📋 خلاصه مقاله:
آلبوم «زندگی یک شوگرل» تیلور سوئیفت با همکاری مکس مارتین و شلبک، اثری شاد و پرانرژی است که عشق و احساسات مثبت را به تصویر میکشد. این آلبوم با آهنگهای متنوع و جذاب، تجربهای بیدردسر و لذتبخش را ارائه میدهد.
با آلبوم «زندگی یک شوگرل»، تیلور سوئیفت اثری به شدت شاد و مسری خلق کرده است. حتی در مسیرهای تسویه حسابش نیز صدایی آفتابی دارد.
آیا جهان برای حضور تیلور سوئیفت آماده است؟
آیا او شاعری است که به هیچ وجه عذاب نمیکشد؟ شاید اینطور نباشد. یک فصل کامل از نمایشهای تلویزیونی NFL جهان را برای این ایده آماده نکرده که تیلور تاریک ممکن است برای مدتی استراحت کند. البته، تور “Eras” نیز به نوعی به این موضوع کمک کرد. هیچکس آن را به عنوان تجربهای پر از اضطراب نمیبیند. اما همه از نظر اولیهای که درباره او داشتند، عبور نکردهاند. اینکه او کسی است که به صورت حرفهای از دلشکستگی برای ساختن آهنگهای موفق استفاده میکند.
او تقریباً این تصور را به عنوان یک کلیشه تغییر داده است. آخرین آلبومش، “بخش شاعران عذابکشیده”، واقعاً دوباره به معامله با بدبختی واقعی پرداخته است. البته به جز اضافه شدن یک آهنگ درباره یک بازیکن فوتبال. حتی در تور، طرفداران انتظار دارند که کاتارسیس دراماتیک زیر تمام آن شادیها باشد. او اعلام کرد: “من میتوانم با قلبی شکسته این کار را انجام دهم”. از طرفداران خواست تا در حالی که به این فکر میکنند که آیا اجرای او ممکن است یک نمای ظاهری باشد، برقصند.
اما اکنون به طور قطعی تأیید شده است: او میتواند این کار را با یک قلب کاملاً سالم نیز انجام دهد.
هیچکس بهتر از او، چه اکنون و چه در زمانهای اخیر، نمیتواند پاپی را ارائه دهد که هم احساسات جهانی را منتقل کند و هم از تفکر عمیق غافل نشود. این احساسات اکنون بسیار مثبت و شاداب هستند. تعجبآور نیست، اما همچنان کمی شگفتانگیز است که چگونه تقریباً تمامیت دوازدهمین آلبوم او، «The Life of a Showgirl»
او قبلاً با نوشتن آلبومی که بر عشق واقعی تمرکز دارد، تجربه کرده است. به ویژه در نیمی از “Reputation” که درباره رابطه در حال شکلگیری او بود و نه درباره Kimye-gate. اما در آن آلبوم، حتی شادترین آهنگها نیز احساسی از عشق در میان ویرانهها داشتند. جایی که رمانتیسم به سختی به دست آمده به نظر میرسید.
اما در “The Life of a Showgirl”، عشق به نظر میرسد به آسانی به دست آمده است. این باور که ممکن است واقعاً آسان باشد، باعث میشود آلبومی به وجود بیاید که به اندازه هر چیزی که او تا به حال انجام داده، نزدیک به یک زمان خوب و بیدردسر باشد.
در میان این همه آفتاب، سایهای هم وجود دارد. به معنای سایهای که پرتاب میشود. اگر هنوز درباره دو ترک دیس که به اندازه تیترهای بزرگ در وسط آلبوم ظاهر میشوند، یعنی “Father Figure” و “Actually Romantic”، نشنیدهاید، احتمالاً به زودی خواهید شنید.
