📋 خلاصه مقاله:
دوا لیپا در تور “خوشبینی رادیکال” ۲۰۲۵ خود، هر شب یک آهنگ کاور متفاوت اجرا میکند که به هنرمندی از شهری که در آن اجرا دارند مرتبط است. این تور شامل ۵۶ کاور متنوع بوده و با چالشهای زبانی و موسیقیایی همراه است.
هنرمندان در کنسرتها به طور غافلگیرانهای آهنگهای کاور اجرا میکنند. آنها آلبومهای کاملاً کاور ضبط میکنند و نسخههای ویژه برای سرویسهای استریم یا بیسایدها انجام میدهند.
کاورهای معروف هنرمندان
کلی کلارکسون دهها آهنگ را برای سری “کلی-اوکی” خود کاور کرده است. مایلی سایرس نیز در دوران همهگیری تعدادی از آنها را به صورت آنلاین منتشر کرد. گاهی اوقات این کار به عنوان ادای احترام یا به دلیل یک موضوع خاص انجام میشود. همچنین ممکن است به دلیل ارتباط شخصی یا جغرافیایی باشد. در برخی موارد، فقط به دلیل علاقه به آن آهنگ است.
اما تا جایی که ما میدانیم، هیچ هنرمندی به اندازه دوا لیپا در تور “خوشبینی رادیکال” ۲۰۲۵ به مفهوم بالا نرفته است. در این تور، او و گروه برجستهاش هر شب یک آهنگ متفاوت را اجرا میکنند که همیشه به هنرمندی از شهری که در آن اجرا دارند مرتبط است.
اجرای آهنگهای متنوع در تور جهانی
از استرالیا، جایی که با آهنگ “Highway to Hell” از AC/DC شروع کردند، تا نیوزیلند و در سراسر اروپا و آمریکای شمالی، این تور ادامه دارد. تاریخهای آمریکای لاتین نیز از ماه آینده آغاز میشود. تا به امروز، آنها ۵۶ کاور متفاوت اجرا کردهاند.
در میانهٔ اجرا، پس از اجرای “These Walls”، یک سورپرایز غیرقابل پیشبینی وجود دارد. در چهار اجرای نیویورک، او و گروهش آهنگهایی از Alicia Keys، Blondie، Chic و Lenny Kravitz اجرا کردند. این آهنگها نمادین و غیرمنتظره هستند و به میراث موسیقی معاصر شهر ادای احترام میکنند.
این چالشی بزرگ حتی برای موسیقیدانان حرفهای است. زیرا باید این آهنگها را بهطور قانعکنندهای اجرا کنند. مخاطبان محلی ممکن است اگر اشتباهی رخ دهد ناراحت شوند. در طول تور که در تابستان از اروپا عبور کرد، دوا مجبور بود آهنگهایی به زبانهایی که صحبت نمیکند یاد بگیرد. نه فقط هر آهنگی، بلکه آهنگهای نمادینی که به شهرها و کشورهای میزبان احترام میگذارند.
آنها در بسیاری از مواقع با هنرمندان اصلی همراه شدهاند. از کراویتز تا گوئن استفانی، از لایونل ریچی تا تروی سیوان، از چاکا خان تا خواننده چک اوا فارنا، از بیلی جو آرمسترانگ گروه گرین دی تا پدر خودش، دوکاگجین لیپا. او در کشور خود کوزوو به او پیوست تا به زبان آلبانیایی بخواند.
پایان بخش آمریکای شمالی تور
با پایان یافتن بخش آمریکای شمالی تور در سیاتل امشب، او و گروهش یک آهنگ کاور پنجاه و هفتم را به مجموعه اضافه خواهند کرد. فهرست کامل در زیر منتشر شده است. این وظیفهای دشوار است که آنها را در سطحی مشابه با گروههایی مانند روتس یا هارتبریکرز تام پتی قرار داده است. جایی که ممکن است خود را در حال اجرای آهنگی بیابید که ساعتها پس از شنیدن آن برای اولین بار، برای هزاران نفر اجرا میکنید.
گفتگو با دوآ و متی کارول
ورایتی با دوآ و نوازنده بیس و رهبر گروهش، متی کارول، از طریق زوم از سانفرانسیسکو گفتگو کرد. آنها در حال یادگیری چهل و ششمین آهنگ از حدود شصت آهنگی بودند که در تور خواهند آموخت.
امشب برنامهای دارید، نباید یک آهنگ از Grateful Dead یا Jefferson Airplane یاد بگیرید؟
دوا: (خنده) ما صدایمان را چک کردهایم و برای اجرای امشب بسیار هیجانزدهام.
