📋 خلاصه مقاله:
برندان فریزر با بازی در فیلم «خانواده اجارهای» بر عدم اعتماد به نفس خود غلبه کرد و به یاد آورد که همیشه به اندازه کافی خوب بوده است. این فیلم به بررسی انزوای مدرن و ارتباطات انسانی میپردازد و بازیگران از تجربیات شخصی خود برای نقشآفرینی الهام گرفتند.
برندان فریزر میگوید ساخت فیلم «خانواده اجارهای» به او کمک کرد تا بر مبارزه با عدم اعتماد به نفس غلبه کند. او میگوید: «این به من یادآوری کرد که من به اندازه کافی خوب هستم و همیشه بودم».
برندان فریزر در یک جلسه پرسش و پاسخ پس از نمایش فیلم جدیدش “خانواده اجارهای” در لندن، به مخاطبان گفت که ساخت این پروژه به او کمک کرده تا بر شک و تردیدهای همیشگی خود غلبه کند.
تأثیر ساخت فیلم بر برندان فریزر
فریزر گفت: “من با عدم اطمینان دست و پنجه نرم میکنم. ساخت این فیلم به من یادآوری کرد که من به اندازه کافی خوب هستم و همیشه هم بودهام. چرا به خودم اینقدر سخت میگیرم؟ اینجا هستم.”
این نظر در پایان یک بحث احساسی درباره فیلمی مطرح شد که برای جشنوارههای فیلم تورنتو، لندن و توکیو انتخاب شده است. خانواده اجارهای داستان شخصیت فیلیپ وندرپلاگ با بازی فریزر را دنبال میکند. او فردی بیگانه در توکیو است و در صنعت خانواده اجارهای ژاپن درگیر میشود. در این صنعت، مردم برای ایفای نقش بستگان یا همراهان، افراد جایگزین استخدام میکنند.
کارگردان و نویسنده مشترک، هیکاری توضیح داد که این پروژه از کشف یک آگهی شغلی در دوران همهگیری شکل گرفت. هیکاری گفت: “نویسنده مشترک من، استیون بلاهوت، به طور تصادفی به دنبال شغلی در توکیو بود و شغلی مانند خانواده اجارهای پیدا کرد.” او افزود: “من ژاپنی هستم و هیچ اطلاعی از کسب و کار خانواده اجارهای ندارم.”
این مفهوم به عنوان راهی برای بررسی انزوای مدرن مورد توجه قرار گرفت. هیکاری اشاره کرد: «همهگیری واقعاً به ما فاصله داد. واقعاً ارتباط زیادی در بین وجود ندارد.»
دیدگاههای شخصی بازیگران
بازیگران دیدگاههای عمیقاً شخصی خود را به موضوعات تنهایی و جابجایی در فیلم آوردند. تاکهیرو هیرا، که نقش یک کارگر معتاد به کار با خلأیی در زندگیاش را بازی میکند، از تجربه شخصی خود به عنوان یک دانشجو در خارج از کشور الهام گرفت. او گفت: «من در ۱۵ سالگی به ایالات متحده رفتم و روزها و شبهای کریسمس زیادی را تنها در اتاق نشسته بودم، مانند فیلیپ که روی تخت نشسته بود.» او افزود: «وقتی برای اولین بار فیلم را دیدم، آن صحنهای بود که مرا به گریه انداخت.»
ماری یاماموتو سفر شخصیت خود را به جابجایی دوران کودکیاش مرتبط کرد. او گفت: «وقتی پنج ساله بودم از ژاپن به بریتانیا نقل مکان کردم و سه سال آنجا بودم. سپس کاملاً دوزبانه شدم. فکر میکردم بریتانیایی هستم و سپس دوباره به ژاپن برگشتم و متوجه شدم که هنوز هم عذرخواهی میکنم.» تجربه احساس بیگانگی، نقشآفرینی او به عنوان بازیگر سابقی که در کسب و کار خانواده اجارهای معنا پیدا میکند را شکل داد. او افزود: «مردم به دنبال ارتباط هستند، اما در مفید بودن برای کسی معنا پیدا میکنند. فکر میکنم این چیزی است که واقعاً او را به حرکت در میآورد.»
فریزر از همبازی جوان خود، شانون گورمن، تمجید کرد و او را «یک نمونه واقعی» خواند. با وجود اینکه این اولین فیلم او بود، او گفت: «او توانایی بیان خود با دامنه احساسی شگفتانگیزی دارد.»
شخصیت بازیگر افسانهای، آکیرا اموتو، به بررسی مرگ و از دست دادن حافظه میپردازد. او از طریق مترجم، این نقش را به عنوان یافتن “غنای زندگی” حتی در تنهایی توصیف کرد. او اشاره کرد که “آیا تنهایی چیز بدی است؟ من معتقدم که لزوماً چیز بدی نیست و لزوماً چیز منفی نیست.”
تولید این اثر پنج سال به طول انجامید. قبل از شروع فیلمبرداری در توکیو، با همهگیری و اعتصابات صنعت مواجه شد.




