📋 خلاصه مقاله:
دیمون کارداسیس در حال تهیه مستند سریالی درباره مارتین اسکورسیزی و اجرای موزیکال “Saturday Church” است. این موزیکال داستان نوجوانی نیویورکی با هویت جنسیتی و جنسی متفاوت را روایت میکند. کارداسیس به تاثیرات اجتماعی و فرهنگی این آثار امیدوار است.
دیمون کارداسیس این روزها مشغله زیادی دارد.
اقتباس موزیکال و مستند جدید
اقتباس موزیکال از فیلم ۲۰۱۷ او به نام “Saturday Church” در حال اجرای خارج از برادوی است. همچنین، مستند سریالی “آقای اسکورسیزی” به کارگردانی ربکا میلر درباره مارتین اسکورسیزی که او تهیه کرده است، امروز در جشنواره فیلم نیویورک به نمایش درمیآید. این مستند پیش از پخش در اپل تیوی+، در تاریخ ۱۷ اکتبر به صورت آنلاین منتشر میشود.
«در حال نوشتن موسیقی و ترانههای یک موزیکال هستم و سپس ذهنم را تغییر میدهم. به عنوان تهیهکننده اصلی یک سریال مستند پنج قسمتی درباره اسکورسیزی فعالیت میکنم.» کارداسیس در مصاحبهای از آپارتمانش در نیویورک به من میگوید: «این دیوانهکننده است. اما فکر میکنم این همان چیزی است که دوست دارم و از آن انرژی میگیرم.»
سپس با خنده اضافه میکند: «همچنین باید مراقب باشید که چه آرزویی میکنید.»
نمایش «کلیسای شنبه» و داستانی از هویت
«کلیسای شنبه» که تا ۲۴ اکتبر در کارگاه تئاتر نیویورک اجرا میشود، داستان یک نوجوان نیویورکی را دنبال میکند. او با هویت جنسیتی و جنسی خود درگیر است و توسط گروهی از جوانان LGBTQ+ دوست میشود. این نمایش به کارگردانی ویتنی وایت، دارای کتابی از کارداسیس و جیمز ایجامز، برنده جایزه پولیتزر («همبرگر چرب») و موسیقی و ترانههایی از سیا است.
چگونه میتوان یک مستند سریالی درباره مارتین اسکورسیزی تولید کرد؟
شروع پروژه مستند
این مانند این است که چگونه میتوان یک فیل را خورد؟ لقمه به لقمه. این پروژه به عنوان یک فیلم واحد آغاز شد. من فیلم «آرتور میلر: نویسنده» را که توسط ربکا درباره پدرش ساخته شده بود، تهیه کردم. این فیلم نامزد جایزه امی شد و افراد زیادی با ایدههای مختلف به ما مراجعه کردند.
ایده ساخت مستند درباره مارتین
ربکا گفت: «خب، مارتین فوقالعاده خواهد بود.» اما فکر کردیم احتمالاً هزار نفر از او خواستهاند این کار را انجام دهد. سپس متوجه شدیم که درست فکر میکردیم. همیشه از او میخواستند که مستندی درباره زندگیاش بسازد، اما او همیشه نه میگفت. من گفتم: «بیایید فقط بپرسیم.»
موافقت مارتین اسکورسیزی
ربکا با مارگارت بود، که شریک تولید او برای مستندهایش است و بنیاد فیلم او را اداره میکند، تماس گرفت. او گفت: «فکر میکنم ایده خوبی است. چرا برایش نامهای نمینویسی و توضیح نمیدهی چرا؟» ربکا این کار را کرد و او گفت بله.
تجربه فیلمبرداری با او چگونه بود؟
این کار در دوران همهگیری آغاز شد. او بسیار مشغول بود و کارهای زیادی انجام میداد. در واقع، این مزیت را داشت که همه چیز تعطیل شده بود. این به ما اجازه داد تا از آن لحظه استفاده کنیم، زیرا او برنامهای آزاد داشت و هیچ فیلمی در حال فیلمبرداری نبود. مصاحبه در فضای باز با یک گروه کوچک شروع شد. وقتی بیشتر درگیر شدیم، ربکا به من گفت، “این یک فیلم نیست.” ابتدا فکر کردیم، “شاید دو بخش باشد.” اما سپس به پنج بخش تبدیل شد. خوشبختانه، به خاطر اینکه او کیست، افراد زیادی میخواستند بخشی از آن باشند. فقط افراد مشهور نبودند که صحبت میکردند. ما خانوادهاش را داشتیم، دوستان دوران کودکیاش را داشتیم و نزدیکترین همکارانش را داشتیم. بنابراین، فکر میکنم این یک پرتره سهبعدی واقعی از او است.
