📋 خلاصه مقاله:
در فصل سوم سریال «دیپلمات»، کیت وایلر با چالشهای پیچیدهای در زندگی شخصی و حرفهای خود مواجه میشود. او پس از جدایی از هال، با مأمور MI6 رابطه برقرار میکند و درگیر توطئههای سیاسی میشود. داستان به بررسی روابط پیچیده و تصمیمات دشوار شخصیتها میپردازد.
هشدار: این داستان شامل افشای داستان فصل سوم سریال «دیپلمات» است که اکنون در نتفلیکس پخش میشود.
ملاقات با خالق سریال «دیپلمات»
ما قبلاً با هم ملاقات کردهایم. خالق و شورانر سریال «دیپلمات» دبورا کان و من، با کری راسل، در نیویورک، قبل از پخش فصل دوم این تریلر سیاسی طنزآمیز. آن زمان، در یک بیسترویی در آپر وستساید، کان، راسل و من نوشیدنیهای زیادی داشتیم. از آن نوعی که، کان میگوید، باعث میشود روز بعد «مهآلود» باشید، و با این حال باز هم این کار را انجام میدهید. «من از ۱۷ سالگی شروع کردم به این کار، و حالا در ۵۰ و چند سالگی هنوز هم انجامش میدهم.»
ما یاد نمیگیریم.
و به همین دلیل است که کیت (راسل) در فصل سوم «دیپلمات»، پس از پایان عملی ازدواجش با هال (روفوس سوئل)، با مردی بسیار شبیه به هال رابطه برقرار میکند. بخشی از دلیل بازگشت او به هال در دقایق پایانی فصل همین است: ما یاد نمیگیریم. اما چون این «دیپلمات» اثر کان است، بسیار پیچیدهتر و ظریفتر از این حرفهاست.
گفتگوی صبحگاهی با کان
اما صبر کنید، قبل از اینکه وارد این موضوع شویم، باید بگویم که وقتی کان برای صحبت درباره فصل سوم وارد زوم من شد، ساعت ۶:۳۰ صبح به وقت من و ۹:۳۰ به وقت او بود. با اینکه فنجان قهوهای در دست داشتم، هنوز جرعهای ننوشیده بودم.
او گفت: «ما همیشه در حال نوشیدن هستیم، تو و من — ما شرابمان را داریم، قهوهمان را داریم.» یا فکر میکنم این چیزی بود که او گفت. زیرا در هیجان مبهم و بدون دوش گرفتن و بدون قهوه برای باز کردن فصل سوم با دبورا کان، فراموش کردم دکمه ضبط برنامه صوتی آیفونم را فشار دهم و او هم در زوم ضبط نکرد.
این واقعاً حیف است، زیرا کان بسیار بامزه و بینشمند است. او به طرز شگفتانگیزی با کلمات بازی میکند. اما من یادداشتهایم را دارم.
کری راسل با شورانر دبورا کان
با احترام از لیام دنیل/نتفلیکس
بیایید با آنچه در این فصل اتفاق افتاد شروع کنیم.
گریس پن و تغییرات ناگهانی
گریس پن (آلیسون جنی) دو چیز را همزمان میآموزد. اول اینکه او اکنون رئیسجمهور ایالات متحده است. این تغییر به دلیل فوت رئیسجمهور قبلی، ویلیام ریبرن (مایکل مککین) رخ داده است. دوم اینکه ریبرن در حین مکالمه تلفنی با هال دچار حمله قلبی شده است. گریس میداند که این به چه معناست. هال به ریبرن زنگ زده تا به او بگوید که او، معاون رئیسجمهور غیرقابل اعتمادش، پشت سر بمبگذاری در HMS Courageous بوده است. این حادثه منجر به کشته شدن ۴۱ ملوان بریتانیایی شده است.
انتخابهای گریس پن
بنابراین، گریس بسیار عصبانی است. او بیشتر از کیت عصبانی است، زیرا کیت پیامرسان بود. همچنین به این دلیل که گریس همیشه از کیت به خاطر تلاش برای گرفتن شغلش متنفر بوده است. به جای اینکه کیت را به عنوان معاون خود معرفی کند، گریس پن هال را انتخاب میکند.
