📋 خلاصه مقاله:
فیلم “جنگجوی صحرا” به کارگردانی روپرت وایات با بودجه ۱۵۰ میلیون دلار در عربستان سعودی ساخته شد و با چالشهای تولید و تغییرات مدیریتی مواجه شد. این فیلم با بازی آنتونی مکی و بن کینگزلی در جشنواره فیلم زوریخ به نمایش درآمد و به خاطر ارزش تولیدیاش تحسین شد.
در سپتامبر ۲۰۲۱، کارگردان بریتانیایی روپرت وایات، که به خاطر کارگردانی فیلم “ظهور سیاره میمونها” شناخته میشود، فیلمبرداری اصلی فیلم حماسی اکشن “جنگجوی صحرا” را آغاز کرد. این فیلم در شهر آیندهنگر نئوم در عربستان سعودی ساخته میشود.
بودجه این فیلم ۱۵۰ میلیون دلار است و به عنوان اولین فیلم بزرگ هالیوودی در این کشور معرفی شده است. این پروژه نشاندهنده گامی بزرگ در صنعت سینمای عربستان سعودی است.
با حضور بازیگران برجسته بینالمللی به رهبری ستاره “کاپیتان آمریکا” آنتونی مکی، بن کینگزلی و عایشه هارت (“Mogul Mowgli”، “Colette”)، این فیلم در قرن هفتم عربستان میگذرد. داستان حول محور شاهزادهای (هارت) میچرخد که از خدمت به عنوان معشوقه امپراتور بیرحم (کینگزلی) امتناع میکند. این امر منجر به نبرد حماسی به نام نبرد ذیقار میشود. اگرچه تولید فیلم تا فوریه ۲۰۲۲ به پایان رسید، اما سفر “جنگجوی صحرا” به پرده سینما تازه آغاز شده بود.
این فیلم که توسط استودیوهای قدرتمند MBC متعلق به عربستان و با همکاری تهیهکننده آمریکایی جرمی بولت (“رزیدنت اویل”) و استودیوهای AGC استوارت فورد تولید شده است، مدت زیادی در مرحله پستولید گیر کرده بود. پس از اینکه مدیریت جدید MBC تصمیم گرفت وایت را از پروژه کنار بگذارد، برخی آن را به عنوان یک فاجعه تلقی کردند. آنها معتقد بودند که شاید این فیلم هرگز به پرده سینما نرسد.
وایت به ورایتی میگوید: “تمایلی برای تغییر فیلم وجود داشت. این واقعاً فیلمی نبود که من قصد ساخت آن را داشتم و نه آنچه که فیلمبرداری کرده بودم.” او ادامه میدهد: “بنابراین من مقاومت کردم و کنار گذاشته شدم. برای مدت طولانی کنار گذاشته شدم.”
با این حال، وایت در نهایت دوباره به کار بازگشت. فیلم “جنگجوی صحرا” او این آخر هفته در جشنواره فیلم زوریخ به نمایش درآمد. با وجود نقدهای متفاوت، فیلم به خاطر ارزش تولید فوقالعادهاش به تحسین همگانی دست یافت و هرگونه تصورات منفی را از بین برد. کارگردان میگوید این تصورات ناشی از “نوعی بیاعتنایی” بود زیرا “ما هالیوود نبودیم” و “پول زیادی داشتیم”.
مسیر طولانی تا پرده بزرگ
در ادامه، وایت با ورایتی درباره مسیر طولانی برای به نمایش درآوردن “جنگجوی صحرا” بر روی پرده بزرگ صحبت میکند. او توضیح میدهد که چرا با وجود تمام چالشها، “هنوز برای موفقیت تلاش میکند”.
چگونه این پروژه به شما رسید؟
چند سال پیش با جرمی بولت، تهیهکننده، آشنا شدم. این آشنایی قبل از شروع کار روی این پروژه بود. ما در حال توسعه یک پروژه مشترک بودیم که هرگز به نتیجه نرسید. یکی از همکاران قدیمی او، پیت اسمیت، که در آن زمان مدیریت استودیوهای MBC را بر عهده داشت، تصمیم گرفت این پروژه را توسعه دهد. از من خواسته شد که به تیم بپیوندم.
