📋 خلاصه مقاله:
کارگردان فیل جانستون با اقتباس از رمان «The Twits» روالد دال، داستانی جذاب و آموزنده با شوخیهای بامزه و درسهای زندگی مثبت خلق کرده است. این انیمیشن در نتفلیکس پخش میشود و با شخصیتهای جدید و جذاب، نقدهای اجتماعی و پیامهای نمادین همراه است.
کارگردان فیل جانستون با استفاده از طرح اولیه یک زوج بدخواه که به حیوانات ظلم میکنند و حتی به یکدیگر بدتر رفتار میکنند، شوخیهای بامزه و درسهای زندگی مثبت را به این اثر اضافه کرده است. او با مهارت خاصی توانسته است این موضوعات را به شکلی جذاب و آموزنده ارائه دهد.
در رمان کودکانه و پیچیده «The Twits»، روالد دال با لذت به توصیف وضعیت نفرتانگیز موی صورت آقای تویت میپردازد. او به جزئیاتی مانند «پنیر سبز کرمزده» و «دم لزج یک ساردین کنسروی» که در آن لانه غیربهداشتی روی صورتش پیدا میشود، اشاره میکند.
در بازگویی کارتونی و عجیب این کتاب که اکنون در نتفلیکس پخش میشود، وقت خواب برای حشراتی است که در ریش آقای تویت زندگی میکنند. لاروهای کوچک و دوستداشتنی به «یک داستان قدیمی و معمولی» قانع نمیشوند. این موضوع نیاز به خلاقیت بیشتری از مادرشان — و راوی فیلم (امیلیا کلارک) — دارد. او با تکان دادن آروارههایش شروع به کار میکند و به آنچه دال تصور کرده بود، میپردازد.
هر کمدی انیمیشنی کامپیوتری (بدون حضور مینیونها) نمیتواند از تیتراژ ابتدایی خنده بگیرد. اما «The Twits» هیچ زمانی را برای خنداندن مخاطبان هدف خود تلف نمیکند. این مخاطبان جوانانی هستند که به دنبال شوخیهای بیادبانه با نقدهای اجتماعی سنگین هستند. کسانی که با کتاب آشنا هستند، بلافاصله متوجه خواهند شد که این فیلم، که زاییده ذهن خلاق کارگردان مشترک «Ralph Breaks the Internet» فیل جانستون است، تنها شباهت سطحی با منبع خود دارد. چگونه میتواند غیر از این باشد؟ زیرا داستان اصلی دال بسیار کمحجم و بدخواهانه است که بتواند یک فیلم بلند را پشتیبانی کند. البته، آثار دال در گذشته به خوبی اقتباس شدهاند. «Matilda» دنی دویتو نزدیکترین به لحن اصلی است. در حالی که «Fantastic Mr. Fox» وس اندرسون نشان میدهد که انیماتورها چقدر میتوانند با این مواد سرگرم شوند.
همانطور که اشاره کردیم، «The Twits» در ابتدا بسیار نازکتر است. البته اگر به آقای تویت اشاره کنیم که در واقع بسیار چاق است، یا همسر زشتش با موهایی به رنگ پاککننده توالت و اندامی پهن که شخصیت کورتنی از «Paranorman» لایکا را پس از یک عمر همبرگر و ناامیدی به یاد میآورد. جانستون طرح ضعیف کتاب را به عنوان فرصتی میبیند تا این شخصیتهای دوستداشتنی و نفرتانگیز (با صدای جانی وگاس و مارگو مارتیندیل) را بگیرد. او یک روایت کاملاً جدید برای آنها ابداع میکند، روایتی که به روح داستان وفادار است اما نه چندان غیرقابل جبران. در این مورد، به معنای افزودن چند درس خوشایند است که احتمالاً دال از آنها بیزار بود.
به جای اینکه فقط یکدیگر را دیوانه کنند، تویتها اکنون مأموریت بزرگتری در زندگی دارند. آنها مالکیت و اداره یک پارک تفریحی به نام تویتلندیا را بر عهده گرفتهاند. این پارک دارای جاذبههای لرزان و یک ترن هوایی به شکل رودههای کسی است. این ترن هوایی یک پیچ و تاب ناخوشایند از لولههای صورتی دارد.
