📋 خلاصه مقاله:
مستند «استیلر و میرا: هیچ چیز از دست نمیرود» به کارگردانی بن استیلر، پرترهای احساسی از زندگی و عشق پیچیده جری استیلر و آن میرا به عنوان یک تیم کمدی است. این فیلم با نمایش زندگی خانوادگی و حرفهای آنها، به بررسی عمیقتری از ازدواج و هنرشان میپردازد.
این مستندی درباره زندگی جری استیلر و آن میرا به عنوان یک تیم کمدی است. اما بیش از آن، پرترهای احساسی از عشق پیچیده آنها را به تصویر میکشد.
من به شدت از مستندهایی که به تجلیل از موضوع خود میپردازند حمایت میکنم. اما «استیلر و میرا: هیچ چیز از دست نمیرود» فیلمی است که موضوع خود را با چنان احترام بیپردهای به نمایش میگذارد که بعد از نیم ساعت یا بیشتر، فکر کردم که ممکن است کمی بیش از حد باشد. در واقع، این فیلم بسیار خوبی است. هوشمندانه، صادقانه و به طرز غیرمنتظرهای تأثیرگذار است. اما با لایهای ضخیم از ستایش شیرین پوشیده شده است.
پرترهای از جری استیلر و آن میرا
این فیلم پرترهای از جری استیلر و آن میرا است.
زوج کمدی که ابتدا در برنامه “The Ed Sullivan Show” به شهرت رسیدند، اولین حضور خود را در سال ۱۹۶۳ در آنجا داشتند. سپس به یک اجرای محبوب در کلوبهای شبانه و برنامههای متنوع تلویزیونی در دهههای ۶۰ و ۷۰ تبدیل شدند. استیلر و میرا بسیار موفق بودند، اما نمیتوانم آنها را ابرستاره بنامم. وقتی که بزرگ میشدم، آنها را در تلویزیون میدیدم. فیلم به سرعت جذابیت شیرین و تلخ کمدی استندآپ آنها را به تصویر میکشد. نحوه تعاملات محبتآمیز اما تند آنها در تضاد شدید شخصیتهایشان ریشه داشت. او یک یهودی بدخلق بود که مانند حلقه گمشدهای بین آلن آرکین و ال گلدشتاین بود. او یک دختر ایرلندی خوشرو با زبانی تند بود. این موضوع به دوران “Annie Hall” اشاره داشت.
ما کلیپی از جانی کارسون را میبینیم که در اواخر دهه ۶۰ میگوید: «آنها در زندگی واقعی ازدواج کردهاند! او یهودی است و او ایرلندی — به واقعیت»، و چشمانش با شگفتی میدرخشد. در آن زمان، دیدن یک زوج هنری از چنین پیشینههای متفاوتی بسیار نادر بود. با این حال، استیلر و میرا، در حالی که تصویری تازه و حتی پیشرو داشتند، همیشه به نظر من به عنوان یک تیم کمدی دوستداشتنی اما نسبتاً سبکوزن ظاهر میشدند.
همانطور که مستند نشان میدهد، در اجرای آنها نوعی اعتقاد وجود داشت. زیرا آن را از زندگی خودشان میگرفتند و عشق و گاهی اوقات اختلافاتشان به روی صحنه میریخت. با این حال، استیلر و میرا در دوره پیش از فرهنگ ضد جریان نیکولز و می و مل بروکس با نمایش “مرد ۲۰۰۰ ساله” شروع به کار کردند. زمانی که به یک عنصر ثابت تلویزیونی تبدیل شدند، کمی قدیمی و کلیشهای به نظر میرسیدند.
بررسی اجراهای بزرگ استیلر و میرا
در مستند، دو اجرای بزرگ آنها را میبینیم: یک طنز درباره قرارهای کامپیوتری که برای اولین بار در سال ۱۹۶۶ اجرا کردند. همچنین نمایش “نفرت” آنها که بسیار جلوتر از زمان خود بود. اما پس از خندیدن به اینها، چیز زیادی برای کشف درباره آنها به عنوان کمدین باقی نمیماند.
با این حال، جای تعجب نیست که “استیلر و میرا” آنها را همچون خدایان در المپ کمدی به تصویر میکشد. این فیلم توسط بن استیلر، که پسر آنهاست، کارگردانی شده است. بنابراین، بله، او به موضوع نزدیک است. آنچه او گردآوری کرده است، نگاهی قطعی به حرفه استیلر و میرا دارد. در عین حال، این مستند یک پرتره خانوادگی لطیف اما واقعبینانه است.