این وضعیت بحرانی در خانه وایلر، یا بهتر است بگوییم عمارت، به وجود میآید. آنها هنوز در وینفیلد هاوس در انگلستان زندگی میکنند. هال که عاشق همسر باهوش و زیبای خود است، میگوید اگر این چیزی است که کیت میخواهد، معاونت ریاست جمهوری را رد خواهد کرد. کیت، با اینکه از خشم چشمانش چپ شده، به او میگوید که آن را بپذیرد. چه چیز دیگری میتواند بگوید؟
هال نیز ناراحت است. او میداند که چقدر برای کیت سخت است که او به جای او این شغل را به دست آورده است. حالا او باید شغل بیپاداش بانوی دوم ایالات متحده را بپذیرد. این در حالی است که در انگلستان به عنوان “عزیز انگلستان” شناخته میشود.
آلیسون جنی در نقش گریس پن
با اجازه از نتفلیکس
به طور خلاصه، گریس پن سوگند یاد میکند. کیت با کارکنان خود در وینفیلد و سفارت خداحافظی میکند و او و هال به سمت فرودگاه حرکت میکنند. سپس هال از پلههای هواپیما بالا میرود و کیت او را دنبال نمیکند. او با چشمانی اشکآلود روی باند فرودگاه میایستد. هال لحظهای منتظر میماند، نگاهشان در هم قفل میشود و سپس او سوار هواپیما میشود و کیت را پشت سر میگذارد.
غافلگیری در سالگرد
چند ماه میگذرد و هال برای سالگردشان کیت را در انگلستان غافلگیر میکند. اما غافلگیری واقعی زمانی است که او متوجه میشود کیت با یک مأمور جوان MI6 به نام کالوم الیس (آیدان ترنر) رابطه دارد و به نظر میرسد خوشحال است.
هال و کیت که هنوز به خاطر ظاهر مجبورند یک اتاق خواب را به اشتراک بگذارند، آن شب درباره مسائل مختلفی دعوا میکنند. آنها درباره توافقشان برای ازدواج ظاهری و طلاق در خلوت بحث میکنند و اینکه چرا حسادت وجود دارد. کیت، مانند هال، تمایل دارد با همسر سابقش ارتباط داشته باشد، اما میداند که این کار اشتباه است و باید از آن صرفنظر کند. از دیدگاه کیت، هال شغل معاونت را پذیرفت، با علم به اینکه این تصمیم میتواند ازدواجشان را به خطر بیندازد. پس از این مشاجره، کیت به سرعت به طبقه پایین میرود، در یک اتاق آرام به حالت جنینی روی فرش جمع میشود و گریه میکند.
رئیس ایستگاه سیا، ایدرا پارک (علی آن)، از منبعی شنیده است که یک مقام روسی معتقد است یک آمریکایی در بمبگذاری HMS Courageous دست داشته است. این منبع تأیید شده و مشخص است که این اطلاعات به زودی به عموم مردم درز خواهد کرد.
سفر به خانه گریس پن
کیت، هال و ایدرا به خانه گریس پن در آماگانتست در لانگ آیلند پرواز میکنند. در آنجا با همسر گریس پن، تاد پن (بردلی ویتفورد) روبرو میشوند. تاد از اینکه به قول خودش “بانوی اول” باشد متنفر است. او به همسرش و معاون جدید او اعتماد ندارد و به نظر میرسد که به او حسادت میکند.
آلیسون جنی در نقش گریس پن، روفوس سوئل در نقش هال وایلر، نانا منسا در نقش بیلی آپیا، کری راسل در نقش کیت وایلر حضور دارند.
با اجازه از نتفلیکس
در هر صورت، گریس، هال و رئیس دفتر کاخ سفید، بیلی آپیا (نانا منساه)، درباره نحوه برخورد با افشای قریبالوقوع بحث میکنند. این افشا مربوط به طراحی بمبگذاری کشتی توسط گریس پن است. در نهایت، تصمیم میگیرند نخستوزیر بریتانیا، تروبریج (روری کینیر)، را به آماگانست بیاورند. به او درباره منبع روسی بگویند و اعتراف کنند که گریس پن درگیر بوده است.
