Image

افشاگری‌های بزرگ ویکتوریا بکهام در مستند نتفلیکس: مبارزه با اختلالات غذایی و بازسازی برند پس از زیان مالی بزرگ

📋 خلاصه مقاله:

مستند سریالی “ویکتوریا بکهام” در نتفلیکس به زندگی و چالش‌های این ستاره سابق اسپایس گرلز و طراح مد می‌پردازد. این مستند شامل مصاحبه‌های صادقانه با ویکتوریا و دیوید بکهام و دیگر آیکون‌های مد است و به فراز و نشیب‌های حرفه‌ای و شخصی او می‌پردازد.

مستند سریالی Victoria Beckham در نتفلیکس اکنون در حال پخش است. این مستند تصویری آشکار از این ستاره سابق گروه اسپایس گرلز ارائه می‌دهد. او که به همسر فوتبالیست و سپس به یک غول مد تبدیل شده است، داستانی جذاب دارد.

این سریال سه قسمتی توسط نادیا هالگرن، کارگردان فیلم “Becoming” ساخته شده است. بینندگان با تماشای این مستند، فرصت دارند از نزدیک شاهد برگزاری بزرگ‌ترین نمایش مد ویکتوریا باشند. همچنین، نگاهی به فراز و نشیب‌های حرفه‌ای او در طول زمان بیندازند.

این مستند شامل مصاحبه‌های صادقانه و بی‌پرده با ویکتوریا و دیوید بکهام و همچنین آیکون‌های مد مانند آنا وینتور و تام فورد است. “ویکتوریا بکهام” را به شکلی که هرگز ندیده‌اید به تصویر می‌کشد. ویکتوریا که اغلب به خاطر چهره بی‌احساسش توسط رسانه‌ها مورد تمسخر قرار می‌گیرد، حس شوخ‌طبعی خود را نشان می‌دهد. او درباره برخی از سخت‌ترین بخش‌های گذشته‌اش، از جمله مبارزه‌اش با اختلال خوردن و تقریباً از دست دادن کامل کسب‌وکار مدش، صحبت می‌کند.

در اینجا نه افشاگری بزرگ از “ویکتوریا بکهام” که اکنون در نتفلیکس پخش می‌شود، آمده است.

او در دوران کودکی مورد آزار و اذیت قرار می‌گرفت

پاش اسپایس همیشه محبوب نبود. در واقع، کاملاً برعکس.

ویکتوریا در اوایل مستند سریالی فاش می‌کند: «آن بچه‌ای که در مدرسه خنک نبود و دست و پا چلفتی بود، من بودم.» او اضافه می‌کند که «قطعاً تنها بود» و «مورد آزار و اذیت قرار می‌گرفت.» تنها جایی که او آرامش پیدا می‌کرد، در هنرهای نمایشی بود.

تجربه‌های ویکتوریا در دوران مدرسه

او می‌گوید: «من اصلاً در جمع جا نمی‌افتادم. اما وقتی روی صحنه هستی، برای آن لحظه، شخص دیگری هستی. و من واقعاً نمی‌خواستم خودم باشم. من خودم را دوست نداشتم.»

تغییرات بزرگ در زندگی ویکتوریا

حتی وقتی والدینش توانستند او را به مدرسه تئاتر بفرستند، مشکلات اجتماعی‌اش ادامه یافت. ویکتوریا می‌گوید: «من شروع به دریافت انتقادات زیادی درباره ظاهر و وزنم کردم.» اما وقتی برای Spice Girls تست داد — که در آن آهنگ «Mein Herr» از موزیکال «Cabaret» را خواند — به نظر می‌رسید که تمام زندگی‌اش یک شبه تغییر کرد.

