📋 خلاصه مقاله:
چپل روآن در لسآنجلس با اجرای دو شب در بروکساید رز بول، به جشن صعودش به آسمان پاپ پرداخت. او با اجرای آهنگهای محبوبش و تعامل با مخاطبان، تجربهای فراموشنشدنی را رقم زد. این کنسرتها با تمهای فانتزی و گوتیک، نشاندهنده سبک زندگی و زیباییشناسی خاص او بودند.
«باور میکنید؟ ما در لس آنجلس هستیم!» چپل روآن با هیجان گفت. او در میانه اولین از دو اجرای خود در بروکساید در رز بول بود. آنچه او میگفت، قابل درک بود. لس آنجلس داشت به یک پیچیدگی تبدیل میشد. روآن از زمان شروع صعودش، در شهر محل اقامت خود یک اجرای اصلی مناسب نداشت. آیا او دیگر در اینجا رویاهای دیوانهوار نداشت؟ آیا سانتا مونیکا دیگر برای او خیلی خوب نبود؟ آیا او جایی بهتر از وست هالیوود برای رقص پیدا کرده بود؟ احتمالاً هیچکس واقعاً این موضوع را شخصی نمیگرفت. اما تمام دورهای پیروزی که او در دو سال گذشته گرفته بود، بدون یک نمایش بزرگ مناسب در جنوب کالیفرنیا برای جشن گرفتن صعودش به آسمان پاپ، ناقص به نظر میرسید. مثل یک دور کوچک.
اکنون او دو شب، جمعه و شنبه شب، در بروکساید نزدیک به رز بول پاسادنا اجرا داشت. این مکان به “زمین گلف” نیز معروف است. او گفت: “آخرین نمایشی که اینجا اجرا کردم، در ویلترن بود که فکر میکنم ظرفیت ۲۵۰۰ نفره دارد.” این اشاره به روزهای قبل از ملکه شدن در نوامبر ۲۰۲۳ است. او افزود: “بنابراین واقعاً دیوانهکننده است که ما دو شب اجرا داریم. امشب حدود ۴۰,۰۰۰ نفر اینجا هستند.” در نهایت، کسی که در جریان است سعی میکند معمای تعداد افرادی که به زمینهای جشنوارهای پرکاربرد پاسادنا وارد میشوند را حل کند، چه دقیق باشد یا نه. در نهایت، روآن میتوانست به راحتی در کنار، در خود رز بول اجرا کند و آن را به فروش برساند… که است.
فکر کردن به این موضوع برای کسی که هنوز در حال تور با اولین آلبوم خود است، واقعاً شگفتانگیز به نظر میرسد. اما چه این پیشنهاد داده شده باشد یا نه، به نظر میرسد روآن تصمیم گرفته است این دوره را با اجرای کنسرتهای فضای باز در سه منطقهای که بیشترین اهمیت را برای او دارند – نیویورک، کانزاس سیتی (در ایالت واقعی خانهاش) و اکنون لسآنجلس – به پایان برساند.
این اجراها با فعالیتهای تمامروزی همراه هستند که بیشتر شبیه به جشنواره چپل روآن هستند تا یک کنسرت سنتی. برخی از طرفداران او ممکن است احساس کنند که روآن به اندازهای که یک موسیقیدان است، یک سبک زندگی نیز هست. یا به اندازهای که یک دیوا است، یک زیباییشناسی تقریباً قابل تعریف است.
نمایش افتتاحیه جمعه یک کلاس استادانه در نمایش پاپ بود. تنها شکایت ممکن این بود که او در دو سوم اول به اندازه کافی با مخاطبان صحبت نکرد. سپس او این کمبود را جبران کرد. از روی یک تخت (بله) سخنرانی صمیمانهای به سبک سلطنتی ارائه داد. او به طور مداوم به خاطر پرحرفی عذرخواهی کرد و به لسآنجلس اطمینان داد که هیچ مسئله شخصی او را تا به حال دور نگه نداشته است.