متی: بله، امشب یک مهمان ویژه هم داریم. بیلی جو آرمسترانگ به ما پیوسته تا آهنگ “Wake Me Up When September Ends” از Green Day را اجرا کنیم. شب قبل هم “Piece of My Heart” که توسط جنیس جاپلین معروف شد، اجرا شد.
شروع ایده و شکلگیری آن
بهتر است از ابتدا شروع کنیم. ایده این کار از چه کسی بود و چگونه شکل گرفت؟
دوا: این ایده از من بود. زمانی که یک آهنگ برای جوایز موسیقی کانتری آمریکا با کریس استپلتون اجرا کردم، بسیار لذت بردم. به گروه و تیم پیشنهاد دادم که چقدر جالب میشود اگر هر شب یک آهنگ متفاوت اجرا کنیم. همه گفتند که این کار بسیار بلندپروازانه است.
متی: اینطور شروع شد که قرار بود چند آهنگ در طول تور اجرا کنیم. اما پس از اولین تمرین، سه آهنگ را خیلی سریع کنار هم گذاشتیم. سپس گفتیم میتوانیم هر شب یک آهنگ متفاوت اجرا کنیم.
دوا: دقیقاً.
چه کسی آهنگها را انتخاب میکند؟
دوا: در نهایت، این یک تلاش تیمی است. قبل از هر مرحله از تور، من یک لیست پخش کوچک درست میکنم. وقتی در استرالیا بودیم، همه ما در اتاق گروه جمع شدیم و گفتیم: “بیایید [AC/DC] «Highway to Hell» را انجام دهیم!” این آهنگ به نظر دیوانهوار و جنونآمیز میآمد. بنابراین ما بلند شدیم و آن را تمرین کردیم. سپس گفتیم، “بیایید چیز دیگری را امتحان کنیم.” در نهایت آن را اجرا نکردیم، اما فکر میکنم Savage Garden بود. سپس «Never Tear Us Apart» از INXS و دیگر کاورهای با تم استرالیایی را انجام دادیم. بعد به نیوزیلند رفتیم و [Lorde] «Royals» و [آهنگ معروف ۱۹۸۶ Crowded House] «Don’t Dream It’s Over» را نیز اجرا کردیم.
اما بعداً شروع به دعوت از مهمانان کردیم و در انتخابهایمان دچار تردید شدیم. زیرا افراد زیادی تمایل داشتند به ما بپیوندند. ما کوین پارکر از Tame Impala، تروی سیوان و نیل فین، خواننده اصلی Crowded House را دعوت کردیم.
برنامهریزی و یادگیری آهنگها
آیا هر کدام از آهنگها را در روز نمایش و در زمان چک صدا یاد میگیرید یا از قبل برنامهریزی میشود؟
متی: تا جایی که ممکن است از قبل برنامهریزی میکنیم.
دوا: اما برخی از آنها در همان روز انجام میشوند. خوب، نه کاملاً در همان روز. معمولاً وقتی در چک صدا هستیم، آهنگ شب و آهنگ شب بعد را تمرین میکنیم، حتی اگر مهمانی داشته باشیم. اما گاهی اوقات، میدانید، زمان بسیار مهم است. زیبایی آن و چیزی که بسیار استرسزا و دیوانهکننده است این است که ما زمان بسیار محدودی برای یادگیری همه این آهنگها داریم.
متی: و اگر مهمانی در آخرین لحظه بیاید…
دوا: بله، کسی وارد میشود و ما میگوییم، “اوه، بیخیال، آهنگ را عوض میکنیم!”
متی: “باشه، بیایید به اتاق تمرین گروه برگردیم و آن را درست کنیم.”
دوا: ما قطعاً سریع عمل میکنیم.
چالشهای آمادهسازی آهنگ برای تور
آیا سخت نیست که یک آهنگ را به سرعت برای تور آماده کنید، به خصوص یک آهنگ محبوب از یک هنرمند محلی در جایی که بومی نیستید؟ آیا این استرسزا نیست؟
دوا: این بسیار استرسزا است! به خصوص وقتی که ما آنها را به زبانهای مختلف اجرا میکنیم. خدای من، لیست پخش من مدام تکرار میشد. تنها کاری که میکردم این بود که به متنها نگاه میکردم و بارها و بارها به لحنها و لهجهها گوش میدادم. سعی میکردم چیزها را به زبان اسپانیایی، فرانسوی، آلمانی، هلندی و چکی کامل کنم!
