📋 خلاصه مقاله:
انیمیشن کوتاه «ورسا» از دیزنی به کارگردانی مالکن پیرس، داستانی احساسی از دست دادن و امید را با استفاده از رقص و موسیقی روایت میکند. این اثر با الهام از تجربه شخصی پیرس و همسرش در از دست دادن فرزندشان، کوپر، به تصویر کشیده شده است.
انیمیشن کوتاه «ورسا» از دیزنی داستانی از دست دادن، غم و امید را با استفاده از رقص و موسیقی روایت میکند.
انیمیشن کوتاه «Versa» اثر مالکن پیرس، انیماتور قدیمی والت دیزنی، داستانی بسیار شخصی را روایت میکند. این انیمیشن که این آخر هفته در Animation In Film به نمایش درمیآید، داستان زوج جوانی را دنبال میکند که در تلاش برای تشکیل خانواده هستند. آنها طیف وسیعی از احساسات را تجربه میکنند؛ از غم و اندوه تا شادی نهایی. در این میان، به یک رقص کیهانی اثیری، انتزاعی و خیالی از زندگی میپردازند.
در طول ساخت فیلم «Moana»، پیرس و همسرش کیلی با از دست دادن فرزند نوزادشان، کوپر، روبرو شدند. در حین سوگواری برای این فقدان، پیرس الهام گرفت تا داستانشان را روایت کند. تم جشن نوزادشان حول محور ستارهها بود. مادر همسرش یک ستاره کریستالی به آنها هدیه داد که در پنجره آشپزخانه قرار گرفت.
یادآوری کوپر با رنگینکمانهای کوچک
پیرس میگوید: «هر صبح که به پایین میآمدیم، رنگینکمانهای کوچک از ستاره کوچک در سراسر خانه پخش میشدند. این به نوعی راهی برای یادآوری کوپر و نزدیک نگه داشتن او به ما شد.»
با استفاده از داستانسرایی بصری به عنوان راهی برای عبور از فقدان و اندوه، پیرس در آثار هنری خود قدرت یافت. او ایده خود را به صورت نرم به جنیفر لی، مدیر ارشد خلاقیت انیمیشن دیزنی، با یک نمایش اسلاید از مفاهیم ارائه داد. هنگامی که این دو در حال بحث درباره ایده در حین نوشیدن قهوه بودند، پیرس به یاد میآورد که لی حمایتکننده بود. او به پیرس توصیه کرد که به دیدگاه شخصیت فکر کند. «او گفت، ‘باید با پل فلیکس صحبت کنی. او یکی از هنرمندان شگفتانگیز ماست و به نجوم علاقهمند است.’»
توسعه ایدهها با همکاری پل فلیکس
با این توصیه، فلیکس ایدههای پیرس را به سطح بعدی برد. او هفت نقاشی الهامگرفته از نمایش اسلاید ارائه داد. پیرس میگوید: «او در آن چرخه توسعه اولیه تصاویر فوقالعادهای به ارمغان آورد.»
«ورسا» با موسیقی و رقص همراه است. از جمله یک رقص روی یخ که نیاز به طراحان رقص داشت تا داستان را به هم پیوند دهند. چالش این بود که سفری از عشق، از دست دادن، غم و بهبودی را از طریق رقص و بدون دیالوگ به تصویر بکشند.
الهامگیری از رقص روی یخ
هنگامی که پیرس به دنبال الهام بود، به رقص روی یخ و اسکیت فکر کرد. در حین یادگیری درباره این هنر، متوجه شد که برای داستانش بسیار مناسب است. او گفت: «این به ما اجازه داد تا ایده این شخصیتها را که میتوانند بسیار پویا باشند اما همچنان به شکلی حساس احساسات را منتقل کنند، آزاد کنیم.» در حالی که وقتی به رقص نگاه میکردم، متوجه شدم که اگر متوقف شوند، به زمین چسبیدهاند.
همکاری با طراحان رقص
پیرس به اسکیتبازان و طراحان رقص کاترین هیل و بن آگوستو روی آورد. آنها مهارتهای خود را به کار گرفتند و به انیمیشن اصالت بخشیدند. آنها بررسی کردند که چگونه ترکیب رقص و رقص روی یخ میتواند کشمکش بین دو والدین را نشان دهد.