آیا زمانی بود که او درخواست توقف فیلمبرداری کرد زیرا نمیخواست درباره چیزی صحبت کند؟
نه، هرگز. ربکا هم فوقالعاده است. من این را فقط به این دلیل نمیگویم که او شریک تولید و دوستم است، بلکه به خاطر توانایی او در همگام شدن با ذهن اوست. او بسیار باهوش است.
ربکا میگفت: “بیایید درباره سینمای ایتالیا از سال ۱۹۶۰ صحبت کنیم” یا “خدای من، آیا اپرای این یا آن را دیدی؟” او میتواند با او همپای او باشد زیرا بسیار باهوش است. همچنین با گذشت زمان متوجه شدیم که عالی است که فقط آن دو نفر تنها باشند، فقط آنها در یک اتاق با دو دوربین و یک بوم. مردم در مستند خواهند دید که او بسیار باز است. او درباره چیزها بسیار صادق است.
نماینده من در CAA، کوین لین، در یکی از جلسات پرسش و پاسخی که برای فیلم داشتم حضور داشت. وقتی کسی پرسید آیا میخواهم آن را به صورت یک موزیکال صحنهای اجرا کنم، او با من تماس گرفت و گفت: “آیا به آن فکر میکنی؟” من گفتم: “بله، این رؤیاست.”
سپس او پرسید اگر بتوانم هر کسی را برای موسیقی انتخاب کنم، چه کسی را میخواهم. میدانستم که سیا فیلم را دیده است چون درباره آن توییت کرده بود. او گفت: “همه بروید ‘Saturday Church’ را ببینید. کار خوبی بود، دیمون کارداسیس.” به کوین گفتم که سیا رؤیای من است. او گفت: “میپرسم.” دو هفته بعد برگشت و گفت: “او انجامش میدهد.” این هفت سال پیش بود.
دوست دارم این را به یک فیلم موزیکال با بودجه بالا تبدیل کنم. یکی از آرزوهای من این است که یک فیلم موزیکال بزرگ مانند “شیکاگو” بسازم. با یک تهیهکننده بزرگ تئاتر صحبت میکردم که به خاطر صراحتش معروف است و او گفت: “من از زمانی که به یاد دارم، چنین تماشاگری را در یک نمایش ندیدهام.” او گفت که این نمایش متنوعترین تماشاچیان را دارد. شما یک تماشاگر ۷۰ ساله سفیدپوست دارید و سپس جوانان کوئیر و یک مرد مستقیم. او گفت: “این نمایش در یک تئاتر ۲۰۰ نفره بسیار خوب اجرا میشود، اما میتواند در سالنهای بزرگ هم اجرا شود.” ما ویدیوهایی از مردم داریم که در کلوبهای شبانه به آهنگها میرقصند. فکر میکنم به عنوان یک فیلم بزرگ، فوقالعاده خواهد بود.
تاثیرات اجتماعی و فرهنگی فیلم موزیکال
وقتی برای اولین بار “کلیسای شنبه” را مینوشتید، آیا میتوانستید تصور کنید که امروز به دلیل حملات سیاسی به جوامع کوئیر و ترنس، به این شکل متفاوت طنینانداز شود؟
وحشتناک است که دوباره به این مرحله بازگشتهایم. این همه نفرت بیپایان است و ترسناک. اما امیدوارم این نیز بگذرد. امیدوارم که “Pose”، “Saturday Church” و تمام کارهایی که انجام شده است، به جامعه کمک کند. همچنین منبع الهام یا عشق باشد تا جامعه احساس تنهایی نکند و همبستگی واقعی وجود داشته باشد.