تغییر از یک اسپایس گرل به مادر تمام وقت ‘بسیار دشوار’ بود

پس از شش سال در صدر جدول‌ها، اسپایس گرلز در سال ۲۰۰۰ تصمیم به جدایی گرفتند. ویکتوریا که از سال ۱۹۹۷ با فوتبالیست در حال صعود، دیوید بکهام، در ارتباط بود، در مارس ۱۹۹۹ اولین پسرشان، بروکلین، را به دنیا آورد. او و دیوید چهار ماه بعد ازدواج کردند و به منچستر نقل مکان کردند تا به باشگاه او نزدیک‌تر باشند. اما ویکتوریا با این تغییرات دست و پنجه نرم کرد.

چالش‌های ویکتوریا پس از جدایی اسپایس گرلز

او در مستند می‌گوید: “وقتی اسپایس گرلز تمام شد، این تغییر بسیار شدید بود. یک لحظه من پیام قدرت دخترانه را پخش می‌کردم و لحظه بعد همسر در یک آپارتمان در منچستر بودم. بدون داشتن دوستان واقعی و دور از خانواده‌ام زندگی می‌کردم. و این تغییر برایم واقعاً، واقعاً دشوار بود.”

او ادامه می‌دهد: “احساس می‌کردم که این تغییر بسیار کند و واقعاً تنها بود. به یاد دارم که فکر می‌کردم، خدایا، آیا کسی می‌خواهد دوباره مرا سوار هواپیما کند و برای یک عکاسی بفرستد؟ من فقط به این فکر می‌کردم که چه کاری باید انجام دهم؟”

ویکتوریا فاش می‌کند که در این دوره از زندگی‌اش “بسیار خودآگاه” شد. او شروع به تحمل انتقادات بیشتری در رسانه‌ها کرد. درباره آن زمان از زندگی‌اش می‌گوید: “مردم فکر می‌کردند من آن زن بدبختی هستم که هرگز لبخند نمی‌زند.” او اضافه می‌کند: “و آن‌ها اشتباه نمی‌کردند.”

او در دوران WAG خود به دنبال جلب توجه بود

در حالی که روزنامه‌ها به انتقاد از او ادامه می‌دادند، ویکتوریا تصمیم گرفت به وضعیت WAG خود تکیه کند. در سال ۲۰۰۳، او به همراه دیوید برای قراردادش با رئال مادرید به اسپانیا نقل مکان کرد. او شروع به پوشیدن لباس‌هایی کرد که با آن وضعیت همخوانی داشتند. عینک‌های آفتابی بزرگ، سینه‌های بزرگتر و لباس‌های کم از جمله این تغییرات بودند.

تلاش برای یافتن هویت جدید

ویکتوریا در مستند اعتراف می‌کند: «وقتی به آن عکس‌ها نگاه می‌کنم، لبخند می‌زنم. اما وقتی به گذشته نگاه می‌کنم و فکر می‌کنم چرا، اگر بخواهم کاملاً صادق باشم، باید بگویم که عنصری از جلب توجه در آن وجود دارد. این در زمانی بود که احساس خلاقیت نمی‌کردم. بنابراین این‌گونه بود که از مکالمه از اسپایس گرلز به WAGها باقی ماندم. در آن زمان متوجه نبودم، اما در حال تلاش برای یافتن خودم بودم. احساس ناتمام بودن، غمگینی، و شاید در زمان منجمد شده بودن داشتم. از آنچه داشتم قدردان بودم، اما به حس هدف نیاز داشتم. به یاد دارم که به خودم می‌گفتم، اگر دوباره فرصتی پیدا کنم، آن را از دست نخواهم داد.»

در آن زمان بود که ویکتوریا به دنیای مد روی آورد. وقتی دیوید در سال ۲۰۰۷ با تیم ال.ای. گلکسی قرارداد بست و خانواده به لس آنجلس نقل مکان کردند، او کمی از اعتماد به نفس خود را بازیافت. سپس درخواست ملاقات با طراح رولاند موره را کرد.

برای اینکه ویکتوریا در دنیای مد جدی گرفته شود، موره می‌گوید: «ما باید شخصیت WAG را از بین می‌بردیم.»

