📋 خلاصه مقاله:
تیلی نورود، ساخته شده توسط هوش مصنوعی، به عنوان یک بازیگر واقعی تلقی نمیشود و واکنشهای منفی از سوی هالیوود و سلبریتیها به دنبال داشته است. خالقان او، نورود را به عنوان یک اثر هنری معرفی میکنند، نه جایگزینی برای بازیگران انسانی.
تیلی نورود، که توسط هوش مصنوعی ساخته شده است، یک «بازیگر» نیست. بنابراین او را اینگونه خطاب نکنید.
بیایید صادق باشیم: همه فکر میکنند میتوانند بازیگری کنند. به صورت هفتگی، افرادی از من درباره “کار صداپیشگی برای کسب درآمد اضافی” یا انجام یک نمایش “برای تفریح” میپرسند. و من باید بپرسم آیا هیچ صنعت دیگری به این شکل دیده میشود؟
آیا بازیگری به سادگی دیگر حرفههاست؟
آیا پزشکان دوستانی دارند که پیشنهاد میدهند برای تفریح یک عمل جراحی سریع انجام دهند؟ آیا بستگان از پلیسها میخواهند که اسلحه و نشان خود را برای یک روز قرض بگیرند؟ دلیلی وجود دارد که بازیگری اینقدر آرزویی است و در عین حال موفقیت در آن بسیار دشوار است.
واکنش هالیوود به قدری منفی بود که واقعاً باید پرسید خالقان چه انتظاری داشتند. در زمانی که صنعت توسط کووید، اعتصابات و مدلهای تجاری در حال تغییر ویران شده است، چه کسی فکر میکرد این موضوع جشن گرفته شود؟
واکنش سلبریتیها به موضوع
سلبریتیهایی از کیرسی کلمونس تا ملیسا باررا به سرعت واکنش نشان دادند. کیرسی کلمونس گفت: «چقدر زشت، فضا را درک کنید.» شاید بازیگر نامزد اسکار تونی کولت بهترین حرف را زد. او داستان را با مجموعهای از ایموجیهای صورت فریادزن منتشر کرد.
بیایید مسائل مربوط به کاهش فرصتهای شغلی برای بازیگران واقعی را کنار بگذاریم. علاوه بر ابهام اخلاقی که انیمیشن را به عنوان یک شخص معرفی میکند، چیزی که اکنون بیشتر از همه مرا ناراحت میکند، برچسب زدن سریع مردم به نورود به عنوان یک “بازیگر” هوش مصنوعی است. این اصطلاح برای من مانند صدای ناخوشایند کشیدن ناخن روی تخته سیاه است. این نادرست و توهینآمیز است و جالب اینکه حتی خالقان او نیز او را اینگونه نمینامند.
نورود و شرکت Xicoia
نورود ساخته شرکت Xicoia است، یک “استودیو استعداد هوش مصنوعی” که اصطلاحی واقعاً متناقض به نظر میرسد. این شرکت توسط الین ون در ولدن، مدیرعامل شرکت تولید فناوری مستقر در لندن، Particle6، تأسیس شده است. در پاسخ به واکنشهای منفی امروز صبح، ون در ولدن گفت: “به کسانی که از خلق شخصیت هوش مصنوعی من، تیلی نورود، ابراز خشم کردهاند، او جایگزینی برای یک انسان نیست، بلکه یک اثر خلاقانه — یک قطعه هنری است.”
ادعای آخر موضوعی جداگانه است، اما بخش اول بلافاصله توجه من را جلب کرد. حتی ون در ولدن، که خود یک بازیگر است، نورود را به عنوان یک “خلق” معرفی میکند. او استدلال میکند که نورود یک اثر هنری است. “یک عمل تخیل و مهارت، نه چندان متفاوت از طراحی یک شخصیت، نوشتن یک نقش یا شکل دادن به یک اجرا.” در این صورت، باید نورود را یک “خلق” یا حتی “یک پروژه هنری” بنامیم، که با آن مشکلی ندارم. احتمالاً این اصطلاحات ملایمتر از برخی از اصطلاحاتی است که دوستان بازیگرم امروز صبح پیشنهاد دادند. این اصطلاحات شامل: یک دیپفیک، یک شخصیت انیمیشنی، یک “هامدروید” و – مورد علاقه شخصی من – Grand Theft Automaton میشود.
ممکن است هنر بازیگری به راحتی نادیده گرفته شود. شاید باید به عنوان یک تعریف تلقی شود که بازیگران کار خود را آسان جلوه میدهند. این نشان از استعداد آنهاست. اما به عنوان کسی که تقریباً از هر نقش فیلم و تلویزیونی که بازی کردهام حذف شدهام، حتی وقتی نقش خودم را بازی میکردم، به شما اطمینان میدهم: این کار آسانی نیست.
