Image

بابی دیول درباره بازگشت حرفه‌ای خود و بازی در اولین کارگردانی آریان خان: «بندر» خواب را از چشمانم ربود!

📋 خلاصه مقاله:

بابی دیول با جشن گرفتن ۳۰ سال حضور در صنعت فیلم، با نقش‌های پیچیده در پلتفرم‌های استریمینگ مانند نتفلیکس و آمازون، به بازگشت شگفت‌انگیز خود ادامه می‌دهد. او با همکاری با کارگردانانی چون آنوراگ کاشیاپ و حضور در پروژه‌های جدید، مرزهای بازیگری خود را گسترش می‌دهد.

بازیگر با جشن گرفتن ۳۰ سال حضور در صنعت، با فیلم “حرامزاده‌های بالیوود” در نتفلیکس و فیلم آینده “آلفا” به کار خود ادامه می‌دهد.

بابی دیول در حال تجربه یک بازگشت شگفت‌انگیز در حرفه خود است. او با جشن گرفتن سه دهه حضور در صنعت فیلم، مجموعه‌ای از اجراهای تحسین‌شده را ارائه داده که جایگاه او را در بالیوود تغییر داده‌اند.

آغاز حرفه‌ای بابی دیول

پسر بازیگر افسانه‌ای درمندرا و برادر ستاره سانی دیول، بابی دیول در سال ۱۹۹۵ با فیلم «بارسات» به عنوان بازیگر اصلی وارد عرصه شد. او در ابتدا موفقیت‌های زیادی کسب کرد، اما سپس با افت حرفه‌ای مواجه شد. با این حال، ظهور پلتفرم‌های استریمینگ به او فرصتی دوباره داده است. او اکنون می‌تواند نقش‌های پیچیده و غیرمتعارفی را که از شخصیت‌های بزرگ‌تر از زندگی قبلی‌اش فاصله دارند، کاوش کند.

در گفتگو با ورایتی، دیول می‌گوید که واکنش طرفداران همچنان فوق‌العاده است. او اضافه می‌کند: “وقتی این‌قدر عشق دریافت می‌کنید و همچنان از سوی مخاطبان عشق بیشتری دریافت می‌کنید، واقعاً شگفت‌انگیز است.” او ادامه می‌دهد که سی سال، چه راه بهتری برای جشن گرفتن به‌ویژه با طرفداران خود و داشتن یک سریال وب بزرگ و موفق: ‘The Ba***ds of Bollywood.’

این بازیگر معتقد است که پلتفرم‌های استریمینگ به طور اساسی مسیر حرفه‌ای او را تغییر داده‌اند. او می‌گوید: «همه چیز با پلتفرم‌های OTT برای من تغییر کرد. این اولین فرصتی بود که به من داد تا کاری متفاوت انجام دهم.» فیلم نتفلیکس او «کلاس ۸۳» (۲۰۲۰)، یک درام پلیسی واقع‌گرایانه که در بمبئی دهه ۱۹۸۰ می‌گذرد، آغازگر این تغییر بود. اما سریال «آشرام» در آمازون MX Player بود که او در آن نقش یک رهبر مذهبی شیطانی را بازی کرد و واقعاً دیدگاه‌ها را تغییر داد. «این سریال یک هفته بعد منتشر شد و کاملاً «کلاس ۸۳» را تحت‌الشعاع قرار داد. هنوز هم، تا به امروز، هر وقت با پراکاش جی [کارگردان پراکاش جها] ملاقات می‌کنم، نمی‌توانم با آن کنار بیایم. اما مدت زیادی طول کشید تا با این واقعیت کنار بیایم که او چه چیزی در من دید که مرا به عنوان بابا نیرالا انتخاب کرد.»

این نقش به صنعت نشان داد که او توانایی‌های بیشتری نسبت به آنچه در ابتدای کارش نشان داده بود، دارد. او می‌گوید: «این آغاز همه چیز بود. زیرا مردم شروع به باور و اعتماد به من به عنوان یک بازیگر کردند. خوب، بابی فقط نباید همانطور که در ابتدای کارم بودم باشد. او می‌تواند شخصیت‌های مختلفی را بازی کند.»

