📋 خلاصه مقاله:
مایکل چرنوس در سریال «Devil in Disguise: John Wayne Gacy» نقش جان وین گیسی را بازی میکند، اما حضور گیسی در سریال محدود است و بیشتر بر قربانیان تمرکز دارد. چرنوس با چالشهای تجسم شخصیت گیسی مواجه بود و تلاش کرد تا تهدید و تاریکی درونی او را به تصویر بکشد.
هشدار: این پست شامل افشای داستان از مستند «Devil in Disguise: John Wayne Gacy» است که اکنون در Peacock پخش میشود.
تصمیم مایکل چرنوس برای ایفای نقش
وقتی مایکل چرنوس تصمیم گرفت در مرکز سریال جدید آنتولوژی Peacock به نام «Devil in Disguise: John Wayne Gacy» قرار بگیرد، او تنها یک نقش دیگر را قبول نکرد. او پذیرفت که برای بقیه دوران حرفهای خود با یکی از منفورترین و غیرقابل جبرانترین قاتلان تاریخ آمریکا مرتبط باشد.
هر زمان که مردم نام او را در گوگل جستجو میکنند، احتمالاً تصویر ترسناک و عجیب او در نقش گِیسی ظاهر میشود. گِیسی در دهه ۱۹۷۰ بیش از ۳۰ جوان را به قتل رساند. امیدواریم نقش محبوب او به عنوان مربی خودیاری ریکن هیل در «جدایی» نیز در این لیست باشد. چرنوس بدون در نظر گرفتن تمام پیامدها، این کار را قبول نکرد. او نه تنها برای خود بلکه برای داستانی که روایت میشود، تصمیم گرفت. سریال جدید از خالق پاتریک مکمانوس، رویکردی متفاوت به داستان جنایی واقعی دارد. این سریال بیشتر بر روی دوازده قربانی یا بیشتر تمرکز میکند تا خود گِیسی. در سریال، دورههای طولانی بدون حضور گِیسی بر روی صفحه میگذرد. به ویژه در قسمت آخر که تنها یک صحنه وجود دارد که چهره او قابل مشاهده است.
وقتی اکنون، یک سال پس از پایان فیلمبرداری، درباره نقش صحبت میکند، چرنوس فاصلهای خودخواسته بین خود و فرآیند ایجاد میکند. او به ورایتی میگوید: «میدانید، من وظیفه ناخوشایند بازی در نقش جان وین گیسی را داشتم.»
نقش محدود گیسی در سریال
اما حضور محدود گیسی در سریال از همان ابتدا که او با مکمانوس درباره نقش صحبت کرد، برایش روشن شده بود. این یکی از دلایلی بود که او بر تردید خود برای پذیرفتن نقش غلبه کرد.
او به من گفت: «باید به تو هشدار بدهم، تو در هر صحنهای حضور نخواهی داشت. این سریال درباره تو نخواهد بود، حتی اگر به طور فنی نقش اصلی را داشته باشی.» چرنوس درباره گفتگوی اولیهاش با مکمانوس میگوید. «نمیدانم آیا او با بازیگران دیگری ملاقات کرده بود که قبل از من این نقش را رد کرده بودند چون از این موضوع ناراحت بودند یا نه، اما این برای من یک تسکین بود! با شخصی به این نفرتانگیزی مانند گِیسی، نمیخواهم در هر صحنه و هر فریم از سریال حضور داشته باشم. و او هم نباید باشد.»
در واقع، او شایسته این نیست، چرنوس اضافه میکند. همچنین در این سریال، آرایش دلقک معروف که شاید شناختهشدهترین جنبه داستان گِیسی باشد، غایب است. او تنها یک بار در قسمت ششم آن را به کار میبرد و هرگز به طور مستقیم به دوربین نگاه نمیکند. اما مهمترین بخش داستان که در این سریال دیده نمیشود، خشونت دلخراشی است که گِیسی بر قربانیانش وارد کرده است. چه آنهایی که جان باختند و چه تعداد کمی که زنده ماندند.