تمرین و مهارت در بازیگری
در حالی که برخی افراد با استعدادی ذاتی متولد میشوند، ارائه یک اجرای عالی نیاز به تمرین و مهارت دارد. هر ورزشکار بزرگی همچنان تمرین میکند و فقط در روز مسابقه حاضر نمیشود. این مهارت از چیزهای زیادی تأثیر میپذیرد. همدلی، اراده آزاد و تجربه زندگی از جمله این عوامل هستند. این چیزی نیست که بتوان از طریق الگوریتم یا جمعسپاری ایجاد کرد.
در بیانیه اولیه خود، ون در ولدن گفت که شرکت میخواهد نورود “به اسکارلت جوهانسون یا ناتالی پورتمن بعدی تبدیل شود”. این بیان نشاندهنده عدم درک عمیق نه تنها از بازیگری بلکه از ویژگیهای خاص این بازیگران است. من حتی از کشاندن آنها به این موضوع تردید دارم. زیرا هر دو بازیگران با استعدادی هستند که سالها ثابت کردهاند بیش از آنچه نورود هست، یعنی چهرهای جذاب که میتواند خطوط را تکرار کند، هستند.
مسیرهای مستقل و بیپرده بازیگران
همچنین تا حدی طنزآمیز است که او دو بازیگری را نام برده که با وجود صنعتی که همیشه خواسته آنها را در قالب خاصی قرار دهد، مسیرهای خود را به صورت مستقل و بیپرده طی کردهاند. ماندگاری پورتمن و جوهانسون تنها به خاطر استعداد نیست. بلکه به خاطر انتخابهای هوشمندانه شغلی و ایستادگی برای آنچه که به آن اعتقاد دارند، است. شما نورود را نمیبینید که از دیزنی به خاطر پرداختی که به او بدهکار است شکایت کند، که مطمئنم بخشی از جذابیت اوست.
آنچه بسیاری از بازیگران را خاص و ستاره میکند، فردیت و یگانگی آنهاست. این ویژگی که هیچکس دیگری نمیتواند به یک نقش بیاورد، بسیار مهم است. وقتی به یک آزمون بازیگری میروید، احتمالاً صفی از افراد مشابه را میبینید که برای نقش انتخاب میشوند. اما چه چیزی باعث میشود یک نفر از میان صدها نفر دیگر برجسته شود و نقش را به دست آورد؟
عوامل موفقیت در بازیگری
استعداد، شیمی، و چگونگی تطابق آنها با بازیگران موجود همگی نقش دارند. اما همچنین آن ویژگی نامشخص که فقط “آن” است، اهمیت دارد. ما هنوز در حال آموزش دادن به هوش مصنوعی هستیم که انسانها فقط پنج انگشت دارند. فکر نمیکنم هنوز آماده باشیم که آن ظرافت را به دست آوریم.
یک تبلیغ اولیه از Particle6 برای Norwood نتوانست اعتماد زیادی جلب کند. یکی از سخنرانان او را به این صورت توصیف کرد: “مثل اینکه یک غذای یکشنبه به مدرسه درام رفته و بهینهسازی BAFTA شده” – انگار که این چیز خوبی است و انگار بازیگران بزرگ تکههای گوشت واقعی هستند.
شخص دیگری در تبلیغ پرسید: “اما آیا او میتواند در برنامه گراهام نورتون گریه کند؟” که به آن یکی دیگر از سخنرانان پاسخ داد: “البته که میتواند. و تا ظهر در TikTok کلیپ، زیرنویس و درآمدزایی خواهد شد.” چنین اظهاراتی و شادی که با آنها بیان میشوند، نه تنها نشاندهنده عدم درک، بلکه تقریباً بیاحترامی به حرفه است.
میدانم که مسیر هر کسی یکسان نیست. اما تا زمانی که یک شخصیت هوش مصنوعی زندگی از حقوق به حقوق، تماسهای بیشمار، کارگردانان فریادزن و مبارزه مداوم با سندرم فریبکار را تجربه نکند، حاضر نیستم آن را بازیگر بنامم. حتی دادن نام و جنسیت به یک اثر هنری و آنچه که فرض میکنم ویژگیهای شخصیتی خواهد بود، برای من مشکلساز است. از اولین مصاحبه “انحصاری” با نورود که در آن “سکوتش را میشکند” وحشت دارم. حتی نمیخواهم وارد این موضوع شوم که این هوش مصنوعی چگونه تولید شده است. زیرا فرض میکنم از ترکیب بازیگران و افراد واقعی – احتمالاً بدون اطلاع یا رضایت آنها – ساخته شده است.
چالشهای خلق هوش مصنوعی در صنعت هنر
با توجه به اینکه خالقان نورود تا کنون چقدر ضعیف چشمانداز را خواندهاند، احساس نمیکنم که خلق هوش مصنوعی آنها بتواند ظرافت لازم برای ایجاد یک حرفه پایدار را به او بدهد.




