📋 خلاصه مقاله:
برادران دافر، خالقان سریال «چیزهای عجیب»، در حال فیلمبرداری فصل نهایی این سریال محبوب هستند که نتفلیکس را به یک نیروی تحولآفرین در صنعت سرگرمی تبدیل کرد. آنها با چالشهای خلاقانه و احساسی روبرو هستند و به دنبال پایانبندی رضایتبخش برای این داستان پیچیده و محبوب هستند.
«بنگ!»
درون یک آزمایشگاه نظامی تاریک، صدای بلندی از یک رویداد انفجاری نامرئی خبر میدهد. میلی بابی براون به زمین میافتد و قطرهای خون از بینیاش جاری میشود. آژیرها بالای سرش چشمک میزنند. او در میان تودهای از شیشههای شکسته و تجهیزات خرد شده، نشانههای یک درگیری خشونتآمیز اخیر، جمع میشود. از درد فریاد میزند و صدای بیجسم دوباره صحبت میکند.
«صدای قدمهایی را میشنوی که از پشت در میآید»، مت دافر میگوید. دستورش از یک بلندگوی مخفی پخش میشود. «نزدیکتر. نزدیکتر. در باز میشود. چیزی میبینی! بلند شو. قطع!»
در ژوئیه ۲۰۲۴، مت و برادر دوقلویش، راس دافر، در محل فیلمبرداری فصل پنجم و نهایی سریال «چیزهای عجیب» در آتلانتا حضور دارند. این سریال تلویزیونی که آنها خلق کردهاند، نتفلیکس را از یک سرویس استریم نوپا به یک نیروی تحولآفرین در صنعت سرگرمی تبدیل کرده است.
آنها در حال کارگردانی قسمت چهارم و بلند این فصل به نام «جادوگر» هستند. صحنه امروز، روز ۱۳۱ از فیلمبرداری یکساله، قهرمان نوجوان با قدرتهای روانجنبشی به نام الون را در آستانه یک کشف تحولآفرین قرار میدهد. (نگران نباشید: این داستان بدون افشای جزئیات خواهد بود.)
او میگوید: «خیلی نیاز به دستشویی دارم، اما واقعاً میخواهم آن را ببینم. آیا از آخرینش خوشت آمد؟ از قبلیاش چطور؟»
راس شانهای بالا میاندازد و میخندد. «نمیدانم. خیلی از آنها خوب بودند!»
او با آهی نمایشی میگوید: «فقط روی اجرای خودم تمرکز میکنم، مثل وقتی که ۱۲ سالم بود. در ۱۲ سالگی به اوج رسیدم.» او در حالی که از کنار یک خبرنگار عبور میکند، قهقهه میزند. «میتوانید این را در ورایتی بنویسید. من در ۱۲ سالگی به اوج رسیدم و از آن زمان به بعد همه چیز سراشیبی بوده است!»
بعد از ظهر همان روز، برادران در اتاق سبز مجلل در صحنه ۱۶ از مجموعه تولیدی ۳۵ هکتاری مینشینند. در کنار یک میز پینگ پنگ و بازی پینبال “Stranger Things”، بازسازی الفبای چراغهای کریسمس معروف از فصل اول نمایش داده میشود. این یادآور پیشرفت چشمگیر آنها از زمان اولین پخش سریال در سال ۲۰۱۶ است. وقتی شروع کردند، آنها ناشناختههایی در دهه سی زندگی خود بودند و اعتباراتی کم داشتند. اکنون، در سن ۴۱ سالگی، به عنوان ستارهسازان معتبر شناخته میشوند. آنها حرفههای بازیگران مانند براون، دیوید هاربر، سیدی سینک و جوزف کوین را به شدت تقویت کردهاند. این فهرست همچنان ادامه دارد! همچنین، آنها اعتبار فرهنگی آیکونهای دهه ۸۰ مانند وینونا رایدر، پل رایزر و شان آستین را بازتأیید کردهاند. اکنون، با یک قرارداد جدید چهار ساله سودآور برای فیلم و تلویزیون در پارامونت برای شرکت تولیدی خود، Upside Down Pictures، آمادهاند تا به شاهزادگان هالیوود تبدیل شوند.
«ما زمان بسیار کمی برای استراحت داشتیم. زمان بسیار کمی برای خودمان. فاصله بین فصلها تقریباً وجود نداشت.» – راس دافر
رایان فلوگر برای وریتی
مانند سریالهای معروفی چون «بازی تاج و تخت» و «گمشده» در اوج خود، «چیزهای عجیب» نیز توانسته است تخیل عمومی را به خود جلب کند. این سریال با ترکیب گروهی از شخصیتهای عمیق و جذاب و داستانسرایی ژانری خیرهکننده و پرهزینه، در مقیاس سینمایی، مخاطبان را مجذوب خود کرده است.
اسطورهشناسی پیچیده و دنیای وارونه
همچنین، مانند آن سریالهای پیشین، «چیزهای عجیب» نیز اسطورهشناسی پیچیدهای را بافته است. در این مورد، شامل یک بُعد جایگزین فانتاسمگوریک به نام دنیای وارونه است که با موجودات فراطبیعی وحشی پر شده است. همچنین، یک برنامه دولتی شوم وجود دارد که قصد دارد کودکان با تواناییهای روانی را به سلاح تبدیل کند. خطرات «چیزهای عجیب» چیزی کمتر از پایان جهان نیست و همه اینها در محیط آرام و حومهای دهه ۱۹۸۰ شهر خیالی هاوکینز، ایندیانا رخ میدهد.
محبوبیت و موفقیت سریال
ستارههای جوان این سریال نیمی از عمر خود را در این برنامه گذراندهاند. پیوندهای شدید و سختکوشانه شخصیتهایشان خانوادهای پیدا شده را ایجاد کرده که طرفداران با محبوبیت فزایندهای آن را بلعیدهاند. این سریال در ۹۳ کشوری که نتفلیکس اندازهگیری میکند، به لیست ۱۰ برتر رسیده است. فصل چهارم اولین سریال انگلیسیزبانی بود که بیش از ۱ میلیارد ساعت تماشا در این پلتفرم داشت و همچنان سومین عنوان محبوب تلویزیونی انگلیسیزبان این سرویس است.
