسون از تغییرات ناراضی بود و خشم خود را در استودیو تخلیه کرد.
در میانه جنجال رسانهای پیرامون آهنگ «آنها به ما اهمیت نمیدهند»، مایکل جکسون شبی را در استودیو گذراند که به تخریب آن انجامید. این واقعه در کتاب «شما مایکل را دارید» به تفصیل آمده است.
آیا ممکن است یک سوپراستار به بزرگی مایکل جکسون برخلاف میل خود به استودیو ضبط بازگردد؟ پاسخ در سال ۱۹۹۵ بله بود. در آن زمان، جکسون مجبور شد یک خط کلیدی از آهنگ “They Don’t Care About Us” را دوباره ضبط کند. این اتفاق در پی جنجال رسانهای بر سر اشعار بحثبرانگیز رخ داد که شامل توهینهای ضد یهودی بود. با این حال، او تأکید داشت که هیچ قصد ضدیهودی در کلماتش وجود نداشته است. این سوپراستار از اینکه مجبور به “ایجاد آن تغییر” شده بود، بسیار ناراضی بود. در واقع، او خشم خود را بر روی استودیو ضبط که در آن دوبلههای صوتی انجام میشد، خالی کرد.
این یکی از داستانهای جذاب در کتاب «شما مایکل دارید: زندگی از طریق HIStory» است. این کتاب جدید از دن بک، مدیر اجرایی سابق Epic Records، نگاهی دست اول و بیسابقه به دوران اوج حرفه موسیقی جکسون در دهه ۱۹۹۰ ارائه میدهد. در آن زمان، جکسون به عنوان بزرگترین ستاره پاپ جهان شناخته میشد. بک، معاون ارشد شرکت، به طور نزدیک با جکسون در پروژههای «Dangerous» و «HIStory» همکاری داشت. او شاهدی جذاب بر فراز و نشیبهایی است که آن دوره پرتلاطم تغییر در زندگی و شهرت جکسون را رقم زد.
بخشی اختصاصی از کتاب “You’ve Got Michael”، بک به دقت توضیح میدهد که چگونه جکسون به تغییر متن آهنگی که قبلاً در بازار منتشر شده بود، بیمیل بود و اعتراض خاموشی که پس از قانع شدن به انجام این کار ثبت کرد. این کتاب توسط انتشارات Trouser Press Books منتشر شده و به صورت چاپی و الکترونیکی از آمازون، B&N، اپل و دیگر پلتفرمهای دیجیتال در دسترس است.
در اینجا بخشی از کتاب آمده است
از داستانی که در خاطرات پشت صحنه جذاب بک روایت شده است. —کریس ویلمان
پس از اینکه مایکل آلبوم “HIStory” را کامل دانست، ما یک اتاق شنیداری امن در استودیوهای موسیقی سونی در خیابان ۵۲ غربی راهاندازی کردیم. جلسات شنیداری معمولاً در چهار یا پنج هفته منتهی به تاریخ انتشار برنامهریزی میشد. تنها افراد منتخب به پیشنمایش دعوت میشدند.
من در بیشتر جلسات شنیداری شرکت کردم، البته زمانی که در سفر نبودم. سه یا چهار جلسه اول به عنوان “تمرین” در اوایل شب برگزار میشد تا مطمئن شویم که آلبوم در این استودیو کوچک به خوبی صدا میدهد. در یکی از این جلسات بود که به مشکلات متن آهنگ “They Don’t Care About Us” پی بردم. این آهنگ دارای ضربآهنگ تند و اجرای صوتی پرخاشگرانهای بود. موضوع کلی آهنگ مایکل به عنوان فردی تحت ستم بود که در حال مبارزه است. در یکی از آن شبهای اول، متوجه شدم که مایکل با عصبانیت کلماتی را بیان میکند که شامل یک توهین ضدیهودی بود.
