📋 خلاصه مقاله:
مارک مارون درباره حسادتش به جان استوارت و رقابت طولانیمدتشان صحبت کرده و اذعان کرده که این حسادت ناشی از عدم اطمینان خودش بوده است. او تلاش کرده استوارت را به برنامهاش دعوت کند، اما استوارت بهطور غیرمستقیم دعوت را رد کرده است.
مارک مارون بار دیگر به اختلاف طولانیمدت خود با جان استوارت پرداخته و گفته است که این اختلاف بهطور کامل از “عدم اطمینان” مارون تغذیه میشود.
مارون به اسکوایر گفت: “جان هرگز کاری با من نکرد. من فقط حسود بودم.”
مارون قبلاً درباره رقابت خود با مجری برنامه “دیلی شو” صحبت کرده بود. او گفته بود که این رقابت به زمانی برمیگردد که هر دو در دهه ۱۹۹۰ در صحنه کمدی فعالیت میکردند. مارون یکی از جانشینان استوارت به عنوان مجری برنامه کلیپ کمدی سنترال “تئاتر توجه کوتاه” بود. این برنامه قبل از اینکه در سال ۱۹۹۴ لغو شود، اجرا میشد. استوارت به زودی مجری “دیلی شو” شد و به یکی از چهرههای شناختهشده در کمدی تبدیل گردید.
مارون به استوارت حسادت میکرد. او استوارت را به عنوان یک “پسر باهوش، جذاب و یهودی” میدید که “منظم” بود و میدانست چگونه به بهترین شکل از استعدادهایش بهرهبرداری کند. مارون گفت: “من هرگز کنترلی بر استعداد خود نداشتم. هرگز نمیدانستم محدودیتهایش چیست یا چه چیزی است.”
او افزود: «در اوایل دوران حرفهایام، جان که تقریباً همسن من است، همه جا حضور داشت. حسادتم به او همیشه مرا آزار میداد. من فقط به او بد میگفتم، حتی به صورتش. این حسادت مرا فرا گرفته بود و نمیتوانستم یک هفته را بدون دیدن او روی جلد یک مجله بگذرانم. به دلایلی، او را بهعنوان کسی میدیدم که اگر میتوانستم خودم را جمعوجور کنم، میتوانستم بیشتر شبیه او باشم. اما این درست نبود، چون من از نظر ذهنی در وضعیت خوبی نبودم و قطعاً به دنبال چیز دیگری بودم.»
مارون در پاسخ به سوال مجله اسکوایر درباره اینکه آیا تا به حال تلاش کرده است استوارت را به برنامه “WTF” خود دعوت کند، گفت که در اوایل شروع برنامه پیشنهادی به او داده است. او به یاد میآورد که در تماس تلفنی به استوارت درباره پادکست گفته و “نوعی عذرخواهی” کرده است. به گفته مارون، استوارت گفته است: “اینجا هیچ محبتی نیست.”
واکنش استوارت به دعوت مارون
مارون گفت: “او گفت، ‘ممکن است بخواهم قهوهای بخورم یا چیزی، اما این کار را با تو نمیکنم.’ سپس افزود، ‘مطمئنم کاری که انجام میدهی بسیار خلاقانه است، و برایت آرزوی موفقیت دارم.’ این تحقیر تلخ هیچ کمکی نکرد. حالا او خودش پادکست دارد. پس، همه چیز به نقطه اول بازگشت!”