چه چیزی از ابتدا شما را به “جنگجوی صحرا” جذب کرد؟
این داستان برای منطقه اهمیت زیادی دارد. به نوعی نبرد آگینکورت آنهاست. آنها قصد داشتند حماسهای بلندپروازانه را آغاز کنند که بیشتر بر شخصیت شاهزاده هند متمرکز است. از دیدگاه من، فرصتی فوقالعاده بود. من مدتهاست به منطقه و فرهنگ بادیهنشینی علاقهمندم. صحرا را دوست دارم. این دورهای پنهان از تاریخ است، قرن هفتم، که اطلاعات کمی درباره آن دارم. امپراتوری ساسانی همیشه برایم جذاب بوده است.
فرصتی برای ساخت اثری متفاوت
وقتی جرمی به من نزدیک شد، مشخص شد فرصتی برای ساخت چیزی وجود دارد که بیشتر درون دوربین باشد. این به دلیل ماهیت چگونگی ساخت آن و با چه کسانی قرار است ساخته شود، خارج از هالیوود بود. بنابراین، با این شرط که بتوانم واقعاً آن را به خودم اختصاص دهم، این فرصت را پذیرفتم.
ما جستجو را آغاز کردیم و سپس کووید-۱۹ رخ داد. در نتیجه، در ابتدا با تأخیرهای زیادی روبرو شدیم. قرار بود در سال ۲۰۲۰ وارد تولید شویم، اما چند ماه به تعویق افتاد. به طرز جالبی، این تأخیر به ما فرصت فوقالعادهای داد تا واقعاً به منطقه وارد شویم و درک بهتری از نحوه کار و ساخت فیلم در آنجا پیدا کنیم. زیرا همه چیز از پایه شروع شد.
چالشهای تولید فیلم در دوران کووید-۱۹
این واقعاً یکی از بزرگترین چالشها بود. باید بگویم که چالشهای زیادی وجود داشت. از دیدگاه داستانگویی، چالش اصلی این بود که سعی کنیم فیلمی با این اندازه را بپذیریم و بتوانیم هسته احساسی آن را در جای خود قرار دهیم. این همیشه یک چالش است، اما با این پروژه به خصوص بود.
از دیدگاه من، اینطور نیست. ما حدود ۶۰۰ نفر داشتیم، شامل رانندگان، بدون احتساب بازیگران یا اضافیها. به معنای واقعی کلمه، یک گروه ۶۰۰ نفره یا بیشتر با ما بود، زیر یک سقف در وسط بیابان برای چندین ماه. بسیاری از اعضای این گروه از منطقه بودند. ما اردنی، لبنانی، سوری داشتیم، همه از سراسر دیاسپورای عربی. همچنین کانادایی، ایتالیایی، صرب، آمریکایی، انگلیسی، استرالیایی و آفریقای جنوبی. بنابراین بیش از ۴۰ ملیت بود. به راحتی میتوان گفت “هالیوود به شهر آمده است.” اما اینطور نبود، زیرا ما هالیوود نبودیم. ما گروهی بسیار بینالمللی از فیلمسازان با پیشینهها و تأثیرات فرهنگی مختلف بودیم.
تجربه ساخت فیلم در منطقه
یکی از چیزهایی که من یافتم، و این را به طور واقعی میگویم، این است که تجربه ساخت فیلم در آن منطقه بسیار الهامبخش بود. فکر میکنم این موضوع به این دلیل است که برای بسیاری از ما تجربهای کاملاً جدید بود که فیلمی را از پایه بسازیم. از نظر لجستیکی، حمایت بسیار کمی داشتیم. ما آنجا تنها بودیم. این مثل ساختن اولین فیلمتان در مقیاسی فوقالعاده بود. ما مجبور بودیم تصمیماتی بگیریم که معمولاً توسط افراد در اتاقهای پشتی گرفته میشود. برای ما، این بسیار شبیه به این بود که یا باید شنا کنیم یا غرق شویم.
آیا میتوانید درباره تجربهای که از ویرایش نهایی کنار گذاشته شدید و سپس دوباره به آن بازگشتید، صحبت کنید؟
آنچه میتوانم بگویم این است که ساخت این فیلم از روز اول، به جز چالشهای ناشی از کووید، یکی از بهترین تجربیات فیلمسازیای بود که تا به حال داشتهام. از نظر خلاقیت، فوقالعاده هماهنگ بود. از نظر لجستیکی، بسیار چالشبرانگیز، اما در نهایت موفقیتآمیز بود.