پیرس میگوید: «یک صحنه وجود دارد که پدر دور مادر اسکیت میکند و سرش را به شکم او نزدیک میکند تا به صدای بچه گوش دهد و لگد میخورد. در استوریبوردها، ما پدر را داشتیم که نزدیک میآید و زانو میزند. اما بن و کت گفتند: ‘چه میشود اگر پدر دور مادر اسکیت کند؟’ بنابراین ما شروع به کشف این ظرافتهای واقعاً شگفتانگیز کردیم.»
تجربه داستانسرایی از طریق اسکیت روی یخ
داستانسرایی از طریق اسکیت روی یخ به پیرس فرآیند متفاوتی از ساخت روایت را آموخت. این تجربه به او اجازه داد تا وارد دنیای دیگری شود و داستانی را که میخواست بگوید، به تصویر بکشد.
نقش موسیقی در انیمیشن
آهنگساز هایم مازار از یک ارکستر ۶۹ نفره برای خلق موسیقیای استفاده کرد که با شخصیتها رشد میکند. او از سینتسایزرهای دهه ۹۰ استفاده کرد، اما همچنین موسیقی بزرگ و ارکسترال با رشتهها و شاخهای کامل بود. پیرس میگوید که حداقل سه بار تلاش کردند تا به ضربانهای احساسی درست برسند. در نهایت، این کار در حین انیمیشنسازی “ورسا” به هم پیوست. موسیقی احساسات والدین را به حرکت در میآورد.
الهام اصلی از کارگردان مشترک “Frozen 2″، کریس باک، که کتاب “اجازه برای سوگواری” را پیشنهاد داد، به دست آمد. جملهای در کتاب درباره اینکه چگونه غم میتواند فرد را به دو نیم کند، برای پیرس بسیار تاثیرگذار بود.
من همیشه میخواستم این شخصیتها به نسخه جدیدتری از خودشان تبدیل شوند. بسیاری از مواقع وقتی به شخصیتهایی فکر میکنیم که در زندگیشان دچار ویرانی شدهاند، این ایده وجود دارد که از آن بهبود مییابید و وقتی بهبود مییابید، درست میشوید. احساس میکنم چیزی که یاد گرفتهام این است که غم، این مراحل، راهی است برای اینکه شما با غم رابطه داشته باشید و بتوانید کسانی را که از دست دادهاید، بسیار نزدیکتر نگه دارید.
پیرس اعتراف میکند که پس از درگذشت کوپر، برعکس عمل میکرد و او را نزدیک نگه نمیداشت. وقتی بالاخره توانست پس از مدتها اجتناب، وارد اتاق کودک کوپر شود، گفت: «وارد شدم و شکافتم. مجبور شدم با آن روبرو شوم. اما عکسی بود که بعد از آن گرفتیم که در آن کیلی و من یکدیگر را در آغوش گرفتهایم و لبخند میزنیم، و این عکس رنگی زیبا است.»
قدرت روبرو شدن با لحظات دشوار
روبرو شدن با آن لحظه به پیرس قدرت داد. این نشان داد که او و همسرش پس از جدا شدن به دلیل غم و اندوهشان، دوباره به هم نزدیک میشوند. سپس بهبود مییابند زیرا رشد کرده بودند.
الهام از هنر کینتسوگی
او میگوید: «از آنجا بود که ایدهی استفاده از هنر ژاپنی کینتسوگی را گرفتیم. این هنر زیبا که در آن ترکهای سفال را با طلا پر میکنند، نمادین است.» او اضافه میکند: «این چیزی بود که واقعاً سخت روی آن کار کردیم—این ایده که با غم و اندوه رابطهای برقرار کنیم و از طریق سختیها امید پیدا کنیم.»
پیرس همچنین به اشتراک میگذارد که نام کوپر در تیتراژ فیلم «موانا» به عنوان یک کودک تولیدی ظاهر میشود. اما یک ستاره در کنار آن قرار دارد.
دوست دارم بگویم که آن ستاره برای همه اینها ستاره شمالی من بوده و هنوز هم تا به امروز هست.