او گفت: “لس آنجلس شهر مورد علاقه من در جهان است، صادقانه بگویم.” او افزود: “من نه سال است که اینجا زندگی میکنم. اصالتاً اهل میزوری هستم و پنج سال اول واقعاً زمان سختی داشتم. میدانم که افراد زیادی از جاهای دیگر به اینجا آمدهاند. من واقعاً از شهری که در آن زندگی میکردم، آلتادنا، که نزدیک است، قدردانی میکنم. وقتی آتشسوزیها را دیدم، نمیتوانم به خوبی در این باره صحبت کنم، بیشتر از همیشه لس آنجلس را دوست داشتم. وقتی دیدم که جامعه در آلتادنا برای کمک به همدیگر جمع شدند، همینطور در پالیسیدز، متوجه شدم که چقدر خوششانس هستم که میتوانم اینجا زندگی کنم و اینجا بازی کنم. این شهر از من مراقبت کرده است و وظیفه من است که از آن مراقبت کنم.”
تجربه زندگی در لس آنجلس
او افزود: “آه”، انگار که ناگهان به یاد یک مورد حیاتی در لیست کارهایش افتاده باشد: “لعنت به ICE.” او این عبارت را تکرار کرد و سپس جمعیت شروع به شعار دادن کردند. اما او به جای تشویق آن، به جلو حرکت کرد.
«واقعاً نمیدانم چه بگویم چون بسیار عصبی هستم که این جمعیت اینقدر بزرگ است.» او گفت که این بزرگترین اجرای اصلی او تا به حال بوده است. چهار اجرایی که او به تازگی در نیویورک انجام داده بود، در استادیوم فارست هیلز با ظرفیت ۱۵۰۰۰ نفر در کوئینز بود. «همیشه در اجراهای لسآنجلس احساس خودآگاهی میکنم. نمیدانم چرا، اما احساس میکنم که اینجا یک حرفهایگری عجیب وجود دارد و نمیخواهم این را حس کنم. میخواهم شما این را حس نکنید. میدانم که افراد زیادی در صنعت موسیقی و فیلم اینجا هستند و نمیخواهم به آن فکر کنید. لعنتی دربارهاش صحبت نکنید! اینجا درباره کار صحبت نکنید!» حضار خندیدند، اما او جدی بود و یک فرمان سلطنتی صادر کرد. برای لحظهای میتوانستید جرقهای از صداقت و درستی را ببینید که باعث شد برخی از استوریهای اینستاگرام او به صورت ویروسی منتشر شوند.
«فقط میخواهم شما همان احساسی را داشته باشید که وقتی بچه بودید، وقتی ۱۳ ساله و آزاد بودید،» او نتیجهگیری کرد. «من بسیار سپاسگزارم که میتوانم این کار را با شغلم انجام دهم و احساس آزادی کنم که این را روی صحنه بپوشم. من به این نیاز داشتم تا فقط خودم باشم. میدانم اگر به اینجا نقل مکان کنید چقدر میتواند احساس… من فقط میخواهم ساکت شوم. ما قرار است ‘قهوه’ را اجرا کنیم. من تمام کردم. چیز دیگری برای گفتن نیست. دوستتان دارم. جامعه کوییر را دوست دارم.»
خطی؟ نه. یک هنرمند که لحظهای عمیقاً واقعی را تجربه میکند — یا سه دقیقهای از لحظات — در نمایشی که در غیر این صورت با یک ساعت و نیم از حرفهایگری مطلق و مهارتهای بینقص نمایشبازی مشخص میشود؟ بله. این وقفه دقیقاً همان چیزی بود که لازم بود تا نشان دهد نمایش او بیش از حد ماهرانه صیقل داده نشده است.
او تنها ۲۷ سال دارد و خوب است که عنصری وجود داشته باشد که کمی خشن و دوستانه به نظر برسد. حتی اگر او به نظر میرسد که خیلی بیشتر از سنش در سلطنت خود پیش رفته است. ما میخواهیم تکامل او را احساس کنیم. حتی اگر، همانطور که نمایشی مانند این به وضوح نشان میدهد، او از ابتدا آماده به دنیا آمده باشد.
چپل روآن در حال اجرا بر روی صحنه در تور پاپآپ “تصورات دوشیزگان و چیزهای خطرناک دیگر” در آمریکا است. این اجرا در بروکساید در رز بول در تاریخ ۱۰ اکتبر ۲۰۲۵ در پاسادنا، کالیفرنیا برگزار شد.