تسویه حسابها در آلبوم تیلور سوئیفت
چه چیزی یک آلبوم تیلور سوئیفت را بدون تسویه حسابها کامل میکند؟ حتی اگر این بار فقط به عنوان نکتههای گذرا باشند و نه غذای اصلی. او با دشمنانش شکوفا میشود، حتی اگر به دید محیطی یا آینه عقب او محدود شوند. اما ترکهای مذکور در واقع دو تا از شادترین آهنگهای آلبوم هستند که این خود گویای چیزی است.
این یک واقعیت است: سوئیت در استادیوم اروهد هرگز تنها جایی نخواهد بود که او امتیاز میگیرد.
اما برگردیم به عشق. «زندگی یک شوگرل» پر از عشق است. برای انتقال این شور و شوق، این بار او از دو سوپر تهیهکننده کمک میگیرد. این تهیهکنندگان، مکس مارتین و شلبک هستند که پس از هشت سال به کنارش بازگشتهاند. این یکی از معدود دفعاتی است که او از همان تهیهکنندهها برای کل پروژه آلبوم استفاده کرده است. قطعاً اولین باری است که تنها با همان تیم و هیچ کس دیگری همنویسی کرده است.
به نظر میرسد که او از جک آنتونوف یا آرون دسنر، که پایدارترین حامیان دوران مدرن او هستند، جدا نشده است. این دو استاد قطعاً میتوانند به او در نوشتن یک آهنگ عاشقانه خوب کمک کنند. این موضوع ثابت شده است. اما احساس میکنید که او میخواست مطمئن شود که هیچ چیز ظریفی در این جشن شنیداری وجود ندارد. شاید اینجاست که او احساس کرد مارتین و شلبک میتوانند بیمه اضافی ارائه دهند.
آنها آلبومی ارائه دادهاند که شبیه به بخشهای “Red”، “۱۹۸۹” یا “Reputation” نیست. اما با ضربآهنگهای ساده و جذابی پر شده که بلافاصله احساس میکنید او خود و طرفدارانش را به دستهای درستی سپرده است. این یک داستان عاشقانه و همچنین یک دیدار خانوادگی سوئدی است.
آغاز آلبوم با “سرنوشت اوفلیا”
آلبوم با اولین تکآهنگ و موزیک ویدئوی آن، “سرنوشت اوفلیا” آغاز میشود. به سبک واقعی سوئیفت در دهه ۲۰۱۰، هیچکس قبل از انتشار کامل آلبوم، کوچکترین بویی از آن نداشت. او از آخرین تکآهنگ پیش از آلبوم خود، “Me!” درس گرفت و میتواند خود را از افشاگریها دور نگه دارد. از عنوان، ممکن است فکر کنید که یکی از آن بالادهای تقدیری است که نیمه دوم نسخه لوکس “بخش شاعران شکنجهدیده” را پر کرده بود. بیشتر آنها به هر حال فوقالعاده بودند. برای حدود ۱۰ ثانیه، آکوردها واقعاً شبیه به یک قطعه از دسنر به نظر میرسند. سپس مارتین/شلبک.
throb آغاز میشود و پیش از اینکه اولین کلمه خوانده شود، میدانیم که دیگر در نیوانگلند نیستیم. البته، با وجود عنوان، این آغاز به اندازه بقیه آلبوم شاد است. سوئیفت درباره نجات یافتن از سقوط به جنون شکسپیری توسط رقصنده خوشاقبالش میخواند. او میگوید: «روی زمین، دریا، آسمان / به دستانت، تیمت، حال و هوایت وفادارم.» نگران نباشید — این آخرین اشاره به فوتبال در آلبوم است.
بعدی، “Elizabeth Taylor” نزدیکترین چیزی است که میتوان به عنوان یک ترک قابل رد شدن در آلبوم نام برد. شاید برای کسانی که امیدوار بودند این ترک بیشتر به بازیگر معروف بپردازد تا اشارهای به “گریه کردن چشمانم به رنگ بنفش” توسط سوئیفت، ناامیدکننده باشد. (“Ready for It?” به نظر میرسید بیشتر به لیز مربوط باشد تا ترک نامگذاری شده به نام او.) وزن “شهرت-اما-نه-به-خوبی” بر آن سنگینی میکند.