آنها فرض میکنند که تروبریج پس از توافقی که در آن آمریکا تمام مشکلات مالی بریتانیا را حل خواهد کرد، ساکت خواهد ماند. اگر تروبریج یک کنفرانس مطبوعاتی مشترک با گریس پن برگزار کند و به جهان اعلام کند که نه گریس، بلکه مشاور نزدیک تروبریج، مارگارت رویلین (سلیا ایمری) — که در قسمت اول فصل در حالی که در بازداشت آمریکا بود، خودکشی کرد — بمبگذاری را طراحی کرده بود.
کیت تنها کسی است که میداند این یک ایده خودکشی است. او میداند که تروبریج وقتی بشنود هر آمریکایی در این بمبگذاری دخیل بوده، وحشتزده خواهد شد. اما هیچکس به کیت گوش نمیدهد، بهویژه هال.
در نهایت، کیت به گریس پن میگوید که هال دروغ میگوید. او میگوید فکر میکند این یک برنامه خوب است. در واقع، او فقط به این دلیل با آن موافقت کرده که میداند وقتی برنامه شکست بخورد و گریس پن از دفتر برکنار شود، هال رئیسجمهور خواهد شد.
در این لحظه، بیلی کیت را از بازی بیرون میکند و او را به انگلستان میفرستد. اما کیت ایدهای دارد. او تلاش میکند با هال تماس بگیرد، اما هال حاضر به صحبت با کیت نیست. هیچکس دیگری هم نیست که با او صحبت کند. دیگر هیچکس به کیت اعتماد ندارد. هیچکس، به جز تاد پن.
وقتی که سرویس مخفی کیت را از ملک بیرون میبرد، او به استخر میپرد. تاد در حال شنا کردن است. کیت به تاد میگوید که گریس پن نباید به تروبریج بگوید که او کشتی را بمبگذاری کرده است. بلکه باید بگوید ریبرن این کار را کرده است. به هر حال، او مرده است، پس چه اهمیتی دارد؟ تاد از استخر بیرون میآید. او میفهمد که نقشه کیت میتواند شغل همسرش را نجات دهد.
اگرچه کیت هنوز شخص غیرمطلوب است، اما اجازه دارد بماند. تروبریج به همراه مشاورش و عشق کیت، آستین دنیسون (دیوید گیاسی) میرسد. معامله انجام میشود: در ازای کمک مالی آمریکا، تروبریج به جهان خواهد گفت که مارگارت رویلین کشتی را بمبگذاری کرده است. قبل از شروع کنفرانس مطبوعاتی، دنیسون به اتاق کیت میرود و به او میگوید که این معامله به این معناست که آمریکا برای همیشه به انگلستان بدهکار خواهد بود. یعنی هر چیزی که انگلستان بخواهد، آمریکا باید برای نسلهای آینده به آنها بدهد. کیت به دنیسون میگوید که این اتفاق نخواهد افتاد. خداحافظی آنها سرد است.
اعلامیه غیرمنتظره در کنفرانس مطبوعاتی
سپس، زمانی که نوبت به کنفرانس مطبوعاتی میرسد، تروبریج به طور غیرمنتظرهای اعلام میکند که رئیسجمهور ریبورن HMS Courageous را منفجر کرده و ۴۱ ملوان بریتانیایی را کشته است. او حتی نامی از رویلین نمیبرد. هرج و مرج به وجود میآید.
در انگلستان، شهروندان اکنون در حال اعتراض به ایالات متحده در مقابل کنسولگری هستند. در همین حال، کیت در عمارت با کالوم گیر افتاده است. کالوم آمده تا به او بگوید که علاوه بر همه این رویدادها، یک زیردریایی روسی در سواحل انگلستان سقوط کرده است. تمام خدمه آن کشته شدهاند. نه تنها این، بلکه زیردریایی حامل سلاح فوقالعاده پوزیدون بوده است. این بمب هستهای تا کنون به عنوان یک افسانه تصور میشد زیرا قادر به تخریب غیرقابل تصور است.
بحث کیت و کالوم درباره تصمیمگیری
کیت و کالوم درباره این که او به تنهایی تصمیمگیری کرده است، بحث میکنند. این تصمیمگیری درباره اینکه به چه کسی بگوید و به چه کسی نگوید، در مورد چنین موضوع مهمی است. او ناگهان متوجه میشود که عاشق مردی شده که دقیقاً مثل شوهرش است. او به همان شیوهای که با هال رفتار میکند، با کالوم برخورد میکند. کالوم میگوید هرگز اجازه نمیدهد همسرش با او اینگونه صحبت کند.