متی: چکی دیوانهکننده بود، نه؟
دوا: بله، این واقعاً سخت بود. چون هیچ ارتباطی، چه از نظر آوایی و چه صوتی، با زبان نداشتم. زبانهایی مثل فرانسوی و آلمانی را بیشتر شنیده بودم، بنابراین کمی آسانتر بود. سپس در پراگ اتفاق عجیبی افتاد.
انتخاب آهنگ چکی
ما آهنگ چکی را انتخاب کردیم چون پدر [کیبوردیست] جورجی در پراگ زندگی کرده بود و آهنگی از [ستاره چکی] اوا فارنا را پیشنهاد داد. با آن آهنگ کمی زمان دیوانهواری داشتیم. او دو نسخه از آهنگ دارد — یکی به زبان چکی و دیگری به زبان لهستانی. چند روز قبل از نمایش این احساس وحشتناک به من دست داد: “چه میشود اگر ما کل این آهنگ را به زبان لهستانی یاد گرفته باشیم؟” من در این مورد وحشتزده بودم. اما سه بار بررسی کردیم که داریم آن را به زبان چکی اجرا میکنیم.
بنابراین در شب اول، واقعاً از شدت استرس میلرزیدم و امیدوار بودم که تلفظم درست باشد. اوا فارنا هم در جمعیت بود! وقتی از صحنه پایین آمدم، تمام تیمم گفتند: «هرگز حدس نمیزنی چه کسی در جمعیت بود.» او را به اتاق لباس آوردند و من گفتم: «میخواهی فردا بیایی و با من بخوانی؟» چون دو شب داشتیم و او خیلی مشتاق بود و عالی بود. بنابراین او یک مهمان غیرمنتظره بود.
تکرار آهنگ و تجربه اجرا
به نظر میرسد که این تنها آهنگی است که تکرار کردهاید؟
دوا: بله، تنها آهنگ بود. ما برای شب دوم آهنگ دیگری برنامهریزی کرده بودیم. اما واقعاً یادگیری آن آهنگ به زبان چک برای من یک دستاورد بزرگ بود. اینکه توانستم دو بار آن را اجرا کنم، حس خیلی خوبی داشت.
تمرین و آمادهسازی برای اجرا
برای آهنگهایی به زبانهای غیرانگلیسی، آیا متنها را به صورت فونتیک در تلهپرومتر دارید یا تمام روز تمرین میکنید؟
دوا: من تمام روز در حال تمرین هستم و بارها و بارها آنها را تکرار میکنم. زمان زیادی را صرف خواندن متن ترانهها میکنم و در حالی که گوش میدهم، سعی میکنم همه چیز را در ذهنم جا بیندازم. سپس به آن تکیه میکنم.
متی: این مسابقه حافظه عضلانی است. چند بار میتوانی آن را در مغزت جا بیندازی؟
چالشهای گروه در یادگیری کاورها
این باید چالش بزرگی برای گروه باشد. متی، آیا شخص خاصی هست که در یادگیری کاورها پیشرو باشد یا همه درگیر هستند؟
متی: این واقعاً یک تقسیم و تسخیر است. ما در مورد آهنگ تصمیم میگیریم. من با دوا روی ساختار و کلید کار میکنم و اطمینان میدهم که همه چیز در جای خود قرار دارد. سپس شروع به ارسال بخشها به گروه میکنیم. همه تکالیف خود را انجام میدهند. منظورم این است که گروه فوقالعاده است.
دوا: باور نکردنی! واقعاً همه فوقالعاده و بسیار با استعداد هستند. چیزی که من دربارهاش دوست دارم این است که هر کس فرصتی واقعی برای درخشش دارد. گاهی اوقات وقتی یک نمایش پاپ میسازید، فضای زیادی برای خودجوشی وجود ندارد. این به ما فضای زیادی داده است تا فقط یک گروه باشیم. ما خیلی به هم نزدیک شدهایم و به یکدیگر بسیار وابستهایم. این قطعاً یک تجربه پیوندی است. همچنین خیلی خندهدار است چون “These Walls” یک آهنگ جدایی است، اما همه ما لبخند میزنیم چون به آهنگ بعدی که در راه است فکر میکنیم.
متی: نیمه لبخند، نیمه اضطراب!
چالشهای زبانی و آهنگهای دشوار
به جز چالشهای زبانی، کدام آهنگ سختترین برای خواندن بود؟
دوا: [آهنگ “Dernier Danse” از ایندیلا] به زبان فرانسوی واقعاً سخت بود. چون خیلی بزرگ است و به علاوه به زبانی دیگر، اما من آن را دوست داشتم.