اکنون دافرها باید به نوعی همه این خطوط داستانی را حل کنند. این کار شامل داستانهای یک گروه بزرگ از بازیگران است که شامل ۲۱ بازیگر اصلی برای فصل پنجم میشود. این وظیفه دشواری است، به ویژه با توجه به اینکه بسیاری از آثار قبلی نتوانستهاند به خوبی به پایان برسند.
شان لوی، تهیهکننده اجرایی «چیزهای عجیب»، که اولین بار این سریال و دافرها را از طریق شرکتش، ۲۱ لپس، حمایت کرد و آن را در سال ۲۰۱۵ به نتفلیکس آورد، میگوید: «آنها دلشکسته شدهاند از سریالهایی که دوست داشتند و در نهایت به طرفدارانشان خیانت کردند. آنها نمیخواستند، نمیخواهند و از اینکه یکی از آن سریالها باشند، امتناع میکنند.»
برادران دافر به خوبی میدانند که پایان دادن به “چیزهای عجیب” از هر تصمیم خلاقانه دیگری که در دهه گذشته گرفتهاند، مهمتر است. آنها مصمم هستند که هشت قسمت نهایی و اوجگیرانهای ارائه دهند. این قسمتها باید حس پایانبخشی و اجتنابناپذیری رضایتبخش را به همراه داشته باشند. به طوری که، همانطور که راس میگوید، وقتی مشترکان آینده نتفلیکس کل سریال را تماشا میکنند، احساس نمیشود که یک خط داستانی را رها کردهایم. همه چیز به هم متصل است.
مت میگوید: «ما هر کاری که میخواستیم با دموگورگونها، مایند فلیر، وکنا، دنیای وارونه، هاوکینز و این شخصیتها انجام دهیم، انجام دادهایم. این یک داستان کامل است و تمام شده است.»
در مورد میزان پولی که در این راه خرج کردهاند، دافرها از توضیح بیشتر خودداری میکنند. تنها چیزی که بلا باجاریا، مدیر ارشد خلاقیت نتفلیکس میگوید این است که «ما میخواهیم به اندازهای پول خرج کنیم که بتوانیم چشمانداز موجود در صفحه را محقق کنیم و این فصل نیز تفاوتی ندارد.» گزارشی از Puck بودجه را بین ۵۰ تا ۶۰ میلیون دلار برای هر قسمت اعلام کرده است.
«احساس میکنیم که این یک موقعیت نادر و خاص است. این موضوع ما را نگران میکند، زیرا این سوال پیش میآید که آیا میتوانیم دوباره این کار را انجام دهیم؟» – مت دافر
رایان فلوگر برای وریتی
برای نتفلیکس، «چیزهای عجیب» اولین باری بود که این سرویس استریم یاد گرفت چگونه به نتفلیکس تبدیل شود، همانطور که امروز آن را میشناسیم. این شرکت به دلیل این سریال، بخش محصولات مصرفی خود را توسعه داد و با برندهایی از نایکی و کوکاکولا گرفته تا لگو و ویلیامز سونوما برای تبلیغ آن همکاری کرده است.
گسترش برند و موفقیتهای تجاری
فانکو، اولین شریک مجوزدهی این سریال، به گفته نتفلیکس، ۱۴ میلیون فیگور پاپ فروخته است که شامل ۱ میلیون دموگورگون میشود. این تنها گسترش برند نیست. نمایش پیشدرآمد «چیزهای عجیب: اولین سایه» در وست اند (از دسامبر ۲۰۲۳) و برادوی (از آوریل) اجرا شده و دو جایزه اولیویه و سه جایزه تونی را به دست آورده است.
انتظارات نتفلیکس برای فصل تعطیلات
جای تعجب نیست که نتفلیکس انتظار دارد این سریال در فصل تعطیلات تسلط داشته باشد. چهار قسمت اول در روز شکرگزاری، سه قسمت بعدی در کریسمس و قسمت نهایی در شب سال نو پخش میشود.
راس میگوید: «وقتی یک فصل را به پایان میرسانیم، همیشه این اطمینان وجود دارد که ‘اوه، ما میتوانیم به این شخصیتها برگردیم.’ سختترین چیز برای تطبیق این است که وقتی اول ژانویه میشود و میگوییم، ‘اوه، ما آن را نداریم!’»
ماههای پایانی همیشه برای دافرها تلخ و شیرین بودهاند. قرارداد با پارامونت، زمانی که نتفلیکس در حال افزایش کمپین جهانی خود است، این زمان را دراماتیکتر کرده است. آنها هنوز در تنها خانهای که میشناسند، کارهایی دارند. از جمله این کارها، یک سریال اسپینآف از «چیزهای عجیب» است که هنوز تعیین نشده است. اما وقتی قرارداد آنها در آوریل به پایان میرسد، دافرها «بند خلاقانه دیوانهواری که در نتفلیکس داریم» را ترک خواهند کرد. مت میگوید، آیندهای باز در انتظار آنهاست که توسط الگوریتمهای استریمینگ هدایت نمیشود و موفقیت یگانهشان آن را تعریف نمیکند.
«چیزهای عجیب» در اوج موجهای اولیه تلویزیون پیک به نمایش درآمد. در آن زمان، دو نفر بدون سابقه میتوانستند آزادی خلاقانه و منابع عظیمی برای روایت داستان خود به روش خود داشته باشند. مت میگوید: «احساس میکنیم که این یک موقعیت نادر است. این ما را نگران میکند، زیرا اینطور است که، ‘خب، آیا میتوانیم دوباره این کار را انجام دهیم؟’
بازگشت به صحنه
مت و راس با تیم خود ایستادهاند و برنامهریزی برای سکانس بعدی را انجام میدهند. این سکانس بسیار پر از افشاگری است. پیشنهاد دقیقه آخری براون برنامههای دقیق دافرها را بهطور کامل تغییر داده است.
این، به نظر میرسد، نزدیکترین لحظه به ناهماهنگی است که دافرها در عموم دارند. مت بعداً میگوید: «یک اختلاف کوچک وجود داشت»، و چشمانش به سمت برادرش میچرخد.
راس لبخند میزند و میگوید: “ما ترجیح میدهیم در مقابل گروهی از مردم اختلاف نظر نداشته باشیم.”
مت اضافه میکند: “همه فکر میکنند راس و من همیشه در همه چیز توافق داریم. این درست نیست. ما در پنهان کردن اختلافاتمان کار خوبی انجام میدهیم.”