بردلی ویتفورد در نقش تاد پن، آلیسون جنی در نقش گریس پن، دیوید جیاسی در نقش آستین دنیسون، روفوس سوئل در نقش هال وایلر، تریسی ایفچور در نقش تمه دنیسون، کری راسل در نقش کیت وایلر
با احترام از ادریس سولومون/نتفلیکس
با این حال، باید کاری برای زیردریایی انجام شود تا قبل از اینکه چین یا روسیه به آن دست یابند. تروبریج در حال حاضر با چین همکاری میکند. کالوم میگوید گریس پن باید از تروبریج به خاطر آنچه که تروبریج فکر میکند اقدامات ریبرن است، عذرخواهی کند. سپس دو کشور میتوانند با زیردریایی و سلاح با هم برخورد کنند.
وقتی کیت با هال صحبت میکند، او بیلی را روی خط میآورد و به ترتیبدهی جلسهای بین گریس پن و تروبریج در انگلستان کمک میکند. او عذرخواهی نخواهد کرد، اما پیشنهاد کمک با زیردریایی را میدهد. جلسه در خانه تروبریج برگزار میشود و تروبریج نمیخواهد هیچ ارتباطی با گریس پن یا آمریکا داشته باشد. او با عصبانیت خارج میشود.
به نظر میرسد تروبریج فکر میکند گریس پن درباره پوزیدون دروغ میگوید. بنابراین، مأموریت کیت، هال، بیلی و گریس پن این است که او را قبل از اینکه دیر شود متقاعد کنند. کیت سعی میکند کالوم را وادار کند تا هر آنچه میداند به تروبریج بگوید. اما هال این برنامه را لغو میکند، زیرا میداند کالوم برای کیت خوب است و نمیخواهد او را از دست بدهد.
برنامه جدید کیت برای اثبات وجود پوزیدون
بنابراین کیت با برنامه دیگری میآید. بدون اطلاع تروبریج، آمریکاییها یک زیردریایی میفرستند تا از زیردریایی روسی که برای نگهداری سلاح تغییر یافته است، عکس بگیرد. سپس گریس پن میتواند این عکسها را به تروبریج نشان دهد و ثابت کند که پوزیدون وجود دارد.
نگرانیها و تصمیمگیریهای گریس پن
گریس پن از خطرناک بودن فرستادن یک زیردریایی آمریکایی به آبهای انگلیس نگران است. هال، پس از درخواست از کیت برای ترک کردن، به گریس میگوید که راهی برای انجام این کار وجود دارد. ما نمیدانیم آن برنامه چیست، اما گریس پن موافقت میکند.
بعداً در همان شب، کالوم به اتاق کیت میرود. او به کالوم دروغ میگوید و میگوید که کارهایی برای انجام دارد. در حالی که واقعاً نمیخواهد او آنجا باشد. شاید احساسات او نسبت به کالوم در حال تغییر است.
ملاقات با تروبریج
روز بعد، گریس پن، بیلی، کیت و هال با تروبریج ملاقات میکنند. گریس پن عکسهایی را که آمریکاییها از زیردریایی با پوزیدون گرفتهاند به او نشان میدهد. او بابت تمام مشکلات ایجاد شده عذرخواهی میکند. او میگوید که آماده است به بریتانیا در مورد زیردریایی روسی کمک کند. اما تروبریج همچنان امتناع میکند.
برنامهریزی برای متقاعد کردن تروبریج
در این لحظه هال به کیت نجوا میکند که با تروبریج صحبت کند. به وضوح، آنها شب گذشته برنامهای ریختهاند. کیت باید تروبریج را متقاعد کند تا زیردریایی روسی را دفن کند. به این ترتیب هیچ کشوری نمیتواند به آن دست یابد. تروبریج با برنامه کیت موافقت میکند. این نوع همکاری است که هال و کیت سالها در آن مهارت داشتهاند. چیزی که ازدواجشان را بسیار پرشور میکند. وقتی هال از آن سوی میز مذاکره به کیت چشمک میزند، او به وضوح خوشحال است.
