📋 خلاصه مقاله:
کوین فدرلاین در کتاب خاطراتش “شما فکر میکردید که میدانید” به تجربیاتش با بریتنی اسپیرز و چالشهای حضانت فرزندانشان میپردازد. او از زندگی پر هرج و مرج با اسپیرز و نگرانیهایش درباره سلامت روانی او و تأثیرات آن بر فرزندانشان سخن میگوید.
با انتشار اولین کتاب خاطرات خود با عنوان “شما فکر میکردید که میدانید”، کوین فدرلاین داستان خود را روایت میکند. این مرد ۴۷ ساله برای اولین بار به عنوان همسر دوم بریتنی اسپیرز در سال ۲۰۰۴ به شهرت عمومی رسید.
ورود به دنیای پر هرج و مرج
او از حرفه رو به رشد خود به عنوان یک رقصنده جدا شد و به دنیای پر هرج و مرج پاپاراتزی و سوپراستارها وارد شد. اما پس از تولد دو پسرشان، پرستون و جیدن، اوضاع به سرعت تیره و تار شد.
درگیریها و چالشهای حضانت
این تغییرات به سالها درگیری بر سر حضانت منجر شد. نگرانی از سلامت روانی اسپیرز و تمسخر او به عنوان یک شخصیت عمومی نیز بر این مشکلات افزود.
فدرلاین در کتاب «فکر میکردی میدانی» که در ۲۱ اکتبر منتشر میشود، بسیاری از تجربیات خود با اسپیرز را بیان میکند. او همچنین به مسیر شخصی خود نیز میپردازد. از ابتدا، این بومی فرزنو به حرفه رقص در حال رشد خود در تور با LFO و پینک اشاره میکند. او همچنین به رابطهاش با شار جکسون، که با او دو فرزند دارد، میپردازد. اما بخش عمدهای از داستان او بر اسپیرز و رابطه پر تلاطمشان تمرکز دارد. این رابطه از گردباد توجهات تا پویایی پرتنش اجتنابناپذیرشان را شامل میشود. در تمام این مدت، او بر تعهد خود به عنوان پدر شش فرزندش تأکید میکند. او بیان میکند که تنها به محافظت از آنها در برابر بدیهای جهان اهمیت میدهد.
در بیانیهای به Variety، نماینده اسپیرز میگوید: “با انتشار اخبار از کتاب کوین، بار دیگر او و دیگران از او سود میبرند. متأسفانه این اتفاق پس از پایان حمایت مالی از کودکان با کوین رخ میدهد. تنها چیزی که برای او اهمیت دارد، فرزندانش، شان پرستون و جیدن جیمز و رفاه آنها در این هیاهو است. او سفر خود را در خاطراتش به تفصیل شرح داده است.”
زندگی جدید فدرلاین در هاوایی
اکنون که با همسرش ویکتوریا پرینس در هاوایی زندگی میکند، فدرلاین لحظات شوکآور زندگیاش را در “شما فکر میکردید که میدانید” دنبال میکند. او افشا میکند که چگونه همه چیز به وقوع پیوست.
فدرلاین به عمق ماجرا پرتاب شد
پس از ملاقات با اسپیرز در کلوب هالیوود جوزف و آغاز رابطه عاشقانهشان، فدرلاین به دایره او وارد شد. اسپیرز از تیمش خواست که او را در تور اروپاییاش همراه کنند. امنیت او به فدرلاین هشدار داد که “مراقب باشد” و اینکه او “روی یک کشتی در حال غرق شدن” است. این هشدار، اولین هشدار واقعی بود. اما شبی در آمستردام بود که در نهایت دیدگاه او را تغییر داد.
تغییر دیدگاه فدرلاین
آنها پس از یک شب مهمانی به اتاق هتل خود بازگشتند. اسپیرز گفت که به زودی برمیگردد. فدرلاین بعداً او را در حال بوسیدن با یک رقصنده به نام ترزا پیدا کرد. او به سرعت تصمیم به ترک تور گرفت، اما پس از عذرخواهی اسپیرز نظرش را تغییر داد. با این حال، او به یاد میآورد که “آن لحظه نقطه عطفی برای هر دوی ما بود”. در آن لحظه، فدرلاین فهمید که برای “شهرت یا مزایا” آنجا نیست.