نوآه اشنپ، گیتن ماتارازو، کالب مکلافلین و راس و مت دافر در صحنه فصل پنجم “Stranger Things”
آتسوشی نیشیجیما/نتفلیکس
از دوران کودکیشان در دورهام، کارولینای شمالی، دافرها به عنوان عاشقان فیلم شناخته میشدند. آنها هر زمان که میتوانستند با پدرشان به تماشای فیلم میرفتند. در این دوران، آنها در چیزی که لوی با محبت “حباب دوقلویی” مینامد، زندگی میکردند.
زندگی حرفهای دافرها در لسآنجلس
بیش از یک سال بعد، در دفاتر پستولیدشان در لسآنجلس، مت با چشمانی گشاد شده به سوالی درباره فاصله او و راس پاسخ میدهد. او میگوید: “وقتی به کار میرسد، هرگز از هم جدا نیستیم، مگر زمانی که روی کامپیوترهای شخصیمان کار میکنیم. در این حالت، فاصلهمان چه میشود؟ پنج فوت؟” او با خنده ادامه میدهد و بدنش را به زاویهای نامناسب در صندلیاش خم میکند.
مت به یاد میآورد که چند بار راس حضور نداشته و این باعث وحشت زیادی برای او شده است. او میگوید: “یک بار بود که راس برای یک شات نبود و من تعداد زیادی برداشت انجام دادم. مثل ۲۰ برداشت، فقط به این دلیل که نمیتوانستم با این ایده زندگی کنم که او از نتیجه ناراضی باشد.”
نوشتن “Stranger Things” ذهن نویسندگان را حتی قویتر میکند. راس تمام روز در حال قدم زدن است و مت در یک صندلی نشسته. به نظر میرسد که خیلی ناراحت هستند زیرا مغزشان همیشه در حال کار است. پل دیکتر، نویسندهای که به عنوان دستیار نویسنده در فصل اول شروع به کار کرد، میگوید: “و سپس وقتی کسی ایده خوبی دارد…”
کیت ترفری، نویسنده همکار که “The First Shadow” را نیز نوشته است، اضافه میکند: “آنها زنده میشوند. شما فکر میکنید که آنها برای مدت طولانی توجه نمیکنند، اما آنها فقط در یک بُعد دیگر وجود دارند.”
حباب دوقلویی دافرها زمانی شکل گرفت که ام. نایت شیامالان در فصل اول سریال فاکس “وایوارد پاینز” به عنوان نویسنده با آنها همکاری کرد. این اتفاق در اواسط دهه ۲۰۱۰ رخ داد. شیامالان میگوید: «این کمی ناعادلانه بود، چون دو نفر بودند و دو برابر سریعتر کار میکردند. آنها یک سند را به اشتراک میگذاشتند و همزمان روی قسمتهای مختلف آن کار میکردند. صفحهنمایشهایشان پشت به پشت بود. بدیهی است که این غیرمعمول است.»
شروع کارگردانی و تجربههای اولیه
شیامالان آنها را به دلیل قدرت فیلمنامهشان برای اولین کارگردانی فیلم بلندشان استخدام کرد. آنها “پنهان” را در سال ۲۰۱۲ فیلمبرداری کردند. در نهایت وارنر برادرز آن را در سال ۲۰۱۵ به صورت VOD منتشر کرد. با این باور که حرفه فیلمسازیشان به پایان رسیده، آنها از تلویزیون اپیزودیک “وایوارد پاینز” تا جایی که میتوانستند یاد گرفتند. هدفشان این بود که به اندازه کافی مطمئن شوند تا بتوانند “چیزهای عجیب” را معرفی کنند.
لوی هنوز هم با هیجان تجربهاش از خواندن فیلمنامه پایلوت را به یاد میآورد. او میگوید: «این فیلمنامه بسیاری از قواعد را میشکست. این یک برنامه درباره کودکان بود که برای کودکان نبود. شیرینی دوران بلوغ را با تاریکی ژانر وحشت ترکیب کرده بود. با اطمینان زیادی از مرزها عبور میکرد.»
تضاد بین نوشتن و ارائه
با این حال، از اولین ملاقاتش با برادران در مارس ۲۰۱۵ تا تولید فصل اول در پاییز همان سال، لوی همچنین تحت تأثیر تضاد بین اعتماد به نفس در نوشتن آنها و ارائه خجالتیشان در زندگی واقعی قرار گرفت. او میگوید: «اولین برداشت من از آنها بازی با مو و جویدن آدامس بود. آنها به من صریح گفتند: “ما در صحبت درباره احساسات خوب نیستیم. احساسات ما در نوشتههایمان است.”»
آنها بخش زیادی از خودشان را در فصل اول سریال به نمایش گذاشتند. از علاقههای سینماییشان به ماجراجوییهای کودکانه شبیه به استیون اسپیلبرگ و وحشت الهامگرفته از استیون کینگ گرفته تا نوجوانی اولیهشان به عنوان گیکهای طرد شده با یک دایره کوچک و وفادار از دوستان. راس میگوید: «ما در حال بازی Magic: The Gathering و بازیهای ویدئویی بودیم. همچنین فیلم میساختیم و در جنگلها ماجراجویی میکردیم. بخش زیادی از سریال، بهویژه سالهای اولیه، ما را به آن احساس متصل میکرد.»
در سال ۲۰۱۵، دافرها با میلی بابی براون، ماتارازو، فین ولفهارد و مکلافلین
کرتیس بیکر/نتفلیکس
نکته مهم این است که آنها بازیگران سریال را با جستجوی بازیگران جوانی انتخاب کردند که همان روحیه متفاوت را به تصویر میکشیدند. نوآه اشنپ در نقش ویل بایرز مهربان و کوچک، که ربوده شدن او به دنیای وارونه محرک اصلی سریال است. فین ولفهارد با زوایای تیز و اندامهای بلند در نقش مایک ویلر، رهبر گروه ناآشنا. کالب مکلافلین در نقش لوکاس سینکلر ثابت و استوار، باحالترین از میان نردها. گیتن ماتارازو در نقش داستین هندرسون بزرگدل و جسور. دافرها حتی دیسپلازی کلیدوکرانیال ماتارازو را در شخصیت او نوشتند.
انتخاب بازیگران با توجه به تفاوتها
ماتارازو، که اکنون ۲۳ ساله است، میگوید: «من در مورد آن خجالتی نبودم که صحبت کنم. اما آنها به طور خاص پرسیدند. آنها گفتند که بچهها را به خاطر تفاوتهایشان انتخاب کردهاند، نه به رغم آنها. بیشتر این بود که آنها اولویت میدادند که چقدر راحت خواهم بود که واقعاً در ذهنم ماندگار شد — و هنوز هم هست.»