ورود به فاز جدید با “Opalite”
اما آلبوم به طور جدی با شماره سوم خود، “Opalite”، وارد فاز جدیدی میشود. آهنگی که به آرامی شروع میشود و سپس با یک کورس پر از فرومون شما را شگفتزده میکند. از آن سرگیجه آرامسوز به بعد، “زندگی یک شوگرل” هرگز از کیفیت تنظیمات پاپ ظریف اما کاملاً جذاب خود یا جسارت سوئیفت در ارائه هر شعر با یک تغییر مفهوم بالا بر روی یک تم، دست نمیکشد. منتقد ارشد موسیقی Chiefs در آن پادکست دروغ نگفت: این یک آلبوم پر از ترکهای پرانرژی است و حتی بالادها هم به خوبی میدرخشند.
«Showgirl» به طور خاص برای کف رقص طراحی نشده است. با این حال، بسیاری از آهنگها دارای ریتم پرانرژی هستند که برای یک نوع رقص شیرین مناسب است. اما یک قطعه واقعاً متفاوت وجود دارد که شایسته ذکر ویژه است: «Wood». این آهنگ به آهنگهای Jackson 5 شباهت دارد، به جز نام، اعتبار یا ترکیببندی. ریف گیتار فانک-پاپ آن به قدری کلاسیک به نظر میرسد که مجبور شدم اعتبارها را دوباره بررسی کنم تا مطمئن شوم نمونهای از موتاون نیست. (نه، این دعوتی برای کسی نیست که شکایتی بیمورد مطرح کند.) این آهنگ شاید جنسیترین آهنگی باشد که سوئیفت تا به حال انجام داده است. در حالی که ممکن است به نظر نرسد که این حرف زیادی باشد، این همان زنی است که «Dress» را خوانده است، بنابراین در اینجا سابقهای وجود دارد. بگذارید بگوییم که عنوان ممکن است به مواد Home Depot اشاره نکند. در این آهنگ به رانهای سوئیفت اشاره مکرری میشود که با تکآهنگ اخیر دوستش سابرینا کارپنتر برای دقت آناتومیکی رقابت میکند.
از سوی دیگر، گرایش قوی به سمت رمانس بزرگ و کمی اروتیسم، سوئیفت را از پرداختن به ترانهسرایی تأملبرانگیزترش باز نداشته است. این به عنوان یین به یانگ جشنوارهای آلبوم عمل میکند. همه صحبتها درباره پرتوهای خورشید، این واقعیت را نفی نمیکند که یک آهنگ واقعاً غمگین در آلبوم وجود دارد. آهنگ “Ruin the Friendship” اگرچه شاداب به نظر میرسد، اما روند کار را پایین نمیآورد.
در این آهنگ، سوئیفت درباره پسری میخواند که در مدرسه میشناخت. به دلیل توافق نانوشته متقابل، علیرغم علاقه مشترک، او در منطقه دوستی نگه داشته شده بود. در پایان آهنگ، او به خانه فراخوانده میشود. این دعوت توسط ابیگیل، بهترین دوستی که سوئیفتیها به خوبی میشناسند، انجام میشود تا در مراسم خاکسپاری او شرکت کند. در اینجا او زمزمه میکند: “باید به هر حال تو را میبوسیدم.”
در واقع، این آهنگ به رغم خود، هیجانانگیز میشود. سوئیفت به شنوندگان جوان و پیرش مشاورهای از زندگی میدهد: “توصیه من همیشه خراب کردن دوستی است. بهتر از آن است که پشیمان شوید برای همیشه… و توصیه من همیشه پاسخ دادن به سوال است. بهتر از آن است که آن را بپرسید.” اگر این روی کاغذ کمی شیرین به نظر میرسد، مطمئن باشید که وقتی آن را میشنوید، فقط یک تکه کوچک از قلبتان را میشکند.
