📋 خلاصه مقاله:
فیلم «پسر خوب» با روایت داستان خانه تسخیر شده از دیدگاه سگ کارگردان، ایندی، تجربهای نوآورانه ارائه میدهد. این فیلم با تمرکز بر احساسات و حساسیتهای ماوراءالطبیعه ایندی، تماشاگران را به دنیای ناشناختهای میبرد.
تجربه تماشای یک فیلم خانه تسخیر شده از دیدگاه سگ کارگردان، به نام ایندی، بسیار نوآورانه است. این سگ بازیگوش حضور نیرویی شوم را که صاحبش را تعقیب میکند، حس میکند.
در جشنواره SXSW که فیلم «پسر خوب» اوایل امسال در آن به نمایش درآمد، برگزارکنندگان جشنواره جایزه ویژهای برای ایندی، سگ محافظ، در نظر گرفتند. این سگ از نژاد Nova Scotia Duck Tolling Retriever با خز قهوهای شاه بلوطی و چشمان براق و فوقالعاده بیانگر است. او همواره به دنبال تهدیدات نامرئی است. مشابه جایزه Palme Dog که هر سال در کن اهدا میشود، جایزه ویژه «Howl of Fame» جشنواره SXSW به ستاره چهارپای این فیلم غیرمتعارف تعلق گرفت. این فیلم داستان یک خانه تسخیر شده با مفهوم بالا را تقریباً بهطور کامل از دیدگاه سگ روایت میکند. یعنی در ارتفاع زانو، با برشهایی بین چهره دوستداشتنی ایندی و ارواحی که تنها او میتواند ببیند.
مانند یک سوت با صدای بلند که برای سگها قابل شنیدن است اما برای صاحبانشان نه، این دیدگاههای عجیب و غریب از تاد (شین جنسن) فرار میکنند. حتی زمانی که به وضوح همراه حساس او را ناراحت میکنند. ایندی در واقع سگ نویسنده و کارگردان بن لئونبرگ است. اگرچه حیوان بیچاره بیشتر فیلم را به نظر مضطرب میگذراند، لئونبرگ قصد نداشت حیوان خانگی محبوبش را دچار ترس کند. برای نشان دادن عکس این موضوع – معادل سگهای به راحتی مضطرب، اگر بخواهید – “پسر خوب” از انواع ترفندهای هوشمندانه استفاده میکند. از ویرایش خلاقانه تا شوخیهای سبک “بابادوک” که در آن سایههای ترسناک در پسزمینه حرکت میکنند.
فیلم با نهایت خلاقیت و منابع محدود ساخته شده است. این اثر با مونتاژی از فیلمهای خانگی آغاز میشود که تربیت سگ زیبایی به نام ایندی توسط تاد را از زمان تولگی نشان میدهد. ایندی برای صاحبش که با مشکلاتی روبروست، هر کاری میکند. مشکلاتی که نه ایندی و نه ما به طور کامل درک میکنیم. مشخص میشود که تاد همان شرایطی را به ارث برده که پدربزرگش، با بازی لری فسندن، از آن رنج میبرد. لری فسندن در فیلمهای ترسناک کمهزینه شهرت دارد. به جای تحمل رنج در شهر، تاد ایندی را به خانه متروکهای میبرد که از پدربزرگش به ارث برده است.
تاد ممکن است به دنبال کمی آرامش و سکوت باشد. اما این اصلاً حسی نیست که ایندی در شب بارانی هنگام ورود به آنجا دریافت میکند. او صدایی شبیه به ناله یک سگ دیگر میشنود. وقتی از کنار زیرزمین طوفانی عبور میکند، با احتیاط در بالای پلههای زیرزمین میایستد. این در حالی است که تاد برای بررسی فیوزها پایین میرود.
لئونبرگ که به عنوان فیلمبردار خود عمل میکند، تاریکی را در آغوش میگیرد. او از لامپها و منابع نور ثانویه استفاده میکند. این کار باعث میشود اشکال ترسناک به نظر برسند که در سایههای عمیق کمین کردهاند. چشمان و تخیلات ما را گمراه میکنند: آیا آن یک شکل در گوشه بود یا فقط نحوه برخورد نور لامپ بود؟
این تهدیدهای خیالی به نظر نمیرسد که تاد را اذیت کنند. هرچند ایندی بهطور قابلفهمی از آنها ناراحت است. تعداد کمی از فیلمها توانستهاند چنین اجرای حیوانی پیچیدهای را به نمایش بگذارند. اما این به این معنا نیست که ما میتوانیم دقیقاً بفهمیم چه چیزی در ذهن این سگ میگذرد. همانطور که نمیتوانیم بفهمیم حیوانات خانگی خودمان چه فکری میکنند. این ابهام به نفع فیلم عمل میکند. زیرا لئونبرگ بر روی چهره ایندی تمرکز میکند و به تماشاگران اجازه میدهد احساسات خود را بر روی سر کج شده، حالت پرسشگرانه و ابروهای او که یا از روی کنجکاوی یا نگرانی بالا رفتهاند، منعکس کنند.
فیلم «Good Boy» در طول ۴۰۰ روز ساخته شده است. این مدت زمان برای فیلمبرداری غیرقابل تصور است، اما برای اجرای نقش مرکزی مهم ضروری بود. لئونبرگ چهرههای بازیگران انسانی را پنهان کرده تا تمرکز ما بر تجربه ایندی باشد. وقتی تاد برای اولین بار معرفی میشود، او به نظر ترسناک میآید. او در پسزمینه خمیده و به طور غیرطبیعی نفس میکشد. سگ متوجه میشود که چیزی اشتباه است، اما قادر به درک آنچه واقعاً تاد را آزار میدهد نیست.
حساسیت احساسی و ماوراءالطبیعه ایندی
چه در حال گشتزنی در محیط جدید باشد و چه به سادگی همراه با صاحبش، ایندی به نظر میرسد که از نظر احساسی حساس است. او همچنین به طور منحصر به فردی به ماوراءالطبیعه حساس است. حضوری تاریک خانه را فرا گرفته است. انرژی شوم آن به موسیقی متن فیلم نفوذ کرده و تلاش میکند ما را ناآرام کند. ایندی پدیدههایی را که مردم نمیتوانند ببینند، درک میکند. از جمله مردی لاغر و پوشیده از گل که به نظر میرسد تاد را تعقیب میکند. همچنین شکلی شبحمانند که در نهایت مشخص میشود شکارچی محلی است که از سر تا پا در لباس استتار پوشیده است.