مایا هاوک در فصل سوم به جمع بازیگران پیوست و نقش نوجوان پرحرفی به نام رابین را بازی کرد. او متوجه شد که شخصیت رابین از ترکیب نوشتار دافرها و شخصیت خودش شکل گرفته است. او میگوید: «رابین من نیستم، اما فکر میکنم او همانطور است که مت و راس مرا میبینند.» او ادامه میدهد: «همیشه میگفتم چرا همیشه میگویند که او همیشه حرفی میزند که نباید بزند؟ آنها میگویند: چون تو این کار را میکنی! و من میگویم: نه، من همیشه ۱۰۰٪ باوقار هستم. و آنها میگویند: آره، حتماً.»
توسعه همکاری خانوادگی در سریال
با پیشرفت سریال، این نوع همکاری خانوادگی باعث شد که ارتباط دافرها به جامعهای بسیار گستردهتر شامل بازیگران و عوامل سریال که تعدادشان در فصل پنجم به بیش از ۲۸۰۰ نفر رسید، گسترش یابد. ولفهارد میگوید: «ما با یکدیگر به زبان خاصی صحبت میکنیم. من با هیچکس به همان شیوهای که با آنها صحبت میکنم، صحبت نمیکنم.»
شنپ میگوید: «حتی وقتی در زندگی شخصیمان اتفاقاتی میافتد، هرگز از آنها نمیترسم یا احساس قضاوت نمیکنم. این واقعاً آرامشبخش است. وقتی به صحنه میرسید، با لبخند به شما خوشآمد میگویند و شما را به کاری که باید انجام دهید، هدایت میکنند.»
نقش کلیدی تیم تولید
مکلافلین میگوید: «همه چیز بر عهده آنهاست. بازیگران، تهیهکنندگان، دستیاران تولید و دستیاران کارگردان همه میگویند ‘مت، راس، این کار را بکنید، آن کار را بکنید!’ من هرگز ندیدهام که آنها از کوره در بروند. آنها برای مدت طولانی آرامش خود را حفظ کردهاند. آنها در این زمینه الگوهای بزرگی بودهاند. به عنوان مردان و به عنوان خالقان، که با کار خود صبور باشید.»
چالشهای تولید در فصلهای اولیه
راس میگوید: «با وجود اینکه موفقیت تضمین نشده بود و حرفهشان در خطر بود، کار آنها در فصلهای اولیه “چیزهای عجیب” هفت روز در هفته بود. ما زمان بسیار کمی برای استراحت داشتیم و زمان بسیار کمی برای خودمان. فاصله بین فصلها تقریباً وجود نداشت.»
راس دافر، براون و مت دافر در مراسم افتتاحیه «Stranger Things» در ۱۱ ژوئیه ۲۰۱۶
Penske Media via Getty Images
هاربر که نقش جیم هاپر، پدرخوانده الون و رئیس سابق پلیس هاوکینز را بازی میکند، میگوید: «علاوه بر استعداد و هوششان، آنها واقعاً سخت کار میکنند. فکر نمیکنم تا به حال دو انسان را دیده باشم که سختتر از آنها کار کنند. گاهی به حدی که میخواهید بگویید، ‘دیگران هم میتوانند کارهایی برای شما انجام دهند.’»
چالشهای تولید سریال و کارگردانی
علاوه بر تأخیرهایی که به دلیل همهگیری و اعتصابات صنفی ایجاد شد، دافرها اعتراف میکنند که غرق شدنشان مشکلی بود که خودشان ایجاد کردند. آنها مصمم بودند تا حد امکان بخشهای بیشتری از سریال را کارگردانی کنند. این کار برای شورانرهای تلویزیون ژانر تقریباً بیسابقه است. با احتساب قسمت پایانی، آنها ۲۴ قسمت از ۴۲ قسمت را کارگردانی کردهاند. مت میگوید فیلمسازان مورد علاقهشان، مانند مایکل مان، پیتر ویر و دیوید فینچر، «تمایل به وسواس دارند.»
اما آنها همچنین میدانند که لازم نبود اوضاع به این شکل پیش برود. او ادامه میدهد: «بخشی از من پشیمان است که نتوانستم داستانهای بیشتری را در طول این ده سال بگویم. گاهی اوقات به این موضوع فکر میکنم — چون تمام دهه سی زندگیمان را به خود اختصاص داد. ای کاش میتوانستیم آن را کمی سریعتر انجام دهیم، اما همین است که هست.»
نگاه به گذشته و فرصتهای از دست رفته
او نگاهی سریع به راس میاندازد که وارد صحبت میشود. او با آرامشی شبیه به ذن، در تضاد با بیقراری برادرش میگوید: «اما وقتی شروع کردیم، نتفلیکس هنوز در مراحل ابتدایی بود. نمیدانم چقدر فرصتهای بیشتری برای گفتن داستانهایی با این طول و در این اندازه بوم وجود خواهد داشت. بنابراین هر وقت پشیمانیهایی که مت گفت را دارم، خوشحالم که توانستیم از این دوره خاص در صنعت بهرهمند شویم.»
مت اضافه میکند: «این تصمیم ما بود که اینقدر طول بکشد. ما میتوانستیم کار را رها کنیم و به ساخت فیلمها بپردازیم. اما انتخاب کردیم که این کار را نکنیم و خوشحالم که این کار را نکردیم. ما داستان را به پایان رساندیم و خوشبختانه وقتی شروع کردیم خیلی پیر نبودیم. بنابراین مشکلی نداریم. منظورم این است که ریدلی اسکات تا زمانی که در دهه ۴۰ زندگیاش بود، شروع به ساخت فیلم نکرد.»
کمی پس از آنکه قرارداد Skydance مدیا برای خرید Paramount Global در ۷ آگوست بسته شد، دافرها از سیندی هالند، رئیس جدید محتوای مستقیم به مصرفکننده پارامونت که پیش از این مسئولیت «چیزهای عجیب» را در نتفلیکس بر عهده داشت، شنیدند. راس درباره پیشنهاد ناگهانی پارامونت میگوید: «همه چیز خیلی سریع اتفاق افتاد.» او اغراق نمیکند. یک هفته بعد، ورایتی گزارش داد که پارامونت و دافرها در حال مذاکره برای انتقال Upside Down Pictures از نتفلیکس به پارامونت هستند. آنها رسماً قرارداد را در ۱۹ آگوست امضا کردند.