آهنگهای برجسته سوئیفت
«Ruin the Friendship» به عنوان یکی از زیباترین آهنگهایی که سوئیفت تا به حال نوشته است، شناخته میشود. همچنین آهنگ شادتر دیگری به نام «Eldest Daughter» درباره عشق ورزیدن و ترتیب تولد به صورت اتفاقی است. این آهنگ یکی از عاشقانههای او برای معشوق جدیدش است. با دیدی دیستوپیایی از بیرحمیهایی که وب ایجاد میکند، آغاز میشود.
سوئیفت صدایش را بلند میکند و با ناله میخواند: «اما من یک دختر بد نیستم / و این بیرحمی نیست.» او از صحبت درباره کودکی به خودمحافظتیهایی که در زندگی ایجاد میشود، برمیگردد. میگوید: «هر دختر بزرگتر / اولین برهای بود که قربانی شد / بنابراین همه ما به شکل گرگها لباس پوشیدیم و آتش به نظر میرسیدیم.»
او اشاره میکند: «هر فرزند کوچکتر احساس میکرد / که در وحشی بزرگ شدهاند / اما حالا تو در خانهای.»
اما آیا زنی که “Bad Blood” را خوانده، واقعاً باور دارد که او یک زن بد نیست؟ در آلبوم، دو تحریک یا واکنش وجود دارد. بسته به اینکه چگونه به آن نگاه کنید، ناگهان او دیگر آنقدر نرم به نظر نمیرسد که خود را به مردش در آن مرکز حساس معرفی کند.
تحلیل آهنگ “Father Figure”
“Father Figure”، بدون فیلتر زیاد، به نظر میرسد که یک حمله عمیق به اسکات بورچتا باشد. این آهنگ با قرض گرفتن عنوان و ریتم کورس جورج مایکل، داستان جدیدی از یک سوینگالی را اختراع میکند. این سوینگالی آنچه به او تعلق دارد را میگیرد — برخی احساس گناه یا پشیمانی فرضی — حتی وقتی که او مسترهایی که به او تعلق دارند را میگیرد. این آهنگ به آن اندازه مستقیم نیست، اما وقتی او میخواند “تو ماشه اشتباهی را کشیدی / این امپراتوری به من تعلق دارد”، نیازی به خواندن یادداشتهای Genius.com نداریم تا بدانیم او درباره چه چیزی صحبت میکند.
آهنگهای پنهان و زمان مناسب
او سهم خود را از آهنگهای کمی پنهان درباره آن وضعیت نوشته است. “My Tears Ricochet” یکی از آنها بود. اما اکنون، در زمان مناسب برای یک دور پیروزی، او ترمزها را برداشته است.
سپس به “واقعاً رمانتیک” میرسیم که به وضوح به عنوان پاسخی به آهنگ سال گذشته همسفر سابقش Charli XCX به نظر میرسد. او در این آهنگ به او اشاره کرده است. او میخواند: “شنیدم وقتی کوکائین شجاعتت را بالا برد، مرا ‘باربی خستهکننده’ صدا زدی. با دوستپسر سابقم دست دادی و گفتی خوشحالی که او مرا ترک کرده. برایم آهنگی نوشتی و گفتی دیدن چهرهام تو را بیمار میکند. ممکن است بعضیها ناراحت شوند، اما واقعاً شیرین است تمام زمانی که برای من صرف کردهای.” اگر این به نظر تند میآید، در سنت پرانرژی “فراموش کردم که وجود داشتی” است. این آهنگ خداحافظی او با وضعیت کیم و کانیه چند سال پیش است. آهنگ به شدت خندهدار و به همان اندازه تند و تیز است. اینکه آیا گیرنده آن سزاوارش است یا نه، با توجه به آنچه سوئیفت به عنوان حملاتی که ابتدا به سمت او آمد میبیند، جای بحث دارد که از سطح ما بالاتر است.