چیزی که مل بی گفت و او را «ناراحت» کرد

اما پیش از آنکه ویکتوریا بتواند به طور کامل امپراتوری مد خود را راه‌اندازی کند، گروه اسپایس گرلز تصمیم گرفتند در سال ۲۰۰۸ برای یک تور دوباره متحد شوند. اگرچه «خوب بود که دوباره با آن‌ها بود»، ویکتوریا به چیزی اشاره می‌کند که مل بی گفت و او را «ناراحت» کرد.

یکی از دخترها واقعاً به من گفت، و این موضوع واقعاً مرا ناراحت کرد. نه خیلی وقت پیش، ملانی بی به من گفت: “فراموش نکن از کجا آمده‌ای.” ویکتوریا می‌گوید: “من هرگز فراموش نکرده‌ام از کجا آمده‌ام. من هرگز، هرگز فراموش نکرده‌ام که پاش اسپایس دلیل این است که اکنون اینجا نشسته‌ام. او ممکن است بداخلاق بوده باشد، اما واقعاً فوق‌العاده بود.”

تجربه ویکتوریا از تور اسپایس گرلز

در مورد خود تور، ویکتوریا می‌گوید: “خوب بود که اسپایس گرلز را جشن بگیریم. اما در طول آن تور بود که فهمیدم جای من روی صحنه نیست. این کار سرگرم‌کننده بود، اما دیگر چیزی نبود که دوستش داشته باشم.”

تغییرات ویکتوریا برای فصل جدید زندگی

بنابراین، او تصمیم گرفت سطح خود را بالا ببرد و بله، شخصیت WAG را کنار بگذارد. “می‌دانستم که برای شروع این فصل جدید از زندگی‌ام، باید تغییر کنم. باید شخصیت‌های دیگر را کنار بگذارم،” او می‌گوید. “می‌دانید، آن سینه‌ها را در بادن-بادن دفن کردم. به نسخه‌ای ساده‌تر و شیک‌تر از خودم تبدیل شدم و به کار مشغول شدم.”

گروه موسیقی اسپایس گرلز

شانس موفقیت برند او بسیار کم بود

وقتی ویکتوریا برند مد خود را با نام خودش راه‌اندازی کرد، شرایط به نفع او نبود. به عنوان یک سلبریتی که بدون تجربه قبلی وارد این صنعت شده بود، کسب احترام چالشی بزرگ بود.

تام فورد در مستند به یاد می‌آورد: «می‌خواستم به او زنگ بزنم و بگویم چرا؟ چرا این کار را می‌کنی؟ آیا می‌دانی این کسب‌وکار چقدر سخت است؟ فکر می‌کنم خیلی‌ها آن را جدی نگرفتند.»

ویکتوریا اعتراف می‌کند که «احتمال موفقیت من بسیار، بسیار کم بود.» اما او «واقعاً به این حرف‌ها گوش نداد» و افزود: «این موضوع به من انگیزه داد، کاملاً صادقانه بگویم.»

شروعی متفاوت و جسورانه

در سال ۲۰۰۸، او اولین مجموعه خود را با نمایش ۱۰ لباس در یک سوئیت هتل به نمایش گذاشت. دیوید حتی در این مراسم حضور نداشت. اگرچه او به لحاظ مالی به راه‌اندازی برند کمک کرد، اما نمی‌خواست سلبریتی‌ها آنجا باشند.

با اینکه موفقیت به کندی به دست آمد، ویکتوریا زمانی که مادونا را در حال پوشیدن یکی از لباس‌هایش در مجله W دید و سردبیر ووگ، آنا وینتور، بالاخره در سال ۲۰۱۱ در یکی از نمایش‌هایش شرکت کرد، فهمید که موفق شده است.

وینتور در مستند می‌گوید: «من شک داشتم. فکر می‌کنم همه ما در صنعت مد می‌توانیم کمی متکبر باشیم و فکر کنیم شاید این یک کار جانبی است، اما ویکتوریا کسی بود که کاملاً ما را اشتباه ثابت کرد.»