تصویرسازی زندگی قربانیان
فلشبکهایی به داستانهای قربانیان به ندرت به نام گِیسی اشاره میکنند. یا به روشهایی که در نهایت و به طور سرنوشتساز با او تلاقی میکنند. بلکه زندگیهایی را به تصویر میکشند که قبل از قطع شدنشان داشتند. یک استثنای قابل توجه در قسمت ششم رخ میدهد. زمانی که گِیسی قربانی نهایی خود، رابرت پیست ۱۵ ساله (رایکر بالون)، را با وعده یک شغل ساختمانی به خانهاش میکشاند. تنها برای اینکه او را به لحاظ جنسی ترور کند.
صحنههای هولناک و تاکتیکهای شکارچیانه
این صحنه نزدیک به ۱۰ دقیقهای از قتل متوقف میشود. اما با این حال، در نحوه به تصویر کشیدن تاکتیکهای شکارچیانهای که گِیسی برای یافتن، بازی کردن و در نهایت قتل قربانیانش به کار میبرد، بسیار هولناک است.
شما درباره تردیدهایتان در پذیرفتن این نقش صحبت کردهاید، بخشی از آن به دلیل چالشهای ورود به ذهن یک قاتل زنجیرهای است.
تیم خلاق سریال تحقیقات گستردهای انجام داده است. اما شما به طور شخصی چه کارهایی انجام دادید تا احساس راحتی و آگاهی کافی برای پذیرفتن این نقش داشته باشید؟
مایکل چرنوس در نقش جان وین گیسی
با اجازه از بروک پالمر/پیکاک
وقتی بالاخره به آن پرداختید، بازی کردن با او چگونه بود؟
در مورد نقشهایی که در گروه ما وجود داشت، گاهی احساس میکردم که ما مانند یک گروه تئاتر هستیم. گروهی از داستانگویان که گرد هم آمدهاند تا صدای برخی از قربانیانی را که شنیده نشده بود، به گوش برسانند. من همیشه نقش منفی را بازی میکردم. به این داستان اهمیت زیادی میدهم، نه به داستان شخصی جان گسی، بلکه به داستان بزرگتری که ما در حال روایت آن بودیم. اما زندگی با آن سخت بود.
به خانه میآمدم و بعضی شبها، لهجه شیکاگویی و صدای گسی به نوعی وارد صدای خودم میشد. همسرم میگفت، “بس کن! او اینجا جایی ندارد.” بخش دشوار آن هم این بود که در نهایت مجبور شدم به طور کامل او را تجسم کنم تا بتوانم داستان را به طور کامل روایت کنم. واقعاً نمیخواستم او باشم. به همین دلیل در ابتدا مردد بودم. نمیخواستم در پوست او باشم یا یک مایل در کفشهای او راه بروم. هیچ همدردی با او ندارم.
چالشهای تجسم شخصیت
اما زمانی رسید که پاتریک گفت، “برای اینکه بفهمیم چرا برخی از آن قربانیان به ماشین او میرفتند یا به خانهاش برمیگشتند یا در شرکت ساختمانیاش کار میکردند، باید او را به طور کامل تجسم کنی. از جمله بخشهایی از او که به نظر جذاب یا بیضرر یا حتی دوستداشتنی میآمدند.”
در اولین دیدارم با پاتریک، او به من گفت: “باید به تو هشدار بدهم، تو در هر صحنهای حضور نخواهی داشت. این نمایش درباره تو نخواهد بود، حتی اگر به طور فنی نقش اصلی را داشته باشی.” نمیدانم آیا با بازیگران دیگری ملاقات کرده بود که قبل از من این نقش را رد کرده بودند چون از این موضوع ناراحت بودند یا نه، اما این برای من یک تسکین بود! با شخصی به اندازه گِیسی نفرتانگیز، نمیخواهم در هر صحنه و هر فریم نمایش حضور داشته باشم و او هم نباید باشد.
