📋 خلاصه مقاله:
«تلفن سیاه ۲» به کارگردانی اسکات دریکسون، دنبالهای موفق در ژانر وحشت است که داستان برادر و خواهری را روایت میکند که با تروماهای نسلی و چالشهای نوجوانی روبرو میشوند. این فیلم با استفاده از نمادهای ترسناک و معنویت شخصی، تجربهای منحصر به فرد ارائه میدهد.
«Evil Dead II»، «A Nightmare on Elm Street 3: Dream Warriors»، «Dawn of the Dead» و «M3GAN 2.0» در تاریخ خونین ژانر وحشت جایگاه ویژهای دارند. همه دنبالهها به یک اندازه خلق نمیشوند. با این حال، اهمیت دنبالهها و سهگانهها در نمادشناسی ژانر وحشت قابل انکار نیست. گاهی اوقات این دنبالهها میتوانند ژانر وحشت را به اوجهای هیجانانگیزی برسانند. ادامههای فرنچایز میتوانند سوررئالیسمی بیپایان را به ارمغان بیاورند که، چه خوب و چه بد، قوانین را با سطلی از خون و دل و روده به چالش میکشند.
«Black Phone 2» فیلمی نادر است که در هر دو زمینه موفق عمل میکند. در قلب تپندهاش، داستانی ویرانگر از برادر و خواهری است که دربارهی تروماهای نسلی و دردهای رشد نوجوانی است. در اوج خود، گربر، قاتل فرنچایز که توسط ایتن هاوک بازی میشود، به زیبایی قربانیان خود را با اسکیت روی یخ دنبال میکند. او آماده است تا با تبر سرها را قطع کند.
کارگردان اسکات دریکسون این باله خونین را به عنوان یک «عمل تعادل» توصیف میکند. این فیلم بر اساس یک کیمیاگری دقیق از برآورده کردن انتظارات طرفداران استوار است و هرگز به زمینهای خستهکننده باز نمیگردد.
«شما میتوانید به چپ یا راست بیفتید»، دریکسون میگوید. «در سمت چپ، میتوانید چیزی بسازید که بیش از حد وفادار باشد و سعی کنید تجربه فیلم اصلی را بازسازی کنید. همه ما چیزی را تجربه کردهایم که شبیه بازسازی است و این ناامیدکننده است. سپس در سمت راست، اگر بیش از حد از آن فاصله بگیرید، خطر از دست دادن تماشاگران وجود دارد زیرا احساس نمیشود که به همان جهان تعلق دارد. فکر میکنم در این یکی تعادل خود را به سمت راست کشیدم. اما احساس میکنم که هنوز فیلمی میساختم که قرار بود قدردانی از فیلم اول را ارتقا دهد و نه کاهش دهد.»
در فیلم «تلفن سیاه ۲»، دریکسون دنیای «تلفن سیاه» را از معصومیت دوران مدرسه به اضطراب جدی نوجوانی میبرد. در دنباله فیلم Blumhouse، فینی (میسون تیمز) و گوئن (مادلین مکگراو) بهطور قابلفهمی از وقایع فیلم اول متأثر شدهاند. این مسئله در کابوسهای شبانه زنده برای گوئن و مصرف مواد مخدر و دعواهای فیزیکی برای فینی بروز میکند. گوئن که از دیدن تصاویر رباینده و مادر مرحومش عذاب میکشد، فینی را متقاعد میکند تا به یک اردوگاه جوانان مسیحی بپیوندد. این اردوگاه جایی است که مادرشان زمانی در آنجا کار میکرد. در آنجا، این خواهر و برادر روشنبین با رباینده از دنیای پس از مرگ مبارزه میکنند و با حقیقت مرگ مادرشان روبرو میشوند.
گفتگو با دریکسون درباره «تلفن سیاه ۲»
پیش از اکران «تلفن سیاه ۲» که در ۱۶ اکتبر به سینماها آمد، دریکسون با ورایتی به گفتگو نشست. او درباره افزایش خشونت و استفاده از نمادهای ترسناک دوران جوانیاش صحبت کرد. همچنین، دو بازیگر اصلیاش و احتمال ساخت «تلفن سیاه ۳» نیز مورد بحث قرار گرفتند.
آیا از کارگردانی فیلمهای «Doctor Strange» و «Hellraiser: Inferno» در ساخت دنیای خودتان درسهایی گرفتید؟
تجربهای فوقالعاده در ساخت «Doctor Strange» داشتم. این فیلم به دنیای سینمایی مارول وابسته نبود و واقعاً یک فیلم مستقل در دنیای خودش بود. بعد از ساخت «The Black Phone»، هیچ فکری برای ساخت دنباله نداشتم. تا اینکه جو هیل، فیلمنامهنویس، ایدههایی به من داد و ذهنم را به سمت آن سوق داد.
شروع به فکر کردن درباره آن کردم و در نهایت به این ایده رسیدم که اگر صبر کنم و فیلم دیگری بسازم و این بچهها در دبیرستان باشند، میتوانم یک فیلم ترسناک دبیرستانی به عنوان دنباله بسازم. این جالب بود.
آیا انتخاب استفاده از نمادهای ترسناک در «تلفن سیاه ۲» عمدی بود یا تحت تأثیر ناخودآگاه قرار گرفتید؟
درباره تکامل تمهای فیلم اول برای «تلفن سیاه ۲» و پیش بردن رابطه بین فینی، گوئن و پدر اصلاحشدهشان که با حقیقت مرگ مادرشان آشتی میکنند، بگویید.