نقش‌آفرینی دیول به عنوان یک ضدقهرمان لال در حماسه جنایی خشونت‌آمیز “Animal” (۲۰۲۳) به کارگردانی ساندهیپ ردی وانگا، نقطه عطفی در بازگشت او بود. این نقش مستقیماً به همکاری او با آنوراگ کاشیاپ در فیلم “Bandar” (میمون در قفس) منجر شد. این فیلم، یک درام زندان خام است که در جشنواره فیلم تورنتو در سپتامبر به نمایش درآمد.

تأثیر همکاری با آنوراگ کاشیاپ

پس از اکران “Animal”، کاشیاپ با دیول تماس گرفت. او به مدت ۴۵ دقیقه با دیول صحبت کرد و تحسین خود را از تحول او به عنوان یک بازیگر ابراز کرد. این تأیید از سوی یک فیلمساز که دیول مدت‌ها او را تحسین می‌کرد، او را هم هیجان‌زده و هم مضطرب کرد.

«بندر» (میمون در قفس)

Saffron Magicworks Private Limited

دیول می‌گوید: “سال‌ها بود که می‌خواستم با آنوراگ کار کنم.” او به یاد می‌آورد که در طول دهه‌ها، از زمانی که کاشیاپ هنوز نویسنده‌ای بود که به خانه‌اش می‌آمد، تا زمانی که در رویدادهای هنرهای رزمی فرزندانشان و در باشگاه به هم برمی‌خوردند، با هم برخورد داشتند. “به عنوان یک کارگردان، همیشه کارهایش را دوست داشتم. او همیشه چیزی متفاوت از هر بازیگری که با او کار می‌کند، به دست می‌آورد.”

تجربه تحول‌آفرین دیول با آنوراگ

پس از تنها یک ساعت خواب، دیول به صحنه رفت. تجربه‌ای تحول‌آفرین برایش رقم خورد. “کار با آنوراگ مثل بودن در یک کارگاه بود. من همیشه خودم را کاملاً به کارگردانم می‌سپارم. کار با آنوراگ مثل رفتن به یک مربی بازیگری بود. بودن با او و خود را کاملاً سپردن — بدون هیچ محدودیتی، هیچ چیز. فقط خودت را کاملاً بسپار.”

سبک ارتباطی کاشیپ این آسیب‌پذیری را ممکن ساخت. او می‌گوید: “فکر می‌کنم این به دلیل نحوه ارتباط او با بازیگرانش است. حدس می‌زنم به همین دلیل است که مردم از کار من در فیلم لذت بردند. زیرا برای من، این کاملاً خارج از تصویر و همه چیز من بود.”

این فرآیند به او اجازه داد تا بیشتر درباره خودش بیاموزد. او می‌گوید: “هر بار که روی پروژه‌ای کار می‌کنید، به نوعی شروع به درک جنبه‌های مختلف احساسات خود می‌کنید.” فیلم تنها در ۲۳ روز تکمیل شد.

«بندر» اولین نمایش جشنواره‌ای دیول در پنجاهمین سالگرد جشنواره تورنتو بود. در این جشنواره، او همچنین نماینده پدرش برای جشن پنجاهمین سالگرد فیلم «شعله»، یکی از بزرگترین فیلم‌های هندی تاریخ، بود. او می‌گوید: «هرگز تصور نمی‌کردم به یک جشنواره فیلم بروم. یعنی هرگز فکر نمی‌کردم که فیلمی از من در یک جشنواره به نمایش درآید.»

او ادامه می‌دهد: «و چه راهی بهتر برای جشن گرفتن. این پنجاهمین سالگرد جشنواره فیلم تورنتو بود و من همچنین فرصت داشتم که نماینده پدرم برای پنجاه سالگی «شعله» باشم. این مثل بودن در هند بود.»