به نظر میرسد که سوئیفت با برخی از هنرمندان افتتاحیه خود رابطه بهتری دارد. سابرینا کارپنتر برای یک دوئت کامل در قطعه عنوانی که آلبوم را به پایان میرساند، حضور دارد. این در حالی است که اجرای لانا دل ری تقریباً نامرئی بود. در اینجا، ستاره از آهنگهای خاطرهنگاری پیشین فاصله میگیرد. او داستانی از سرگرمکنندگان کهنهکار را روایت میکند که حکمتهای دستساز و سختکسبشده خود را منتقل میکنند. این روایت به سبک «کلارا بو» یا شاید حتی بازگشتی به «خوششانس» است. این یک استثنا است، اما یک سرود حماسی برای پایان دادن به کار محسوب میشود.
آنچه مارتین و شلبک با همکاری سوئیفت به عنوان همتولیدکننده انجام دادهاند، ارائه آلبومی است که درخشش و اعتماد به نفس مورد انتظار را دارد. اما، در بسیاری از بخشهای هر آهنگ، بیشتر سازهای ممکن را کنار میگذارد. آیا یک آلبوم میتواند هم درخشان و هم ساده و خاکی باشد؟ اگر چنین است، این همان چیزی است که “زندگی یک شوگرل” به نظر میرسد. ریتمهای دلپذیر و بهظاهر سادهای که به نظر میرسد “در حال حاضر چیز زیادی در جریان نیست”، به قول معروف.
برخی از جذابترین بخشها فقط شامل یک بیس، یک حلقه درام و سپس صدای تکنفره و برهنه سوئیفت است. این صدا ناگهان به یک گروه کر بازیگوش تبدیل میشود، بدون هیچ ارتشی از سینتها برای تقویت آن. “الیزابت تیلور”، دومین آهنگ، ممکن است نزدیکترین آهنگ به یک تولید بزرگ و فراگیر در آلبوم باشد. آن آهنگ به نظر میرسد که میتواند یک برداشت از “شهرت” باشد، اما شاید کمتأثیرترین قطعه در آلبوم نیز باشد.
“شوگرل” در جذابترین حالت خود، از نظر صوتی، زمانی است که کمی سادهتر است. چه کسی میدانست روزی میرسد که مارتین و شلبک به خاطر مینیمالیسم درخشانشان تحسین شوند؟ اما اینجا هستیم، با یک آلبوم تیلور سوئیفت که عشق خود را عمدتاً از طریق تمپوهای میانهرو و هوشمندانه گسترش میدهد.
سوئیفت هرگز دو آلبوم مشابه نساخته است. این دنباله تقریباً متضاد از دوران «عذابکشیده» او نیز از این قاعده مستثنی نیست. ما او را وقتی عصبانی است دوست داریم. با عرض پوزش از هالک شگفتانگیز، و البته او قبلاً با افتخار به ما گفته است که هیچ چیز مانند یک زن عصبانی نیست. اما او همچنین یک بار به ما گفت: «چرا وقتی میتوانی خوشحال باشی، عصبانی باشی؟»
عشق و احساسات در آلبوم جدید سوئیفت
بله، در آنجا یک مخفف وجود داشت که ما آن را کنار گذاشتهایم. اما نکته این است: شاید، فقط شاید، ما میتوانیم او را حداقل به همان اندازه دوست داشته باشیم وقتی که فقط از پسر عصبانی است. برای سوئیفت خیلی دیر است که «آهنگ تابستان» داشته باشد. اما این احساس میشود که آلبوم تابستان است — تقویم به جهنم. این آلبوم شاد، خندهدار، احساسی، احمقانه، مغرور و در عین حال تأثیرگذار است. اما بیش از همه، نوعی عشق آفتابزده دارد که از شیارهای نارنجی LP نفوذ میکند. SPF 50 خود را بیاورید.