کریستوفر پولک/ورایتی
زیباییشناسی چپل چیست؟ درگ وجود دارد و سپس درگ بر روی درگ دخترانی که پسران را بازی میکنند که دختران را بازی میکنند و… خوب، هر طور که این جریان پیش برود. تریکسی ماتل اولین اجراکننده او بود، در حالی که هنوز خورشید در آسمان بود. سپس به دوران قرون وسطی بازگشتن.
جشنهای قرون وسطی در لسآنجلس
به ندرت پیش میآید که بانوان جوان لسآنجلس فرصتی برای جشن گرفتن دوران میانسالی — ببخشید، دوران قرون وسطی — با پوشیدن کلاههای مخروطی خود در ملاء عام پیدا کنند. جمعه شب در پاسادینا تقریباً به همان اندازه کلاههای گاوچران صورتی، از این کلاهها دیده میشد.
روان در نمایش یکی از آنها را نپوشیده بود. او تاج سری داشت که شبیه به چیزی از یک کلیسای قدیمی شکسته بود. لباسش او را شبیه استیوی نیکس کرده بود که در وان بزرگی از جواهرات طلایی فرو رفته باشد.
موتیف گوتیک و طراحی صحنه
“گوتیک” به وضوح موتیف اصلی برای فونتهای روی صفحه بود. طراحی صحنه شبیه به قلعه بود که ممکن است برای کسانی که اخیراً به تور گاگا رفتهاند آشنا باشد. انیمیشنهای گاهبهگاه پشتصحنه از اژدهاها، گابلینها و مارهای دریایی نیز دیده میشد.
تجربهای فانتزی یا شبی در ابی؟
آیا ما در میانه یک رمان فانتزی بزرگ گرفتار شده بودیم یا فقط شبی در ابی؟ چرا تفاوت را تقسیم نکنیم؟ روان پیش از این در شبکههای اجتماعی خود اعلام کرده بود که تم نمایشهای لسآنجلس “پریهای دریایی” خواهد بود.
پری دریایی با پاهای زیاد
وقتی او بر روی صحنه بروکساید ظاهر شد، قطعاً هیچ دمی در حال پرواز دیده نمیشد. حداقل، این پری دریایی پاهای زیادی داشت و در طول ۹۰ دقیقه آینده با برداشتن لایهها، بیشتر از آن را نشان داد. اما باید خندید وقتی که ظاهر او با یک نیزه پری دریایی به عنوان اکسسوری نهایی زرق و برقدارش کامل شد.
اما هیچکدام از اینها به خود موسیقی اشاره نمیکند. موسیقی که خارج از هرگونه لوازم مد یا نمادهای فرهنگی کوئیر، به جهانی بودن پاپ و رول در اوج ملودیهای باشکوه، احساسی، شوخطبع و به طرز لطیفی پرشور میپردازد.
ظهور و سقوط یک پرنسس غرب میانه
«ظهور و سقوط یک پرنسس غرب میانه» بهطور قطع هیچ رقیبی بهعنوان بهترین آلبوم آغازین دهه ۲۰۲۰ ندارد. همچنین یک نامزد قوی برای بهترین آلبوم پاپ دهه ۲۰۲۰ است. همانطور که اغلب اشاره شده، این آلبوم نادری است که در ابتدای کار کسی منتشر میشود و از همین حالا مانند مجموعهای از بهترینها به نظر میرسد.
بنابراین شاید بهجای پرسش «چه زمانی چپل روآن آلبوم دوم خود را منتشر میکند؟» (فقط دو سال گذشته، دوستان، اما این یک عمر در دنیای پاپ معاصر است)، شاید پرسش این باشد: آیا او نیاز دارد؟
آیا او هرگز آلبوم دیگری خواهد ساخت؟ او کاملاً حق دارد که با همین یک آلبوم فوقالعاده برای همیشه به تور برود. خوب، شاید نه به اندازه لورین هیل، اما منظور را متوجه میشوید.
اگر او به اندازه کافی باهوش باشد که به سرعت به سراغ آلبوم کامل بعدی نرود، باید خوشحال باشیم. او میتواند با این مجموعه آهنگها برای چند سال دیگر به تور برود. این آهنگها به قدری رضایتبخش هستند که مخاطبان را همچنان جذب میکنند.