تأثیر اجرای فیزیکی در نمایش
بدون نمایش خشونت، دیدگاه نمایش از تهدید گِیسی به شدت به اجرای فیزیکی شما از او متکی است. حالت بدن شما و نحوه تغییر رفتار و نگاه او در یک لحظه، اهمیت زیادی دارد. آیا مجبور بودید چندین برداشت بگیرید تا سطح مناسبی از تهدید را به دست آورید؟ یا همه چیز به صورت غریزی بود؟
ما مجبور بودیم چیزهای مختلفی را امتحان کنیم و بسیار خوشحال بودم که پاتریک به عنوان مدیر اجرایی و کارگردانان تمام قسمتها را داشتیم. همه ما در یک مسیر بودیم و نمیخواستیم یک قاتل سریالی کلیشهای و سطحی را به تصویر بکشیم. اما در عین حال، لازم بود که لحظات تهدیدآمیز را ببینید. لازم بود که نقاب بیفتد و این همان چیزی بود که ما شروع به توصیف آن کردیم.
تلاش برای یافتن زبان و کد مناسب
بنابراین ما تعداد زیادی برداشت انجام میدادیم. کارگردان میگفت: “حالا بیایید یکی را امتحان کنیم که کمی تهدیدآمیزتر باشد. یا حالا یکی را بدون هیچکدام از آنها انجام دهیم.” ما چیزهای زیادی را امتحان کردیم تا زمانی که شروع به پیدا کردن یک زبان و یک کد کوتاه کردیم. در هر لحظه میدانستم کدام نسخه از او را میبینیم. هرگز احساس نمیکردم که باید تمامیت او را به یکباره بازی کنم. همیشه هر قطعهای بود که او میخواست شما ببینید.
چالشهای نمایش تاریکی درونی
اما ما هیچ فیلمی از آن نسخه از او نداریم، زمانی که تاریکی بیرون میآمد. بنابراین نمیدانستم که آن چگونه به نظر میرسد. گزارشهایی از قربانیان بازمانده وجود دارد که میگویند چشمانش مرده به نظر میرسید یا چشمانش سیاه میشد. من واقعاً نمیتوانستم چشمانم را سیاه کنم، اما میدانستم که این چه احساسی از سردی یخی را به وجود میآورد.
رایکر بالون در نقش راب پیست با چرنس
با تشکر از ایان واتسون/پیکاک
در سریال لحظات بسیار کمی وجود دارد که گِیسی را در حال خشونت با قربانیانش نشان میدهد. طولانیترین و وحشتناکترین صحنه در قسمت ششم است. زمانی که او قربانی نهایی خود، رابرت پیست ۱۵ ساله، را به خانهاش میکشاند، او را با دستبند فریب میدهد، تهدید به تجاوز میکند و در نهایت او را میکشد. ما قتل را نمیبینیم، اما وحشتی که او در لحظات آخر به آن پسر وارد میکند را میبینیم. فیلمبرداری آن صحنه چگونه بود وقتی که باید نقش گِیسی شکارچی را بازی میکردید؟
پاتریک مکمانوس به ورایتی فاش کرد که حدود ۲۳ دقیقه از مطالبی که برای قسمت پایانی فیلمبرداری کرده بودید، تصمیم گرفت حذف کند. بخشی از آن نشاندهنده گِیسی در سال ۱۹۹۴ در روز اعدامش بود. درباره از دست دادن آن از قسمت آخر چه احساسی داشتید؟
فکر میکنم این کار فوقالعاده شجاعانه بود. البته در ابتدا به عنوان یک بازیگر و برای غرور شخصیام کمی دردناک بود. اما آن را درک کردم.
در آن زمان، ما تا حد زیادی با هم پیش رفته بودیم. من و پاتریک واقعاً در این مورد همنظر بودیم و آنقدر هماهنگ بودیم که برایم کاملاً منطقی بود. میدانم که برای او سخت بود و برای من هم هضم آن دشوار بود. اکنون میدانم که این تصمیم کاملاً درست بود.