مبارزه با اختلال خوردن

ویکتوریا به‌طور بسیار صریح درباره مبارزه مادام‌العمر خود با اختلال خوردن صحبت می‌کند. این مشکل پس از تولد بروکلین در سال ۱۹۹۹ و تطبیق با مادر شدن، بدتر شد.

ویکتوریا فاش می‌کند: “وقتی بروکلین شش ماهه بود، در تلویزیون ملی وزنم را اندازه‌گیری کردند. ‘برو روی ترازو’ در تلویزیون. ‘آیا وزن کم کرده‌ای؟’ و ما در تلویزیون به آن می‌خندیم و شوخی می‌کنیم، اما من واقعاً خیلی جوان بودم و این دردناک بود.”

تأثیر نظرات عمومی بر خودباوری

او پس از شنیدن نظراتی که درباره وزنش در روزنامه‌ها و تلویزیون مطرح می‌شد، “شروع به شک کردن به خودم و دوست نداشتن خودم” کرد. او می‌گوید: “نمی‌دانستم وقتی به آینه نگاه می‌کنم چه می‌بینم. آیا چاق بودم؟ آیا لاغر بودم؟ نمی‌دانم، شما تمام حس واقعیت را از دست می‌دهید. من خیلی از خودم انتقاد می‌کردم. چیزی که می‌دیدم را دوست نداشتم. من از پاش چاق تا پاش لاغر بوده‌ام. منظورم این است که، می‌دانید، این خیلی بوده و این سخت است.”

ویکتوریا ادامه می‌دهد: “من هیچ کنترلی بر آنچه درباره‌ام نوشته می‌شد و عکس‌هایی که گرفته می‌شد، نداشتم. فکر می‌کنم می‌خواستم آن را کنترل کنم. می‌توانستم با لباس‌ها و وزنم آن را کنترل کنم. اما این کار را به شکلی بسیار ناسالم انجام می‌دادم. وقتی دچار اختلال خوردن هستید، دروغ گفتن را به خوبی یاد می‌گیرید. من هرگز در این باره با والدینم صادق نبودم و به صورت عمومی درباره‌اش صحبت نکردم. وقتی به شما مدام گفته می‌شود که به اندازه کافی خوب نیستید، واقعاً بر شما تأثیر می‌گذارد. فکر می‌کنم این موضوع همیشه با من بوده است.”

این مسائل مربوط به تصویر خود هنوز هم با او همراه هستند. او می‌گوید: «به محض اینکه دوربینی را می‌بینم، تغییر می‌کنم. مانعی بالا می‌رود، زره‌ام را می‌پوشم و آن وقت است که آن گاو ناراضی که لبخند نمی‌زند، ظاهر می‌شود. من به شدت به این موضوع آگاه هستم و این را دوست ندارم. ترجیح می‌دهم آن شخص نباشم. دوست دارم اعتماد به نفس داشته باشم که از رستوران بیرون بیایم و لبخند بزنم یا روی فرش قرمز بایستم و لبخند بزنم. اما نمی‌توانم این کار را انجام دهم.»

چالش‌های مالی برند ویکتوریا بکهام

برند مد ویکتوریا بکهام در حال رشد بود و نقدهای خوبی دریافت می‌کرد. اما در واقعیت، در حال از دست دادن پول بود. تا سال ۲۰۱۶، باید چیزی تغییر می‌کرد.

ویکتوریا می‌گوید: «پول زیادی خرج می‌شد که هرگز نباید خرج می‌شد. ضررها بسیار بزرگ بودند. دیوید سرمایه‌گذاری زیادی می‌کرد.»

دیوید اعتراف می‌کند که مشکلات مالی “واقعاً مرا به وحشت انداخت”. او می‌گوید: “هرگز چیزی را نمی‌دیدم که بازگردد. ما همیشه توافق کرده بودیم که بدون توجه به شرایط از یکدیگر حمایت کنیم. اما این موضوع مرا نگران کرد. این وضعیت پایدار نیست.”