شب قبل از ازدواج فدرلاین با اسپیرز در سال ۲۰۰۴، او به یاد میآورد که اسپیرز با دوستپسر سابقش جاستین تیمبرلیک تماس تلفنی داشت. این تماس در خارج از محل اقامتشان در سانتا مونیکا بود. او گفت که میتوانست تشخیص دهد بریتنی هنوز برخی مسائل ناتمام با تیمبرلیک دارد. او گریه کرده بود. اسپیرز توضیح داد که نیاز دارد با تیمبرلیک تماس بگیرد تا یک فصل از زندگیاش را قبل از شروع فصل جدیدی به پایان برساند و به دنبال خاتمه بود. اما حتی بعد از عروسی، میتوانستم بگویم که او کاملاً از این موضوع عبور نکرده است. او مینویسد: “با نگاه به گذشته، بهویژه پس از شنیدن آنچه که او در کتابش گفته بود، متوجه شدم که این موضوع عمیقتر از آن بود. او واقعاً هرگز از او عبور نکرد. او ممکن است مرا دوست داشته باشد، اما همیشه چیزی با جاستین وجود داشت که نمیتوانست از آن بگذرد.”
اطلاع از طلاق از طریق مصاحبه
او از طریق یک مصاحبه از طلاقشان مطلع شد
فدرلاین در خاطراتش ادعا میکند که در طول رابطهاش با اسپیرز چندین نقطه شکست وجود داشته است. او به طور خاص به شبی اشاره میکند که میدانست “این آغاز پایان” برای ازدواجشان بود. در سال ۲۰۰۶، فدرلاین در حال جشن گرفتن انتشار آلبوم اولش با یک مهمانی در استودیوهای پارامونت لسآنجلس در شب هالووین بود. اسپیرز ابتدا گفت که در این مهمانی شرکت نخواهد کرد. اما در نهایت همراه با برادرش برایان، پدرش جیمی، نمایندهاش جیسون تراویک و یک بازیگر ناشناس حضور یافت. فدرلاین او را در اتاق رختکنش دید که با آن بازیگر در حال مصرف کوکائین بود. این موضوع او را شوکه کرد زیرا او در آن زمان در حال شیردهی بود.
فدرلاین با او درباره استفاده از کوکائین مواجه شد و گفت: «لطفاً به خانه نرو و در این حالت به بچهها شیر نده. با مادرت یا کسی تماس بگیر. باید شیر خشک تهیه کنیم. نمیتوانی این کار را انجام دهی.» سپس اسپیرز نوشیدنی را به صورت او پاشید و از آنجا رفت. فدرلاین با مادر او تماس گرفت و اصرار کرد که اجازه ندهد اسپیرز در خانهاش به بچهها شیر بدهد. صبح روز بعد، فدرلاین با وکیلش مارک کاپلان تماس گرفت تا نامهای قانونی تهیه کند که از اسپیرز بخواهد به بچههایشان شیر ندهد. سپس برای تبلیغ آلبومش شهر را ترک کرد و به تماسها و پیامهای او پاسخ نداد. وقتی او در تورنتو برای مصاحبهای در MuchMusic بود، تهیهکنندهای درست قبل از پخش زنده از او پرسید: «احساس شما درباره درخواست طلاق بریتنی چیست؟» این اولین باری بود که او از جداییشان شنید.
رفتارهای نامنظم اسپیرز نسبت به فرزندانشان
او رفتارهای نامنظم اسپیرز نسبت به فرزندانشان را شرح میدهد
این کتاب به چندین حادثه دیگر نیز اشاره میکند که فرزندانش به او نقل کردهاند. از جمله یکی که در آن پرستون ادعا کرده بود اسپیرز به صورت او مشت زده است. فدرلاین بیان میکند که اسپیرز موهای آنها را تا پوست سر سفید کرده و باعث سوختگی شده است. پرستون یک بار از او پرسیده بود چرا اسپیرز او را مجبور میکند با او حمام کند.
حوادث ضبط شده توسط پسرها
پسرها برخی از این حوادث را با تلفنهای خود ضبط کردهاند. از جمله زمانی که اسپیرز به صورت لفظی به آنها توهین کرده است. یک بار جیدن را نیمهشب بیدار کرده تا در شب مدرسه به صورتش لوسیون بزند. او میگوید که اسپیرز همچنین به جیدن صدف داده، با اینکه میدانست او به آن حساسیت دارد.
