📋 خلاصه مقاله:
روزنامهنگاری در حال تحقیق درباره قتل و فریبکاری در یک سفر دریایی خیریه است. فیلم “The Woman in Cabin 10” با اقتباس از رمان روث ور، با طراحی تولید شیک و موسیقی سمفونیک، اما با اشتباهات روایی و تماتیک، در نتفلیکس پخش میشود.
یک روزنامهنگار سرسخت در حال نوشتن مقالهای درباره نخبگان متکبر در یک سفر دریایی خیریه است. او به سرعت درگیر تحقیقی درباره قتل و فریبکاری میشود. برای حل این معما نیازی به کارآگاه نیست.
مشابه با اقتباسهای کتاب به فیلم قبلی مانند “The Girl on the Train” و “The Woman in the Window”، “The Woman in Cabin 10” نیز داستان زنی را روایت میکند که پس از مشاهده یک حادثه مشکوک، مجبور به حل معمایی به تنهایی میشود. همانند این تریلرهای هالیوودی که از کتابهای ساحلی اقتباس شدهاند، اقتباس کارگردان و نویسنده مشترک، سایمون استون برای نتفلیکس نیز از اشتباهات بزرگی در میانه راه رنج میبرد. این اشتباهات باعث میشود هرگونه تنش قبل از پایان زمان کوتاه فیلم از بین برود.
عوامل نجاتبخش در فیلم
با این حال، طراحی تولید شیک، موسیقی سمفونیک و اجراهای گروه بازیگران برجسته به عنوان یک نجاتبخش عمل میکنند. این عوامل ماجراهای دریا را کمی کمتر متلاطم میسازند.
به تازگی، پس از مرگ یک منبع جوان زن، به کار بازگشته است. او امیدوار است از غم و گناه فاصله بگیرد. به همین دلیل، از سردبیر خود، گوگو امباتا-راو، درخواست میکند که به یک بخش سبکتر منتقل شود. او میخواهد گزارش سفر نخستین کشتی لوکس آئورا بوریالیس را تهیه کند.
سفر خیریه به مقصد نروژ
این رویداد خیریه به مقصد نروژ برگزار میشود. وارث بیمار صنعت کشتیرانی، آن بولمر، و همسرش ریچارد، میزبان این سفر هستند. این رویداد به نفع بنیاد آنها است. در کشتی، لورا متوجه میشود که دوستپسر سابقش، بن مورگان، به عنوان عکاس در این رویداد کار میکند. آن شخصاً او را به این سفر دعوت کرده است. او از لو درخواست کمک میکند تا خبر اهدای تمام ثروتش را در مراسم پایانی که چند روز دیگر برگزار میشود، اعلام کند.
برنامههای یک تعطیلات آرامشبخش در ساعات اولیه صبح به شکلی غیرمنتظره تغییر میکند. لو صدای درگیری در کابین کناری را میشنود و سپس صدای افتادن چیزی در آبهای یخزده اقیانوس را میشنود. او معتقد است که این صدای زن عصبی است که شب قبل به طور مختصر با او برخورد کرده بود. اما پس از گزارش این حادثه، به او اطلاع داده میشود که آن کابین خالی است.
تلاش برای کشف حقیقت
توجه لو به مهمانان و کارکنان کشتی پیشرفته جلب میشود. او سعی میکند هویت آن زن بلوند آشفتهای که دیده بود را کشف کند. این افراد شامل ستاره راک مسن دنی (پل کی)، دیم هیدی هیدرلی (هانا وادینگام) و همسرش توماس (دیوید موریسی) هستند. همچنین اینفلوئنسر گریس فیلیپس (کایا اسکودلاریو)، غول فناوری لارس جنسن (کریستوفر ریگ)، پلیبوی آدام ساترلند (دنیل اینگز) و دکتر شخصی آن، دکتر مهتا (آرت مالک) نیز حضور دارند.
افزایش خطر با نزدیک شدن به حقیقت
با نزدیکتر شدن لو به حقیقت، خطر افزایش مییابد. زیرا مشخص میشود که کسی قصد کشتن او را دارد.