چپل روآن در حال اجرا بر روی صحنه در تور پاپآپ “تصورات دوشیزگان و چیزهای خطرناک دیگر” است. این اجرا در بروکساید در رز بول در تاریخ ۱۰ اکتبر ۲۰۲۵ در پاسادنا، کالیفرنیا برگزار شد.
کریستوفر پولک/ورایتی
برای نمایش جمعه، روآن تقریباً هر آهنگی که تا به حال منتشر کرده بود را اجرا کرد. او با تکآهنگ غیرآلبومی اولیه “Love Me Anyway” که به عنوان یک بالاد پرشور و صادقانه بر روی صحنه اجرا شد، جایگزین آهنگ آلبومی “Kaleidoscope” شد. این آهنگ را او در برخی از نمایشهای اخیر اجرا کرده بود اما نه در این نمایش. به طور کلی، این مجموعه شامل کل آلبوم “Princess” به علاوه “Good Luck, Babe!” و “The Giver” و “The Subway” بود. این مجموعه به مجموعهای از آهنگهای دوران اولیه حرفهای او تبدیل شد که هر کس دیگری پس از یک حرفه ۳۰ ساله آرزوی آن را دارد.
اجرای متفاوت و کاور آهنگ “Barracuda”
به علاوه یک اجرای متفاوت واقعی، یک کاور بسیار وفادار از آهنگ “Barracuda” گروه Heart بود. این اجرا بدون حضور ستارهای که نانسی ویلسون هفته گذشته در کوئینز داشت، انجام شد. وقفههای گیتار در این آهنگ، که توسط گروه تمام زنانه روآن نواخته شد، به او فرصتی داد تا یکی از حرکات کلاسیک راک مورد علاقهاش را انجام دهد. او خم شدن و سر تکان دادن در پای یک نوازنده گیتار را اجرا کرد. در اجرای “Barracuda”، دو گیتاریست و بیسیست همگی به دور خواننده زانو زده جمع شدند. شاید این اولین باری بود که کلاسیک Heart اجرا شد که هم به نظر میرسید و هم به صدا شبیه یک حمله کوسه بود.
برای کسانی که ممکن است مدتی از “Midwest Princess” فاصله گرفته باشند، فرصتی بود تا دوباره بررسی کنند که کدام آهنگهای آلبوم A+ هستند. بیشترشان در این دسته قرار میگیرند و کدامها A- یا، خدای نکرده، B+ هستند. تنها “Guilty Pleasure” که کمی کلیشهای است را میتوانم به این سطح پایین بیاورم.
آهنگهای برجسته آلبوم
آهنگ “Super Graphic Ultra Modern World” که به سبک هایپرپاپ الکترونیکی متمایل است، به عنوان یک شروع هیجانانگیز برای یک نمایش به شمار میرود. این آهنگ با توصیف پیشگویانهاش از “بوسه گرفتن در حالی که دنیا در حال فروپاشی است” موضوعی جذاب دارد. این آهنگ و انتخاب بعدی، “Femininomenon”، به عنوان یادآورهای نوستالژیک از دوران ترانهسرایی گذشته زمانی که روآن هنوز به طور کامل هویت لزبین خود را نپذیرفته بود و پسرها در ترانههایش حضور داشتند، اگرچه فقط به عنوان ناامیدیها.
آهنگهای نوستالژیک و دوجنسگرا
آهنگ آشکارا دوجنسگرای “After Midnight” دیسکو را به اوج رساند. در این آهنگ، روآن در بالکن یک قلعه میرقصید و ما را به این فکر واداشت که چرا این آهنگ به عنوان یک ترک آلبوم باقی مانده است. این آهنگ میتوانست به عنوان ضربه رقص دهه شناخته شود.
اما روآن هرگز قویتر از زمانی نیست که در حالت بالاد قرار دارد. اجرای زنده “Casual” واقعاً فوقالعاده بود. روآن هر قطره از احساسات اضطرابی را از یک شعر درباره دوستپسر یا دوستدختری که میخواهد همه بدانند این یک رابطه جدی نیست، فقط یک ماجرا است، بیرون کشید. شگفتانگیز است که او میتواند خطی به شدت خندهدار مانند “eating me out” را اضافه کند و در واقع آن را به جدیت اساسی آهنگ تقویت کند، نه اینکه آن را تضعیف کند.