احساس شرمندگی و ناامیدی ویکتوریا

ویکتوریا می‌گوید که احساس “شرمندگی” می‌کرد، به‌ویژه زمانی که سقوط برند به اطلاع عموم رسید. او “واقعاً، واقعاً ناامید” شد تا چیزی را که برایش سخت کار کرده بود، نجات دهد.

تجربه تلخ از دست دادن

او می‌گوید: “تقریباً همه چیز را از دست دادم. آن زمان، زمانی تاریک و تاریک بود. هر روز قبل از رفتن به کار گریه می‌کردم چون احساس می‌کردم مثل یک آتش‌نشان هستم. ما ده‌ها میلیون در ضرر بودیم.”

دیوید به یاد می‌آورد که در یک گفتگوی سخت مجبور شد به ویکتوریا بگوید دیگر نمی‌تواند در کسب‌وکاری که در حال شکست است سرمایه‌گذاری کند. او می‌گوید: «بخشی از آن گفتگو قلبم را شکست زیرا ویکتوریا زنی مغرور است. بنابراین برای او سخت بود که به من بگوید، ‘ما به پول بیشتری نیاز داریم، کسب‌وکار به پول بیشتری نیاز دارد.’ این برای هر دوی ما سخت بود. چون من پولی نداشتم که به این کار ادامه دهم. در نهایت گفتم، این نمی‌تواند ادامه پیدا کند.»

ورود شریک تجاری جدید

در نهایت، ویکتوریا دیوید بلحسن از NEO Investment Partners را به عنوان شریک تجاری خود وارد کرد. در مصاحبه‌اش برای مستند، بلحسن بدون تعارف می‌گوید: «این یک فاجعه بود. ما شروع به بررسی مطبوعات کردیم، وحشتناک بود. آنها می‌گفتند این بدترین کسب‌وکار است. سپس به کتاب‌ها و اعداد نگاه می‌کنید: ضرر، ضرر، ضرر. هرگز سودی نداشت. صادقانه بگویم، هرگز چیزی به این سختی برای اصلاح ندیده بودم.»

اما او چگونه به اینجا رسید؟ بلحسن این موضوع را به “افرادی که به او آنچه را که می‌خواست بشنود، می‌گفتند” نسبت می‌دهد.

هزینه‌های غیرمنتظره

او اضافه می‌کند: “من به یاد دارم که یکی از هزینه‌ها مربوط به گیاهان دفتر بود. او عاشق گیاهان است و این هزینه حدود ۷۰,۰۰۰ دلار در سال بود. سپس کسی بود که برای آبیاری گیاهان ۱۵,۰۰۰ دلار در سال دریافت می‌کرد. این تنها آغاز ماجرا بود.”

ویکتوریا موافق است. او می‌گوید: “حالا که به آن گوش می‌دهم، وحشت‌زده می‌شوم. اما اجازه دادم این اتفاق بیفتد. فکر می‌کنم بخشی از مشکل این بود که مردم واقعاً از گفتن نه به من می‌ترسیدند.” او ادامه می‌دهد: “احتمالاً قدرتی وجود دارد، اگر بخواهم صادق باشم — قدرت شهرت. مردم فکر می‌کردند که من به شنیدن نه عادت ندارم. من مسئولیت کارهایی که انجام داده‌ام و باید به شکل دیگری انجام می‌دادم را می‌پذیرم. بدهکار بودم و چیزهای زیادی بود که باید تغییر می‌دادم. متوجه شدم که راه خود را گم کرده‌ام.”

ویکتوریا بکهام در حال آماده‌سازی برای هفته مد پاریس

«به جهنم. ما این نمایش را انجام می‌دهیم، به هر قیمتی»

تمام مستند سریالی به بزرگ‌ترین نمایش مد ویکتوریا در هفته مد پاریس منتهی می‌شود. او برای این مناسبت، قصری را در خارج از شهر نورها اجاره کرده است. اما چیزی که نمی‌تواند کنترل کند، باران است. تنها چند ساعت قبل از نمایش، باران شدید تهدید به توقف رویداد می‌کند. با این حال، ویکتوریا تسلیم نمی‌شود.