متی: چند تا از آهنگها هست که وقتی شروع به معرفی آهنگ میکنی، همه ما به هم نگاه میکنیم و میگوییم: “موفق باشید!”
چالشهای یادگیری آهنگهای پیچیده
متی، کدام آهنگ برای گروه سختترین بود که یاد بگیرد و چرا؟
متی: فکر میکنم [آهنگ “کونگا” از گلوریا استفان و میامی ساوند ماشین] بود. این آهنگ خیلی سریع و پیچیده است. به سبکی نواخته میشود که کاملاً متفاوت از هر چیزی است که در تور اجرا میکنیم. این واقعاً یک حرکت به سمت یک ژانر متفاوت بود. جورجی قسمت پیانو را عالی اجرا کرد و خیلی سریع هم تمام شد!
دوا: این واقعاً دیوانهکننده بود. ما به هم نگاه کردیم و گفتیم: “این یک شوخی است!”
اجراهای خاص و چالشهای آنها
آیا عمداً در سوئد اجرا نکردید تا مجبور نباشید یک آهنگ از ABBA یاد بگیرید؟ آهنگهای آنها به خاطر سختی در اجرا معروف هستند.
دوا: جالب است. فکر میکردم خواندن آهنگهای ABBA فوقالعاده خواهد بود. اما نه، تاریخهای تور قبل از اینکه حتی تصمیم بگیریم آهنگهای کاور اجرا کنیم، تعیین شده بود.
تجربیات لذتبخش در تور
کدام یک از آنها بیشتر لذتبخش بودهاند؟
دوا: اوه، این خیلی سخت است. بسیاری از آنها خیلی لذتبخش بودهاند. فکر میکنم آن یکی با لنی کراویتز، “It Ain’t Over Til It’s Over” باشد.
متی: هنوز نمیتوانم آن را به یاد بیاورم.
دوا: چی؟؟
متی: چون آن لحظه خیلی شگفتانگیز بود. فکر میکنم تا کریسمس —
دوا: و بعد میگویی، “نمیتوانم باور کنم که این اتفاق افتاد!”
لحظات به یادماندنی
متی: یکی از مورد علاقههای من اولین آهنگ، “Highway to Hell” بود. چون اولین باری بود که مفهوم کاور را با هم تجربه کردیم. گیتارها در ابتدا وارد شدند و یک تشویق بزرگ به پا شد.
دوا: فکر میکنم مردم نمیتوانستند باور کنند که ما آن را اجرا میکنیم. (خنده) اما این خبر در استرالیا برای حدود سه روز همه جا پخش شد! همه با هم میخواندند و این بسیار هیجانانگیز بود.
واکنش پرشور مخاطبان
و کدام یک بیشترین واکنش پرشور از سوی مخاطبان را داشت؟
متی: اوه، من جواب خودم را برای این سوال میدانم.
دوا: بگو.
متی: آمستردام.
دوا: من هم میخواستم همین را بگویم! “Bloed, zweet en tranen” آهنگی از افسانه هلندی، آندره هازن است. کل مکان به شدت به وجد آمد. شارون، دستیار طراح رقص من، هلندی است. از او پرسیدم، چون درباره اجرای احتمالی ون هیلن صحبت میکردیم. برادران ون هیلن در هلند به دنیا آمدهاند و ما آهنگ “Jump” را هم آماده کرده بودیم. اما او گفت، صادقانه بگویم، آندره هازن یک افسانه آمستردامی است. من گفتم، خب، بهتر است شروع کنم. ما فقط چهار روز قبل تصمیم گرفتیم این کار را انجام دهیم.
متی: شارون گفت، این مثل سرود ملی آنهاست و همه آن را میشناسند. به محض اینکه شروع به نواختن آن کردیم، همه چیز به شدت شروع شد. فوقالعاده بود.
بسیاری از کاورها واضح نیستند، آیا تا به حال یکی را پیشنهاد دادهاید و سپس گفتهاید، “نه، آنها انتظار آن را خواهند داشت”؟
انتخاب آهنگهای مناسب برای کاور
دوا: صادقانه بگویم، نه. ما معمولاً با آهنگهایی که دوست داریم پیش میرویم. این آهنگها اغلب داستان یا ارتباط شخصی دارند و احساسی را برمیانگیزند. ما آهنگهای کاملاً ناشناخته را انتخاب نمیکنیم. بیشتر آنها برای مخاطبان بسیار شناخته شده هستند. اما شاید اولین آهنگهایی نباشند که مردم از هنرمندان خاصی انتخاب میکنند. مثلاً وقتی به یک آهنگ از نلی فورتادو برای تورنتو فکر کردیم، او و تیمبلند آهنگهای مهمانی فوقالعادهای دارند. اما نلی که من عاشقش شدم، چون اولین سیدی بود که خریدم، آلبوم “Woah Nelly!” بود. بنابراین “I’m Like a Bird” باید آن آهنگ میبود.