بحث درباره متن آهنگ
به دیو گلو، رئیس خودم در Epic Records، گفتم که کسی باید با مایکل و مدیر مشترک او، سندی گالین، صحبت کند. سندی استدلال کرد که مایکل به عنوان صدای همدلانهای از افراد تحت ستم صحبت میکند. او میگوید که برچسب زدن به مردم را متوقف کنید و از تحقیر و نامگذاری آنها دست بردارید. این آهنگ درباره عدم تعصب است. خارج کردن دو خط از متن آهنگ ناعادلانه است.
مایکل جکسون و دن بک با جایزه فروش “Thriller”، ۱۹۸۴
با احترام به دن بک
روز پنجشنبه، ۱۵ ژوئن، جنجال به اوج خود رسید. این اتفاق یک روز قبل از تاریخ عرضه بینالمللی در فروشگاهها و پنج روز کامل قبل از تاریخ عرضه در ایالات متحده رخ داد. نیویورک تایمز در بخش هنرها با مقالهای به قلم برنارد واینراوب، با تیتر «در اشعار جدید، جکسون از توهینها استفاده میکند» پیشتاز شد.
تحلیل اشعار جدید جکسون
جمله اول مقاله مسئله را مشخص کرد: «… شامل آهنگی با اشعاری است که میتوان آن را به عنوان انتقادی صریح از یهودیان تفسیر کرد.» این جمله به وضوح به محتوای بحثبرانگیز اشعار اشاره دارد و توجه مخاطبان را به خود جلب میکند.
جنجالها از قبل در پشت صحنه در حال شکلگیری بود. دایان ساویر در مصاحبه ضبط شدهاش با مایکل و لیزا ماری برای برنامه “Primetime Live” شبکه ABC، درباره متن ترانه سوال کرده بود که قرار بود همان شب پخش شود. توجه ساویر، که شصت میلیون نفر برای دیدن آن تنظیم شده بودند، به مایکل فرصتی ملی داد تا نیت خود را به وضوح تعریف کند و با پاسخی سنجیده بحث را هدایت کند. متأسفانه، پاسخ او مبهم بود: “این ضدیهودی نیست چون من نژادپرست نیستم. من هرگز نمیتوانم نژادپرست باشم. من همه نژادها را دوست دارم.” بدتر از آن، او به دفاع ضعیف و محکومکنندهای افتاد: “حسابداران و وکلای من یهودی هستند. سه دوست صمیمی من یهودی هستند – دیوید گفن، جفری کاتزنبرگ و استیون اسپیلبرگ.”
گفن و اسپیلبرگ واکنشهای متفاوتی داشتند. دیوید دیدگاهی حمایتی ارائه داد: «در مایکل حتی یک ذره یهودستیزی وجود ندارد. او از هیچ نوع نفرتی برخوردار نیست. در بدترین حالت، گاهی سادهلوح است و فکر میکنم تا حدی که کسی ناراحت یا آزرده شود، او واقعاً متأسف است.» اما اسپیلبرگ عصبانی بود و از مایکل فاصله گرفت. او برای آلبوم یادداشتهایی نوشته بود اما اکنون گفت: «این یادداشتها که دو سال پیش نوشته شدهاند، به هیچ وجه تأییدی بر آهنگهای جدیدی که اکنون به عنوان آلبوم ‘HIStory’ مایکل جکسون منتشر شدهاند، نیستند.»
واکنش مایکل به اتهامات
ما سه تماس تلفنی با مایکل در مورد این وضعیت داشتیم. پاسخ او تکراری و مستقیم به موضوع بود. او شکایت کرد: «این رسانهها هستند. من هرگز نژادپرست یا یهودستیز نخواهم بود.» ما به توضیح ادامه دادیم که موضوع درباره او نیست. موضوع درباره افرادی است که آن کلمات به آنها آسیب میزند، بدون توجه به زمینهای که در آن استفاده شدهاند.
او نمیتوانست درک کند که چگونه رسانهها میتوانند نیت او را اشتباه بفهمند. در عوض، او یک توطئه علیه خود میدید. او به من مستقیم گفت: “مردم میدانند که من هرگز چنین منظوری ندارم!” صدایش محکم و استوار بود: بلند، اما کنترلشده. با این حال، به وضوح در حالت دفاعی بود.