او می‌گوید: «من سخت کار کرده‌ام تا جایگاه خود را در این صنعت به دست آورم. نمی‌خواهم همه چیزهایی را که ساخته‌ام از دست بدهم. به جهنم. ما این نمایش را انجام می‌دهیم، به هر قیمتی.»

چالش‌های پیش روی ویکتوریا

خوشبختانه، باران درست قبل از نمایش متوقف می‌شود. اما این تضمینی برای موفقیت نیست. «وقتی همه ما به آنجا رسیدیم، هوا مرطوب و سرد بود. همه می‌توانستیم ببینیم که راه درازی در پیش داریم. ویکتوریا با مخاطبی روبرو شد که شاید ۱۰۰٪ طرفدار او نبودند»، وینتور می‌گوید.

با این حال، نمایش بدون هیچ مشکلی اجرا می‌شود. جی‌جی حدید در حالی که لباس سبز زمردی به تن دارد، به عنوان آخرین مدل همه را شگفت‌زده می‌کند. وینتور می‌گوید: «احساس کردم که او آن شب به رویاهایش دست یافته است. واقعاً احساس کردم که او دقیقاً در جایی قرار گرفته که می‌خواهد باشد.»

و او هنوز متوقف نشده است

با وجود موفقیت بزرگش در هفته مد پاریس، ویکتوریا در صحنه پایانی مستند سریالی به وضوح نشان می‌دهد که قصد ندارد به دستاوردهایش بسنده کند. در گفتگویی صمیمی در خانه‌شان در کاتسوولدز، دیوید از او می‌پرسد چرا همیشه در تلاش است تا خود را ثابت کند: «چه چیزی مانع می‌شود که بگویی خوب، من به آن دست یافته‌ام؟»

تلاش بی‌پایان ویکتوریا

ویکتوریا پاسخ می‌دهد: «چون سال‌های زیادی را صرف مبارزه و ساختن کرده‌ام. حالا احساس می‌کنم واقعاً فرصتی دارم و نمی‌خواهم آن را از دست بدهم.»

دیوید می‌پرسد که او می‌خواهد این را به چه کسی ثابت کند. ویکتوریا می‌گوید: «شاید، بیشتر به تو. می‌دانی، البته که بابت تمام آن زمان‌هایی که از تو خواستم به من کمک کنی، احساس بدی دارم.»

دیوید به او اطمینان می‌دهد: “تو هرگز نیازی به اثبات آن به من نداری.” اما ویکتوریا به او می‌گوید که می‌خواهد این کار را انجام دهد و شروع به گریه می‌کند.

او می‌گوید: “وقتی چهره تو و بچه‌ها را پشت صحنه بعد از آخرین نمایش دیدم، این اولین بار نبود. اما لحظه‌ای واقعی برای من بود که می‌توانستم ببینم چقدر به من افتخار می‌کنی. می‌دانی؟”

دیوید پاسخ می‌دهد: “تو می‌توانی یک ساندویچ پنیر تست درست کنی و ما به تو افتخار می‌کنیم، فقط برای اینکه روشن باشد.” ویکتوریا می‌گوید: “بیایید صادق باشیم، من واقعاً نمی‌توانم یک ساندویچ پنیر خیلی خوب درست کنم.”

احساس موفقیت و جاه‌طلبی

ویکتوریا نتیجه‌گیری می‌کند: “موفقیت حس خوبی دارد، نمی‌خواهم دروغ بگویم. من افتخار می‌کنم و از گفتن اینکه جاه‌طلب هستم و هنوز چیزهای زیادی دارم که می‌خواهم انجام دهم، شرمنده نیستم. هنوز متوقف نشده‌ام.”

افشاگری‌های بزرگ ویکتوریا بکهام در مستند نتفلیکس: مبارزه با اختلالات غذایی و بازسازی برند پس از زیان مالی بزرگ