در اولین نمایش مدیسون اسکوئر گاردن، آهنگ “No One” از آلیشیا کیز پخش شد و با ویدیویی از شما که در ۱۱ سالگی در یک نمایش استعدادها آن را میخواندید، آغاز شد. به جز آهنگ نلی فورتادو، آیا آهنگهای دیگری هم هستند که چنین ارتباط عمیق شخصی با شما داشته باشند؟
آهنگهای نوستالژیک و خاطرهانگیز
دوا: حتی آهنگ “I Don’t Wanna Miss a Thing” از Aerosmith برای من بسیار نوستالژیک بود. من مثل این بودم که “این برای هر کودکی است که با LimeWire مسلح شده بود!” همچنین آهنگ “Can’t Get You Out My Head” از کایلی مینوگ. من خاطرهای بسیار زنده از سال سوم مدرسه در لندن دارم، وقتی که آن موزیک ویدیو منتشر شد و تنها چیزی بود که میخواندم. حتی آهنگ “The Chain” از Fleetwood Mac، ما آن را انتخاب کردیم چون شما [ریفی از آن آهنگ را] روی باس مینواختید و من گفتم، “ما این را انجام میدهیم؟”
برنامههای آینده در تور آمریکای لاتین
آیا قصد دارید در تور آمریکای لاتین نیز ادامه دهید و آهنگهای بیشتری به زبانهای مختلف یاد بگیرید؟
بسیار خوب، و این سوال میلیون دلاری: آیا قصد دارید از آنها یک آلبوم بسازید؟
دوا: ام… [با لهجه خندهدار گرتا گاربو] نمیتوانم پاسخ را فاش کنم!
تجربیات و خاطرات تور
چیزی دیگری هست که بخواهید بگویید؟
متی: خب، چون هنوز در حال تور هستیم، شما یکی را انجام میدهید و میگویید “خوب، این عالی بود، به بعدی و بعدی برویم.” فکر میکنم در کریسمس وقتی به یک سال اجرای ۶۰-۷۰ کاور نگاه میکنیم، مهمانان و تجربیاتی که همه ما در آن صحنه با هم به اشتراک گذاشتهایم، واقعاً جادویی بوده است. اجرا با لنی، نایل راجرز و چاکا خان، میدانید؟
دوا: افسانهها!
متی: به یکی از اعضای تیم چاکا گفتم درباره “Ain’t Nobody”، “این یکی از اولین خطوط بیسی بود که یاد گرفتم بنوازم”. سپس این لحظهای کامل بود که دوباره به صحنه بازگشتم و با همه روی صحنه با او نواختم. لحظات احساسی بزرگی و خاطرات اصلی زیادی شکل گرفتهاند.
تجربههای دوا در همکاری با هنرمندان
دوا، حرف پایانی؟
دوا: خیلی سرگرمکننده و هیجانانگیز بوده که این مهارتها را تمرین کنم. توانستهام در ژانرها و آهنگهای مختلف کار کنم و با هنرمندان و افسانههای شگفتانگیز زیادی همکاری کنم. همچنین، آنچه برای ما به عنوان یک گروه انجام داده و چگونه ما را به هم نزدیکتر و قویتر کرده است، تقریباً مثل این است که سالها با هم بودهایم و این آهنگها را به سرعت یاد گرفتهایم.
و فکر میکنم این برای طرفداران زیباست. نوعی احترام به موسیقی و فرهنگی که از شهر یا منطقه میآید. مطمئنم افراد دیگری هم بعد از این کار خواهند کرد. واقعاً سرگرمکننده و بسیار پاداشدهنده است. اما کار بسیار سختی است، پس موفق باشید! (خنده)
دوآ لیپا و “خوشبینی رادیکال” در پوششهای زمانی
اعضای گروه: متیو کارول (رهبر گروه/باس)، سوفی گالپین (گیتار/همخوانی)، الکس لانیون (گیتار/همخوانی)، سیارا اوکانر (همخوانی)، نائومی اسکارلت (همخوانی)، آدام “اسمایلی” وید (درامز)، جورجی وارد (کیبورد).