تصمیم دیول برای پیوستن به اولین کارگردانی آریان خان، پسر سوپراستار بالیوود شاهرخ خان، در سریال نتفلیکس «The Ba***ds of Bollywood»، از همبستگی صنعتی و همدلی والدینی نشأت گرفته است. این سریال یک درام پشت صحنه است که به بررسی زوایای پنهان صنعت فیلم‌سازی به زبان هندی می‌پردازد.

او می‌گوید: «من خودم والدین هستم و از این صنعت هستم. دوست دارم هر کسی در کنار من باشد وقتی پسرانم وارد این صنعت می‌شوند. می‌دانم که شاهرخ از آن دسته افرادی است که در کنار من می‌ایستد. بسیاری از افرادی که در صنعت من می‌شناسم نیز همین‌طور هستند. من فقط آن احساس مثبت را داشتم و وقتی تماس گرفتم، گفتم که من این کار را انجام می‌دهم.»

آنچه به عنوان حمایت آغاز شد، پس از یک جلسه طولانی با آریان خان به چیزی بیشتر تبدیل شد. او می‌گوید: «من هفت ساعت با او نشستم و کل داستان را شنیدم. این داستان شامل هفت قسمت است و من واقعاً تحت تأثیر اعتقاد او، نوشته‌هایش، افکارش و بلوغش قرار گرفتم.»

او ادامه می‌دهد: «هر بار که با یک کارگردان صحبت می‌کنید، همیشه معتقدم که فیلمنامه‌هایی برای خواندن دریافت می‌کنید. اما وقتی با آنها می‌نشینید و از زبان خودشان می‌شنوید، ایده بهتری از آنچه در ذهنشان می‌گذرد به دست می‌آورید. بنابراین فکر می‌کنم من فقط خوش‌شانس بودم.»

دیول از رویکرد خان به این اثر تمجید می‌کند. او می‌گوید: “این نمایش، هر چه که باشد، همه‌اش به خاطر آریان است. فکر می‌کنم آن کودک کار فوق‌العاده‌ای انجام داده است. بسیار بالغ، با اعتقاد و غریزه‌های قوی، بی‌باک و ارائه چیزی که هم متفاوت است و هم ارتباط برقرار می‌کند. این درباره چیزهایی است که دیده‌اید، اما در عین حال با رویکردی کاملاً متفاوت ارائه شده است.”

موفقیت سریال و داستان‌سرایی جامع

او معتقد است که موفقیت این سریال از داستان‌سرایی جامع آن ناشی می‌شود. او می‌گوید: “فکر می‌کنم هر شخصیت در این نمایش چیزی است که به یاد خواهید داشت، نه فقط یک نفر. این به ندرت اتفاق می‌افتد. تنها زمانی که نویسندگی و کارگردانی خوب باشد، هر بازیگر تلاش می‌کند سخت کار کند. اما این تنها زمانی دیده می‌شود که کاپیتان کشتی بتواند آن را به نمایش بگذارد.”

این مجموعه به شکلی بسیار دقیق به بررسی افسانه‌ها و واقعیت‌های بالیوود می‌پردازد. او می‌گوید: «فکر می‌کنم این فقط یک نوع شوخی با خودتان است، اینکه کاملاً باز باشید. در نهایت، این یک داستان تخیلی است. پس چگونه می‌توانید مردم را سرگرم کنید؟ شما عناصر را به نمایش می‌گذارید تا مردم درباره آن‌ها بحث کنند و هیجان‌زده شوند.

نمایش ‘حرامزاده‌های بالیوود’

به همین ترتیب، ‘حرامزاده‌های بالیوود’ نمایشی است که بر اساس تمام افسانه‌های صنعت بالیوود ساخته شده است. زیرا داستان‌ها نمی‌توانند نوشته شوند اگر حقیقتی پشت آن‌ها نباشد. اما بیشتر داستان‌هایی که برای سینما یا پلتفرم‌های OTT ساخته می‌شوند، باید تخیلی شوند. زیرا باید آن‌ها را جذاب‌تر و جالب‌تر کنید.