این موضوع به اجازه دادن به آنها برای ورود به دبیرستان برمیگردد. از دیدگاه شخصیت، چیزی که برای من هیجانانگیز بود این بود که این بچهها چه کسانی خواهند بود؟
فینی و گوئن چهار سال بعد از این رویدادهای تروماتیک و وحشتناک، چه کسانی خواهند بود و چگونه آنها را پردازش خواهند کرد؟ وقتی به این فکر کردم، ایده اینکه فین عصبانی شده و این عصبانیت ترسی را که نتوانسته پردازش کند، پنهان میکند و بیش از حد ماریجوانا میکشد، برایم جذاب بود.
توسعه تواناییهای گوئن
گوئن همچنان در حال توسعه این توانایی است که از مادرش در فیلم اول به ارث برده. اما مادرش دیوانه شد و خودکشی کرد. این برای او چه احساسی دارد؟ او به سمت زن شدن پیش میرود و احساس میکند که یک دختر نوجوان دست و پا چلفتی است که قرار است مثل مادرش دیوانه شود و مردم فکر میکنند او جادوگر است.
همه اینها به نظر میرسید که هم به داستان و هم به مبارزات عادی نوجوانان بسیار صادقانه است.
موضوعات جالبی درباره دین و وجود شر وجود دارد.
چه چیزی پشت کشمکش شخصیت مشاور دمیان بیچیر بود که فینی را زیر بال و پر خود میگیرد؟ همچنین، زوج خداپرست، با بازی ماو بیتی و گراهام ابی، که گوئن را رد میکنند، چه نقشی در این داستان دارند؟
اینها ریشه در تجربه شخصی من داشتند. پس از رویدادهای تلخ اوایل زندگیام، در معنویت جمعی با دیگر نوجوانان قدرت و امیدی پیدا کردم. بسیاری از نوجوانان بسیار معنوی هستند و تجربه دارند. این موضوع را در فیلمها به ندرت میبینید.
چالشهای معنویت در نوجوانی
اما همچنین، با وجدان راحت نمیتوانستم این موضوع را نمایان کنم مگر اینکه با بیمعناییهایی که در چنین مکانهایی یاد میگرفتم، روبرو شوم. میدانید، آن دین ترسمحور، محدودکننده و اخلاقگرایانهای که اغلب به نوجوانان در چنین محیطهایی تحمیل میشود. این باید بخشی از بافت داستان میبود و برای من آسان بود که با آن کنار بیایم چون گوئن را داشتم.
معنویت شخصی گوئن
معنویت او بسیار شخصی است. به او و تنها او تعلق دارد و به هیچ دینی یا کلیسا یا فرقه خاصی مرتبط نیست. این پسزمینهای بود که میتوانستیم به طور مشروع معنویت گوئن را بررسی کنیم و آن را با این نوع متفاوت مسیحیت مقایسه کنیم.
چگونه به اجرای فیلم سوپر ۸ در داستان رسیدید؟
نمیتوانم به فیلمی فکر کنم که بیشتر از این فیلم، محتوای سوپر ۸ داشته باشد. میدانستم که به کاوش در رویاهای گوئن علاقهمندم. اما در نوشتن، رویاها به قدری گسترش یافتند که تصمیم گرفته شد حملات فقط در رویاها اتفاق بیفتند.
تفاوت دنیای رویا و واقعیت
فیلمنامه بسیار گیجکننده است و بین دنیای رویا و واقعیت به جلو و عقب میرود. میدانستم که باید روشی بصری داشته باشم که تماشاگران بتوانند به راحتی بین دنیای رویا و واقعیت تمایز قائل شوند. بنابراین فیلمبرداری رویاها فقط با سوپر ۸ به آن ابزار تبدیل شد.
دستاورد بزرگ فیلم
یکی از بزرگترین دستاوردهای فیلم این است که وقتی آن را آزمایش کردیم، هیچکس دیگر گیج نشد. حتی زمانی که به سرعت بین این دو قلمرو جابجا میشویم. بنابراین این هم ابزاری ساده بود که به من اجازه داد به هدف بالاتری دست یابم و فیلمی بسازم که شبیه هیچ فیلم دیگری که دیدهاید نباشد. این برای من مهم بود.
یکی از مقایسههایی که مدام به ذهنم میآمد، «هالووین ۳» بود. دیدن این بُعد جدید از گربر در فضایی کاملاً جدید و در زمان متفاوت، جذاب بود. اگر «تلفن سیاه ۳» وجود داشته باشد، آیا میتوانید تصور کنید که گربر، یا شاید شیطانی دیگر مانند او، به زندگی خانوادههای دیگر نفوذ کند؟
آنچه میتوانم بگویم این است که نگرش من نسبت به ساخت دنباله این است که واقعاً هیچ توجیهی برای ساخت دنباله وجود ندارد مگر اینکه واقعاً قصد داشته باشید فیلمی بسازید که بهتر از فیلم اولی باشد که دنبالهاش را میسازید. اگر قرار است سومی را بسازید، باید بهتر از دومی باشد که بهتر از اولی است. تعداد کمی از فیلمها این کار را انجام میدهند.
سهگانههای موفق در تاریخ سینما
با نگاهی به تاریخ سینما، فکر میکنم سهگانه «Evil Dead» سم ریمی و سهگانه «Night of the Living Dead» جورج رومرو احتمالاً تنها دو سهگانهای هستند که هر سه فیلم عالی هستند و به تدریج بهتر میشوند. آنچه برای من در نظر گرفتن هر ایدهای مهم است این است که فقط تکرار نباشد و احساس نکنیم که میبینیم، “اوه، حالا این قانون جدید برای Grabber را تعیین میکنیم. پس بیایید دوباره همین کار را انجام دهیم.” این تنها چیزی است که نمیتوانم انجام دهم.