چالشهای فیلمبرداری و دستاوردها
ما حدود چهار روز از برنامه عقب بودیم تا زمانی که فیلمبرداری را به پایان رساندیم. برای فیلمی با این اندازه، این یک دستاورد واقعی است. این کار من نبود، بلکه عمدتاً اریک هدایت، تهیهکننده خطی من، و جرمی، تهیهکننده بودند. آنها فوقالعاده سرسخت بودند و واقعاً همه چیز را در مسیر نگه داشتند.
بنابراین وقتی از پایان فیلمبرداری اصلیمان بیرون آمدیم، در وضعیت بسیار خوبی بودیم. ما بیش از ۳۰۰ ساعت فیلم روزانه داشتیم که تقریباً معادل “مد مکس: جاده خشم” است.
با احترام و با تجربهای که به عنوان یک فیلمساز دارم، باید بگویم که استودیو کمی سادهلوحی داشت. آنها بسیار حمایتگر بودند، اما تصور اینکه بتوان فیلمی با این حجم را در ۱۰ هفته تدوین کرد، غیرممکن است. همیشه در ذهنم به “مد مکس” اشاره میکردم. آن فیلم بیش از ۱۲ ماه طول کشید تا نسخهای از آن آماده شود.
تدوین و چالشهای آن
بنابراین ما شروع به کار کردیم و پس از حدود شش یا هفت ماه، دو یا سه ماه اضافی برای تکمیل تدوین به من داده شد. سپس به دبی پرواز کردم و فیلم را به مدیران نشان دادم و با واکنش بسیار مثبتی مواجه شدیم. به ما اجازه داده شد که یک هفته فیلمبرداری اضافی داشته باشیم. ما یک صحنه کلیدی، صحنه مستعمره جذامیان، را به دلیل طوفان شن فیلمبرداری نکرده بودیم. بنابراین به ما اجازه داده شد که برگردیم و آن را فیلمبرداری کنیم و چند برداشت اضافی بگیریم.
تغییرات مدیریتی و تأثیر آن
در آن زمان، تغییراتی در مدیریت MBC رخ داد و این زمانی بود که اوضاع برای من تغییر کرد. تمایلی برای تغییر فیلم وجود داشت. این واقعاً فیلمی نبود که من قصد ساخت آن را داشتم و نه فیلمی که فیلمبرداری کرده بودم. بنابراین مقاومت کردم و کنار گذاشته شدم. برای مدت طولانی کنار گذاشته شدم.
سپس فیلم بدون دخالت من دوباره تدوین شد. به اشتباه گزارش شده که نسخه من از فیلم آزمایش شده است. هرگز اینطور نبود. من یک نسخه دو ساعت و ۲۰ دقیقهای داشتم که از آن بسیار راضی بودم. به نظر میرسید همه از آن راضی بودند. فیلم دوباره تدوین و آزمایش شد و فکر نمیکنم خیلی خوب پیش رفته باشد.
خلاصه اینکه، از من خواستند که برگردم و فیلم را به طول معینی کاهش دهم. «جنگجوی صحرا» اکنون ۱ ساعت و ۵۴ دقیقه است. شرط من این بود که کنترل خلاقانه برای انجام این کار داشته باشم.
برای من، ناراحتی این بود که تا آن لحظه، ما کارمان را به خوبی انجام داده بودیم. ما بهترین کاری که میتوانستیم را انجام داده بودیم و از نظر خلاقانه، لجستیکی و مالی در تضاد نبودیم. ما از بودجه تجاوز نکرده بودیم. این تصور وجود داشت که ما در حال ساخت فیلمی با بودجه ۷۰ میلیون دلاری هستیم، که هرگز اینگونه نبود. با هزینههای اضافی ناشی از کووید، این مبلغ افزایش یافت. خود کووید ۲۰ میلیون دلار به بودجه ما اضافه کرد. بنابراین ما هرگز از بودجه تجاوز نکردیم و هرگز بازسازیهای بینظم یا متعدد نداشتیم.
کنترل خلاقانه و حمایت کامل
این فقط دورهای بود که من در فیلم دخیل نبودم و آنها به دنبال بازبینی آن بودند. در نهایت، وقتی برگشتم، تنها درخواست من این بود که کنترل خلاقانه داشته باشم. به شرطی که در این مدت زمان به نتیجه برسیم، کاملاً حمایت شدم. بنابراین این کاری بود که انجام دادیم.
این مصاحبه برای وضوح بیشتر ویرایش و خلاصه شده است.