وقتی از او پرسیده شد که آیا تولد در این صنعت و تجربه شکست‌های شغلی به او دیدگاه منحصربه‌فردی درباره نحوه برخورد بالیوود با استعدادها می‌دهد، دیول پاسخی سنجیده ارائه می‌دهد. او می‌گوید: «فکر می‌کنم این موضوع برای هر نوع صنعتی و هر حرفه‌ای صدق می‌کند. اینکه من یک فرد داخلی بودم، شانس من بود، زیرا در این خانواده به دنیا آمدم. من هرگز نخواستم در این خانه به دنیا بیایم.»

او اشاره می‌کند که پدرش یک فرد خارجی بود که سال‌ها قبل از اولین موفقیتش تلاش کرد. این موضوع نشان می‌دهد که حتی در خانواده‌های مشهور نیز تلاش و پشتکار اهمیت دارد. در واقع، موفقیت به تلاش و اراده بستگی دارد، نه صرفاً به تولد در یک خانواده خاص.

او می‌گوید: «به عنوان یک فرد داخلی، فراز و نشیب‌های زیادی را تجربه کرده‌ام و از آن‌ها درس گرفته‌ام. بنابراین بله، افتخار می‌کنم که پسر دارمندرا هستم و این موضوع برایم ارزشمند است.»

او ادامه می‌دهد: «اما برای هیچ‌کس آسان نیست. شما می‌توانید داخلی یا خارجی باشید، اما باید سخت کار کنید. هر پدر و مادری برای فرزندش تلاش می‌کند و پول خود را برای راه‌اندازی او خرج می‌کند. آن‌ها به قدری سخت کار کرده‌اند که می‌خواهند فرزندانشان زندگی شادی داشته باشند. بنابراین هر پنی را خرج می‌کنند تا برای آن‌ها امکاناتی فراهم کنند. اما بعد از آن، شما باید با کار سخت خود هر پنی را ارزشمند کنید.»

سفر او از یک شروع قوی به سال‌های دشوار و سپس بازگشت دوباره‌اش معنای خاصی دارد. والدین سالخورده‌اش شاهد این مسیر بوده‌اند. او می‌گوید: «خوشحالم که یک شروع عالی و یک میانه بد را تجربه کردم. اکنون دوباره به سطحی از موفقیت رسیده‌ام و بسیار مفتخرم که والدینم این را دیده‌اند. والدینم در حال پیر شدن هستند و می‌خواستم این اتفاق برای آن‌ها بیفتد.»

او اضافه می‌کند: «همیشه احساس می‌کردم که نمی‌توانم به انتظارات پدرم برسم. همیشه این باب کوچک بودم، کوچک‌ترین عضو خانه، فرزند طلایی او. زیرا در نهایت کوچک‌ترین بودم و همه آن محبت‌ها را دریافت می‌کردم.»

نقطه عطف با تأیید پدرش فرا رسید. “بزرگترین تعریفی که تا به حال دریافت کردم از پدرم بود، حدود چهار یا پنج سال پیش، که گفت ‘حالا تو خودت را به عنوان یک بازیگر درک کرده‌ای’ و ‘من به تو افتخار می‌کنم.’ فکر می‌کنم این باعث شد احساس بسیار خوشحالی کنم. زیرا این چیزی بود که می‌خواستم بشنوم و واقعاً به آن افتخار می‌کنم.”

تجربه‌های مختلف در سینما و رسانه

دئول که تجربه سینماهای تک‌پرده‌ای، موج سینماهای چندپرده‌ای و اکنون پخش آنلاین را دارد، نسبت به فرمت‌ها بی‌تفاوت است. او می‌گوید: “من هرگز به این فکر نمی‌کنم که قرار است بخشی از کدام رسانه باشم. برای من، چیزها تکامل یافته‌اند زیرا زمان‌ها در حال تغییر هستند. شما باید با زمان حرکت کنید. بنابراین باید کارها را بر اساس چگونگی حرکت زمان انجام دهید. زیرا برای بقا، باید با آنچه در حال وقوع است هماهنگ باشید.”

