📋 خلاصه مقاله:
چنینگ تیتوم درباره چالشهای بازسازی خانه و نقش جدیدش در فیلم «Roofman» صحبت میکند که بر اساس داستان واقعی جفری منچستر ساخته شده است. او از همکاری با درک سیانفرانس و کیرستن دانست لذت برده و به آینده پروژههایش از جمله «گامبیت» و «Jump Street 3» اشاره میکند.
چنینگ تیتوم چیزهای زیادی درباره صبر میداند، بهویژه وقتی صحبت از ساخت و ساز میشود.
او میگوید: «بازسازیها، مرد. من تقریباً دو و نیم سال است که خانهام را بازسازی میکنم. این واقعاً یک کابوس بوده است.»
بازیگر درباره دعاوی حقوقی و پولهای از دست رفته صحبت میکند. اما در زیر این ناامیدی، یک خط داستانی قابل توجه وجود دارد: استقامت. همان پایداری سرسختانهای که او را از یک بازسازی خانه طاقتفرسا عبور داد، کار او در فیلم «Roofman» را تعریف میکند. این فیلم از داستان واقعی جفری منچستر الهام گرفته شده است. مردی که چندین رستوران مکدونالدز را سرقت کرد و پس از دستگیری، بارها از زندان فرار کرد و در فروشگاه Toys “R” Us پناه گرفت.
من به تیتوم میگویم که اولین شغلم در مکدونالد بود. آن زمان ۱۶ ساله بودم و ساعتی ۵.۱۵ دلار درآمد داشتم که حداقل دستمزد بود. تقریباً یک دهه بعد، در زمان رویدادهای “Roofman”، من سرپرست منابع انسانی در فروشگاه Toys “R” Us در نیوجرسی بودم. این رویدادها در کارولینای شمالی رخ میداد. من مسئول استخدام در فصل تعطیلات بودم. در این زمان شرکت ۸۰٪ تا ۹۰٪ از درآمد سالانه خود را کسب میکرد. در یکی از صحنهها، پیتر دینکلیج، همبازی تیتوم که نقش مدیر فروشگاه را دارد، به همین آمار اشاره میکند. بخشی از کار من این بود که تقریباً ۹۵٪ تا ۹۹٪ از این استخدامهای موقت را در شب سال نو آزاد کنم.
تناقض در اینجا برای تیتوم آشکار است. مردی که زمانی در Macy’s عطر میفروخت و در فست فود کار میکرد، اکنون نقش یک فراری را بازی میکند. او فضای خردهفروشی را به زندان و زمین بازی خود تبدیل کرده است. تیتوم با خنده میگوید: «چه جنبه تاریکی از Toys “R” Us که نمیدانستم وجود دارد!» سپس با لبخندی مکث میکند. این نوع داستانی است که همزمان احساس پوچی و انسانیت را به همراه دارد. درک [سیانفرانس] به بهترین شکل قلب را در میان هرج و مرج پیدا میکند.
عملکرد تاتوم یکی از بهترینهای اوست. این نتیجهای از یک حرفه است که به آرامی به این لحظه رسیده است. از موفقیت او در «A Guide to Recognizing Your Saints» تا کار خام او در «Foxcatcher»، تاتوم مدتهاست که جذابیت ستاره سینما را با شدت روحی و آسیبپذیری ترکیب کرده است. در «Roofman»، او این دوگانگی را به نقطهای میرساند که بیشترین آسیبپذیری را دارد. این میتواند برای او نامزدی گلدن گلوب را به ارمغان بیاورد. شاید او را به عنوان یک شانس تاریک برای توجه اسکار مطرح کند، اگر بتواند به درستی احساسات را برانگیزد.
تاتوم و شخصیت پیچیدهاش
تاتوم اذعان میکند: «او کارهای بدی انجام داد، اما شیطانی نیست. او بامزه، جذاب و توهمزده است. تقریباً یک دهه در انفرادی زنده مانده است. این کارها تأثیری بر یک فرد میگذارد.»
تاتوم هنوز با منچستر واقعی که همچنان در کارولینای شمالی زندانی است، ملاقات نکرده است. اما قصد دارد با او ملاقات کند. او گفت: «وقتی من جف خوشحال هستم، همه چیز عالی است. اما وقتی معامله را میشکنند و آنچه که باید به من بدهند را نمیدهند، جف بد ظاهر میشود.» این یک حقیقت ساده است. همه ما یک جف بد درون خود داریم.
