صوفی بیا که آینه صافیست جام را
تا بنگری صفای مِی لِعْلفام را
رازِ درونِ پرده زِ رندانِ مَست پُرس
کاین حال نیست زاهدِ عالیمقام را
عَنقا شکارِ کَس نَشَوَد دام بازچین
کآنجا همیشه باد به دست است، دام را
در بَزمِ دُوْر، یکدو قدح درکش و برو
یعنی طمع مَدار وصالِ مُدام را
ای دل شَباب رفت و نچیدی گلی زِ عِیش
پیرانه سَر مکن هنری ننگ و نام را
در عِیشِ نقد کوش که چون آبخور نماند
آدمْ بِهِشتْ، روضهٔ دارُالسَلام را
ما را بر آستانِ تو بس حقِ خدمت است
ای خواجه بازبین به تَرَحُّم غُلام را
حافظ مریدِ جامِ مِی است ای صبا برو
وز بنده بندگی برسان شیخِ جام را
تعبیر فال شما
این غزل به شما توصیه میکند که به زیباییهای لحظههای زودگذر زندگی توجه کنید و از فرصتهای موجود بهره ببرید. به جای تلاش برای دستیابی به اهدافی که ممکن است دور از دسترس باشند، از لحظات کنونی لذت ببرید و قدر آنها را بدانید. همچنین، به دنبال راهنمایی و حکمت از افرادی باشید که تجربه و درک عمیقی از زندگی دارند. به یاد داشته باشید که هر فرصتی که امروز دارید، ممکن است فردا از دست برود. با نگاهی مثبت و عملی، از زندگی بهرهمند شوید و از لحظهها لذت ببرید.


توسط
توسط
توسط