نگاهی به زندگی خانوادگی استیلر و میرا
فیلمبرداری آن پس از مرگ جری در سال ۲۰۲۰ آغاز شد. آن میرا در سال ۲۰۱۵ درگذشت. بخش زیادی از آن شامل بن استیلر لاغر و گرم، که اکنون موهایش نقرهای شده، و خواهر بزرگتر و تند و تیزش، امی، است. آنها در آپارتمان وسیع در گوشه خیابان ریورساید و خیابان ۸۴ غربی که در آن بزرگ شدهاند و والدینشان بیشتر عمرشان را در آنجا گذراندهاند، وقت میگذرانند.
آپارتمان پر از یادگاریها و خردهریزها است. جری استیلر در ضبط زندگیاش بسیار وسواس داشت. او به ضبط مکالمات علاقهمند بود و همیشه دوربینی در دست داشت. به همین دلیل بن اولین بار به ساخت فیلم به عنوان یک کودک پرداخت. “استیلر و میرا” بسیاری از این چیزها را به ما نشان میدهد: فیلمهای خانگی، دفترچههای خاطرات، یادداشتهای شخصی و ضبطهای روزمره. این همان چیزی است که زیرعنوان نسبتاً بیروح فیلم، “هیچ چیز از دست نمیرود”، به آن اشاره دارد.
خانواده به عنوان یک گروه چهارنفره به نظر میرسند که خوشحال هستند. در طول مستند، مشخص است که جری و آن واقعاً یکدیگر را دوست داشتند. آنها محیطی پرورشدهنده و خلاق برای دو فرزندشان فراهم کردند. بن و امی با درک عمیق و سرگرمکنندهای از ضعفهای والدینشان یاد میکنند. بهویژه جری، زیرا او این ضعفها را به وضوح نشان میداد. دیدن یک خانواده قدرتمند در صنعت نمایش که به خوبی سازگار شدهاند، خوشایند است. اما بخشی از ما میپرسد: خوب، درام کجاست؟
حتی زمانی که متوجه میشویم آن برای مقابله با استرسهای زندگی اجراییشان به الکل متکی بود، فیلم تلاش میکند تا جنبه تاریک اعتیاد او را بیش از حد بزرگ نکند. آنها به رستوران ایتالیایی پاتسی در خیابان ۵۶ غربی میرفتند و او ودکای خود را مینوشید. در یک نوار از صحبتهای آن با جری پس از یک شب از این نوع، میگوید: «من زیاد نوشیدم. من مینوشم. این پایان دنیا نیست!» آن ودکای خود را دوست داشت اما خود را کنترل میکرد. به نظر میرسد که در نگاه به گذشته، زنی شاد و سالم بوده است.
در میانه فیلم، پس از جذب همه این موارد و حس اینکه قرار نیست هیچ بمب خبری تاریکی وجود داشته باشد، فکر کردم: دیگر چه چیزی برای گفتن باقی مانده است؟ اما درست در همین لحظه، “استیلر و میرا” از یک پروفایل دوستداشتنی دنیای سرگرمی به چیزی عمیقتر تبدیل میشود. این تغییر به یک پرتره تقریباً رمانگونه از ازدواج، زندگی و هنر جری استیلر و آن میرا منجر میشود.
ازدواج پیچیده اما خوشبخت
در کل، این ازدواج خوشبختی بود، اما پیچیدگیهای خاص خود را داشت. آنها دعواها و برخوردهای خلقی زیادی داشتند. یکی از دلایلی که آنها دو نخود در یک غلاف بودند، شباهت پیشینههایشان بود. جری در نیویورک سیتی به دنیا آمد و بزرگ شد، در حالی که آن خود را یک “شاهزاده ایرلندی” از لانگ آیلند توصیف میکرد. او همچنان کمی از آن لهجه لانگ آیلند را حفظ کرده بود. این لهجه باعث میشد کلماتی مانند “مشوگنه” به راحتی از زبانش جاری شود. ممکن است آنها از قبایل مختلفی بوده باشند، اما هر دو قبیلهای بودند.
چیزی که متوجه شدم این است: با وجود موفقیت استیلر و میرا، اگر آنها بیشتر موفق بودند – مشهورتر، محبوبتر، یک گروه بزرگتر به جای یک برنامه متنوع – احتمالاً طلاق میگرفتند. شهرت و پول به تنشهای آنها مانند بنزین ریخته میشد و آنها را منفجر میکرد.
در اجرای آنها، جری شاید کمتر با استعداد بود. اما او کمالگرا بود، بیشتر به این دلیل که نسبت به استعدادش احساس ناامنی میکرد. این موضوع تأثیر خود را گذاشت و او را دیوانه میکرد، زیرا او در واقع کمتر به موفقیت آنها اهمیت میداد.