تجربه همکاری با سیانفرانس
کار با سیانفرانس، که فیلمنامه را با کرت گان نوشت، یکی از تجربیات غوطهورانهترین دوران حرفهای او بود. تاتوم میگوید: «درک احتمالاً کارگردانی است که بیشترین عشق را به اجرا دارد که تا به حال با او کار کردهام. او ابتدا به شخصیت فکر میکند و سپس دنیای اطراف آنها را از درون به بیرون میسازد.»
فرآیند کار سیانفرانس سخت و غیرمتعارف بود، اما همیشه لذتبخش. او میگفت: “نسخه ساینفلد را به من بدهید — تمام مدت با دستانتان صحبت کنید.” یا میگفت: “نسخه باستر کیتون را به من بدهید، نسخه جری لوئیس را به من بدهید.” تاتوم با خنده میگوید: “ما یک برداشت بیصدا انجام میدادیم که فقط به کلمات فکر میکردیم. من تضمین میکنم که یک نسخه بیصدا از این فیلم وجود دارد.”
در مقابل تیتوم، نامزد اسکار کیرستن دانست (“قدرت سگ”) نقش علاقهمند عاشقانه و تکیهگاه احساسی منچستر را بازی میکند. او میگوید: “من از کار با او وحشت داشتم. او یکی از بزرگترین بازیگران زنده ماست و مردم فراموش میکنند چون او این کار را به راحتی انجام میدهد.”
دانست اجرایی ارائه میدهد که تیتوم آن را “آرام، دقیق و ویرانگر” توصیف میکند. سیانفرانس عمداً این دو را تا زمان فیلمبرداری اولین صحنهشان از هم جدا نگه داشت. تیتوم میگوید: “لحظهای که به چشمان او نگاه کردم، هر گونه اضطرابی از بین رفت. فکر کردم، ‘او مرا بهتر خواهد کرد.'”
همانطور که در درام روانشناختی «فاکسکچر» به کارگردانی بنت میلر انجام داد، تاتوم تمام وجود خود را در «روفمن» ریخت. او تجربهاش با همبازیاش مارک روفالو را سالها پیش به یاد میآورد: «ما یکدیگر را در آغوش گرفتیم و برای دقایقی گریه کردیم. آن فیلم مراقبهای بر رنج بود. من هرگز اینقدر از خودم را به یک نقش نداده بودم — تا این یکی.»
نگاه تاتوم به بازیگران هوش مصنوعی
وقتی صحبت به بازیگران تولید شده توسط هوش مصنوعی مانند تیلی نورود میرسد، تاتوم مکث میکند. «من به طور غریزی از آن متنفرم»، او میگوید و سپس یک استعاره جالب را به اشتراک میگذارد. «اما هر نوآوری در هنر باعث وحشت شده است. وقتی رنگ اکریلیک به بازار آمد، نقاشان روغنی گفتند که این هنر واقعی نیست. در نهایت، این فقط یک ابزار دیگر است. با این حال، امیدوارم انسانها همیشه بخواهند انسانهای واقعی را ببینند؛ تا آنچه روی صفحه است را احساس کنند که واقعاً درد میکشد و نفس میکشد.»
برنامه تاتوم همچنان شلوغ است. وقتی صحبت به گامبیت میرسد، او با اشتیاق روشن میشود. این شخصیت از مردان ایکس است که او زمانی تلاش کرد تا در یک فیلم مستقل به زندگی بیاورد. این تلاش قبل از ادغام دیزنی و فاکس بود. حضور کوتاه او در فیلم «ددپول و ولورین» ساخته شاون لوی بالاخره به او طعمی از آنچه ممکن بود باشد، داد. او با هیجان میگوید: «این بالاترین سطح کازپلی در تاریخ بود.» به اطراف نگاه کردم و ددپول، ولورین، بلید را دیدم. من در لباس کامل گامبیت ایستاده بودم. این لحظهای بود که احساس کردم از بدنم خارج شدهام و به دوران کودکی برگشتهام. در مورد آینده، تاتوم اشاره میکند که مارول «ایدههایی» برای آینده این شخصیت دارد. اگر طرفداران واقعاً بخواهند، فکر میکنم دنیایی وجود دارد که گامبیت بالاخره به حقش برسد.
آینده فیلم گمشده «گامبیت»
وقتی از او پرسیده شد که آیا فیلم گمشده «گامبیت» میتواند دوباره از خاکستر برخیزد، تاتوم لبخند میزند. او میگوید: «ببینید… اگر نسخه فاکس ما ساخته میشد، آن فیلمنامه هرگز ساخته نمیشد — هرگز. این یک کمدی رمانتیک با درجه R بود. و وقتی میگویم درجه R، منظورم این است که ما رفتیم.