نقطه شکست و واکنش اسپیرز
در آنچه فدرلاین به عنوان نقطه شکست دیگری توصیف میکند، پرستون با خانواده دوست دخترش به اروپا رفت. در آنجا تماسی از اسپیرز دریافت کرد که فدرلاین را برای همه چیز مقصر میدانست. پس از اینکه پرستون با او مواجه شد و او را به چالش کشید، فدرلاین به یاد میآورد که پاسخ او وحشتناک بود. او به او گفت که آرزو میکند او، برادرش و من همگی مرده باشیم.
او درباره لحظات معروف پاپاراتزی اسپیرز تأمل میکند
در خاطرات خود با عنوان «زنی در من»، اسپیرز توضیح میدهد که جداییاش از فدرلاین و افسردگی شدید پس از زایمان منجر به حادثه معروفی شد. در این حادثه، او سر خود را تراشید و به خودروی یک عکاس حمله کرد. فدرلاین در «فکر میکردی میدانی» به آن دوره اشاره میکند و زمانی را توصیف میکند که اسپیرز خود را با جیدن در حمام حبس کرد. او ادعا کرد که جیدن در خانه فدرلاین مورد آزار قرار گرفته است. پس از یک بنبست چند ساعته، اسپیرز با یک جلیقه مخصوص خارج شد و تحت مراقبت ۵۱۵۰ قرار گرفت. به دلیل ادعاهای عجیب او، فرزندانشان توسط پزشکان معاینه شدند. او میگوید: «احساس بیماری داشتم از آنچه که او میگذشت. این کسی بود که من دوستش داشتم.»
عدم حمایت فدرلاین از جنبش آزادی بریتنی
فدرلاین نمیتوانست از جنبش آزادی بریتنی حمایت کند
پس از اینکه اسپیرز تحت سرپرستی قرار گرفت، فدرلاین میگوید که او “از این تصمیم حمایت کرد زیرا معتقد بود که تنها راه برای تثبیت وضعیت او و مهمتر از آن، فراهم کردن محیطی امنتر برای فرزندانمان بود.” او توجه خود را به جنبش آزادی بریتنی معطوف میکند که برای آزادی او از سرپرستی تلاش میکرد.
جنبش آزادی بریتنی و تأثیر آن
او مینویسد: “سعی کردم بفهمم آنها از کجا میآیند، اما هرگز نتوانستم کاملاً از آن حمایت کنم.” او معتقد است که گاهی اوقات، این جنبش بیشتر شبیه به ذهنیت جمعی یک طرفدار بود تا نگرانی واقعی برای سلامتی بریتنی. او نظریهپردازی میکند که قاضی که در سال ۲۰۲۱ سرپرستی را خاتمه داد، از جنبش آزادی بریتنی “فشار” احساس کرد. این فشار باعث شد قاضی گزارشهای حرفهای را نادیده بگیرد و به نظر عمومی تسلیم شود، به ویژه با توجه به انتخابات خودش که در خطر بود.
وقتی قیمومیت به پایان رسید، او برای بدترین حالت آماده شد. او میگوید: «جنبش آزادی بریتنی اشتباه کرد.» همه آن افرادی که تلاش زیادی برای آن کردند، اکنون باید همان انرژی را به جنبش نجات بریتنی اختصاص دهند. زیرا این دیگر درباره آزادی نیست. این درباره بقا است.
نگرانی درباره سلامت بریتنی اسپیرز
او نگران سلامت اسپیرز است
اگرچه فدرلاین سالهاست با اسپیرز صحبت نکرده است، اما احساس میکند که «فزایندهای از اضطرار» وجود دارد که نمیتواند نادیده بگیرد. او میگوید وضعیت اسپیرز «به سمت چیزی غیرقابل برگشت پیش میرود.»
او مینویسد: «همه نشانهها وجود دارند: رفتار ناپایدار، انزوا، تغییرات مکرر افراد اطراف او، و امتناع از پذیرش کمک. دیگر نمیتوان وانمود کرد که همه چیز خوب است.»
او ادامه میدهد: «از جایی که من نشستهام، زمان در حال گذر است و ما به لحظه آخر نزدیک میشویم. اگر اوضاع تغییر نکند، اتفاق بدی خواهد افتاد. بزرگترین ترس من این است که پسرانمان با تکههای باقیمانده تنها بمانند. آنها مادرشان را دوست دارند و نشانههای خطر را دیدهاند. اما نمیدانند چگونه بدون اینکه مورد حمله، سوءتفاهم یا سرزنش قرار گیرند، کمک کنند.»