شاید این روش او برای حفظ سلامت روانی آنها بود. از آنجا که استیلر و میرا ستارگانی بودند که آنقدرها مشهور نبودند، توانستند زندگی حرفهای خود را به نوعی در یک بخش جداگانه نگه دارند. این به آنها اجازه داد تا خانواده را در اولویت قرار دهند. این کار آنها نه تنها قهرمانانه بود، بلکه جذاب و دلنشین نیز بود.
آنها فرزندان خود را به برنامههای گفتگو میبردند. یک کلیپ خندهدار از بنجی و امی در برنامه “The Mike Douglas Show” وجود دارد که در حال نواختن “Chopsticks” با ویولن هستند. اما همچنین جالب است که ببینیم وقتی این دو در مصاحبههای تلویزیونی شرکت میکردند، درباره زندگیشان صحبت میکردند و ناگهان بحث جدی میشد. اختلافاتشان به سطح میآمد، اما به خنده ختم میشد، هرچند نه همیشه. این به نوعی به عنوان یک روش درمانی عمل میکرد. بعدها متوجه میشویم که آنها جلسات زیادی از مشاوره زوجین را گذراندهاند.
برای تکمیل مدیتیشن خانوادگی، بن استیلر فرزندان خود، اوا (۲۳ ساله) و کوینلان (۲۰ ساله)، را جلوی دوربین میآورد. همچنین همسرش کریستین تیلور که برای چندین سال از او جدا شده بود، نیز حضور دارد. این دو در دوران همهگیری دوباره با هم آشتی کردند.
او درباره این صحبت میکند که چقدر نقصهای خودش با نقصهای پدرش همخوانی دارد. اما حقیقت این است که بن استیلر در اینجا به عنوان فردی خوشبرخورد و سازگار ظاهر میشود. موضوع شیاطین خانوادگی از نسلهای گذشته تأثیر چندانی ندارد. این موضوع فقط تحت عنوان «هیچکس کامل نیست» ثبت میشود.
در دهه ۷۰، استیلر و میرا تصمیم گرفتند حرفههای جداگانهای را به عنوان بازیگران جدی دنبال کنند. این همانطور بود که آنه کارش را آغاز کرده بود و موفقیتهای واقعی نیز به دست آوردند. جری در فیلمهایی مانند «The Taking of Pelham One Two Three» و «Airport 1975» ظاهر شد. این فیلمها بن جوان را با دوربین فیلمبرداری خانگیاش به ساخت «Airport ’۷۶» الهام بخشید. آنه نیز در فیلم «Lovers and Other Strangers» بازی کرد.
در سال ۱۹۷۵، هر یک از آنها برای بازی در یک سریال تلویزیونی انتخاب شدند. جری در سیتکام «Joe and Sons» و آنه در درام حقوقی «Kate McShane» نقشآفرینی کردند. احتمالاً بخشی از کارمای هماهنگی طولانیمدت آنها بود که هر دو برنامه شکست خوردند. آنها به مدت ۶۲ سال ازدواج کردند.
جری استیلر سرانجام زمانی به شهرتی بزرگ دست یافت که در نقش پدر ناراضی جورج کاستانزا در سریال «ساینفلد» بازی کرد. این نقش به نظر میرسد حتی در دهه ۱۹۷۰ هم به او میآمد. در مستند، بن و امی میگویند که جری تمام جنبههای پنهان خود، از جمله خشم و دیوانگی، را به این نقش آورد.
جنبههای پنهان جری استیلر
با این حال، بن پدرش را به عنوان مردی «معنوی» توصیف میکند. این جنبه از شخصیت او از دوربین پنهان مانده بود. از سوی دیگر، آن میرا تماماً روح بود. او فردی بود که به وضوح سخاوتمند بود. هرچند وقتی صدای او را در نوارهایی که جری از مکالماتشان ضبط کرده بود میشنوید، میبینید که او به همان اندازه که دریافت میکرد، میداد.
وفاداری و اعتقاد مشترک
هیچکدام از آنها زیر بار نمیرفتند و هیچکدام قدیس نبودند. با این حال، آنها به یکدیگر وفادار ماندند. «استیلر و میرا» به شکلی تأثیرگذار نشان میدهد که آنچه این دو را به هم پیوند میداد، اعتقاد شدیدشان به چیزی بزرگتر از خودشان بود.
«استیلر و میرا: هیچ چیز از دست نمیرود» از ۲۴ اکتبر در اپل تیوی پلاس پخش میشود.




