دست از طلب ندارم تا کامِ من برآید
یا تن رسد به جانان یا جان ز تن برآید
بگشای تربتم را بعد از وفات و بنگر
کز آتش درونم دود از کفن برآید
بنمای رخ که خَلقی والِه شَوَند و حیران
بگشای لب که فریاد از مرد و زن برآید
جان بر لب است و حسرت در دل که از لبانش
نگرفته هیچ کامی جان از بدن برآید
از حسرتِ دهانش آمد به تنگ جانم
خود کامِ تنگدستان کی زان دهن برآید
گویند ذکرِ خیرش در خیلِ عشقبازان
هر جا که نامِ حافظ در انجمن برآید
تعبیر فال شما
این غزل حافظ به شدت عشق و اشتیاق پایدار برای رسیدن به معشوق میپردازد. شاعر به هیچ قیمتی از طلب و آرزوی خود دست نمیکشد، حتی اگر به قیمت جانش تمام شود. عشق او چنان عمیق است که حتی پس از مرگ نیز اثرات آن باقی میماند و دیگران را به حیرت و شگفتی وامیدارد. پیام این غزل این است که اگرچه راه عشق دشوار است، اما پایداری و امیدواری میتواند به نتایج شگفتانگیزی منجر شود. در مسیر عشق و آرزوهایتان ثابتقدم باشید و باور داشته باشید که تلاشهایتان بیثمر نخواهد ماند.


توسط
توسط
توسط