دافرها تأکید میکنند که قصد ترک نداشتند. اما وقتی در طول ساخت فصل پنجم درباره آیندهشان صحبت میکردند، متوجه شدند که چیزی که بیشتر از همه میخواهند، ساخت و اجرای یک سریال دیگر نیست. بلکه ساخت اولین فیلم سینماییشان است.
تجربه سینما و آرزوی ساخت فیلم
مت میگوید: «حتی با اینکه پروژکتور خوبی در خانه دارم، هنوز دختر ۴ سالهام را به سینما میبرم. برایش یک آیس بزرگ و پاپکورن بزرگ میگیریم. این چیزی است که همیشه میخواستیم انجام دهیم. ما هرگز آن تجربه را نداشتهایم.»
او ادامه میدهد: «به زودی ۴۲ ساله میشویم. من گفتم، ‘اگر قرار است فیلمی برای سینماها بسازیم، بزن بریم!’»
وقتی از آنها پرسیده میشود که آیا نگران حرکات اخیر دیوید الیسون، مدیرعامل پارامونت اسکایدنس هستند، مکث میکنند. این حرکات به نظر میرسد نشاندهنده تمایل شرکت به سمت راست است. آنها نگاهی تیز به یکدیگر میاندازند قبل از اینکه پاسخ دهند. راس با احتیاط میگوید: «ما به داشتن آزادی خلاقانه برای انجام آنچه میخواهیم و گفتن آنچه میخواهیم بگوییم، عادت داریم. پارامونت ۱۰۰٪ پشت آن است.» او به سمت مت نگاه میکند.
مت اضافه میکند: «همه چیز به روابط برمیگردد.» به همراه هالند، مت تونل، رئیس جدید تلویزیون پارامونت، تا پاییز ۲۰۲۲ که نتفلیکس را به مقصد اسکایدنس ترک کرد، مدیر اجرایی «چیزهای عجیب» بود. راس میگوید: «دافرها از ابتدای نمایش با تونل بودند.» او ادامه میدهد: «ما در طول سالها با سیندی در تماس بودهایم — سیندی فوقالعاده است، به وضوح.»
«هر چیزی که در مطبوعات است، در مطبوعات میماند»، مت میگوید. او اضافه میکند: «من به کسانی که میشناسم اهمیت میدهم. این سیندی و مت هستند و من به آنها کاملاً اعتماد دارم.»
راس و مت دافر در صحنه فصل پنجم “Stranger Things”
کلی انوس/نتفلیکس
آنها از بحث درباره مذاکرات خود با پارامونت یا پیشنهاد متقابل نتفلیکس خودداری میکنند. مت میگوید: «نمیخواهم وارد جزئیات آن شوم. اما باید بگویم بزرگترین جذابیت برای ما این بود که بتوانیم کاری سینمایی انجام دهیم. چیزی که نتفلیکس انجام نمیدهد.»
اهمیت اکران سینمایی
باجاریا که پس از اخراج هلند در سال ۲۰۲۰ به عنوان رئیس تلویزیون جهانی منصوب شد، این نکته را تأیید میکند. او میگوید: «میدانستم که اکران سینمایی بسیار سنتی برای آنها مهم است. اگر واقعاً میخواستند شروع به ساخت فیلم کنند.»
امید به نمایش سینمایی
موفقیت رویداد سینمایی «شکارچیان شیطان کیپاپ» در ماه اوت و اکران قریبالوقوع نسخه اقتباسی «سرگذشت نارنیا» اثر گرتا گرویگ در آیمکس، امیدی برای دافرها ایجاد کرد. شاید پایان «چیزهای عجیب» در سینماها نمایش داده شود. مت میگوید: «مردم نمیتوانند درک کنند چقدر زمان و تلاش برای صدا و تصویر صرف میشود و آن را با کیفیت کاهشیافته میبینند. بیشتر از آن، این درباره تجربه کردن آن بهطور همزمان با طرفداران است.»
در مورد قرارداد با پارامونت؟ او میگوید: «من یک گفتگوی بسیار صادقانه با آنها داشتم، درست است؟ به آنها گفتم که همیشه طرفدار و دوست خواهیم بود. ما به همه چیزهایی که با هم ساختهایم بسیار افتخار میکنیم.»
همکاری دافرها با نتفلیکس
اگر باجاریا به نظر نمیرسد که از دست دادن دو نفر از برترین خالقان داخلی شرکتش ناراحت باشد، شاید به این دلیل است که دافرها به همکاری با نتفلیکس ادامه خواهند داد. دو برنامه جدید از Upside Down Pictures در نیمه اول سال ۲۰۲۶ در این پلتفرم به نمایش درخواهند آمد. «محلهها» درباره سالمندانی در یک جامعه بازنشستگی است که با نیروهای ماوراءالطبیعه مبارزه میکنند. همچنین، «چیزی بسیار بد قرار است اتفاق بیفتد» یک هفته پر از وحشت را به تصویر میکشد که به یک عروسی منتهی میشود. در صورت موفقیت، این برنامهها به عنوان سریالهای ادامهدار تولید خواهند شد و دافرها به تولید اجرایی آنها ادامه خواهند داد.
انیمیشن فرعی و داستانهای جدید
انیمیشن فرعی «چیزهای عجیب: داستانهایی از سال ۸۵»، که هنوز تاریخ انتشار ندارد، در زمستان پس از وقایع فصل دوم تنظیم شده است. مت میگوید این ایدهآل است، زیرا بچهها میتوانند برای همیشه جوان بمانند.
سپس به اسپینآف میرسیم. مت تأکید میکند که آنها تمایلی به “گسترش بیش از حد چیزی که میتواند به یک اسطورهشناسی پیچیده و دیوانهوار تبدیل شود” پس از فصل پنجم ندارند. در عوض، یک برنامه دیگر از “چیزهای عجیب” که راس میگوید، “در دنیایی کمی متفاوت زندگی خواهد کرد”، اما “ارتباطاتی وجود خواهد داشت.” بله، آنها در حال تصور آن دنیا بودهاند — اما نه، آنها هنوز به هیچکس، حتی نزدیکترین همکارانشان، درباره آن چیزی نگفتهاند.