بررسی اقتباس و تأثیرات سینمایی
استون و نویسندگان همکار، جو شرپنل و آنا واترهاوس، که همگی از اقتباس اما فراست از رمان روث ور کار میکنند، نمیتوانند از آغاز نامطلوب منبع اصلی رهایی یابند. این اثر به نظر میرسد امیدی از سطح پایین ناشر برای «دختر گمشده» و ادای احترامی به «مرگ بر روی نیل» آگاتا کریستی باشد. حتی تأثیرات هیچکاکی فیلمسازان نیز نمیتواند وزن روایی و تماتیک زیادی به دست آورد.
زیباییشناسی و طراحی تولید
با این حال، طراح تولید آلیس نورمینگتون به زیباییشناسی عمق و بعد میبخشد. از پلکان مارپیچی به شکل صدف گرفته تا سطوح منحنی و بازتابنده قایق، که به طور نمادین دوگانگیهای پنهان این شخصیتها را منعکس میکند.
راز این داستان کمتر درباره این است که چه کسانی در بازی دخیل هستند. زیرا مخاطبان هوشیار با کنار هم قرار دادن سرنخهای موجود، بلافاصله از آن طرفهای شرور آگاه خواهند شد. بیشتر تمرکز بر تلاشهای پیچیدهای است که فیلمسازان برای کاشتن سرنخهای گمراهکننده ساختگی انجام میدهند.
مسافر مخفی و تغییر انگیزهها
بحث درباره یک مسافر مخفی احتمالی زمانی اتفاق میافتد که ما قبلاً میدانیم یکی وجود دارد. این مسافر مادر مجرد کری (گیت ویت) است. انگیزههای مظنونان بدون دلیل خاصی تغییر میکند. هایدی، توماس، لارس و رئیس امنیت بولمر، سیگرید (آماندا کالین) به سلامت عقل لو اعتماد ندارند. اما به طرز جادویی در یک سکانس کلیشهای “بیایید به او گوش کنیم” در پایان داستان، این کار را میکنند.
نقش بازیگران مکمل
با وجود نمایشهای شیطانی و لذتبخش بازیگران مکمل از نوکیسههای غیرقابل تحمل، دنی، گریس و آدام هیچ محرکی برای توجیه حضورشان در خط داستانی ارائه نمیدهند. این ما را به این فکر میاندازد که آیا داستانهای آنها به شدت کوتاه شدهاند و اگر چنین است، به چه دلیل.
آهنگسازیهای بنجامین والفیش با کلید رمز و راز نواخته میشوند و ما را در فضایی صوتی و آرامشبخش قرار میدهند. سپس، تعادل ما را برهم میزنند. با این حال، بقیه کارهای هنری فیلم ترکیبی از عناصر مختلف است. فیلم به شدت به رنگهای آبی-سبز و خاکستری-بژ متمایل است. فیلمبرداری بن دیویس به نظر میرسد که دائماً در تلاش است تا نور را در ساعات فیلمبرداری حفظ کند. شاید کاهش نور استعارهای برای جستجوی لو در تاریکی برای یافتن حقیقت باشد. اما احتمالاً اینطور نیست زیرا استون و تیمش به ندرت از مهارتهای بصری در روند کار استفاده میکنند.
در حالی که قهرمان داستان ما با قوسی هوشمندانه و تغییرات خودمحورانه به تصویر کشیده شده است، اما فقدان سیالیت در هنر استون که میتوانست کمبود هیجانات اطراف او را بپوشاند، احساس میشود. او به طرز شگفتانگیزی خودداری میکند و نمیتواند پارانویا، اضطراب و روانپریشی لو را از طریق ویرایشهای پرانرژی و حرکات دوربین به تصویر بکشد. این امر باعث میشود تغییرات دیدگاه گیجکننده یا افت فشار جوی به خوبی نشان داده نشود. اجرای پرکولاسیون نایتلی فشار فزاینده را به تصویر میکشد، اما کارگردانی مستقیم استون به بازیگر اصلیاش کمک چندانی نمیکند. هر گونه تفسیر بینشمندانهای درباره ۱٪ که از خود محافظت میکنند، با یک پایانبندی ضعیف و مضحک به کلیشه تبدیل میشود. شاید با دستی جسورتر در هدایت، سفر ما قبل از پایان از هیجان خالی نمیشد.
«زن در کابین ۱۰» از ۱۰ اکتبر در نتفلیکس پخش میشود.