پاسخ مکرر او که “همه من را میشناسند. آنها میدانند که من از مردم متنفر نیستم” با سرسختی در برابر اتهامات ایستاده بود.
چهار روز به تاریخ عرضه در فروشگاههای آمریکا مانده بود و ما هیچ ایدهای برای حل این مسئله نداشتیم. ناگهان خود را در جلسات و تماسهای کنفرانسی با مدیران Epic و Sony Music، سندی گالین و تیم روابط عمومی مایکل یافتم. لی سولترز، کهنهکار Rat Pack، با باب جونز از موتاون، مایکل لوین، کارشناس و استراتژیست روابط عمومی معاصر و دن کلورس، استاد رسانهای نیویورک، همکاری میکرد. در همین حال، صداهای انتقادی بلند شد.
جوی گیلبرت، دستیار من، تماسهایی از سازمانهای یهودی، از جمله لیگ ضد افترا، دریافت کرد. او به یاد میآورد: «ما با واکنش شدیدی مواجه شدیم و اوضاع پس از مصاحبه با دایان ساویر بدتر شد.»
ما نیاز داشتیم با مایکل صحبت کنیم. او در اینجا پیشرو بود و قرار بود هر کاری که میخواست انجام دهد. ما میتوانستیم اطلاعاتی درباره برداشت خود از رسانهها و واکنش عمومی به او بدهیم. همچنین، میتوانستیم به او مشاوره دهیم که چگونه با آن برخورد کند. اما در نهایت، باید موقعیت او را ارزیابی کرده و سپس تصمیم بگیریم چگونه پاسخ دهیم.
اعتراض مایکل و واکنش او به رسانهها
جلسه با اعتراض مایکل آغاز شد: “همه میدانند که من تعصب ندارم!” در ذهن او، او به یهودی در آهنگ تبدیل شده بود. او بود که تحت فشار قرار گرفته بود و برای دیگران صحبت میکرد. او به کسی آسیب نمیزد. هنوز هم گیج به نظر میرسید که چگونه کسی میتواند فکر دیگری داشته باشد. او ادامه داد و رسانهها را متهم کرد که علیه او متحد شدهاند. همانطور که با تغییر رنگ پوست، جراحی پلاستیک و اتهام سوءاستفاده از کودکان انجام داده بودند.
در طول تماس، مشخص شد که با تمرکز بر روی مخالفانش، از کسانی که از اشعار آسیب دیده یا ناراحت شده بودند، غافل شده است. جیم موری، مدیر مشترک مایکل، با رویکردی آرام و منطقی توضیح داد که برای خیر همه، او فقط نیاز دارد که شعر را دوباره ضبط کند. در نهایت، او موافقت کرد. به یاد دارم که پاسخ او یک “باشه” نرم، تسلیمشده و تقریباً غیرقابل شنیدن بود.
احساسات و واکنشها
در واقع برای او احساس بدی داشتم. او معتقد بود که به خاطر تخلفی که مرتکب نشده بود، به رسانهها تسلیم شده است. او این آهنگ را به عنوان یک اعتراض میدید و خودش را صدای آن اعتراض میدانست، نه مخالف. با این حال، تأخیر او در ایجاد تغییر ما را به گوشهای کشانده بود. قبل از پایان تماس کنفرانسی، مایکل موافقت کرد که دوباره صدای خود را در استودیوهای موسیقی سونی ضبط کند.
جیم موری و من به ارتباط خود ادامه دادیم، اما به نظر میرسید که پادشاه پاپ از این وضعیت اجتناب میکند. پس از ماهها تماسهای نیمهشب، اکنون مایکل از پاسخ دادن به تماسهای من خودداری میکرد. پس از تلاشهای مکرر، بالاخره توانستم با او تماس بگیرم. مایکل میدانست چرا میخواهم با او صحبت کنم. من هرگز پیش از این مایکل جکسون را به چالش نکشیده بودم، اما آن روز این کار را کردم. به او یادآوری کردم که قول داده بود و بیانیه رسمی منتشر شده بود که او در حال ضبط مجدد شعر است. به او گفتم که این وضعیت چقدر بد به نظر میرسد. همچنین اشاره کردم که با هر خبرنگار بزرگ و عصبانی صحبت کردهام و به همه آنها اطمینان دادهام که او شخصاً به ما گفته است که تغییر را انجام میدهد.