محافظهکاری در مورد اسپینآف
لوی میگوید: “آنها بسیار محافظهکارانه درباره صحبتهای اسپینآف عمل کردهاند و من میفهمم که حباب مت-راس مقدس است.” او ادامه میدهد: “من هیجانزدهام که زندگی داستانگویی ‘چیزهای عجیب’ را گسترش دهم — نمیخواهم آن را ‘جهان’ بنامم، زیرا این کار ناخوشایند خواهد بود.” او مکث میکند. “‘STU’? خیلی زود است؟ لعنتی، میدانم که از آن استفاده خواهید کرد!”
با این حال، حتی با وجود انتظار، «نتفلیکس به طرز شگفتانگیزی صبور بوده است»، مت میگوید. او اضافه میکند که این صبر با نزدیک شدن به پایان سریال کمی کمرنگ شده است. اما آنها درک میکنند. پس از پرسیدن اینکه دافرها به ورایتی درباره اسپینآف چه گفتهاند، باجاریا میگوید که هیچ جدول زمانی مشخصی وجود ندارد. او با خنده میگوید: «من همیشه دوست دارم ‘چیزهای عجیبتر’ بیشتری ببینم. وقتی آنها آماده باشند، ما هم آماده خواهیم بود.»
راس دافر، دیوید هاربر، مت دافر، براون و وینونا رایدر در صحنه فصل پنجم “Stranger Things”
آتسوشی نیشیجیما/نتفلیکس
هرچه که اسپینآف به چه شکلی درآید، دافرها دیگر شغلهای تماموقت به عنوان شورانرهای آن نخواهند داشت. راس میگوید: «آنها به شدت درگیر خلاقیت خواهند بود. اما امیدواریم در این میان چیزی جدید بنویسیم و کارگردانی کنیم و به پیشبرد آن کمک کنیم.»
چالشهای پیش روی دافرها
اما اینکه آن «چیز جدید» چه میتواند باشد، مسئله دیگری است. اگرچه پارامونت برخی از داراییهای جذاب خود را دارد – «استار ترک»، «تبدیلشوندگان»، حقوق تازه به دست آمده «کال آو دیوتی» – دافرها علاقهای به رفتن به این مسیر ندارند. راس میگوید: «فکر میکنم همه میدانند که در حال حاضر چیزهای اصیل کافی وجود ندارد. همه چیز به شدت به IP وابسته است.»
آنها ادعا میکنند که هیچ ایدهای درباره اینکه به چه چیزی بعدی بپردازند ندارند. هفتهای که در حال مذاکره برای قرارداد با پارامونت بودند، برایشان «غیرواقعی» و «بسیار استرسزا» بود. اما آن لحظات هیجانانگیز دوام نیاورد. از نظر عملی، آنها هیچ زمانی برای نگرانی یا افسردگی ندارند.
تمرکز بر پروژههای جاری
مت میگوید: «دیگر نمیتوانستم به آن فکر کنم، چون ما دوباره مشغول کار روی ‘Stranger Things’ هستیم. در واقع، من کاملاً از فکر کردن به آینده دست کشیدهام.»
تلاش برای موفقیت
راس میگوید: «ما ۱۰ سال را صرف این کار کردهایم. ما در تلاشیم تا ۱۰۰٪ انرژی خود را صرف اطمینان از فرود این هواپیما کنیم. بنابراین در حال حاضر هیچ فکری به جای دیگری نمیرود.»
«اصلاً»، مت میگوید و مکث میکند، سپس اضافه میکند: «امیدوارم پارامونت این را نخواند.»
در پایان فصل دوم از سریال «Stranger Things»، برادران دافر احساس خستگی میکردند. پس از موفقیت چشمگیر فصل اول، نتفلیکس میخواست که قسمت دوم قبل از هالووین سال ۲۰۱۷ پخش شود. آنها به این ضربالاجل رسیدند. علاوه بر نوشتن و ساخت سریال، در تلاش بودند تا «یک اسطورهشناسی که بتواند چندین فصل را پشتیبانی کند» ایجاد کنند. راس میگوید که احساس خستگی میکردند. مت به یاد میآورد که به خبرنگاران گفته بود سریال «چهار فصل و تمام» خواهد بود.
اما وقتی فصل سوم را ساختند، یک پیچش سرگرمکننده بر روی «آروارهها» که در طول تعطیلات چهارم ژوئیه در هاوکینز اتفاق میافتاد، کار زیادی برای پیشبرد داستان بزرگتر سریال انجام نداد. آنها متوجه شدند، مت میگوید، «ما به پنج فصل نیاز داشتیم.»
راس میگوید: «وقتی به فصل چهارم رسیدیم، شما به طور کامل در حال ساختن پایان بازی آن بودید.» همانطور که مهرههای شطرنجی که دافرها در صفحه حرکت میدادند، شخصیتهای سریال به صورت جغرافیایی از هم جدا شدند. برای مثال، جویس بایرز (رایدر) هاپر را از زندانی در اتحاد جماهیر شوروی نجات داد. این موضوع باعث شد زمان پخش نه قسمت در فصل تأخیر خورده به دلیل کووید افزایش یابد. (فینال فصل چهارم دو ساعت و ۲۲ دقیقه بود.)
شخصیتهای جدید و اسطورههای بزرگتر
در هاوکینز، اسطوره بزرگتر «چیزهای عجیب» حول یک شخصیت ترسناک واحد به نام وکنا شکل گرفت. وکنا که به عنوان وان و هنری کریل نیز شناخته میشود، با بازی جیمی کمپبل باور به عنوان شرور اصلی سریال معرفی شد.
همیشه برای دافرها مشخص بود که شخصیتی وجود خواهد داشت که به نوعی اولین سوژه در آزمایشهای دولتی بر روی کودکان روانی باشد. اینکه چه کسی خواهد بود، خودشان هم نمیدانستند. به گفته مت، این موضوع “در نقطهای به عنوان یک افشاگری بزرگ” مطرح خواهد شد. او ادامه میدهد که به طور جداگانه، آنها میخواستند “یک شخصیت ترسناک هوشمند در سبک فردی کروگر یا پینهید” خلق کنند. این شخصیتها در دوران کودکی ما را بیشتر میترساندند. آنها ترفری را به خاطر ترکیب این دو ایده به یک شخصیت، یعنی همان یک، تحسین میکنند. “و این درست مثل این بود که یک لامپ روشن شد.”
ولفهارد، مکلافلین، ناتالیا دایر، جو کیری، چارلی هیتون و ماتارازو در فصل پنجم “Stranger Things” حضور دارند.