با احترام از نتفلیکس
کمی بعد، کیت فرو میریزد و از هال عذرخواهی میکند. او از هال میخواهد که او را بازگرداند و هال نیز قبول میکند. واضح است که کیت شغلش در انگلستان را رها کرده و با همسرش به واشنگتن بازخواهد گشت.
کشف دزدی سلاح فوقالعاده
هنگامی که ماشینها بارگیری میشوند، کالوم کیت را کنار میکشد. او به کیت میگوید که معتقد است روسها سلاح فوقالعاده را دزدیدهاند. سطح تشعشعات نزدیک زیردریایی ۶۰٪ کاهش یافته و تنها توضیح ممکن این است که سلاح دیگر آنجا نیست. کیت به هال میگوید که روسها زیردریایی را پیدا کرده و سلاح را بردهاند. هال به سرعت میرود، ظاهراً برای اطلاع دادن به گریس پن.
توطئه و پیامدهای آن
او با هال مواجه میشود و همه چیز را کنار هم میگذارد. بریتانیاییها این را به عنوان یک عمل جنگی در نظر خواهند گرفت. روسها فکر خواهند کرد که بریتانیاییها سلاح را دزدیدهاند و به آنها حمله خواهند کرد. نه تنها این، بلکه هال از کیت استفاده کرده تا تروبریج را متقاعد کند که زیردریایی را دفن کند و او را در این توطئه دخیل کند.
هال به کیت دستور میدهد که ساکت بماند. سپس به سمت گریس پن میرود و میپرسد که آیا همه چیز خوب است. هال پاسخ میدهد: «نه، او میداند.»
ایدن ترنر در نقش کالوم الیس، راسل در نقش کیت وایلر
با تشکر از کلیفتون پرسکود/نتفلیکس
«کیت این فصل خیلی به هم ریخته است»، این را به کان میگویم تا مکالمه زوم خود را آغاز کنیم. او میگوید: «کیت همیشه به هم ریخته است» و میخندد.
رابطه کیت با کالوم
بله، میگویم، اما چرا او با آن آدم مزخرف کالوم رابطه برقرار کرد؟ چرا او با دنیسون که مدتها وعده داده شده بود، رابطه نداشت؟ کان وقتی کالوم را «مزخرف» مینامم، میخندد و داستانی درباره مردی تعریف میکند که در یک مصاحبه اخیر از او درباره «بیماری روانی» کیت پرسیده بود.
واکنش کان به انتقادات
به وضوح، این موضوع کان را ناراحت کرده بود. بنابراین او به آن مرد گفت: «من شخصیتی را در ‘Homeland’ نوشتم که دوقطبی بود – این یک وضعیت پزشکی است. اما فکر نمیکنم جایی گفته باشم که کیت دیوانه است.» سپس او میگوید: «مردان فکر میکنند کیت دیوانه است؛ زنان فکر میکنند کالوم مزخرف است.»
با این حال، من طرفدار هال هستم. به نقل از پل نیومن درباره جوآن وودوارد، چرا باید همبرگر داشته باشیم وقتی میتوانیم استیک داشته باشیم؟ من به کان فشار میآورم: کیت همه جا هست. او به هال میگوید که شغل معاونت را بپذیرد. سپس بعد از اینکه پایان ازدواجشان را به خاطر پذیرفتن شغل معاونت به او نسبت میدهد، در حالت جنینی روی فرش گریه میکند. این چه معنی دارد؟
کان میگوید: «کیت به فرودگاه رسید، روی باند فرودگاه پیاده شد و به دیوار برخورد کرد. او نمیتوانست به جلو حرکت کند. هال میتوانست برگردد و از پلهها پایین بیاید و به او بگوید، ‘بیایید درباره این موضوع صحبت کنیم. بیایید این را حل کنیم.’ اما او این کار را نکرد. او فقط برگشت و به هواپیما قدم گذاشت.»
با احترام از نتفلیکس
خب، منصفانه است. اما چرا کیت با دنیسون رابطه نداشت؟
رابطه کیت و دنیسون
او میگوید: «شما این شخصیتها را مانند بذرهایی در یک باغ میکارید و منتظر میمانید تا ببینید چگونه رشد میکنند. دنیسون به عنوان یک مرکز اخلاقی در نمایش رشد کرد و بین تروبریج و کیت قرار گرفت. او خیلی سخت کار کرده تا به جایی که هست برسد. او نمیخواهد با داشتن یک رابطه کوتاهمدت با یک آمریکایی که فقط به طور موقت آنجاست، شغلش را به خطر بیندازد.» سپس اضافه میکند: «دنیسون برای کیت به عنوان مقایسهای با هال مفید بود. هال کسی است که کیت همیشه با او در مورد مسائل اخلاقی مشکل داشته است.»