من هرگز صدایم را بلند نکردم، اما همیشه به طور مستقیم صحبت میکردم. او میدانست که نظرات صادقانهام را به او میگویم و حقایق را از او پنهان نمیکنم. چه تحت فشار باشد و چه نباشد، مایکل قولی داده بود و من آن پیام را به نمایندگی از او منتقل کرده بودم. او نمیتوانست به سادگی از این موضوع بگذرد. من این را نگفتم، اما عصبانی بودم. او باید با این موضوع روبرو میشد.
راهحل پیشنهادی جیم و دیو
جیم موری و دیو گلو در تماس بودند. جیم به آرامی بحث را به سمت راهحلی پیش برد. او گفت: «مایکل، برای تو آسان است که وقتی به نیویورک برمیگردی به استودیوهای سونی بروی و شعر را دوباره ضبط کنی.» دیو اضافه کرد: «مایکل، ما میتوانیم این را برای تو آماده کنیم و این مسئله را پشت سر بگذاریم.» مایکل به تفکر گروهی توجه کرد و به آرامی تسلیم شد.
در عرض چهل و هشت ساعت، جیم موری مایکل را به استودیوهای سونی در خیابان ۵۴ و خیابان دهم آورد. این اتفاق کمی بعد از تعطیلات چهارم ژوئیه و حداقل سه هفته پس از بروز جنجال رخ داد. به نظر میرسید که یک سال گذشته است! من به جیم سلام کردم و گفتم: “سلام، مایکل”، اما مایکل پاسخی نداد. او عصبانی بود! جیم به آرامی سلام کرد و چشمانمان در تأیید سنگینی این وضعیت به هم دوخته شد.
ورود به استودیو
ما از میان راهروها به اعماق ساختمان پنج طبقه رفتیم. باز هم، مایکل هیچ حرفی نزد. گمان میکنم تا به جیم و من نشان دهد چقدر عصبانی است. تنش قابل لمس بود، اما حداقل سرعت قدمهایمان آن را قابل تحمل میکرد. یک مهندس ضبط در اتاق کنترل پشت کنسول منتظر بود. مایکل، همچنان ساکت، مستقیماً به استودیو رفت، جایی که یک میکروفون تنها و یک پایه موسیقی قرار داشت.
مایکل یک تکه کاغذ تا شده را از جیبش بیرون آورد و آن را روی پایه نت موسیقی قرار داد. مهندس از طریق سیستم ارتباطی پرسید که آیا مایکل آماده است. مایکل به مهندس گفت که آهنگ را از ابتدا تا انتها پخش کند. وقتی آهنگ “آنها به ما اهمیت نمیدهند” به بخش جنجالی رسید، مهندس دکمه “ضبط” را فشار داد و مایکل شعر جدید را خواند.
واکنش مایکل به اصلاح آهنگ
همانطور که مهندس اجازه داد آهنگ به بخش دیگری که نیاز به اصلاح داشت برسد، مایکل پایه نت موسیقی را برداشت و به دیوار پرتاب کرد. او یک صندلی را هم برداشت و پرتاب کرد، سپس با عصبانیت یک مانع را واژگون کرد. مایکل جکسون در حال تخریب استودیو بود!
شوک مهندس و فیلمبردار
به مهندس نگاه کردم که به وضوح در شوک بود. فیلمبرداری که در حال ضبط این رویداد بود تا بتوانیم آن را با دقت ویرایش کرده و کلیپی را به رسانهها منتشر کنیم تا ثابت کنیم تغییر انجام شده است، با دوربینش که در حال ضبط بود، یخ زده بود. دیدم که چشمانش از تعجب باز شده بود. اما او هرگز فیلمبرداری را متوقف نکرد.
