📋 خلاصه مقاله:
فیلم «سه خداحافظی» به کارگردانی ایزابل کویکست، اقتباسی از داستانهای میکلا مورجیا، با بازی آلبا رورواچر، داستانی دلنشین از جدایی و بازگشت به زندگی را روایت میکند. این فیلم با تمرکز بر جزئیات زندگی روزمره و نمادگرایی، به زیبایی هنر خداحافظی را به تصویر میکشد.
ستاره ایتالیایی مرکز درخشان، فیلمی دلنشین و شیرین است. این اثر که زندگی را تأیید میکند، از نوشتههای نویسنده فقید، میکلا مورجیا اقتباس شده است.
نینا سیمون با صدای زیبا و خشدار خود در لحظهای حساس از فیلم «سه خداحافظی» اثر ایزابل کویکست میخواند: «من بدون تو خیلی خوب کنار میآیم». این درام درخشان از مجموعه داستانهای کوتاه نویسنده و فعال مشهور ایتالیایی، میکلا مورجیا، اقتباس شده است. فیلم به همان اندازه که توسط آلبا رورواچر درخشان روشن شده، با پیشبینی شیرین اما هرگز بیش از حد نوستالژیک آینده نیز روشن است. کتاب مورجیا در سال ۲۰۲۳ تنها چند ماه قبل از مرگ او بر اثر سرطان در سن ۵۱ سالگی منتشر شد. این فیلم به زیبایی این آهنگ را به دست میآورد و همچنین یک ولنتاین خندهدار و اندوهگین به هنر ظریف خداحافظی است. خداحافظیهای کوچکی که زندگی ما را پر میکنند و خداحافظی بزرگ نهایی در پایان.
اولین خداحافظی، هرچند که به نظر معمولی میآید، اما برای عاشقانی که از هم جدا میشوند، بسیار فاجعهبار است. مارتا (روهراکر) و شریک زندگیاش آنتونیو (الیو جرمانو) یک شب پس از بازگشت از یک افتتاحیه، وارد یک مشاجره ظاهراً آشنا میشوند. این مشاجره بیشتر شبیه به یک بگومگو است که این بار به دلایلی به یک پایان متفاوت میانجامد و آنتونیو از خانه میرود.
دوره سوگواری و واکنشها
در دوره سوگواری متقابل که پس از آن رخ میدهد، آنتونیو که یک رستوراندار است، خود را در کارش غرق میکند. در حالی که مارتا که معلم ورزش دبیرستان است، به خانهای خالی با یک شیر آب چکهکننده برمیگردد و برای شام روی کراکرها کچاپ میمالد. خواهرش (سیلویا دآمیکو) و دوستانش نگران او هستند. مارتا به آرامی نگران خودش است، به ویژه در مورد خورد و خوراک نامنظم و از دست دادن اشتهایش.
روشهای خندهدار و خیالی مارتا
اما بیشتر به روشهای خندهدار و خیالی به خوددرمانی میپردازد. او با یک برش مقوایی بزرگ و کمی کثیف از یک ستاره کیپاپ که یک روز از زباله بیرون میکشد، مکالمات یکطرفه و بگومگوهای کوچک دارد. همچنین نظرات ناشناس یکستارهای درباره رستوران محبوب و موفق آنتونیو در اینترنت منتشر میکند.
تصویربرداری ۳۵ میلیمتری گویدو میکلوتی زیباست. با این حال، بیش از حد رمانتیک نیست. تنها زمانی که نور خورشید به زیبایی بر روی هالهای از موهای بلوند و بههمریخته مارتا میتابد، این احساس رمانتیک به وجود میآید. اما این گرما نوعی راحتی را القا میکند. این راحتی بهطور ناگهانی با دریافت تشخیص ناامیدکنندهای از سوی پزشک مارتا، ساریتا چودری، قطع میشود.
در شرایط دیگر، این داستان میتوانست به یک روایت احساسی و کلیشهای از بیماری هفته تبدیل شود. اما کویکست لحن را به شکلی ملایم و خردمندانه حفظ میکند. او توجه خود را به طور دقیقتری بر روی روهرواچر متمرکز میکند. به نظر میرسد که شخصیت روهرواچر تحت این نگاه ثابت به تدریج شکوفا میشود. هر شخصیت مانند کوه یخی است؛ ۹۰ درصد از آن زیر آب است. اما گاهی اوقات یک شوک به سیستم میتواند عمقهای پنهان فرد را به جهان و به خود او آشکار کند.
همینطور است با مارتا، که در ماههای پس از خبر ناگوار، از مراحل مختلف غم خود با درامهای کوچک اطرافش منحرف میشود. او از طریق این درامها به تدریج دوباره با جهان ارتباط برقرار میکند. دوستیاش با آنتونیو را بازسازی میکند و توجه همکار جذاب و مضطربش، فرانچسکو کاریل، را جلب میکند. همچنین، به طور دقیق و بدون قضاوت در عادات خودآزاری دو دانشآموزش مداخله میکند.
بازگشت به زندگی و ارتباط با جهان
گویی نور غروب ناگهان رنگهایی را روشن میکند که ممکن است در مناظر عادی دنیای روزمره ندیده باشد. این موضوع توسط فیلمنامه حساس، اقتباس شده توسط کویکست و انریکو آودنینو، در قطعات کوچک و واقعی از زندگی مشاهده میشود. این قطعات به نظر میرسد مستقیماً از تجربه عادی گرفته شدهاند. علاقهمندان به چیزهای واقعی که به ندرت در فیلمها میبینیم، از جمله، از روشی که مارتا سه کاسهای را که به نمادی از اشتیاق او به زندگی تبدیل میشود، لذت خواهند برد.
نمادگرایی در زندگی روزمره
عنوان کتاب مورجیا به “سه کاسه: آیینهایی برای یک سال بحران” ترجمه میشود. این کاسهها نه به طریقی عمیق و معنادار، بلکه به عنوان پاداش امتیاز در کارت وفاداری سوپرمارکت محلیاش به دست میآیند. این جزئیات کوچک نشاندهنده اشتیاق مارتا به زندگی و بازگشت او به ارتباط با جهان است.
ممکن است این موضوع احساسی و کمی سادهلوحانه به نظر برسد، اما واقعاً نباید اینگونه باشد. گاهی اوقات فکر کردن به اینکه پس از رفتن شما چگونه به یاد آورده خواهید شد، مفید و آموزنده است. این امر به شما کمک میکند تا نوع شخصیتی که میخواهید در حالی که هنوز اینجا هستید، باشید.
در آیندهای نه چندان دور، امیدواریم که نه خیلی زود، اما بدون شک زودتر از آنچه دوست دارید، جهان به خوبی بدون شما ادامه خواهد داد — به جز گاهی اوقات. در آن زمان است که باید امیدوار باشید زندگیای مانند آنچه در «سه خداحافظی» با چنین فصاحت آرام و جذابی جشن گرفته شده، داشته باشید. زندگیای که با عشق به یاد آورده خواهد شد.