با اجازه از نتفلیکس
در آغاز فصل پنجم، شخصیتهایی که قبلاً در نقاط دور از هم بودند، اکنون همگی در هاوکینز تحت قرنطینه نظامی زندگی میکنند. این یک جهش زمانی ۱۸ ماهه از پایان فصل چهارم است. در آن زمان، وکنا دنیای وارونه را باز کرد و غشای بین دو بُعد را فرسایش داد. اینکه همه در یک مکان هستند، زمان پخش قسمتها را کاهش داده است. بیشتر قسمتها حدود یک ساعت طول میکشند. قسمت چهارم ۸۳ دقیقه و قسمت پایانی، به گفته مت، “حدود دو ساعت” است.
پاسخ به سوالات درباره دنیای وارونه
با ورود به اتاق نویسندگان، آنها میدانستند که بزرگترین سوالاتی که باید به آنها پاسخ دهند، “درباره اینکه دنیای وارونه چیست” بود. راس میگوید: “هر فصل اینطور بود که، ‘آیا باید دربارهاش صحبت کنیم؟’ و ما میگفتیم، ‘نه، بگذارید صبر کنیم.’ و سپس در نهایت، ما گفتیم، ‘خب، حالا باید این کار را بکنیم!'”
با این حال، وقتی به فصل نهایی رسیدیم، «همه چیز روی میز بود وقتی که شروع کردیم»، دیکتر میگوید. «ما نامهای هر شخصیت را روی یک تخته سفید داشتیم و اینطور بود که هر چیزی برای هر یک از این شخصیتها ممکن است. آنها میتوانند زنده بمانند یا بمیرند. آنها میتوانند با هم باشند…»
«یا با هم نباشند»، ترفری اضافه میکند. به ویژه وقتی که داستان به اوج نهایی خود نزدیک میشد، نویسندگان باید «نمایش بزرگی» ارائه میدادند. او میگوید، در حالی که نمیخواستند به «یک نمایش بیروح CG تبدیل شود، جایی که واقعاً اهمیتی ندارد که چه کسی چه کاری انجام میدهد و چرا.»
ترفری میگوید که در اتاق نویسندگان میپرسیدند: «چگونه میتوانیم آن را به چیزی که واقعاً دربارهاش است، متصل نگه داریم؟» او ادامه میدهد: «هرگز بدبینانه نیست. هرگز به شما چشمک نمیزند. به سمت آن هسته معصومیت نگاه میکند و اینکه چگونه میتوان آن را حفظ کرد وقتی که بزرگتر میشوید و با کابوسهای جهان مواجه میشوید.»
بازگشت به هسته معصومیت
او میگوید: «بهویژه هنگام کار بر روی فیلمنامه قسمت پایانی، بارها و بارها به آن بازگشتیم. دهها بار. آنها شروع به نوشتن میکردند، برمیگشتند. ما آن را منفجر میکردیم و دوباره از نو شروع میکردیم.»
مطالعه پایانبندیهای موفق
دافرها سریالهایی را که به نظرشان پایانبندی موفقی داشتند، مطالعه کردند. مانند قسمتهای پایانی «شش فوت زیر زمین»، «چراغهای شب جمعه» و حتی «سوپرانوز» که پایان ناگهانیاش در آن زمان بحثبرانگیز بود اما اکنون بهطور گستردهای مورد احترام است. راس میگوید: «بهترینها بسیار به خودشان وفادار بودند. سریالهایی که سعی میکنند بیش از حد هوشمندانه باشند، به نظر من جایی است که میتواند خیلی سریع اشتباه پیش برود.»
مت میگوید که نوشتن به سمت هدفی خاص کمک کرد. او توضیح میدهد: “ما تقریباً میدانستیم که صحنه پایانی چیست. این چیزی نبود که برای رسیدن به آن تلاش کنیم.” او اضافه میکند: “عناصری از آن برای هفتهها مورد بحث قرار گرفت. اما ایده اصلی پایان را برای مدت طولانی داشتیم.”
او مکث میکند و کلاه بیسبالش را که با تصویری از چهره استیون کینگ به سبک وارهول تزئین شده، تنظیم میکند. سپس ادامه میدهد: “به هر حال، ما واقعاً از نحوه پایان آن خوشحالیم.” او با آهی میگوید: “انتشار آن استرسزا است. مطمئنم مردم نظراتی خواهند داشت!”
همان روز در ژوئیه ۲۰۲۴ که دافرها صحنه کشف بزرگ الون در قسمت چهارم را فیلمبرداری میکنند، یک ارتش کوچک از بدلکاران، اعضای گروه و بازیگران در محوطه هاوکینز در حال تمرین یک صحنه اکشن دیوانهوار هستند. راس بعداً این صحنه را در اینستاگرام “دیوانهوارترین فیلمبرداری زندگیمان از نظر لجستیکی” خواهد نامید. پس از عبور از کنار برخی از اجراکنندگان روی چوبهای بلند، شنپ که به طور غیرمعمولی آرام است، به کناری میرود. او لحظهای درباره پایان سفری که با اولین آزمون بازیگریاش یک دهه پیش، زمانی که ۱۰ ساله بود، آغاز کرده بود، تأمل میکند. حداقل این پایان خواهد بود، در نهایت.
«هنوز برایم جا نیفتاده است»، او میگوید. «وقتی قسمت ۸ را بخوانیم، آن موقع احساسی خواهد بود.» آیا او میداند در پایان چه اتفاقی میافتد؟ «من اینجا و آنجا چیزهایی شنیدهام، اما نه»، شنپ میگوید. «آنها میخواهند که همه ما برای اولین بار آن را در یک اتاق بخوانیم.»
در تاریخ ۸ سپتامبر ۲۰۲۴، دافرها، بازیگران سریال «چیزهای عجیب» و تعدادی از افرادی که از ابتدا با این سریال همراه بودند، در اتاق سبز در استیج ۱۶ گرد هم آمدند. هدف آنها خواندن فینال «دنیای وارونه» بود. فرآیند نوشتن آنقدر طولانی شده بود که دافرها مجبور شدند صفحات پیشنویس را به سرپرستان بخشهای خود بدهند. این کار برای آمادهسازی صحنهها و لباسها به موقع برای فیلمبرداری ضروری بود. مت میگوید: «صفحات را حتی با نتفلیکس هم به اشتراک نگذاشته بودیم. فکر نمیکنم آنها از این موضوع خبر داشتند.» اما به جز دافرها، لوی، نویسندگان و چند مدیر اجرایی، آن یکشنبه گرم در آتلانتا واقعاً اولین باری بود که هر کسی در آن اتاق فیلمنامه نهایی را میدید.