با این حال، او تحول را می‌پذیرد. او می‌گوید: “اما سپس سینماهای چندگانه باید می‌آمدند. زمان باید تکامل می‌یافت و سپس پلتفرم‌های OTT. من واقعاً خوشحالم که پلتفرم‌های OTT وجود دارند، زیرا زندگی من را تغییر دادند. فکر می‌کنم همه آن‌ها می‌توانند همزیستی کنند. فقط این است که خالقان باید با کار خود صادق باشند و سعی کنند بهترین خود را ارائه دهند.”

دلتنگی برای دوران‌های گذشته فیلم‌سازی

دئول همچنین از دوران‌های گذشته فیلم‌سازی ابراز دلتنگی می‌کند. او می‌گوید: “همیشه می‌گویم که کاش در دهه ۳۰ به دنیا آمده بودم تا بتوانم در دهه ۵۰ بازیگر باشم و از دوره طلایی لذت ببرم. بخشی از همه چیزهایی باشم که برای اولین بار انجام می‌شد، زیرا در آن زمان صداقت و اخلاص و شور و شوق زیادی وجود داشت.” اگرچه خودش آن را تجربه نکرده، اما از پدرش داستان‌هایی درباره نوع فیلم‌سازان و صداقتی که در آن دوران حاکم بود شنیده است.

امروزه شرایط بسیار متفاوت است. مردم تغییر کرده‌اند و تکامل یافته‌اند. همه زندگی سختی دارند زیرا اوضاع پیچیده‌تر شده است. بنابراین، زمانی برای سرگرمی باقی نمی‌ماند جز دیدن محتوا در تلفن همراه یا لپ‌تاپ یا نشستن در جایی و انتظار در یک سالن. با این حال، خوشحالم که در این ۳۰ سال واقعاً زمان خوبی داشتم و خوشبختم که هنوز هم کاری را که بیشتر دوست دارم انجام می‌دهم.

انتشار فیلم جدید “آلفا”

در آینده، دیول فیلم “آلفا” را در تاریخ ۲۵ دسامبر منتشر خواهد کرد. این فیلم جدیدترین قسمت از دنیای جاسوسی YRF به تهیه‌کنندگی آدیتیا چوپرا و به کارگردانی شیف راویل است. شیف، پسر راهول راویل، اولین فیلم برادرش سانی دیول “بتاب” (۱۹۸۳) را کارگردانی کرده بود. راهول اولین فیلم برادرم را کارگردانی کرد و اکنون شیف، پسرش اولین فیلم خود را کارگردانی می‌کند و من هم بخشی از آن هستم. این موضوع را خاص می‌کند.

در حالی که او گاهی به کارگردانی فکر می‌کند، دیول اعتراف می‌کند که این مسیر او نیست. او می‌گوید: “فکر می‌کنم آرزو دارم که می‌توانستم کارگردانی کنم. گاهی هر بازیگری فکر می‌کند که می‌خواهد کارگردانی کند، زیرا به عنوان یک بازیگر، شروع به تصور و فکر کردن درباره حرکت داستان و واکنش شخصیت‌ها و نحوه انجام کارها توسط آن فرد می‌کنید. اما من کسی نیستم که بتوانم افراد را کنترل کنم. نمی‌توانم چند کار را همزمان انجام دهم. بنابراین آرزو دارم که کارگردان بودم، اما نمی‌توانم باشم.”

تمرکز بر شکستن مرزها

تمرکز او اکنون بر ادامه دادن به شکستن مرزهاست. او می‌گوید: “فقط خوشحالم که مخاطبانم به من کمک کرده‌اند. عشقی که به من داده‌اند اکنون به من فرصت‌هایی می‌دهد تا کارهایی انجام دهم که خارج از منطقه راحتی من است و فقط خودم و مخاطبان را با آنچه می‌توانم انجام دهم شگفت‌زده کنم. این چیزی است که امیدوارم به آن دست یابم.”

بابی دیول درباره بازگشت حرفه‌ای خود و بازی در اولین کارگردانی آریان خان: «بندر» خواب را از چشمانم ربود!