وقتی آهنگ به دومین حضور از متن جنجالی رسید، مایکل از خشم دیوانهوار به آرامی به خواندن خطوط جدید بازگشت. سپس، وقتی چراغ ضبط خاموش شد، او دوباره به تخریب استودیو پرداخت.
جیم موری و من در اتاق کنترل به یکدیگر نگاه کردیم. با ناباوری اما خیالی راحت که این کار را انجام دادهایم، شروع به خندیدن کردیم. فکر میکنم هیچکدام از ما نمیتوانستیم مسیر پیچیدهای که این کل ماجرا طی کرده بود را باور کنیم. مهندس و فیلمبردار به ما نگاه میکردند، انگار که دیوانهایم.
بله، ما واقعاً دیوانه شده بودیم! برای حل این جنجال وحشتناک، به شدت تلاش کردیم و در نهایت موفق شدیم. ما آن را روی نوار اصلی ضبط کرده و فیلمی برای اثبات آن داشتیم. مایکل میدانست که میتواند خشم خود را به ما ابراز کند. این فیلم هرگز به جهان بیرون نخواهد رفت. از روز بعد از فیلمبرداری، دیگر آن ویدیو را ندیدهام. نسخههای مختلفی از این آهنگ در یوتیوب وجود دارد. برخی از آنها با متن اصلی (به عنوان “بدون سانسور” فهرست شدهاند) و برخی دیگر نسخه اصلاحشده هستند. فیلم مایکل در حال ضبط کلمات جدید، تنها به عنوان بخشی از بیانیه مطبوعاتی برای اعلام تغییر متن آهنگ توسط مایکل استفاده شد.
آهنگ به پایان رسید. مایکل سخنرانی خود را تمام کرد و از استودیو خارج شد. ما از اتاق کنترل بیرون آمدیم و به راهرو رفتیم. هیچکس حرفی نزد. سپس، سه نفری به سمت سالن استراحت که مایکل را در آنجا ملاقات کرده بودیم، رفتیم. خداحافظی کردیم و همین بود.
جنجالهای پیرامون اشعار
با گذشت زمان، جنجالهای مربوط به اشعار فروکش کرد، اما هرگز بهطور کامل حل نشد. مایکل در قلب خود باور داشت که تنها میخواست قربانیان ظلم را نمایندگی کند. رسانهها و عموم مردم دو راه را انتخاب کردند: یا به او باور داشتند یا همچنان شکاک باقی ماندند. من مطمئن هستم که نسخه اصلاحشده “آنها به ما اهمیت نمیدهند” تنها برای انتشار تکآهنگ و ویدیوهای تبلیغاتی استفاده شد. این نسخه هرگز در تولید دوم آلبوم به کار نرفت، زیرا کارخانه از قبل موجودی زیادی داشت. نسخه بعدی تنها یک افکت صوتی اضافه داشت تا کلمات را مبهم کند.
دن بک بیش از دو دهه در اپیک رکوردز به عنوان مدیر روابط عمومی، مدیر محصول و معاون ارشد بازاریابی و فروش فعالیت داشت. او استراتژیهای بازاریابی و رسانهای برای هنرمندانی مانند مایکل جکسون، کلش، سیندی لاپر، گلوریا استفان و شاده را هدایت کرد. همچنین، با لوتر وندروس، پرل جم، استیوی ری وان، تامی وینت، چارلی ریچ، چیپ تریک، تد نوجنت و بوستون و بسیاری دیگر همکاری داشت.
تأسیس شرکت بیگ هونچو مدیا
او بعدها به راهاندازی وی۲ رکوردز برای ویرجین کمک کرد و شرکت خود به نام بیگ هونچو مدیا را تأسیس نمود. فیلم او درباره حفاظت از شنوایی به نام لیسن اسمارت برنده جایزه عقاب طلایی CINE شد. همچنین، او با دیون دیموچی و فلیکس کاوالیر آهنگهایی نوشته است.