پس چرا کالوم؟
نقش کالوم در زندگی کیت
کان میگوید: «هال سالها کیت را در مرکز نگه داشته است. اکنون در زمانی از زندگیشان هستند، در طول طلاق، که دنیایشان فرو میپاشد. بنابراین کیت در حال جستجو است تا بفهمد که واقعاً کیست.»
«مردم وقتی تازه طلاق میگیرند، معمولاً به دنبال همان فرد قبلی میگردند. آنها فکر میکنند همسرشان تقریباً کامل بوده، به جز برخی نقصها. بنابراین، وقتی به دنبال فرد جدیدی هستند، میخواهند همان فرد کامل را پیدا کنند، اما این بار بدون آن نقصها. اما در واقع، نقصها بخشی از ویژگیهایی هستند که آن فرد را به آنچه هست تبدیل میکنند.» او دستش را پایین نگه میدارد و سپس آن را برمیگرداند، کف دست به سمت بالا.
«عشق واقعی زیبا نیست»، او میگوید. «عشق واقعی غیر زیباست. من به روابط مانند هر دارو یا اعتیاد دیگری فکر میکنم.»
من هنوز در حال کندوکاو هستم، چون واقعاً اذیتم میکند که کیت این کشف مهم را درباره کالوم داشته باشد – که او آدم خوبی نیست – و سپس با ناله به او برگردد و از او بخواهد دوباره تلاش کند. به کان میگویم: «چرا کیت این کار را میکند؟ او زن قویای است.»
ناگهان رنگ از چهرهاش میپرد و میگوید: «خدای من، تریش.» دستش را روی دهانش میگذارد و نفس عمیقی میکشد. دوباره تکرار میکند: «خدای من،» و ادامه میدهد: «تازه متوجه چیزی شدم.» بالاخره بعد از یک دقیقه کامل میگوید: «هرگز متوجه نشده بودم که دارم درباره ازدواج والدینم مینویسم!»
داستان ازدواج والدین
او داستان را برایم تعریف میکند. «مادرم میخواست برود؛ پدرم نمیخواست. او ویران شده بود. من دلیل مادرم را میفهمیدم — پدرم نمیفهمید، اما من میفهمیدم. اما چیزی که برایم سخت بود این بود که بعد از آن شروع به قرار گذاشتن کردند.»
یعنی با هم قرار گذاشتن.
شجاعت مادر
بالاخره او درباره مادرش و درباره کیت میگوید: «مادرم با تصمیمگیری و سپس زندگی با آنها آزمایش کرد. فکر میکنم این خیلی شجاعانه است.»
با احترام از لیام دنیل/نتفلیکس
بعد از لحظهای، او میگوید: «نمیدانستم که دارم ازدواج والدینم را مینویسم. ممنون از جلسه درمانی.»
و درست مثل یک جلسه درمانی، زمان ما به پایان رسیده است.
سوالات پایانی درباره هال
موضوعات زیادی برای پوشش دادن وجود دارد. بنابراین یک سوال آخر درباره هال مطرح میکنم. آیا او از کیت برای به دست آوردن سلاح فوقالعاده استفاده کرد؟ آیا آنقدر از او عصبانی بود که فقط تظاهر کرد که میخواهد او را برگرداند؟
کان میگوید: «هال از کیت برای انجام معاملهای استفاده کرد که در آن زیردریایی خالی را دفن کنند. اما او واقعاً میخواست او را برگرداند. او کاملاً او را میپذیرد. من برای هال همدردی زیادی دارم؛ او خیلی تلاش کرده تا او را رها کند.»
آیا هال شرور است؟
اما آیا او شرور است؟
کان میگوید: «هیچ کاری که یک شخصیت در این نمایش انجام میدهد وجود ندارد که نتوانیم توجیه کنیم.»
با احترام از نتفلیکس