تعامل با مخاطبان
با نگاه به همه والدینی که با دختران کوچکشان در جمع بودند، باید تعجب کرد که چگونه با سوالات جوانان درباره آن کورس برخورد میکنند. شاید بگویند که درباره ریختن این-اند-اوت در ماشین است؟ آهنگ حتی عاشقانهتر “Picture You” توسط روآن به یک کلاهگیس بلوند که او روی پایه میکروفونش به عنوان یک معشوقه قرار داده بود، خوانده شد. “Coffee” نیز یکی دیگر از آهنگهایی بود که در آن انرژی بالا به زیبایی بدون کافئین شده بود.
از جنبه مثبت، “Hot to Go!” باعث شد روآن تقریباً با اکراه اعتراف کند که دیگر نیازی به آموزش حرکات دست به صورت املایی به مخاطبانش ندارد. این دومین بار در سال جاری است که این آهنگ در بروکساید اجرا میشود. به نشانهای از فراگیری فرهنگی آن، گروه Go-Go’s آن را همراه با حرکات دست در آهنگ “We Got the Beat” در جشنواره Cruel World در تابستان اجرا کردند.
حال روآن چقدر خوب بود؟ به اندازهای خوب که کسی را به خاطر عدم مشارکت سرزنش نکند. او اعتراف کرد که معمولاً این کار را میکند. “یک پدر هست که این کار را انجام نمیدهد… معمولاً من متوقف میشوم و شما را صدا میزنم و مجبور میکنم این کار را انجام دهید، اما شما واقعاً خوب به نظر میرسید، بنابراین هیچ کاری در این مورد نمیکنم.”
«پینک پونی کلاب» به عنوان پایانبخش اجتنابناپذیر مجموعهای بدون انکور بود. در حالی که همه به دنبال آهنگ تابستانی بودند که هرگز بهطور کامل نرسید، تعداد کمی واقعاً به مسابقه آهنگ دهه توجه کردهاند. در این میان، «پونی کلاب» احتمالاً به عنوان پیشتاز در صدر قرار دارد. این آهنگ از نظر ملودیک بینقص و فراموشنشدنی است. در محیطی مانند این، فرصتی به مخاطبان میدهد تا با هر احساسی که یا در خود نگه داشتهاند یا قبلاً درباره افراد کوییر و دوستان کوییر در آمریکا آزاد کردهاند، منفجر شوند. این در زمانی است که بسیاری دوست دارند تمام این صورتیها را به جایی که سعی در دفن پرچمهای رنگینکمان دارند، محدود کنند. بادبزنهای تاشوی صورتی که در غرفههای فروش کالا به فروش میرسیدند، به هزاران نفر بهعنوان راهی تجاری برای شرکت در این کاتارسیس بیرون آمدند.
اما درست قبل از “Pink Pony”، آهنگی بود که به همان اندازه تحریککننده به نظر میرسید. اگر به جنبه راک اند رول روآن ارزش قائل باشید، این احساس بیشتر میشود. “My Kink Is Karma” سرودی است که متال مدتها نتوانسته بود با آن رقابت کند. این آهنگ تلخی، انتقام و شادی تلافیجویانه را در یک بسته ارائه میدهد. تجربه شنیدن آن با حدود ۴۰,۰۰۰ نفر دیگر حتی هیجانانگیزتر است.
این آهنگ کوبنده، استعدادهای چندژانری روآن را به وضوح نشان میدهد. همچنین باعث میشود از زنده بودن و مقابله با آگورافوبیا خوشحال باشید. این آهنگ به شما یادآوری میکند که آنچه را که هنوز در فرهنگ عامه از دست ندادهایم، جشن بگیریم، حتی اگر در سیاستهایمان آن را از دست بدهیم. برای این آهنگ و تمام آهنگهای کمی کمتر هیجانانگیز که قبل یا بعد از آن اجرا شدند، باید کلاه از سر برداریم.