نل فیشر، دایر، هیتون، کارا بونو، جو کرست، رایدر، اشنپ و وولفهارد در فصل ۵ سریال «Stranger Things» حضور دارند.
با اجازه از نتفلیکس
وقتی همه جمع شدند، بازیگران شروع به شعار دادن کردند: “سخنرانی! سخنرانی! سخنرانی!” با اینکه معتقد بود “ما واقعاً سخنرانیهای بدی میدهیم”، مت بلند شد و بهترین تلاشش را کرد.
تلاش مت برای سخنرانی
مت به یاد میآورد که گفت: “هر چیزی که میخواستیم درباره نمایش و تجربه ساخت آن بگوییم، در فیلمنامه گنجاندیم. شما به عنوان بازیگران و شخصیتها، نمیتوانم چیزی بهتر از آن بگویم. ما خیلی بهتر مینویسیم تا صحبت کنیم. بیایید فقط فیلمنامه را بخوانیم.”
احساسات در میانه راه
در میانه راه، اشکها شروع به جاری شدن کردند. شنپ به یاد میآورد: “احساس میشد که آنها پایان زندگی واقعی ما را مینویسند. این فراتر از یک فیلمنامه بود. همیشه زندگیام را به برخی از ضربآهنگهایی که آنها نوشتند، مرتبط خواهم کرد.”
هاربر در تلاش است تا کلمات مناسبی برای توصیف خواندن فیلمنامه پیدا کند. او میگوید: «مثل این است که از من میخواهید درباره خانوادهام صحبت کنم. رویدادهایی که در آن فیلمنامه اتفاق میافتد، بسیاری از چیزهایی را که در فصل اول شروع کردیم، به نتیجه میرساند. سریال با بچههایی در زیرزمین آغاز میشود و وقتی سریال را ترک میکنیم، آنها بزرگ شدهاند. گذر زمان به خودی خود بسیار تأثیرگذار است.»
پایان تجربه در «چیزهای عجیب»
پس از پایان آن، دیختر به یاد میآورد که به راس نزدیک شد تا با او به اشتراک بگذارد که ناگهان متوجه شد تجربهاش در «چیزهای عجیب» واقعاً به پایان رسیده است.
دیختر به راس گفت: «بعد از ۱۰ سال کارم تمام شده و این احساس دیوانهکنندهای است.» و او گفت: «آره.» او گریه نمیکرد. من گفتم: «تو احساس نمیکنی که کارت تمام شده، نه؟» او گفت: «نه، من ماهها فیلمبرداری دارم؛ یک سال پس از تولید دارم.» من گفتم: «آره، تو این لحظه را درک نمیکنی.»
در دفتر کارشان، کمی بیش از یک سال بعد و چند روز مانده به قفل کردن نسخه نهایی، مت و راس همچنان معتقدند که هنوز به آن احساس نرسیدهاند. هنوز کارهای زیادی باقی مانده است. میکس صدا، تنظیم رنگ، کارهای جلوههای بصری و سپس چالش تبلیغات از جمله این کارها هستند.
با این حال، وقتی درباره روزهای پایانی سریال صحبت میکنند، واضح است که آنها به شدت در حال تجربه چیزی هستند. در یک شاهکار لجستیکی، تولید به طرز معجزهآسایی برنامهریزی فیلمبرداری را به گونهای ترتیب داد که صحنه نهایی هر بازیگر اصلی در سریال، آخرین روز فیلمبرداری آنها نیز باشد. این چیزی است که دافرها بارها و بارها در اتاق تدوین دوباره تجربه کردهاند.
مایا هاوک، کیری، ولفهارد و هیتون در صحنه فصل پنجم “Stranger Things”
اندرو کوپر/نتفلیکس
راس میگوید: «بهویژه در ۳۵ تا ۴۰ دقیقه آخر آن قسمت، ما در حال پردازش پایان نمایش و خداحافظی با این بازیگران هستیم.» او ادامه میدهد: «ما بهتازگی ویرایش تمام آن صحنهها را به پایان رساندهایم و…» او مکث میکند و صدایش کمی میشکند. «ویرایش آن صحنهها احساسی بود. زیرا این افراد در آن لحظه بازی نمیکردند.»
واقعاً هم بازی نمیکردند. جو کری، که نقش استیو هرینگتون را بازی میکند، میگوید: «همه خستگی یک سال فیلمبرداری را احساس میکردند. همه منتظر بودند که کار تمام شود. اما وقتی به خط پایان رسیدید، به گذشته نگاه میکنید و فکر میکنید، ‘آه، میتوانم فقط یک بار دیگر داشته باشم؟’»
شنپ میگوید: «من در آخرین روز وینونا بودم. گفتم: ‘این یک خداحافظی کاری است؛ به زودی همدیگر را خواهیم دید.’ و سپس در تریلر او بودم و گفتم: ‘نه! نمیتوانی بروی!’ من به او چسبیده بودم و فقط گریه میکردم. انتظار نداشتم اینقدر به من ضربه بزند.»
هاوک میگوید: «فکر میکنم این تجربه من را به عنوان یک بازیگر برای همیشه تغییر داد. من امروز بازیگر متفاوتی هستم و به خاطر این فرصت که صحنهای را در روزی با احساسات بسیار شدید بازی کنم، بازیگر بهتری شدهام. این یک هدیه فوقالعاده بود. اما من ۱۲ ساعت در یک چرخه مداوم از گریه بودم.»
چالشهای هدایت بازیگران در طوفان احساسات
بدون شک، هدایت بازیگرانشان از میان این طوفان احساسات عمیق، چالش خاص خود را داشت. راس میگوید: «حتی سخت بود که برداشتها را یکی پس از دیگری انجام دهیم.» او دستهایش را از میان موهایش عبور میدهد و ادامه میدهد: «شما فقط میگویید، ‘آنها هر لحظه از این را احساس میکنند.’ گاهی اوقات، آنها در لحظاتی که هنوز زود بود، بیش از حد احساسی میشدند. ما میگفتیم، ‘قرار نیست ناراحت باشید!’»
تصویری از ساکن بیگ راک از مستند “Big Rock Burning”.