او میگوید: “ما گامبیت را به گونهای ساختیم که تنها در یک فیلم با ددپول میتوانست وجود داشته باشد. ما جهشیافتههایی داشتیم که رابطه جنسی داشتند! این وحشیانه بود — کاملاً. این چیزی است که مارول و دیزنی هرگز انجام نمیدهند.”
تفاوتهای مارول و دیزنی
شما همیشه نمیدانید دیزنی چه خواهد بود، اما قطعاً میدانید چه چیزی نخواهد بود. این ترسناک نخواهد بود. این جنسی نخواهد بود. اما من فکر میکنم مارول به این نوع تنوع لحنی نیاز دارد؛ چیزی برای تعادل بخشیدن به طرف دیگر.
فرصتهای گامبیت
گامبیت فرصت بزرگی برای این است. کارهای زیادی میتوانید با او انجام دهید و او به آرامی در ذهن مارول جا میگیرد. این جذاب است و من فکر میکنم روزی آنها راهش را پیدا خواهند کرد.”
او با لبخند تصور میکند که اگر نسخه دیگری از فیلم ساخته میشد، چه اتفاقی میافتاد. او میپرسد: “اگر درک سیانفرانس آن را کارگردانی کرده بود، چه میشد؟” او معتقد است که آن فیلم به یک اثر هنری تبدیل میشد. او به جلوههای ویژه فکر نمیکند و میگوید: “چرا باید ماشینها را پرتاب کنیم؟ چرا نمیتوانیم آن را به صورت عملی انجام دهیم؟” این طرز فکر اوست؛ همیشه واقعگرا و همیشه انسانی.
وقتی صحبت از دنبالهی به تأخیر افتادهی «۲۱ Jump Street» میشود، جرقه کمی کمرنگ میگردد. تاتوم این فیلمنامه را «بهترین فیلمنامهای که تا به حال برای من و جونا [هیل] نوشته شده» مینامد. با این حال، پروژه بارها در مرحله توسعه متوقف شده است. دلیل این توقف، بودجههای بزرگ و هزینههای تهیهکننده است که مانع پیشرفت آن میشود.
چالشهای مالی در تولید «Jump Street 3»
تاتوم میگوید: «بیشتر از هر فیلم دیگری که تا به حال ساختهام، از من دربارهی «Jump Street 3» سوال میشود. فکر نمیکنم که هرگز اتفاق بیفتد. مشکل در هزینههای بالاست. هزینه آن به اندازه بودجه واقعی فیلم — اگر نه بیشتر — خواهد بود، به خاطر تمام تهیهکنندگان درگیر. این پروژه بیش از حد سنگین است و هر بار فرو میریزد.»
به گفته تیتوم، او، هیل و کارگردانان فیل لرد و کریس میلر با کاهش دستمزدهای تهیهکننده موافقت کردهاند. اما مشکل اصلی، به گفته او، همچنان دستمزد تهیهکننده نیل اچ. موریس است که باعث شده پروژه از نظر مالی غیرقابل اجرا باشد. تیتوم میگوید: «قیمت نیل برای دستمزد تهیهکننده بسیار بالاست و صادقانه بگویم، این همان چیزی است که پروژه را متوقف کرده است.»
چالشهای مالی پروژه
فیلم اول در سال ۲۰۱۲ به فروش ۲۰۱ میلیون دلار در سراسر جهان دست یافت. دنباله آن در سال ۲۰۱۴ به ۳۳۱ میلیون دلار رسید. با این حال، با وجود چندین تلاش، از جمله یک کراساور لغو شده با «مردان سیاهپوش»، سونی و فیلمسازان برای ساخت قسمت سوم با مشکل مواجه شدهاند.
نقش جدید تیتوم در استرالیا
در ادامه، این بازیگر به استرالیا میرود تا در فیلم «سوسک» به کارگردانی مت راس، کارگردان «کاپیتان فنتستیک»، بازی کند. او این نقش را «نقش زندگی» خود مینامد. «سه فیلم در یک و کاملاً دیوانهوار.»
هنگامی که تیتوم از دفاتر ورایتی خارج میشود، در راهرو توقف میکند. در آنجا، عکس قاب شدهای از اندرو گارفیلد و رایان رینولدز از ورایتی استودیو: بازیگران با بازیگران توجه او را جلب میکند. او گوشی خود را بیرون میآورد و ویدیوی شوخطبعانهای خطاب به رینولدز ضبط میکند. با لبخند میگوید: “چرا در این ماشین هستی؟ به کجا میروی؟” سپس به سمت خروجی حرکت میکند. او یک ستاره سینما است که هنوز هم در جنون هالیوود طنز پیدا میکند. در حالی که پیام را ارسال میکند، میگوید: “مطمئنم که او از این خوشش خواهد آمد.”