تویتلندیا: پارکی با جاذبههای خاص
ساخته آنها به نظر میرسد یک تله مرگ باشد یا حداقل راهی مطمئن برای ابتلا به کزاز. کل مکان با اشکهای جادویی ماگل-وامپها تأمین میشود. این موجودات شبیه به میمون هستند که تویتها آنها را در اسارت نگه میدارند و مجبور میکنند ساعتها روی سرشان بایستند. البته موجودات سرگرمکننده دیگری هم در پارک وجود دارند. مانند قورباغه شیرینپای آلن تودیک که به عقب صحبت میکند.
جانستون و نویسنده همکارش مگ فاوراو داستان را از انگلستان به شهری در آمریکا با نام ناخوشایند تریپروت منتقل کردهاند. آنها مجموعهای کامل از شخصیتهای پشتیبان را خلق کردهاند که تویتها را تحریک و آزار میدهند. با الهام از کتاب «گرینچ که کریسمس را دزدید» دکتر سئوس، دینامیک بین یک موجود سبز بدجنس و ساکنان نسبتاً خوشبین هوویل به تصویر کشیده شده است.
شخصیتهای جدید و جذاب
به جای سیندی-لو هو، ما یتیمان بیشا (مایتری راماکریشنان) و بوبسی (رایان لوپز) را داریم. آنها به طور مخفیانه نقشههای تویتها را خراب میکنند. در همین حال، آقای نپکین (با صدای خود جانستون) به طور ناشیانهای سعی میکند برای این کودکان خانهای پیدا کند.
«The Twits» انرژی دیوانهواری مشابه بسیاری از کارتونهای نیکلودئون و دریمورکس دارد. طرح رنگی صورتی و آبی و طراحیهای نامتقارن شخصیتها که هنری سلیک در لایکا معرفی کرده بود، در اینجا تقویت شده است. حتی آهنگهایی توسط دیوید برن ساخته شدهاند، اما هیچکدام به اندازهای جذاب نیستند که فراتر از محدوده فیلم زنده بمانند. با این حال، در هر جزئیات طنزی وجود دارد که بسیاری از آن به سمت جنبههای ناپسند و حتی گاهی اوقات به سمت جنبههای کاملاً کثیف طیف میرود. از باسنهای منفجر شونده تا توپهای موی انساننما، موجودات کرکی جیغزن به نام «فلوربنوربلز» که توسط ماگل-وامپها بالا آورده میشوند، همه در این فیلم حضور دارند.
هیچکدام از اینها کار دال نیست. با این حال، لحن بیپروای فیلم تا حد زیادی با رویکرد بیتعارف نویسنده به سرگرمی کودکان همخوانی دارد. این لحن در پوست کثیف و موهای ژولیده، و همچنین طراحی تولید زنگزده و فرسوده دیده میشود. این طراحی به گوشههای متروکهتر شهری در ایالات متحده مانند دیترویت شباهت دارد.
در حالی که شخصیتهای اصلی به اندازه کافی جذاب حرکت میکنند و احساسات را منتقل میکنند، به نظر میرسد که در مورد بازیگران فرعی صرفهجویی شده است. این بازیگران شبیه انسانهای انیمیشنهای ناخوشایندی مانند “Hoodwinked!” از اوایل دهه ۲۰۰۰ به نظر میرسند. اگر چیزی باشد، فیلم با نورپردازی هنری به اندازهای که باید زشت نیست.
این که چنین فیلمی دارای وجدان باشد، کمی عجیب است. به ویژه وقتی به اتفاقاتی که برای آقای و خانم تویت در کتاب میافتد فکر کنید. با این حال، جانستون راهی پیدا میکند تا چند درس زندگی را در خلق دال جا دهد. فیلم یک نکته روانشناسی کودک برای بچههای بسیار مستقل مانند بیشا ارائه میدهد. این نکته درباره یادگیری پذیرش کمک از دیگران است. به علاوه، برخی انتقادات نه چندان ظریف از رهبران دروغگو که تفرقه میافکنند، مطرح میشود.
نمادگرایی و پیامهای فیلم
اگر تویتها نمادی از چیزی باشند، آن نفرت از همه چیز است. در این روایت، نیاز به ایستادن بر روی سرشان دارند تا بفهمند این راهی برای موفقیت در جهان نیست. یک نکته تویتی برای شما: اجازه ندهید نتفلیکس تیتراژ را کوتاه کند. زیرا در میان همه آن نامها نگاهی به لومپالند پنهان شده است.
نتفلیکس “تویتها” را در ۱۷ اکتبر منتشر خواهد کرد.




